جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

قرآن زنده است و حرف مي زند- از کتاب ایلیا در زندان

قرآن زنده است و حرف مي زند[1]

پس از آزادي استاد ايليا «ميم»‌ از زندان 209، دو نفر از زندانياني كه مدتي با استاد در زندان بودند، اقدام به ضبط فيلمي از خاطرات زندان كردند و در آن جزئياتي از تجربه ها و مشاهدات خود را نقل كردند. اين گزارش در كتاب مستقلي با نام «ايليا در زندان» و شامل محتواي بازجويي هاي استاد (به استناد صداهاي ضبط شده و بعضي از دستخط ها) و وقايع درون زندان است. در قسمتي از اين كتاب، گويندگان به آياتي از قرآن اشاره مي كنند كه طي ماههاي زندان، بارها و با نيت قبلي و بصورت تصادفي، در پاسخ به سؤالاتي كه از طرق ديگر حل نمي شد، بدست مي آمد.

… تا جايي كه يادم هست ایلیا در یک بمباران خبری بود هر روز خبرهایی به او می دادند از راههای مختلف از بازجوها گرفته تا نگهبان تا تماس های تلفنی با همسرش و حتي مسئولان که گاهي به زندان آمده و او را می دیدند يا افراد ناشناسی که برای ملاقاتش می آمدند و ما احتمال می دادیم از متوليان حکومتی باشند. همچنين خانوادۀ بعضی از زنداني ها خبرهايي مربوط به او را در سایتها خوانده و از این طریق هم او از شرايط بيرون باخبر مي شد البته خيلي خبرها ابزار جنگ روانی و شکنجۀ روانی بود اما مهمترین منبع خبری او به قول خودش خوابهایی بود که می دید. او همانطور نشسته خوابش مي برد و خواب می دید و بعد بلند می شد و آن را می نوشت اعتماد و اعتقاد خیلی زیادی به خوابهايش داشت انگار كه آن خوابها اتفاق افتاده هر چیزی هم که به نقل از خوابهایش به ما می گفت که البته كم پيش مي آمد بگويد راست از آب در می آمد و رخ می داد از بعضی از زنداني های دیگر هم اگر فرصت مي شد در مقوله خوابهایشان سوال می کرد جالب این بود که آن دو سه نفری که از آنها مي پرسيد خوابهايي مربوط با ايليا داشتند.

وقتی راهي نداشت صحت خبري را كه به گوشش مي رسيد بداند به کلام الله متوسل مي شد بالاخص در مورد برخي خوابهایی که می دید اينطور عمل مي كرد و آنها را با مراجعه به قرآن تفسیر و تعبیر می كرد. او مي گفت «اینها جوابهای خداست» روش منحصر به فردي برای برخورد با این آیه ها داشت این روش به طور کامل تصادفی و شانسی بود في الواقع او در برابر بعضی از خبرها یا بعضی از خوابهایی که می دید استخاره می کرد استخاره هایی که می کرد جوابهایش خيلي دقیق و بجا و با تناسب و با ربط بود به قلب هدف می زد و خطا نمی رفت دوسه بار هم این کار را برای یکی دو زنداني کرد که جوابها آنقدر گویا و با ربط و با دقت بودند که حیرت و احساس اعجاز را در انسان سبب می شدند. آيه هايي که در پاسخ به این خوابها و خبرهای شاخص می آمد را او می نوشت و در زمانهای تماس تلفنی به همسرش هم مي گفت نمی دانستم آنها می خواستند با این آیه ها و خوابها چکار کنند من تعداد زیادی از این خوابها و آیه ها را نوشتم چون هر از چند گاهي نگهبان ها به سلول می آمدند و هر چه که ایلیا نوشته بود را می بردند و حتی روی دیوارها را هم می خواندند و نوشته های او را که بيشتر متشكل از آیه های قرآن بود پاک می كردند…

از کارهایی که ما گاهي انجام مي داديم محاسبۀ احتمال ریاضی و آماری آمدن این آیه هاي مستقیم و حيلي دقیق بود یعنی از نظر آماری چقدر احتمال داشت که چنین پاسخي بیاید بيشتر محاسبه ها نشان مي داد كه احتمال آن با اين روش کار آنقدر بعید و دور بود که چاره ای نمي گذاشت جز اینکه فکر کنی قرآن یک کتاب به طور کامل زنده شنوا و بینا و پاسخ دهنده است و مثل یک کامپیوتر آسمانی با دقت محض به سوال ها جواب می دهد.

یک اتفاق بسیار جالب این بود که در هر مقطعی از زمان فقط یک نوع آیه و با یک مضمون کلی می آمد به طور مثال در یک مقطع چند روز و پشت سر هم بيشتر آیه هایی که می آمدند از موضوع مستجاب شدن دعا بود چند روز دیگر پشت سرهم و به همان سياق آیه ها مي گفت که مولای شما خداست و یک سری پشت سرهم از آیه ها و جوابها در بارۀ مکر دشمنان و منافقان بود. یک سری با حجم و تنوع از آیه هاي پشت سرهم در چند روز از مقوله نجات بود سری های دیگر تا آنجایی که می دانم دربارۀ فیض و رحمت و برکت خدا بود در بارۀ این که خداوند به هر کس بخواهد و هر چیزی را که بخواهد می بخشد یک گروه دیگر آیه هایی بود که به طور حتم کلمۀ نصر يعني حمایت و توفیق الهی در آنها بود اینها هم خیلی زیاد و متنوع و خيلي حیرت آور بودند حیرت و شگفتی وقتی بيشتر می شد که او با روش کلمه ای این کار را می کرد یعنی بصورت تصادفی و در پاسخ به یک خواب یک کلمه از بین صدها هزار کلمه می آمد و این کلمه به طور دقیق همان چیزی بود که باید می آمد. گاهی او برای آنکه یک خواب مهم را معنا کند و جوابی از قرآن بگیرد مدت زیادی در حالت سجده بود و قرآن مي خواند و گریه می کرد و آنگاه وارد قرآن می شد…

کلمه هايي هم که در هر برهه زمان می آمد مثل همان آیه هاي هم خانواده و مثل هم بود به طور مثال در یک سلسله از این کار و پشت سر هم کلمۀ نجات می آمد یا کلمۀ نصر  يعني حمایت و توفیق الهی یا کلمۀ استجابت.

