جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

ارتعاش درمانی- تالیف یکی ازشاگردان ایلیا رام الله

ارتعاش‌ درماني صنعتي

 

يكي از شاخه‌هاي ارتعاش‌درماني و انرژي‌درماني، استفاده از دستگاه‌هاي مولد انرژي و ارتعاشي است. اورگان‌درماني، يون‌درماني، ‌صوت‌درماني و هرم‌درماني بعضي از روش‌هاي معمول‌تر ارتعاش‌ درماني صنعتي هستند كه هر يك را به ‌صورت بسيار مختصر توضيح مي‌‌‌دهم.

 

اورگان‌درماني

به‌زعم مؤسس اين روش، اورگان همان انرژي آغازين است كه هم اكنون نيز همة جهان را احاطه كرده است. با اينحال او ميان اورگان و انرژي الكترومغناطيس تفاوت واضحي قائل مي‌شود. در توجيهات اين شيوة درماني گفته مي‌شود كه انرژي اورگان به اندازة مختلف در چيزها (و بلكه در همه چيز)‌ نفوذ مي‌كند اما سرعت نفوذ آن در چيزهاي مختلف، يكسان نيست. هم‌چنين اين انرژي برخلاف انرژي جنبشي كه از سمت قوي به ضعيف مي‌رود، همواره از سمت ضعيف به قوي حركت مي‌كند. او با ساختن وسيله‌اي مخصوص، توانست انرژي اورگان را در درون دستگاه مذكور، متمركز و درواقع انباشته كند و با كمك يك تيوپ آن را به خارج از دستگاه و به سمت بدن بيمار منتقل نمايد. اورگان‌درماني به خصوص در خنثي‌سازي پرتوهاي اتمي راديواكتيو مؤثر بوده است.

 

يون‌ درماني

در شرايط آب و هوايي طبيعي، ميان يون‌هاي مفيد و مضري كه در هوا وجود دارند، تعادل برقرار است و همين امر از جمله دلايل بهبود حال و انبساط خاطر افراد در طبيعت و هواي پاك است. درواقع ملكول‌هاي هوا دائماً در حال يونيزه‌شدن مي‌باشند. درحالت طبيعي، اين يونيزه‌شدن در جهت تعادل يون‌هاي مضر و مفيد عمل مي‌كند اما در محيط شهري، به‌دليل وجود منابع نيروي الكتريسته و وجود جريان‌هاي الكتريكي، يونيزاسيون هوا در جهت افزايش يون‌هاي مضر و كاهش يون‌هاي مفيد، صورت مي‌گيرد كه نتيجة آن ممكن است اضطراب، تشويش و ديگر حالت‌هاي عصبي باشد. هم‌چنين دانشمندان بعد از تحقيقات دقيق متوجه شدند كه افزايش يون‌هاي مفيد هوا مي‌تواند تاثيرات قابل توجهي را در كاركرد مغز، وضعيت كلي بدن و حساسيت‌زدايي داشته باشد. آنها بعد از تحقيقات خود اعلام كردند كه يون‌درماني مي‌تواند تاثيرات مهمي را در كنترل درد و حتي سرطان به‌جا بگذارد. بر اين اساس بود كه دستگاه‌هاي توليد يون مفيد (يون منفي) طراحي و ساخته شد.

 

صوت ‌درماني

كساني‌كه به صوت درماني مشغول‌اند معتقدند كه بيماري‌هاي انسان به‌دليل تغيير در ارتعاشات و فركانس‌هاي طبيعي بدن است. در صوت‌درماني تلاش مي‌شود كه با كمك دستگاه‌ها توليد امواج صوتي و ارسال آن به سمت بدن بيمار، ارتعاشات ناهماهنگ و فركانس‌هاي زائد حذف شده و بدن به ارتعاشات طبيعي خود بازگردد. البته بايد گفت كه استفاده از اصوات طبيعي و موسيقي يكي از روش‌هاي درماني كهن (به‌عنوان مثال يكي از اصول طب كهن يوناني) مي‌باشد كه شايد ريشة تاريخي صوت‌درماني به آنجا بازگردد.

