جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

مرحله اول بیدار شدن از خواب است

خانه آتش 

 khane atash

خانه ای آتش گرفته، اما هنوز به طور كامل ویران نشده. افرادی در خانه خوابیده اند، مأمور نجات به داخل خانه می آید. اولین كاری كه باید انجام شود این است كه افراد را از خواب بیدار كرد. نمی شود همه را كول گرفت و بیرون آورد، یا مادامی كه در خوابند به آن ها تكالیف مختلف داد…

اولین كاری كه نجات دهنده می بایست انجام دهد بیدار كردن از خواب است. این اولین مرحله نجات و رهایی است. او فریاد می زند، می گوید: “بیدار شوید” مرگ تان نزدیك است. عده بسیار كمی می شنوند و بیدار می شوند. بعد فریاد می زند، بیدار شوید ای خفتگان، خواب شما مرگ شماست. عده دیگری بیدار می شوند. اما با بقیه چكار كند؟ رویشان آب می ریزد. حتی اگر شده كتكشان می زند و با خشونت رفتار می كند. گله می كنند: استاد چرا این قدر با شدت و خشونت بر خورد می كند؟ اول می گوید منیت را، خودبینی، خودخواهی، خودپرستی… را رها كنید. از هر هزار شاید یكی پیام او را دریابد. بعد فریاد می زند، از هر صد نفر شاید یكی، سپس با فشار، با قدرت تمام. حتی اگر شده با خشونت نعره می زند، رها كنید، این من را، این شیطان را، این تاریكی و این خانه رنج و نابودی را…

با همه این اتفاقات، این تذكرات پر محبت، فریاد ها، نعره ها و خشونت ها و فشارهای استاد، سرانجام تعداد كمی از این خفتگان بیدار می شوند. برخی فوراً بیدار می شوند، برخی دیرتر و بعضی پس از عمری. آن ها كه زودتر بیدار می شوند، زودتر از این خانه رنج و نابودی، از خانه آتش بیرون می روند و آن ها كه دیرتر بیدار می شوند، البته از این رنج و آتش دیرتر خارج می شوند.

عده زیادی با وجود همه تلاش های نجات دهندگان (انبیاء و اولیاء حق)، هنوز در خوابند. این عده زیاد نخوابیده اند بلكه مرده اند. آن ها كه خوابشان بسیار عمیق و نزدیك به مرگ بود، بالاخره با همه تدابیر نجات دهنده بیدار شدند. اما امكان بیدار شدن از خواب برای این گروه دیگر وجود ندارد.

البته نجات دهنده توان و توجه خود كرا به زندگان معطوف می سازد و اهمیت چندانی به مردگان نمی دهد. حال شاید قصد داشته باشد آن ها را اگر شد حداقل درگور بگذارد…

حتی در بین این مردگان، هنوز چند نفری بودند كه آرزوی رهای و زندگی حقیقی را داشتند. واقعاً داشتند اما آنقدر از هوای آلوده استنشاق كرده بودند كه بر اثر مسمومیت شدید مرده بودند. ایمان به خداوند و محبت به او در قلب شان بود. آن كس كه به خداوند عشق می ورزد و حد اقل در نیت اش تسلیم اوست دیگر نمی میرد و بالاخره نجات پیدا می كند و این عده از مردگان از آن گروهند.

درست است كه روح از بدن شان جدا شده اما ارتباط روح با این تن، هنوز قطع نشده، ریسمان نقره ای پاره نشده، هنوز مهر نخورده اند. اگر قطع می شد، دیگر هیچ نجات دهنده ای نمی توانست نجاتشان دهد.

نجات دهنده از آنجا كه به خوبی “علائم مرگ و زندگی” را می داند و می شناسد، متوجه این گروه از مردگان می شود. تشخیص می دهد مرگ این ها كاذب است. هنوز به طور كامل نابود نشده اند. (مهر نخورده اند) پس شروع می كند به نجات دادناین ها. از هر وسیله، تكنیك، و یا روشی كه تا كنون آموخته استفاده می كند. از پاراتكنیك ها هم استفاده می كند. به دفعات مختلف به او شوك الكتریكی می دهد. در دهانش دارو می ریزد. تنفس مصنوعی می دهد. نقاط حساس او را فشار می دهد. ماساژ می دهد، اگر لازم باشد با چاقو بدنش را پاره می كند تا شاید خون حیات جاری شود. خلاصه نجات دهنده به هزار روش و تدبیر دست می زند، تا شاید از جدا شدن كامل روح، از مرگ كامل این گروه جلوگیری كند. و بالاخره موفق می شود. زیرا او انتخاب خداوند است و خداوند بهترین ها را بر می گزیند.