این آیه هایی که می خوانم آیه هایی است که در استخاره های ایلیا بود وقتی که او از همۀ راهها دستش کوتاه می شد و هیچ راه دیگری نداشت در برابر خبرهای بسیار بدی که به او می دادند یا وقتی که خوابي می دید و راه دیگری برای تفسير نبود از قرآن سوال مي كرد من همۀ آن استخاره ها را ننوشتم و زنداني هاي دیگری هم بودند که می نوشتند همه آنها هم يك بار روي دستگاه امپي تري ضبط شده بود ولی چیزهایی که من نوشتم اینها بود فکر کنم این آیه ها را خود بازجوها هم خبر داشتند چون او اینها را در هر تماس کوتاه تلفنی که مي شد به همسرش می گفت. من نمی دانستم که این آیه ها چه استفاده ای دارند و آیا او فقط بر اين پايه که همسرش باردار و تحت فشار و شکنجه های روانی شدید بود اینها را به او می گفت تا مثلاً به او دلداري و قوت قلب بدهد اما بعداً كه بيرون آمدم متوجه شدم كه دلايل ديگري داشته است. من آیه ها را به فارسی می گويم ولی اسم سوره و آیه را هم می گویم. اگر خواستید عربی آن را هم از قرآن بیرون بیاورید.