 

هرم ‌درماني

وقت نوشتن اين متن كوتاه رو به پايان است، بنابراين به‌صورت تلگرافي چگونگي شكل‌گيري هرم‌درماني را مي‌گويم. اگر هنوز هم وقت بود آن را توضيح مي‌دهم: «30 قرن گذشته. جنازة سالم. فرعون رو به راه. وسط هرم. انگار نه انگار. توريست راه به راه. جنازه بيرون. شد از مقبره. اي ايها الناس جنازه گنديد. مهندس پاول زود به خود جنبيد. هرم‌درماني اينطور شد پديد.» هنوز وقت هست. پس شرح داستان: وقتي كاوشگران باستان شناسي توانستند به مقبره يكي از فراعنه وارد شوند جنازة او را كاملا سالم يافتند گويي تازه مرده است. توريست‌ها از همة نقاط جهان براي ديدن جنازه به مصر رفتند و جنازه براي بازديد آنها و آزمايشات باستان‌شناسي از مقبره خارج شد. با خروج جنازه، روند فاسد شدن آن به سرعت ظاهر شد و طي روزهاي بعد، جنازه تقريباً فاسد شد. يكي از دانشمندان اروپايي به نام مهندس پاوليتا با اندازه‌گيري ابعاد هرم به اين كشف رسيد كه ابعاد هرم باعث مي‌شود تا در مركز آن ميداني از انرژي مغناطيسي با تاثير خاص بوجود آيد و بنابراين نتيجه‌گيري شد كه چون فرعون در وسط هرم بوده به‌همين دليل جنازة او فاسد نشده. درواقع هرم‌درماني جديد، براساس اين كشف پديد آمد. با درست شدن هرم‌هايي در ابعاد كوچك (منتهي با همان نسبت‌هاي هرم مقبرة فرعون) و استفاده از آن، به تدريج تاثيرات درماني و نيروبخش به‌كارگيري هرم آشكار شد و هرم درماني صورت رسمي به خود گرفت.

تهيه و تنظيم:‌ پريا

 

منبع: فصلنامه علوم باطني

شماره 7 و 8 ـ پاييز و زمستان 84

 


Leave a comment

نور درمانی از دیدگاه علوم باطنی

مکتبهاي درماني از ديدگاه علوم باطني

تأليف: پِريا (شباب حسامي)

 

از ديدگاه علوم باطني چهارده مكتب درماني وجود دارد كه هر مكتب شامل سبك‏هاي مختلف درمان مي‏باشد.

 

??????????????1.پزشكي جسماني (يا ماده درماني): توجه اصلي و شايد تمام توجه پزشكي جسماني معطوف به جسم انسان بوده و بنابراين درمان بيماري (از اين طريق) بواسطة تغييراتي در جسم و بويژه تغييراتي در تركيبات شيميايي بدن يا اعمال تغيير مستقيم (اعم از حذف، پيوند، ترميم و..) در اعضاء و اندام‏هاي جسماني است. دو اهرم اصلي درمان، در پزشكي جسماني خوردن دارو يا اعمال جراحي است.

 

 

 

???????????????2. پزشكي حاشيه: شامل روش‏هاي حاشيه‏اي و كمك درمان است. اين روش‏ها به تنهايي قادر به درمان بيماري‏ها نيستند اما مي‏توان از آنها به عنوان درمان كمكي و تكميل كنندة‌درمان‏هاي اصولي بهره گرفت. از جمله روش‏هاي پزشكي حاشيه مي‏توان به اين موارد اشاره كرد: 

هومئوپاتي، مگاوتامين، الکساندر درماني، متد باخ، طب سوزني، ماساژ درماني     وغيره. درمانهاي حاشيه‏اي عمدتاً‌ داراي گرايش مادي‏گرا بوده و از روش‏هاي متكي به جسم و درمان مادي استفاده مي‏كنند.

 

 

maktab ha (3)3. انرژي درماني: كلية روش‏هايي كه متكي به انتقال و دريافت انرژي‏اند در اين گروه قرار مي‏گيرند. بعضي از روش‏هاي معروف‏تر انرژي درماني عبارت است از:

هاله درماني، پولاريتي، درمان پرانيك (پرانا درماني)، ريكي و مانيتيزم (پاس درماني) در بسياري از تقسيم بندي‏ها انواع روش‏هاي انرژي درماني، در طيف طب حاشيه‏اي قرار گرفته است. مضاف بر اينكه انرژي درماني، همانند ديگر روش‏هاي طب حاشيه‏اي، يك درمان كمكي و تقويتي محسوب شده و جزء روش‏هاي اصلي درمان به حساب نمي‏آيد. عموماً انرژي درماني براي درمان بيماري‏ها كاملاً كفايت نكرده و نمي‏تواند يك بيماري ريشه‏دار و جدي را درمان كند.