   حالا دقایقی گذشته است، این دقایق در زندگی انسان ها ممكن است ده ها سال باشد، گروهی بیدار شده اند، برخی كاملاً بیدار هستند و برخی هنوز بیداری شان آلوده به خواب است.

تعداد زیادی مرده اند، اینان كاملاً مرده و نابود شده اند. او از زندگی این گروه كاملاًجدا شده، اینان آگاهانه، دشمن خدا بوده و بر خلاف نظر او رفتار می كردند.

مرحله اول بیدار شدن از خواب است. حالا نجات دهنده آن ها را كه بیدار شده اند از خانه آتش، از منزل رنج و نابودی از سرای مرگ و غفلت خارج می كند. این خروج از خانه و ورود به فضای زندگی، به بیرون از آتش و نابودی، گام دوم است…

 

برگرفته از کتاب تعالیم حق -جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)


Leave a comment

تفکر ژنتیک؛ تالیف یکی از شاگردان ایلیا میم

تفکر  ژنتيكي[1] ـ  ژن استراتژي [2]

( تفکر بر اساس الگوهاي ژني و رفتار ژن‌ها) 

??????????????????????????

 

رابطه يک رئيس (رهبر) و مدير چگونه مي‌تواند باشد؟ فرض کنيد شما براي مسئوليتي که به عهده خود داريد به يکي از هوشمندانه‌ترين اقدامات ممکن يعني «تکثير خود» دست مي‌زنيد. بعد از مدتي، يک نفر ديگر به سيستم شما اضافه شده است که مشابه (يا عين) شماست. حالا نقش شما در اين سيستم چه مي‌تواند باشد؟ اين اتفاق ممکن است بين هر رئيس و مديري بيفتد. بگذاريد جواب را از ژن‌هاي بدنمان برسيم و ببينيم اين مسئله را بر اساس کدام استراتژ ي حل مي‌کنند.

«پِريا (شباب حسامی)»

 

يكي از مهم‌ترين پرسش‌ها در حوزه ژنتيك آن است كه نمونه‌هاي اضافي از ژن‌ها چگونه در درون يك ارگانيزم باقي مي‌مانند. زماني كه يك ژن تكثير مي‌شود و نمونه تازه‌اي از خود مي‌سازد يكي از دو نمونه يا كپي آن غالبا يا پاك و يا غيرفعال مي‌شود، اما در مواردي هر دو نمونه ژن دست نخورده باقي مي‌مانند. يك گروه از محققان سوئيسي از موسسه فدرال فناوري زوريخ براي شناخت بهتر اين پديدار يك مدل كامپيوتري و نيز آزمايش‌هاي زيست شيميايي را مورد استفاده قرار دادند و خانواده‌هايي از 105 ژن تكثير شده را در مخمر خاصي به نام ساكارميسسز سرويسيا (Saccharomycescerevisiae) مورد مطالعه قرار دادند. در اين بررسي روشن شد كه ژن‌هاي اضافي چهار استراتژي خاص براي بقا در پيش مي‌گيرند. نخستين استراتژي آن است كه اين نمونه‌ها خود را به عنوان قطعات يدكي معرفي مي‌كنند كه در صورت از كار افتادن ژن اصلي جاي آن را پر كنند. استراتژي دوم عبارت است از توليد كاركردهاي تازه، سومين استراتژي ناظر به نحوه تنظيم به شيوه متفاوت است و بالاخره در استراتژي چهارم اين ژن‌ها ميزان پروتئين‌هايي را كه به وسيله اين نوع ژن رمزنگاري مي‌شود، افزايش مي‌دهند.

 

 

منبع: فصلنامه تفکر متعالي

شماره 3 ـ بهار


[1] تفکر الگوبي و بعبارتي تفکر بر اساس الگوهاي آفربنش بگي از شاخه هاي تعلبمي تفکر در الاهبسم مي باشد. تفکر  ژ نتبکي نبز در کنار تفکرسلولي، تفکر ملکولي، تفکر جانوري و تفکر کائناتي بکي از محورهاي تفکر الگوبي محسوب مي شود

[2] عبارت  ژ ئواستراتژ بب کي از وا ژ ه هاي کاربردي در حوزه ي سباست است. من هم نزدبک به آن وا ژ ه را براي استراتژي  ژ ن‌ها در بدن انتخاب کردم که تا حدي بتواند گوبا باشد.