  • § گفت: مترسيد. من با شما هستم. مى‏شنوم و مى‏بينم. (قالَ لا تَخافا إِنَّني‏ مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى‏ طه- 46)
  • § [به ياد آوريد] زماني را كه پروردگار خود را به فرياد مي‌طلبيديد، پس دعاي شما را اجابت كرد كه: من شما را با هزار فرشته پياپي، ياري خواهم كرد. 0 إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكمْ فَاسْتَجَابَ لَكمْ أَنِّي مُمِدُّكمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلاَئِكةِ مُرْدِفِينَ . انفال-9)
  • § پس، پروردگارشان دعاي آنان را اجابت كرد [و فرمود كه] : من عمل هيچ صاحب عملي از شما را، از مرد يا زن، كه همه از يكديگريد، تباه نمي‌كنم. (فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكم مِن ذَكرٍ أَوْ أُنْثَي‏ بَعْضُكم مِن بَعْضٍ. آل عمران -195)
  • § پس، پروردگارش [دعاي] او را اجابت كرد و نيرنگ آنان را از او بگردانيد. آري، او شنواي داناست. (فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ. يوسف-34)
  • § و هنگامي كه با جالوت و سپاهيانش روبرو شدند، گفتند: پروردگارا، بر [دلهاي] ما شكيبايي فرو ريز، و گامهاي ما را استوار دار، و ما را بر گروه كافران پيروز فرماي. (وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَي الْقَوْمِ الْكافِرِينَ. بقره-250)
  • § جز آزاري [اندك] هرگز به شما زياني نخواهند رسانيد، و اگر با شما بجنگند، به شما پشت نمايند، سپس ياري نيابند. (لَن يَضُرُّوكمْ إِلَّا أَذيً وَإِن يُقَاتِلُوكمْ يُوَلُّوكمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لاَ يُنْصَرُونَ. آل عمران -111)
  • § و خدا آن [وعده پيروزي] را، جز مژده‌اي براي شما قرار نداد تا [بدين وسيله شادمان شويد و] دلهاي شما بدان آرامش يابد، و پيروزي جز از جانب خداوند تواناي حكيم نيست. (وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلَّا بُشْرَي‏ لَكمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكيمِ. آل عمران-126)
  • § اگر خدا شما را ياري كند، هيچ كس بر شما غالب نخواهد شد، و اگر دست از ياري شما بردارد، چه كسي بعد از او شما را ياري خواهد كرد؟ و مومنان بايد تنها بر خدا توكل كنند. (إِن يَنصُرْكمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكمْ وَإِن يَخْذُلْكمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكم مِن بَعْدِهِ وَعَلي اللّهِ فَلْيَتَوَكلِ الْمُؤْمِنُونَ. آل عمران-160)
  • § و اين [وعده] را خداوند جز نويدي [براي شما] قرار نداد، و تا آنكه دلهاي شما بدان اطمينان يابد، و پيروزي جز از نزد خدا نيست، كه خدا شكست ناپذير [و] حكيم است. (وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلَّا بُشْرَي‏ وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكمْ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكيمٌ. انفال -10)
  • § و به ياد آوريد هنگامي را كه شما در زمين، گروهي اندك و مستضعف بوديد. مي‌ترسيديد مردم شما را بربايند، پس [خدا] به شما پناه داد و  شما را به ياري خود نيرومند گردانيد  و از چيزهاي پاك به شما روزي داد، باشد كه سپاسگزاري كنيد. (وَاذْكرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكمُ النَّاسُ فَآوَاكمْ وَأَيَّدَكم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكم مِنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكمْ تَشْكرُونَ. انفال -62)
  • § اگر او را ياري نكنيد، قطعا خدا او را ياري كرد: هنگامي كه كساني كه كفر ورزيدند، او را بيرون كردند، و او نفر دوم از دو تن بود، آنگاه كه در غار بودند، وقتي به همراه خود مي‌گفت: اندوه مدار كه خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد، و او را با سپاهياني كه آنها را نمي‌ديديد تاييد كرد، و كلمه كساني را كه كفر ورزيدند پست تر گردانيد، و كلمه خداست كه برتر است، و خدا شكست ناپذير حكيم است. (إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَتَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كلِمَةَ الَّذِينَ كفَرُوا السُّفْلي‏ وَكلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكيمٌ. توبه -40)
  • § گفت: اي قوم من، چه بينيد، اگر [در اين دعوا] بر حجتي روشن از پروردگار خود باشم و از جانب خود رحمتي به من داده باشد، پس اگر او را نافرماني كنم چه كسي در برابر خدا مرا ياري مي‌كند؟ در نتيجه، شما جز بر زيان من نمي‌افزاييد. (قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كنتُ عَلَي‏ بَيِّنَةٍ مِن رَبِّي وَآتَاني مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ. هود – 63)
  • § و به كساني كه ستم كرده اند متمايل مشويد كه آتش [دوزخ] به شما مي‌رسد، و در برابر خدا براي شما دوستاني نخواهد بود، و سرانجام ياري نخواهيد شد. (وَلاَ تَرْكنُوا إِلَي الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكمْ النَّارُ وَمَا لَكم مِن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ. هود – 113)
  • § همان كساني كه بناحق از خانه هايشان بيرون رانده شدند [آنها گناهي نداشتند] جز اينكه مي‌گفتند: پروردگار ما خداست. و اگر خدا بعضي از مردم را با بعض ديگر دفع نمي‌كرد، صومعه ها و كليساها و كنيسه ها و مساجدي كه نام خدا در آنها بسيار برده مي‌شود، سخت ويران مي‌شد، و قطعا خدا به كسي كه [دين] او را ياري مي‌كند، ياري مي‌دهد، چرا كه خدا سخت نيرومند شكست ناپذير است. (الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِم بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كثِيراً وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌ عَزِيزٌ. حج – 40)
  • § [نوح] گفت: پروردگارا، از آن روي كه دروغزنم خواندند مرا ياري كن. (قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كذَّبُونِ. مؤمنون – 26)
  • § هر كه را بخواهد ياري مي‌كند، و اوست شكست ناپذير مهربان. (بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ. روم 5)
  • § به راستي [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند، و آهن را كه در آن براي مردم خطري سخت و سودهايي است، پديد آورديم، تا خدا معلوم بدارد چه كسي در نهان، او و پيامبرانش را ياري مي‌كند. آري، خدا نيرومند شكست ناپذير است. (لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ. حديد – 25)
  • § بگو: چه كسي شما را از تاريكيهاي خشكي و دريا مي‌رهاند؟ در حالي كه او را به زاري و در نهان مي‌خوانيد: كه اگر ما را از اين [مهلكه] برهاند، البته از سپاسگزاران خواهيم بود. (قُلْ مَن يُنَجِّيكم مِن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً لَئِنْ أَنْجَانَا مِن هذِهِ لَنَكونَنَّ مِنَ الشَّاكرِينَ. انعام – 63)
  • § بگو: خداست كه شما را از آن [تاريكيها] و از هر اندوهي مي‌رهاند، باز شما شرك مي‌ورزيد. (قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكم مِنْهَا وَمِن كلِّ كرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكونَ. انعام – 64)
  • § پس او را تكذيب كردند، و ما او و كساني را كه با وي در كشتي بودند نجات داديم، و كساني را كه آيات ما را دروغ پنداشتند غرق كرديم، زيرا آنان گروهي كور [دل] بودند. (فَكذَّبُوهُ فَأَنْجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْك وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً عَمِينَ. اعراف – 64)
  • §    پس او و خانواده اش را نجات داديم. (فَأَنْجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ. اعراف – 83)
  • § پس هنگامي كه آنچه را بدان تذكر داده شده بودند، از ياد بردند، كساني را كه از [كار] بد باز مي‌داشتند نجات داديم، و كساني را كه ستم كردند، به سزاي آنكه نافرماني مي‌كردند، به عذابي شديد گرفتار كرديم. (فَلَمَّا نَسُوا مَاذُكرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كانُوا يَفْسُقُونَ. اعراف – 165)
  • § او كسي است كه شما را در خشكي و دريا مي‌گرداند، تا وقتي كه در كشتيها باشيد و آنها با بادي خوش، آنان را ببرند و ايشان بدان شاد شوند [بناگاه] بادي سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر ايشان تازد و يقين كنند كه در محاصره افتاده اند، در آن حال خدا را پاكدلانه مي‌خوانند كه: اگر ما را از اين [ورطه] برهاني، قطعا از سپاسگزاران خواهيم شد. (هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّي‏ إِذَا كنتُمْ فِي الْفُلْك وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِن كلِّ مَكانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هذِهِ لَنَكونَنَّ مِنَ الشَّاكرِينَ. يونس – 22)
  • § پس او را تكذيب كردند. آنگاه وي را با كساني كه در كشتي همراه او بودند نجات داديم، و آنان را جانشين [تبهكاران] ساختيم، و كساني را كه آيات ما را تكذيب كردند غرق كرديم. پس بنگر كه فرجام بيم داده شدگان چگونه بود. (فَكذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَن مَعَهُ فِي الْفُلْك وَجَعَلْنَاهُمْ خَلائِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَانظُرْ كيْفَ كانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ. يونس – 73)
  • § و چون فرمان ما دررسيد، هود و كساني را كه با او گرويده بودند، به رحمتي از جانب خود نجات بخشيديم و آنان را از عذابي سخت رهانيديم. (وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُوداً وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ. هود – 58)
  • § و از جانب راست طور، او را ندا داديم، و در حالي كه با وي راز گفتيم او را به خود نزديك ساختيم. (وَنَادَيْنَاهُ مِن جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيّاً. مريم – 52)
  • § و نوح را [ياد كن] آنگاه كه پيش از [ساير پيامبران] ندا كرد، پس ما او را اجابت كرديم، و وي را با خانواده اش از بلاي بزرگ رهانيديم. (وَنُوحاً إذْ نادي‏ رَبَّهُ فَاستَجَبْنا لَهُ فَنَجِّيْناهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكرْبِ الْعَظِيمِ. انبياء – 76)
  • § پس او و هر كه را در آن كشتي آكنده با او بود، رهانيديم. (فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْك الْمَشْحُونِ. شعرا – 119)
  • § و او را با كشتي نشينان برهانيديم و آن [سفينه] را براي جهانيان عبرتي گردانيديم. (فَأَنجَيْنَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ. عنكبوت – 15)
  • § و او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم. (وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكرْبِ الْعَظِيمِ. صافات – 76)
  • آنگاه كه او و همه كسانش را رهانيديم. (إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ. صافات – 134)
  • § و نوح را [ياد كن] آنگاه كه پيش از [ساير پيامبران] ندا كرد، پس ما او را اجابت كرديم، و وي را با خانواده اش از بلاي بزرگ رهانيديم. (وَنُوحاً إذْ نادي‏ رَبَّهُ فَاستَجَبْنا لَهُ فَنَجِّيْناهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكرْبِ الْعَظِيمِ. انبياء – 76)
  • § و نوح، ما را ندا داد، و چه نيك اجابت كننده بوديم! (وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ. صافات – 85)
  • § و خبر نوح را بر آنان بخوان، آنگاه كه به قوم خود گفت: اي قوم من، اگر ماندن من [در ميان شما] و اندرز دادن من به آيات خدا، بر شما گران آمده است، [بدانيد كه من] بر خدا توكل كرده ام. پس [در] كارتان با شريكان خود همداستان شويد، تا كارتان بر شما ملتبس ننمايد سپس در باره من تصميم بگيريد و مهلتم ندهيد. (وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَاقَومِ إِن كانَ كبُرَ عَلَيْكم مَقَامِي وَتَذْكيرِي بِآياتِ اللَّهِ فَعَلَي اللَّهِ تَوَكلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكمْ وَشُرَكاءَكمْ ثُمَّ لاَ يَكنْ أَمْرُكمْ عَلَيْكمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُونِ. يونس – 21)
  • § پس آنان را به اذن خدا شكست دادند، و داوود، جالوت را كشت، و خداوند به او پادشاهي و حكمت ارزاني داشت، و از آنچه مي‌خواست به او آموخت. و اگر خداوند برخي از مردم را به وسيله برخي ديگر دفع نمي‌كرد، قطعا زمين تباه مي‌گرديد. ولي خداوند نسبت به جهانيان تفضل دارد. (فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْك وَالْحِكمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلكنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَي الْعَالَمِينَ. بقره – 251)
  • § و [گفتند] : جز به كسي كه دين شما را پيروي كند، ايمان نياوريد بگو: هدايت، هدايت خداست مبادا به كسي نظير آنچه به شما داده شده، داده شود، يا در پيشگاه پروردگارتان با شما محاجه كنند بگو [: اين] تفضل به دست خداست، آن را به هر كس كه بخواهد مي‌دهد، و خداوند، گشايشگر داناست. (وَلاَ تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَن تَبِعَ دِينَكمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَي‏ هُدَي اللّهِ أَن يُؤْتَي‏ أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكمْ عِندَ رَبِّكمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ . آل عمران – 73)
  • § رحمت خود را به هر كس كه بخواهد مخصوص مي‌گرداند، و خداوند داراي بخشش بزرگ است. (يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ. آل عمران – 74)
  • § مگر رحمتي از جانب پروردگارت [به تو برسد]، زيرا فضل او بر تو همواره بسيار است. (إِلَّا رَحْمَةً مِن رَّبِّك إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْك كبِيراً. اسراء – 87)
  • § تا خدا بهتر از آنچه انجام مي‌دادند، به ايشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بيفزايد، و خدا [ست كه] هر كه را بخواهد بي حساب روزي مي‌دهد. (لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزيدَهُم مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ. نور – 38)
  • § و از نشانه هاي او اين است كه بادهاي بشارت آور را مي‌فرستد، تا بخشي از رحمتش را به شما بچشاند و تا كشتي به فرمانش روان گردد، و تا از فضل او [روزي] بجوييد، و اميد كه سپاسگزاري كنيد. (وَمِنْ آيَاتِهِ أَن يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِيُذِيقَكم مِن رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِيَ الْفُلْك بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكمْ تَشْكرُونَ. روم – 46)
  • § بر ايشان درودها و رحمتي از پروردگارشان [باد] و راه يافتگان [هم] خود ايشانند. (أُولئِك عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِن رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولئِك هُمُ الْمُهْتَدُونَ. بقره – 157)
  • § رحمت خود را به هر كس كه بخواهد مخصوص مي‌گرداند، و خداوند داراي بخشش بزرگ است. (يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ. آل عمران – 74)
  • § پس او و كساني را كه با او بودند به رحمتي از خود رهانيديم، و كساني را كه آيات ما را دروغ شمردند و مومن نبودند ريشه كن كرديم. (فَأَنْجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَمَا كانُوا مُؤْمِنِينَ. اعراف – 72)
  • § مگر رحمتي از جانب پروردگارت [به تو برسد]، زيرا فضل او بر تو همواره بسيار است. (إِلَّا رَحْمَةً مِن رَّبِّك إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْك كبِيراً. اسراء – 87)
  • § و اوست آن كس كه بادها را نويدي پيشاپيش رحمت خويش [باران] فرستاد و از آسمان، آبي پاك فرود آورديم. (وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّماءِ مَاءً طَهُوراً. فرقان – 48)
  • § و از نشانه هاي او اين است كه بادهاي بشارت آور را مي‌فرستد، تا بخشي از رحمتش را به شما بچشاند و تا كشتي به فرمانش روان گردد، و تا از فضل او [روزي] بجوييد، و اميد كه سپاسگزاري كنيد. (وَمِنْ آيَاتِهِ أَن يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِيُذِيقَكم مِن رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِيَ الْفُلْك بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكمْ تَشْكرُونَ. روم – 46)
  • § و [مجددا] كسانش را و نظاير آنها را همراه آنها به او بخشيديم، تا رحمتي از جانب ما و عبرتي براي خردمندان باشد. (وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَذِكرَي‏ لَأُولِي الْأَلْبَابِ. ص – 43)