 


4. ذهن درماني (روان درماني باطن گرا):
يكي از مبناهاي اصلي ذهن درماني بر تغيير انديشه‏ها و ديدگاه‏ها و همچنين تغيير كلام و رفتارها استوار است. بر خلاف روش‏هاي طب حاشيه‏اي و انرژي درماني، ذهن درماني دربارة بسياري از بيماري‏ها، يك درمان لازم و كافي محسوب مي‏شود و از طريق آن مي‏توان به درمان كامل بسياري از بيماري‏ها (ونه همه آنها) پرداخت. تغيير الگوهاي فكري، احساسي، كلامي و رفتاري يكي از مهم‏ترين شيوه‏ها ؟ عملكرد ذهن درماني است كه بر اين اصل مهم قرار دارد كه مي‏گويد: «منشاء بيماري‏ها و ناراحتي‏هاي انسان در ذهن است بنابراين با تغيير ذهنيات (تغيير انديشه‏ها و روحيات) مي‏توان به تغيير در وضعيت‏هاي مادي و معنوي زندگي دست زد »

 

5. روح درماني: در روش‏هاي مختلف روح درماني مبناي اصلي درمان، اصالت روح است. بنابراين از آنجا كه روح، اصلي‏ترين بخش وجود انسان و بلكه مركز اصلي وجود او محسوب مي‏شود، هر گونه بيماري را بايد در آن ريشه‏يابي كرد و از طريق روحي معالجه نمود. تأثير گذاري مستقيم بر روح، استفاده و همكاري با ارواح درمانگر و استمداد از آنها (چه در درمان مستقيم و چه در تشخيص) از ويژگي‏هاي روح درماني است. روح درماني يكي از خطرناك‏ترين روش‏هاي معالجه بوده كه در حين اجرا و پس از اجرا ممكن است پيامدهاي بسيار منفي و مخربي را به دنبال داشته باشد مگر اينكه توسط فردي كه داراي مهارت كاملاً كافي و تسلط زياد باشد، صورت گيرد. روش روح درماني همانند روش انرژي درماني داراي بيشترين مدعيان و شيادان حوزة درمانگري است. اين روش در صورتي كه توسط يك متخصص روح درماني انجام شود در مورد بعضي از بيماري‏ها ممكن است درمان كافي محسوب شود اما به طور كلي روشي انتحاري با ريسك بالامي باشد.

 

6. رويا درماني: اعتقاد رويا بينان كهن بر اين است كه «زندگي انسان را روياهاي او مي‏سازند و زندگي ما در اين دنيا، نتيجة روياهايي است كه مي‏بينيم و مي‏سازيم »مطابق اين قانون مي‏توان نتيجه گرفت كه با تغيير روياها بتوان تغييراتي واقعي را در زندگي بوجود آورد. البته موضوع رويابيني آنطور كه در الاهيسم بيان مي‏شود تفاوت بسيار فاحشي با مقولة رويابيني مطرح شده درعلوم ظاهري و باطني متعارف دارد. در هنر رويابيني الاهيسم از بيست و هشت حوزة رويا صحبت مي‏شود در حاليكه در علوم ظاهري مربوط به رويابيني از سه تا پنج حوزه حتي نام هم برده نمي‏شود. در رويا درماني چند گروه از رويا‏ها مواجه مي‏شويم. روياهايي كه ديدن آن درمان كننده است. روياهايي كه مي‏توانند توان شفا بخشي را به رويابين ببخشند. روياهايي كه حاوي شيوة درمان‏اند و روياهايي كه تعبير آنها يا اعمال آنها (بعنوان نسخه‏اي غير مستقيم) به درمان بيماري منجر مي‏شود.

 

maktab ha (7)7. طبيعت درماني الاهيسم: بيماري‏ها و مسائل دروني انسان نتيجة‌ ناهماهنگي‏ها و فاصله ايست كه او با طبيعت (زميني و سماوي) دارد. بنابراين راه حل بيماري‏هاي انسان در
بازگشت همه جانبه به طبيعت و هماهنگي با آن است. اين يكي از اصول اساسي طبيعت  درماني است. در طبيعت درماني، اين واقعيت يادآوري و بازيابي مي‏شود كه پاسخ همة سوالات
واقعي انسان در طبيعت (بعنوان تجسم واقعي خداوند) بوده و انسان علاوه بر دارو‏هاي خوردني و غيرخوردني مي‏تواند از طريق شعور نهفته در طبيعت (با روش‏هايي مانند نشانه شناسي طبيعي) به درمان بيماري‏هاي خود نائل شود. از نظر طبيعت درماني، بيماري‏هاي انسان نتيجة ارتباط غير صحيح او يا قطع ارتباط او با طبيعت  است.