کلیدواژه های قسمت برچسب

برچسب ها:الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله

برچسب ها: قرآن زنده ,«ايليا در زندان,همسرش و حتي مسئولان ,کلام الله ,منحصر به فردي ,کامپیوتر آسمانی ,توفیق الهی ,کلمۀ نصر  ,توفیق الهی ,در استخاره های ایلیا ,امپي تري ضبط ,همسرش باردار ,تحت فشار و شکنجه های روانی ,اسم سوره و آیه ,قرآن,سجده ,دربارۀ فیض و رحمت و برکت.

[1] اين متن، انتخابي از كتاب «ايليا در زندان – جلد اول» مي باشد.

Advertisements


Leave a comment

“فرقه امنیتی “قسمت اول

فرقه امنیتی (قسمت اول)

از حدود دهۀ شصت ميلادي ظهور و رشد جنبش‌هاي معنوي كه بيشتر آنها از شرق به سمت غرب و آمريكا آمده بودند، شتابي قدرتمند به خود گرفت و دستگاههاي امنيتي آمريكا و بويژه سازمان اطلاعات مركزي آمريكا، سيا را با سوالات وابهاماتي جديد روبرو ساخت. جنبش‌هاي معنوي و بويژه جنبش‌هايي كه ريشۀ هندوئيسم و بوديسم و نيز تا حد كمتري وابستگي به فرهنگ چيني (مانند ورزشهاي رزمي‌) و ژاپني (مانند ذن) داشتند فرهنگ غربي و آمريكايي را از درون مورد تهاجمي‌كه شايد هم ناخواسته بود قرار دادند. اين ظهور پديده‌هاي اجتماعي جديد و ناشناخته همزمان شد با تولد و گسترش جنبش‌هاي فكري و معنوي ديگر كه ريشه در فرهنگ غربي داشتند. گروههايي مانند بيتل‌ها و هيپي‌ها كه بعد از مدت كوتاهي به موجي جهاني تبديل شدند از اين نمونه‌ها محسوب مي‌شوند. دستگاههاي اطلاعاتي آمريكا و در رأس آن سازمان سيا و پليس آمريكا (اف.بي.آي) غافلگير شده بودند. لازم بود به سرعت براي مهار و كنترل اين جريانات اجتماعي تدابيري اتخاذ شود. يكي از اين تدابير تهاجم متقابل بود. آمريكايي‌ها جريانهايي جديد را راه اندازي و صادر كردند. گزينۀ ديگر تلاش براي مهار جنبش‌هاي معنوي جديد بود كه بلافاصله آغاز شد …