 

8. روزه درماني: در اينجا منظور از روزه درماني، صرفاًً نخوردن آب و غذا نيست. بلكه روزه به پرهيز از چيزهاي معلوم در طول زمان مشخص اطلاق مي‏شود. به عبارتي روزه‏دار مي‏بايست چيز بخصوصي را كه ممكن است خوردني، رفتاري، ذهني يا غيره باشد، ترك كرده و از آن پرهيز نمايد. روزة غذايي، روزة محدود غذايي، روزة كلامي (روزة سكوت)، روزة نگاه و روزة فكري از جمله اشكال روزه درماني است.

 

????????????????????????????????????????9. تحقق درماني الاهيسم: فلسفه‏اي كه تحقق درماني مبتني بر آن است عبارت است از اينكه خوشبختي و سلامت انسان در «خود بودن» اوست. يعني ما همان چيزي باشيم كه بايد باشيم بنابراين همان كاري را بكنيم كه بايد كنيم و همان چيزي را بدانيم كه بايد بدانيم. در غير اين صورت، گرفتاري‏ها، بيماري‏ها و ناراحتي‏هاي مختلف پديد مي‏آيند تا جريان زندگي ما را (كه به انحراف كشيده شده يا ممكن است كشيده شود) متوقف كرده تا بلكه بازگرديم به آنچه هستيم. طبق اين شيوه درماني، هر كسي داراي يك طرح تحققي است. وظيفه‏اي كه بايد به انجام برساند. ماداميكه شخصي در اين مسير حركت كند دچار مسئله و بيماري نخواهد شد و اگر دچار مسئله‏اي شود اين مسئله در جهت تحقق بيشتر عمل خواهد كرد و به سلامتي بيشتر منجر خواهد شد.

 

10. شفاي الهي (خدا درماني): به مجموعه روش‏هايي كه در ارتباط با خداوند بوده و اصل بنيادي آنها ايجاد تغيير در ارتباط بين انسان و خداست، خدا درماني اطلاق مي‏شود. در مكتب خدا درماني كه ارتباط الهي (تسليم به حضور خداوند) درمان  و شفاي همة بيماري‏هاي انسان محسوب مي‏شود. از اين نظر همه انواع بيماري‏ها يا ناراحتي‏ها و ضعف‏هاي انسان ريشه در ارتباط بين انسان و خدا دارد كه اگر اين حل شود، بيماري شفا مي‏يابد. بدون شك، شفاي حقيقي، شفاي از جانب خداوند است و هيچ درماني بدون حضور خداوند كامل و نهايي نيست. بنيادي‏ترين اصل خدا درماني بر تسليم الهي استوار است.maktab ha (1)

 

 

 

 


Leave a comment

واکنش به منتقدان و بدبینان- استاد پیمان فتاحی

واکنش به منتقدان و دشمنان

به روايت ال ياسين

در موقعيت‏هايي که بحثي پيش آمده است ايليا غالباً اصراري بر اثبات و مورد قبول واقع شدن خود توسط ديگران نداشته است.[1] بعضي از مواقعي که از او دليل و مدرکي طلب شده است با بي‏توجهي از کنار مطلب گذشته است و گاهي حجم عظيمي از دلايل و مستندات را ارائه داده است بنابراين نمي توان واکنش مشخصي را در اين زمينه از او سراغ گرفت.

در مواردي هم او خودش را بزرگترين دليل خودش ذکر کرده است و کارها و آموزشهايش را پر از دلايل و شواهد روشن دانسته است. «هر کسي قبل از آنکه خود را معرفي کند معرفي شده». اشخاصي که از او عمل خارق‏العاده‏اي را خواسته‏اند تا بواسطه آن عمل خارق العاده از او پيروي کنند با جوابهاي بازدارنده و دفع کننده‏اي روبرو شده‏اند.

او بعضي وقتها به منتقدان خود مستقيماً يا غيرمستقيم کمک کرده است تا کارشان را انجام دهند. حتي گاهي براي اين منظور به نظر مي‏رسد که او از روش ملامتيون استفاده کرده است. شايد استفاده از روش ملامتيون هم راه ديگري براي عيارسنجي و محک دوستان به حساب بيايد يا روشي براي دور کردن بيگانگان و بدبينان تا بر حسب باور خود به نتيجه برسند. برخوردي که او با افراد مختلف دارد کاملاً نسبي است و رابطه‏اش با اشخاص، احتمالاً، آنطور که خودش اشاره کرده است، متناسب با نگاه و انديشه‏اي است که آنان درباره وي دارند و موضعي است که آنرا اتخاذ مي‏کنند.

 «هر طور که آن را ببيني همانطور تجربه اش مي‏کني… حقيقت براي تو همان است که در نگاهت گفته‏اي. اگر خوب آن را ببيني خوب مي‏يابي اش و اگر بد ببيني چاره‏اي جز مواجه شدن با نتيجه نگاهت نداري. حقيقت بر تو همانطور آشکار مي‏شود که آنرا پذيرفته‏اي و اين قانون حقيقت است زيرا بر حسب نگاه تو بر تو آشکار مي‏شود. حدود تو در نگاه تو است و آنچه ببيني واقع‏شدنيست…»

او با افراد متواضع، متواضعانه برخورد مي‏کند اما در برخورد با اشخاص متکبر با خودبيني و تکبري فوق العاده روبرو مي‏شود همچنين با اشخاص منافق و مکار بطرز پيچيده و گيج‏کننده‏اي رفتار مي‏کند و آنها را در آشفتگي قرار مي‏دهد.

بي‏اعتنايي او به مقبوليت عمومي بارها مسائلي را پديد آورده است. او طي سال‌هاي گذشته تلاشي مبني بر اثبات و مورد قبول واقع شدن خود نکرده است و حتي در موارد متعددي در خلاف اين مسير، قدم برداشته است.

بايد اذعان داشت که اين رفتار موجب خشم و اعتراض بعضي از افراد شده است و آنان نارضايتي خود را به شکل‏هاي مختلف از جمله طرح نظرياتي خشمگينانه و آشفته که بطور واضح خشم و عصبيت ارائه‏کنندگان آن را نشان مي‏دهد، بروز داده‏اند. دلايل احتمالي اين گونه نظريات غرض‏ورزانه هميشه يکسان نبوده است دلايلي مانند عدم اعتقاد به ناشناخته و بنابراين ردّ هر گونه مطلبي که به آن مربوط مي‏شود، تهديد شدن منافع، حسد و اغراض شخصي، وابستگي فرقه‏اي، تمايل به نفاق و تفرقه، زير سؤال رفتن باورها يا مورد بي‏توجهي واقع شدن يا بي‏جواب گذاشتن بعضي از سؤال‏ها ممکن است در شکل‏گيري اين قضاوتهاي عجولانه نقش داشته باشند. البته او عموماً به سؤالاتي که صرفاً براي دانستن حقيقت يا بدون غرض‏ورزي و منافع شخصي مطرح شده پاسخ داده است.

گاهي او ديگران را به محکوميت خود تحريک مي‏کند و احتمالاً به عمد زمينه‏هايي را براي ترديد و بدبيني بعضي از اشخاص فراهم مي‏کند. او به قضاوت و افکاري که ديگران درباره‏اش داشته‏اند بي‏توجه بوده است و طوري رفتار کرده است که به نظر بيننده نوعي استقبال از محکوميت به نظر مي‏رسد. مثلاً در مواردي که به کفرگويي و ساحري متهم شده است با سکوت خود به تقويت چنين گمانهايي در ذهن افراد بدبين و ناآگاه دست زده است. يا در پاره‏اي موارد بجاي اينکه دليلي در تأييد خود بياورد بدون رعايت احتياط ظاهري، چيزهايي گفته است که از آن بر عليه خودش استفاده شده است. شايد اين جملات بتواند چنين ديدگاه و واکنشي را هر چه بيشتر توضيح دهد.

 «وقتي که نيازمند تأييد ديگراني بدان که خداوند تو را تأييد نکرده است وقتي افکاري که ديگران درباره تو دارند برايت مهم است بدان که مهمترين معناي زندگي‏ات را هنوز نيافته‏اي. ديگران چه کاري با تو مي‏توانند بکنند؟ نهايتش آن است که تو را بکشند. پس اگر تو عاشق خدايت هستي و مشتاق ديدار او، اين بزرگترين کاري است که آنان مي‏توانند برايت انجام دهند.