آخرين گزينۀ مواجه با وضعيت جديد، برخورد مستقيم و پليسي با اين جنبش‌هاي معنوي بود اما اين كار با موانع جديدي روبرو مي‌شد. افكار عمومي‌حاضر نبود چنين برخوردهايي را تحمل كند. سازمانهاي بين المللي ممكن بود وارد ميدان شوند. آزادانديشان و طرفداران واقعي دموكراسي و حقوق بشر ساكت نمي‌نشستند. از طرفي دادستاني آمريكا به همين سادگي وارد عرصه نمي‌شد. در اينجا برنامه ريزان سازمان سيا از يك شيوۀ قديمي‌استفاده كردند. طراحي يك تئوري كاربردي تا از اين طريق بتوانند با جنبش‌هاي معنوي و جريانات فكري نوظهور كه گمان مي‌كردند با اهداف سيا همخواني ندارد و قابل مهار هم نيست، برخورد كنند. براي اين برخورد قضايي يا بايد قوانين جديدي در مجلس تصويب مي‌شد كه كاري پرهزينه و نسبتاً دشوار بود يا آنكه از طريق يك يا چند نظريۀ جديد كه ظاهراً هم از پشتوانۀ تحقيقات برخوردار است، بتوانند اين پديده‌هاي اجتماعي را مورد هجوم قرار دهند. بنابراين سازمان سيا طرحي را به يكي از بازوهاي تحقيقاتي خود واگذار كرد و بر اين اساس چند تيم مختلف با رويكردهاي متفاوت، مأمور تحقيقات جهت دار (كه مي‌بايست به نتايج مورد نظر سيا ختم شود) شدند، هدف تحقيقات صرفاً پديده‌هاي نوظهور معنوي و مذهبي نبود بلكه اين بررسي جهت دار كليۀ جريانها و پديده‌هاي مذهبي را هدف قرار داده بود. در آن زمان هر جريان مذهبي از ديدگاه سيا يك تهديد بالقوه و يك امكان فعاليت تروريستي محسوب مي‌شد. هر مريدي مي‌توانست روزي به يك عنصر نامطلوب امنيتي مبدل شود و هر رهبر مذهبي احتمال داشت در آينده اي نامعلوم از نفوذ خود براي تحقق اهداف ضدآمريكايي هم استفاده كند.

جستجو براي يك نظريۀ زمينه ساز فقط محدودۀ جنبش‌هاي ديني و معنوي نوظهور يا جريانات فرهنگي جديد يا نظام مائوئيستي چين را شامل نمي‌شد بلكه يكي ديگر از اهداف اين تحقيق، كشورهايي بودند كه آمريكا آنها را دشمن بالقوه يا بالفعل خود مي‌دانست و اين شامل همۀ حكومت‌هايي مي‌شد كه در سيستم حكومتي خود متمايل به مذهب بودند يا طبق پيش بيني تحليل گران سيا در آينده متمايل به مذهب مي‌شدند. برخي دولتهاي عربي از جمله سوژه‌هايي بودند كه اين محققان در طول تحقيق خود نيم نگاهي نيز به آنها داشتند. پس از مدت كوتاهي يك نظريۀ كاربردي ارائه مي‌شود: فرقه.

سازمان سيا كليۀ جنبش‌هاي معنوي جديد و حتي بعضي از حكومت‌هاي مذهبي را فرقه مي‌نامد و سپس فرقه را بعنوان يك پديدۀ خطرناك اجتماعي و جهاني تعريف مي‌كند سپس ساير قطعات پازل براي برخورد با جريانهاي مذهبي و معنوي شروع به خودنمايي مي‌كنند. ساير قلم به دستان وابسته به سيا در تخريب فرقه‌ها قلم فرسايي مي‌كنند، رسانه‌هاي آمريكا با اين تصميم امنيتي همگام مي‌شوند و شرايط از جنبه‌هاي مختلف براي برخورد با جنبش‌هاي عمدتاً شرقي كه توانسته بودند تا حد زيادي فرهنگ آمريكايي را تحت تأثير خود قرار دهند، مهيا مي‌شود. كارشناسان وابسته به سيا تعريفي جديد از فرقه ارائه مي‌دهند كه تئوري «فرقه امنيتي» نام دارد. فرقۀ امنيتي اشاره به تعريف امنيتي و در واقع تعريف سازمان سيا از جنبش‌هاي معنوي و ديني عصر جديد است كه در قالب عبارت فرقه عرضه مي‌شود. فرقۀ امنيتي تعريفي است كه سازمان سيا به دليل اقتضائات امنيتي آمريكا، به آمريكا و جهان ارائه داد تا زمينه را براي برخوردهاي بعدي فراهم كند. در آمريكا حداقل هشت محقق بطور موازي در اين زمينه مطالعات و بررسي‌هايي را انجام مي‌دهند كه بيشتر اين افراد طبق اعترافي كه دردهۀ نود يكي از مسئولين امنيتي آمريكا بيان مي‌كند، در راستاي « راهنمايي‌هاي سيا» و با پشتيباني مالي و امكاناتي همان سازمان عمل مي‌كنند.

در ميان محققان آمريكايي افراد مستقلي نيز در زمينۀ جنبش‌هاي معنوي و مذهبي به تحقيق مي‌پردازند كه از آن جمله مي‌توان به ملتون اشاره كرد ملتون كه زمان زيادي را براي شناخت جنبش‌هاي مذهبي و معنوي و پديده‌هاي نوظهور ديني صرف مي‌كند بعنوان يك دانشمند و محقق مستقل، تعريف امنيتي جنبش‌هاي معنوي را كه فرقۀ امنيتي نام دارد، كاملاً رد مي‌كند و اين جنبش‌ها و جريانات را بعنوان يك پديدۀ اجتماعي و جهاني بازشناسي مي‌كند البته ملتون در اين موضع گيري واقع بينانه تنها نيست بلكه تعداد زيادي ازاساتيد دانشگاه و محققان آمريكايي نيز نظرات كم و بيش مشابهي را ابراز مي‌كنند …

در مقابل اين نظرات مي‌توانم به يكي از بدبينانه ترين و افراطي ترين ديدگاهها در اين باره اشاره كنم كه نزديكي زيادي به فرقۀ امنيتي دارد. مارگار[1]ت تالر سينگر[1] در پي تحقيقاتي مشكوك اعلام مي‌كند كه اكثر جنبشهاي معنوي و ديني جديد و بسياري از جريانهاي فكري كه در سطح جامعۀ آمريكا فعاليت دارند، فرقه محسوب مي‌شوند. او همچنين حكومت‌هاي مذهبي را فرقه اعلام مي‌كند. سينگر فرقه را پديده اي با سه ويژگي اصلي و تعدادي ويژگي فرعي معرفي مي‌كند و تعريف سينگر به تحقيقات مشابه مي‌پيوندند و برخوردي گسترده و پليسي با بعضي از اين پديده‌هاي اجتماعي صورت مي‌گيرد اما چند سال بعد اتفاقي عجيب در آمريكا رخ مي‌دهد: انفجار جنبش‌ها و فرقه‌ها ي جديد . بزودي و پس از اين برخوردها آمريكا به مركز تولد هزاران جنبش وفرقۀ جديد مبدل مي‌شود …

مارگارت تالر سينگر بعنوان يكي از افراد فعال شده در اين عرصه در دهۀ نود به دادگاه فراخوانده و توسط قضات و هيئت منصفه محكوم مي‌شود. يكي از اتهامات سينگر دروغ گويي در بارۀ نتايجي است كه او بعنوان نتايج تحقيقات خود ذكر مي‌كند. طي تحقيقات جديد اعلام مي‌شود كه نظريۀ «شستشوي مغزي» كه سينگر فرقه را پديده اي مبتني بر آن مي‌داند، از نظر علمي‌مردود بوده و بطور كلي فرقه‌ها داراي توانايي و امكانات لازم براي شستشوي مغزي نيستند بلكه اين سرويسهاي بزرگ و مجهز امنيتي هستند كه قادرند از پديدۀ شستشوي مغزي استفاده كنند. طي تحقيقات قاضي فدرال مشخص مي‌شود كه سينگر اين نظريه را از يكي از وابستگان سيا به نام ادوارد‌هانتر كه ظاهراً به كار خبرنگاري اشتغال داشته دريافت نموده است. دادگاه، مطابق نظر كارشناسان، صحت نظريۀ شستشوي مغزي را در ارتباط با فرقه‌ها، و امكان هر گونه پيگيري قضايي اين موضوع را در آمريكا، برعليه عملكرد فرقه‌ها ( با توسل به نظريۀ شستشوي مغزي ) غيرقانوني اعلام مي‌كند.

با گذشت بيش از چهل سال از طرح اين نظريه و بيش از ده سال از مردود اعلام شدن آن، كتاب خانم سينگر كه حاوي نظريۀ اوست توسط برخي از سرويس‌هاي امنيتي كشورهاي اسلامي‌، بعنوان برنامه اي مدون و تئوري مناسب براي سركوب جنبش‌هاي معنوي و مذهبي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. غافل از آنكه اين نظريۀ رد شده بيش از همه و در ابتدا بر ساختار و عملكرد كشورهاي مذهبي (و بويژه عربي) بعنوان فرقه تأكيد دارد. سينگر وهمكاران او اثبات مي‌كنند كه حكومت‌هاي مذهبي و ديني در سراسر جهان داراي ويژگي‌هايي هستند كه با ويژگي‌هاي اصلي و فرعي فرقه‌ها تطبيق كامل دارد.

نویسنده : از اعضای جمعیت ال یاسین، از شاگردان ایلیا”میم”

www.ostad-iliya.org

برچسب ها:الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله.

برچسب ها:فرقه امنیتی,ظهور,جنبش‌هاي معنوي ,آمريكا,سازمان اطلاعات مركزي آمريكا,هندوئيسم, بوديسم,فرهنگ چيني ,ورزشهاي رزمي‌,حقوق بشر ,بالقوه,تروريستي,پديده‌هاي نوظهور معنوي ,فرقه,رسانه‌هاي آمريكا ,پديدۀ خطرناك اجتماعي ,جريانهاي مذهبي ,اقتضائات امنيتي آمريكا,راهنمايي‌هاي سيا,پديده‌هاي نوظهور ديني ,ازاساتيد دانشگاه ,جريانهاي فكري ,حكومت‌هاي مذهبي ,جنبش وفرقۀ جديد ,مارگارت تالر سينگر ,شستشوي مغزي,تحقيقات قاضي فدرال ,نظريۀ,كشورهاي مذهبي ,كشورهاي اسلامي‌,برنامه اي مدون و تئوري ,اعضای جمعیت ال یاسین,شاگردان ایلیا”میم”


[1] مارگارت تالر سينگر ؛ طراح نظریة شستشوی مغزی و تعریف امنیتی فرقه ؛ و نويسنده كتاب «فرقه‌ها در ميان ما


Leave a comment

در پی خبر دستگیری ایلیا رام الله (پیمان فتاحی) جمعیت ال یاسین فریاد تظلم خواهی خود را به رهبران جهان اعلام می دارد

به نام آزادی

با سلام و درود فراوان

جمعيت اِل ياسين[1] و رهبر و معلم ما استاد الياس[2], بيش از سه سال است كه تحت فشارهاي روزافزون, تخريب هاي همه جانبه و تهاجمات شبانه روزي قرار دارد. طي سه سال گذشته تعدادي از اعضاء ال ياسين زنداني شدند و تحت فشارهاي خرد كننده از آنها خواسته شد كه بيايند در راديو, تلويزيون و ديگر رسانه ها بر ضد معلم و رهبر ما اعتراف كنند كه به خواست خداوند تا حدود زيادي در اين كار ناموفق بودند. ساخت دهها برنامۀ رسانه اي, ساخت سريال هاي راديويي و تلويزيوني, درج مقالات تهاجمي و تخريب در روزنامه هايي كه ارگانهاي اصلي و سخنگويان شناخته شدۀ حكومت اسلامي محسوب مي شوند (كيهان, جمهوري اسلامي, رسالت و …) درج صدها مقاله اينترنتي در سايت هاي مختلف امنيتي, خبري تنها بخشي از تهاجم متمركز جمهوري اسلامي بر عليه جمعيت ال ياسين و رهبر و معلم ماست. در اين سه سال, معلم ما يك سال را در انفرادي گذراند كه به دليل شدت خونريزي ها (از گوش و بيني) و افشا شدن گستردۀ شكنجه ها (از طريق رسانه هاي آزاد مانند VOA) از زندان انفرادي آزاد و مدت ها در حصر خانگي قرار داشت اما جلسات احضار به بخش امنيتي اديان و مذاهب در اين زمان هم, بصورت هفته اي دو مرتبه ادامه پيدا كرد.

اتهام اعضاي زنداني شدۀ ال ياسين يك چيز بود: ارتباط با استاد الياس. اما اتهاماتي كه دايره مذاهب اطلاعات براي معلم ما مطرح كرد عبارت بودند از: بوجود آوردن جمعيت ال ياسين [كه در رسانه ها بصورت فرقه سازي مطرح مي شد و توسط شكنجه گران بعنوان ابَرفرقه عنوان مي گرديد.] اشاعۀ اسلام غيرشيعي [كه منظور همان اسلام رحماني, ميانه رو, نرم و صلح جو است]. گسترش پلوراليزم معنوي و ليبراليزم ديني در جامعه. توهين به مقدسات [در واقع توهين به روحانيت ارشد حكومتي]. تبليغ عليه نظام اسلامي. تلاش براي التقاط اسلام با مسيحيت [كه واقعيت آن نزديكي و پيوند اديان است] نوشتن كتب ضد مذهبي [بيش از 43 تأليف استاد الياس كه هيچ ارتباطي با تبليغات ضد مذهبي نداشته و در زمينه هاي متنوع و مختلف است, آثار شيطاني و انحرافي و گمراه كننده ناميده شد] ايجاد تشكيلات گستردۀ ضد حكومتي [كه اين شبكه ها چيزي نيست جز مجموعه اي از NGO ها در زمينه هاي تحقيقي, تفكري, مديريت, آموزش معلمان تفكر, محيط زيست, تربيت مدير و مدرس, معنويت مدرن … و بيش از ده نشريۀ تفكري و تحقيقي در زمينه هاي مختلف]