منافقان و منکران حق همه چيز را بدبينانه نگاه مي‏کنند و محکوم مي‏کنند. آنها بر ضد هر حقي موضع مي‏گيرند و به هر حريمي تجاوز مي‏کنند زيرا خود آنان پيش از اين محکوم شده‏اند و حريم خود را از دست داده‏اند… از عيب‏جويي و توهين و تمسخر آنها واهمه نداشته باش زيرا همه منافقان و منکران حق از لعنت هلاک‏کننده خداوند تغذيه مي‏کنند و به مدد آن به حيات غم‏انگيز خود در قبرستان ادامه مي‏دهند…»

ايليا «ميم» کمتر مواضع خود را بطور صريح درباره موضوعي بيان مي‌کند و عمدتاً در لفافه و لفافه‏گويي نظر اصلي خود را بيان مي‏نمايد. عمل به بسياري از ديدگاههاي او به بر هم زدن وضعيت‌هاي ساختگي منجر مي‏شود زيرا اين مواضع حالتي دگرگون‏کننده و تحولي دارند. او در موضع‏گيري‏هاي خود بسياري از محدوديتهاي کاذب را زير سؤال مي‏برد، مصلحتهاي سياستمدارانه را زير پا مي‏گذارد و رفتارهاي کورکورانه را بي‏اهميت مي‏شمارد. در مواردي موضع‏گيري‏هاي او بويژه نسبت به سياست بازان خطرناک و بحث‏برانگيز مي‏شود. اما بطور کلي مي‏توان گفت که هوشمندي عميق، هماهنگي و همسويي، در نظر داشتن شرايط زماني و مکاني و شرايط مخاطب، معني‏گرايي، تازگي و گشايندگي و فرارَوي از وضعيت موجود از بارزترين مشخصات نظرات و مواضع او مي‏باشد. در روابط اجتماعي، ما عموماً آن ديدگاههايي را بعنوان ديدگاه متعادل و درست قبول داريم که اکثريت افراد جامعه در آن اتفاق نظر دارند و فرهنگ عمومي آن را مي‏پذيرد اما او ميزان درستي و نادرستي چنين نظرياتي را عنصر هماهنگي (تناسب زماني و مکاني) دانسته و راست يا دروغ بودن نظرات را هم به کشف و دريافت افراد برمي‏گرداند.

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار


[1]کسیکه بخود اطمینان دارد به تعریف کسی احتیاج ندارد- گوستاو لوبون

, به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد فتاح ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد الیاس رام الله ,بانک اطلاع رسانی ضد فرقه ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیامیم ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب زنی به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی در مورد ترویج فرقه گرایی ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های کاذب عرفان های جدید تاریخچه مسلک های عرفانی  جریانهای معنویت گرای نوپدید ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های نوظهور فرقه های ضاله عرفان های نوپدید نحله های نوظهور ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد فتاح ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیام پیمان فتاحی


Leave a comment

بنيانگذار الاهيسم –استاد پیمان فتاحی

بنيانگذار الاهيسم

به روايت يكي از شاگردان استاد ایلیا رام الله

تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان مي‌شد اما بنيانگذار اين تعليمات تا آنجا که ما مي‌دانيم ايليا نيست بلکه ايليا يکي از راويان اصلي الاهيسم بود و آموزه‌هاي بنيادي الاهيسم را در قالبها و به شيوه‌هايي هماهنگ با شرايط اين عصر تفسير و تبيين کرده بود. پيش از ايليا، معلم الاهيسم استاد معظم يحيي روح الله بود و ايشان مستقيماً به بعضي ديگر از شاگردان خود، الاهيسم را آموزش داده بودند. بعضي از اين افراد عموماً با استاد در ارتباط بودند و تفسير و روايت ايشان را بعنوان تفسير کامل و روايت عالي قبول داشتند. عدۀ ديگري نيز آموزه‌هاي الاهيسم را از حضرت استاد روح الله، در نقاط مختلف دنيا دريافت کرده بودند که بعضي از آنها داراي معروفيتي جهاني هستند. در آنجا ايشان را به نام روح الله نمي شناختند بلکه استاد معظم يحيي روح الله در نقاط مختلف دنيا داراي اسامي متعددي بودند مانند ديويد هيوم و دهها اسم ديگر. گاهي نيز به ايشان ماها يا باباجي يا ماهاآواتار مي‌گفتند. کتابهاي زيادي طي دهه‌هاي گذشته و قرن اخير در بارۀ استاد معظم يحيي روح الله توسط اساتيد معنوي نوشته شده است با اين تفاوت که اسامي مورد اشاره در اين کتابها که همگي مشخصات و ويژگي‌هاي يک فرد واحد را بيان مي‌کنند، يکسان نيست. فيلم‌هايي نيز به روايت از بعضي از بزرگان در بارۀ ايشان وجود دارد… حتي اين معلوم نبود كه «ماها» اولين معلم و بنيانگذار اين تعليمات كامل و جامع باطني باشد. الاهيسم معلمان بزرگي در طول تاريخ داشته است و خود عبارت الاهيسم در قالب كلمات مختلفي عرضه شده است. اما در هيچيك از متون مادر الاهيسم بطور مشخص و دقيق از اولين بنيانگذار الاهيسم سخني به ميان نيامده است بلكه آدرس‌ها به گونه‌اي است كه حتي مثلاً وقتي كه در بارۀ بزرگان اين مكتب باطني يا حتي «ماها» صحبت مي‌شود به دليل ويژگي‌هايي مانند گمنام بودن و حفظ اسرار، گاهي اين افراد و معلمان بزرگ در هاله‌اي از ابهام حضور مي‌يابند و حتي يك ذهن بدبين ممكن است تصور كند كه بعضي از آنها فاقد وجود تاريخي هستند مانند همان نظريۀ تاريخي كه عيسي مسيح را نه يك شخص واقعي بلكه صرفاً يك رويا و اسطوره مي‌داند. نظريه‌اي كه در قرن اخير در ميان اكثر روشنفكران مسيحي شايع است.