بعد از ناكام ماندن اين اتهامات (به دليل حمايت مردمي و رسانه اي) دايره مذاهب اطلاعات رويكرد ديگري را براي محكوميت استاد الياس اتخاذ كرد: مقايسۀ معلم ما با افرادي كه سابقه اي سياه و منفي در اذهان عمومي و در ذهنيت قضات و مقامات ديگر دارند. ويژه نامۀ سراب [در كنار ساير شماره هاي خود مانند ايالات شكست خورده[آمريكا], لابي اسرائيل, بهائيت, حزب الله الگوي مقاومت و انقلاب ونزوئلا و جهاني سازي] ضمن اختصاص دادن دو ويژه نامۀ كشوري خود به اين مبحث استاد را با صدام و (در عين تناقض) با منصور حلاج (كه در نزد فقهاي شيعه منحرف و گمراه بوده) مقايسه مي كند. صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران در ويژه نامۀ پرتيراژ خود او را در كنار لي هنگ جي [با اين تيتر: خدايي كه به آمريكا فرار كرد] رهبر اپوزيسيون معنوي چين قرار مي دهد. روزنامۀ جمهوري اسلامي (ارگان حكومت اسلامي) تيتر مي زند «خدايي كه فرزند سيزدهم است» و رسانه هاي آزاد خبري را به دليل انتشار اخبار مربوط به شكنجه ها و خونريزي هاي الياس, به آتش افروزي و توطئه متهم مي كند. اين ارگان حكومتي خونريزي هاي تحت شكنجۀ استاد (از بيني و گوش) را خونريزي معده!! عنوان مي كند. كيهان (معروف ترين سخنگوي حكومت اسلامي) با استناد به مطالبي از اولين كتاب الياس كه در سن 23 سالگي ايشان منتشر شده است, او را در كنار دالايي لاما, سايي بابا (رهبر معنوي هندي), اشو راجنيش (معلم بزرگ هندي كه به قول حكومت اسلامي, غرب را به فساد كشيده است), پال توئيچل (بنيانگذار مكتب اكنكار) و كريشنا مورتي, بعنوان سرچشمۀ تهديدات جديد فكري و معنوي براي ايران و اسلام معرفي مي كند. تعداد زيادي از نشريات و سايت ها و نويسندگان روحاني به تبعيت از دو ارگان اصلي رسانه اي حكومت اسلامي (كيهان و جمهوري اسلامي) عيناً همان حملات را با شدت هاي مختلف تكرار مي كنند: مهر نو, رسالت, جوان, زن روز, روزهاي زندگي و … خبرگزاري فارس, جهان نيوز, اديان نيوز و … سپس, طبق برنامه ريزي دايره مذاهب براي تحريك بيشتر مراكز مسئول, رهبر ما با مارتين لوتر (بنيانگذار مذهب پروتستان), ماركس و گاندي مقايسه و خطر او با تصوير سازي هاي جديد به ديگر نهادهاي حكومتي يادآوري مي شود. دايره مذاهب در مهر نو, او را جنجالي ترين و در عين حال پرطرفدارترين فرقه اي مي داند كه طي دو دهۀ گذشته در ايران ظهور كرده است.

حوزۀ علميۀ‌ قم و سازمان تبليغات اسلامي كه پايگاه مركزي روحانيت شيعه محسوب مي شود در بولتن هاي رسمي و پرتيراژ و نيز در سخنراني هاي تحريك كننده در محافل مذهبي و امنيتي او را ساحر و جادوگر و ديوانه مي خواند و سپس تأكيد مي كند كه حكم ساحر در اسلام و قوانين ايران اسلامي مرگ است و اجراي احكام اسلامي بر همۀ مسلمين واجب است. همين نهاد مركزي روحانيت شيعه, علاوه بر توليد فيلم هاي تحريك كننده دربارۀ استاد الياس و جمعيت اِل ياسين در نمايشگاه بين المللي قرآن در تهران (1389) نرم افزار هاي ويژۀ‌ استاد الياس (ايليائيزم) را در كنار نرم افزار تخريبي وهابيت, صوفيه, راجنيشيزم و بهائيت بطور گسترده روانۀ بازار كرد. نهاد ارشد مذهبي – امنيتي ايران موسوم به دايره مذاهب اطلاعات صرفاً به عمليات رواني, تبليغاتي يا زندان و شكنجۀ استاد و پيروان او بسنده نكرد بلكه براي فشار بيشتر به استاد براي توبه رسمي در تلويزيون جمهوري اسلامي و اعلام رسمي انحلال جمعيت و آموزش ها, دست به بازداشت و آزار و اذيت خانوادۀ استاد زد.

دو تن از برادران ايشان دستگير شدند كه يكي از آنها به دليل شدت شكنجه ها فوت كرد و نفر دوم بعد از شش ماه آزار و فشار, به دليل عدم اثبات اتهامات آزاد شد. همسر استاد, دوبار, كه يك بار آن در زمان بارداري ايشان بود دستگير و روانۀ انفرادي شد… كتاب هاي استاد در كنار كتب مرتبط با دالايي لاما و جريانهاي بزرگ معنوي و مذهبي از بازار كتاب ايران جمع آوري شد. نصب تصاوير استاد در بزرگراه هاي تهران يا شعارنويسي در حمايت از ايشان در تهران و شهرستان ها عملاً مساوي شد با زنداني شدن اعضايي از ال ياسين. حتي حكومت اسلامي استفاده از اسم ايليا را طبق بخشنامه اي براي ثبت احوال ممنوع اعلام كرد. البته در مقابل اين فشارها جمعيت ال ياسين ساكت نماند. توليد بيش از چهارصد فيلم واكنشي كوتاه, تهيۀ بيش از نود و سه كتاب در ارتباط با استاد و تعاليم او, خروج بعضي از مسئولين ال ياسين از ايران و شروع به فعاليت آنها در اكثر مناطق جهان از جمله اين تلاش ها بود اما اين فعاليت ها در مقابل حجم عظيم امكانات و تهاجمات نهادهاي مذهبي امنيتي ايران بسيار اندك بوده و هست. براي همين منظور ما به شما نامه نوشتيم تا ضمن اشاره اي گذرا به گوشه اي از وقايع رخ داده, از شما بخواهيم از جمعيت ال ياسين و از معلم و رهبر ما هر طور كه مناسب مي دانيد حمايت كنيد. آنچه در اين نامه بيان شد گوشه اي است از كل وقايع و مستندات و شواهد آن, جزء به جزء موجود است.