ظاهراً الاهيسم جرياني بود به موازات جريانات ديگري مانند يوگا، فالون گنگ، شمنيزم، ساينتولژي، تي ام، تانترا، اکنکار و صدها جريان معنوي ديگري که بسياري از آنها امروز هم وجود دارند و گفته مي‌شود که تعداد همۀ آنها بيش از شش هزار جريان معنوي است اما به دلايل زيادي الاهيسم با اين جريانات قابل مقايسه نيست از جمله اينکه الاهيسم داراي هسته‌هاي بنيادي کاملاً متفاوتي و من جمله اصل توحيد (لااله الا الله) و ساير اصول آسماني است. بر حقانيت همۀ اديان هدايت کننده و خداگرا صحه مي‌گذارد و در عين حال خود را يک دين يا مذهب يا فرقه نمي داند بلکه در گرايش خداگرايي خلاصه مي‌شود. الاهيسم يك مكتب باطني است و ارتباطي با دين و مذهب ندارد بلكه دينداران را به پيروي كامل و هوشمندانه از دين خود توصيه مي‌كند…

ما مخالف جريانهاي وارداتي (اكنكار، يوگا، شمنيزم و غيره) نبوديم بلكه روش ما پيوند و جهت دهي توحيدي بود. پديده‌اي مانند يوگا يا موارد مشابه به پديده‌اي جهاني مبدل شده بود. اينها واقعياتي غيرقابل انكار و اجتناب ناپذير بودند. انكار كردن پديده‌هاي واقعي مخصوصاً جهاني عملاً امري امكان ناپذير است. بنابراين ما به جاي انكار اين جريانات از چند طريق عمل مي‌كرديم:

يك. آشكارسازي جذابيت و عظمت تعاليم الهي و كلام خدا.

دو. الهي سازي جريانات. يعني سعي مي‌كرديم اين جريانات را با توجه به كلام خدا هر چه بيشتر اصلاح كنيم و جهت آنها را در مسير خداگرايي تغيير دهيم.

هنرهاي ماورايي، روش‌هاي NX، فنون باطني و طرق روح زايي چيزي نبود جز تفسير معنوي و كاربردهاي باطني كلام خدا بويژه مفهوم تسليم الهي. هستۀ اصلي تعليمات اكنكار كه داراي گسترش جهاني است پرواز روح است. ما در هنرهاي ماورايي هم هنر پرواز روح داريم اما آنچه در الاهيسم و هنرهاي ماورايي گفته مي‌شود مو به مو و ذره به ذره بر اساس كلام خدا و كتاب خداست. از طرفي كارايي و توانمندي روش‌هاي بكار رفته در الاهيسم، با آنچه بعنوان مشابه در مكتبهاي ديگر است واقعاً و به شد غيرقابل مقايسه است. اين دو حيطه مثل تفاوت شخم زدن يك زمين با گاوآهن در مقايسه با شخم زدن آن با تراكتور است. مثل تفاوت هواپيماي فوق مدرن با هواپيماهاي ابتدايي در جنگ جهاني دوم است. بعنوان نمونه تفاوت بين آموزه‌هاي نشانه شناسي در الاهيسم با آنچه در شمنيزم ديده مي‌شود فرق بين مشعلي بزرگ و فروزان است با نور يك شمع. به اين دليل در بارۀ نشانه شناسي، شمنيزم را مثال مي‌زنم چون شمنيزم اوج و قلۀ تعليمات نشانه شناسي باطني است. يا آنچه بعنوان رويابيني در الاهيسم مطرح است با مثلاً مكتب رويابيني تبتي كه سبكي شاخص محسوب مي‌شود، قابل مقايسه نيست كه البته هر كدام از اين موضوعات در جاي خود و به صورت تخصصي و طي كتابهايي مورد بحث قرار گرفته است. مثلاً با مطالعۀ كتاب مكتبهاي رويابيني كه توسط محققي برجسته در زمينۀ علوم باطني تأليف شده است به سادگي به تفاوت فوق العاده‌اي كه بين مكتبهاي رويابيني و رويابيني الاهيسمي وجود دارد پي مي‌بريم.

الاهيسم تنها بر كليات و اصول اساسي كلام خدا تأكيد دارد. بر خداگرايي، تسليم الهي، توجه به خداوند و عشق الهي.

 

دوره‌هاي تعليمي الاهيسم

در آن سالهاي دورتر در کنار تعليمات اصلي و اساسي ايليا که همان تسليم الهي و تفکر متعالي بود، ما بعنوان تمرين و تجربه‌هاي عبوري، برخي از روش‌هاي باطني و فنون مربوط به آنها را هم تجربه مي‌کرديم. عنوان اين دوره از آموزش‌ها «دورۀ نجومي» بود که به صورت ناآشکار و تقريباً محرمانه آموزش داده مي‌شد. دورۀ نجومي اسمي بود که بعدها روي آن گذاشتيم. وقتي که به دوره‌هاي تعليمات عمومي استاد دورۀ خورشيدي گفته شد، اسم اين دوره هم نجومي شد. تنوع روش‌ها و فنوني که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد بسيار بالا و جذابيت و کششي که عليرغم سختي‌هاي فراوان، در آنها وجود داشت بسيار زياد بود. روش‌هايي که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد به هفت شاخۀ کلي تقسيم شده بود و هر طيف از کارورزان باطني يکي از اين شاخه‌ها را تمرين و تجربه مي‌کردند. ايليا عموماً به سرشاخه‌ها و مربيان اصلي آموزش مي‌داد و جز بنابر ضرورت، ارتباطي (از اين زاويه) با بقيه نداشت. حتي بعضي از کارورزان باطني ايليا را بعنوان معلم اصلي نمي شناختند و همين زمينه‌اي را فراهم مي‌کرد تا در مواقع خاصي ايليا خودش به آزمون آنها دست بزند. پايين بودن سن ايليا و ناشناس بودن او براي بعضي از کارورزان، شرايط را براي اين کار مناسب‌تر مي‌کرد…

منبع : کتاب آمین – جلد اول

www.masterelia.org

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان مفهوم‏ياب- دورانديش- قرينه‏اي- فراانديش- روش‏هاي تصميم‏گيري- تصميم‏سازي و تصميم‏بيني از تعالیم ایلیا رام الله می باشد , آموزش‏هاي عمومي ايليا «ميم» درباره حضور الهي , تجربه عشق الهي , احياء روح , انقلاب دروني , نور زنده , هدايت الهي و زندگي متعالي مي‌باشد , هماهنگ عمل کردن با روح و حرکت کائنات يکي از مهمترين توصيه‌هاي ایلیا میم است , ایلیا بارها اشاره کرده است که «مسيح و مسح شدگان ديگر زنده‌اند و تعليم مي‌دهند» , تعداد شاگردان و پيروان استاد ايليا «ميم» به دهها هزار تن مي‌رسد , در بين پيروان و شاگردان ايليا از همه اقشار مردم ديده مي‏شود , از بعضي از شاگردان ايليا نيز توانايي‌هاي فوق العاده‌اي گزارش شده است , ايليا با هر دسته از مردم با روش متناسبي ارتباط برقرار مي‏کند , آموزش‌هاي ايليا «ميم» ابعاد متعددي دارد بطوري که در زمينه‌هاي مختلف زندگي انسان قابل تعميم است , موزش‌هاي ایلیا داراي سه جنبه ذهني , قلبي و روحي