جمعی از اعضای مرکزی انجمن متفکران محققان – شاخه برون مرزی

سلام و درود خداوند بر بندگان صالح و صلح جوي الاهي

www.ostad-ilyia.org

کلیدواژه های اصلی:

برچسب ها:الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی . جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله

کلیدواژه های متن:

برچسب ها: نامه , رهبر , رهبران , وزارت اطلاعات , سرکوب ,دستگیری ,بازداشت , زندان شکنجه , حصر خانگی , اعتراف , احضار , افشا , افشاگری , انفرادی , کیهان , رسالت , جمهوری اسلامی , صدای آمریکا , VOA , پلورالیزم , محرمانه,نامه , رهبر , رهبران , وزارت اطلاعات , سرکوب , دستگیری , بازداشت , زندان شکنجه , حصر خانگی , اعتراف , احضار , افشا , افشاگری , انفرادی , کیهان , رسالت , جمهوری اسلامی , صدای آمریکا , پلورالیزم , آمریکا , صدام , حلاج , اپوزیسیون , صدا و سیما , خدا , دالایی لاما , سایی بابا , اوشو , کریشنا مورتی , پال توییچل , حقوق بشر , روحانی , مارتين لوتر , ماركس,بهاییت, راجینیشیزم, ایلیائیزم, استاد الیاس, حوزه علمیه قم, سازمان تبلیغات اسلامی, انجمن محققان متفکران, رهبر و معلم,اعضاء ال ياسين,سريال هاي راديويي و تلويزيوني,تلويزيون ,تهاجم متمركز جمهوري اسلامي ,خونريزي ها ,شكنجه ها ,بخش امنيتي اديان و مذاهب ,ابَرفرقه,اشاعۀ اسلام غيرشيعي ,فرقه سازي,اسلام رحماني, اسلام ميانه رو, اسلام نرم و صلح ,پلوراليزم معنوي و ليبراليزم ديني ,توهين به مقدسات ,تبليغ عليه نظام اسلامي,التقاط اسلام با مسيحيت,كتب ضد مذهبي ,تبليغات ضد مذهبي ,ضد حكومتي,عنويت مدرن لابي اسرائيل, بهائيت, حزب ,لي هنگ جي ,و انقلاب ونزوئلا ,سازمان


[1] – جمعيت ال ياسين، بزرگترين جمعيت تفكري و تحقيقي ايران بوده كه گاهي با عنوان انجمن متفكران و محققان شناخته مي شود. دانشجويان ، فارغ التحصيلان دانشگاهها، هنرمندان و فرهنگيان عمده ترين قشر تشكيل دهندۀ جمعيت ال ياسين مي باشند

2- پیمان فتاحی که در بین شاگردان و طرفدارانش به الیاس، ایلیا میم و ایلیا رام الله معروف است.


Leave a comment

تخریب معلم بزرگ ایلیا میم رام الله (پیمان فتاحی) از طریق مونتاژ فیلم

فیلمی که مشاهده می کنید مونتاژ و تحریف شده یکی از جلسات گفتگو با ایلیا میم می باشد که در کنار انواع روشهای ترور و تخریب شخصیت استاد رام الله به طرز ماهرانه ای تهیه شده است، از ده سال پیش در بیانیه های منتشر شده از سوی مرکز تعالیم حق بارها به موضوع صداها و فیلم های مونتاژ اشاره شده است. در این قسمت از فیلم با توجه و دقت در قسمت حذف شده از صحبت متوجه حقه و جعل به کار رفته خواهید شد.

www.ostad-ilya.org

کلیدواژه های اصلی:

برچسب ها:الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا  .استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله,دانشجویان, مراجع مذهبی, جلادان اندیشه, تفتیشگران عقیده, بولتن های محرمانه, تخریب, ترور, پروژه های مافیایی, سوژه, مونتاژ, تحریف, سعید امامی, رهبر جوان, جمعيت ال ياسين, روش جعل, روش مونتاژ, فیلم های مونتاژی, روش میکس تصاویر, ترور روانی, ترور شخصیت, تحریف شخصیت, تبلیغات منفی، فیلم مونتاژی، تخریب اجتماعی


Leave a comment

پیمان فتاحی – payman fattahi

پیمان فتاحی (۱۳۵۲) رهبر و بنیانگذار جمعیت ال یاسین است. طیف تعالیم او از حوزه معنوی تا تعالیم مرتبط با حوزه تفکر و علوم باطنی کشیده شده است. نام او در بعضی از منابع بعنوان متفکر و تئوریسین آمده است. پیمان فتاحی در بین پیروان خود با اسم  ایلیا میم رام الله شناخته می شود.

پیمان فتاحی همواره منتقد خشونت به نام اسلام بوده و در طی سالهای سخنرانی خود دیدگاههایش مبتنی بر اعتقاد به دین و اسلام غیرخشونت طلب را توصیف نموده است. او تا سال ۱۳۸۴ شمسی (۲۰۰۵میلادی) اجازه فعالیت داشت اما پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد و تشکیل بخش مذهبی-دولتی معروف به دایره مذاهب در درون وزارت اطلاعات؛ با ماموریت “مقابله با ادیان و فرقه ها” فشارها و برخوردها نسبت به او آغاز شد. به عنوان بخشی از این کمپین آنها به آزار و اذیت پیمان فتاحی رو آورده و او طی دو بار بازداشت در سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ متهم به ترویج پلورالیسم دینی شد

در طی بازداشت اول، تزریق مواد مشکوک در زندان منجر به خونریزی های تکرار شونده از بینی و گوش او شد؛ مشکلاتی که همچنان تا امروز با وی همراه است

برچسب ها:

فتاحی.پیمان، فتاحی-پیمان، پیمان-فتاحی، اطلاعات مفید و موثق در مورد پیمان فتاحی، پیمان فتاحی، آیا پیمان فتاحی، چرا پیمان فتاحی، ضد فرقه پیمان فتاحی، فیلم هایی از پیمان فتاحی، عکس ها و تصاویر پیمان فتاحی، سخنانی از پیمان فتاحی، صحبت های پیمان فتاحی د رمورد یک سال انفرادی در بند 209، فیلم های منتخب از سخنرانی های پیمان فتاحی، اگر پیمان فتاحی، دلیل پیمان فتاحی، دلایل پیمان فتاحی، تعالیم پیمان فتاحی، تحقیق درباره پیمان فتاحی، تحقیق پیمان فتاحی، جستجوی عبارت پیمان فتاحی، کنکاش در ماهیت الهی پیمان فتاحی، ویژگی های اخلاقی پیمان فتاحی، ویژگی های شخصیت پیمان فتاحی، برخوردها با پیمان فتاحی، فتاحی پیمان، مقالات در مورد پیمان فتاحی، مقالات درباره پیمان فتاحی، مستندات در مورد پیمان فتاحی، مستندات درباره پیمان فتاحی، نظر مراجع در مورد پیمان فتاحی، نظر مراجع درباره پیمان فتاحی، اخبار پیرامون پیمان فتاحی، خبرهای مربوطه به پیمان فتاحی، اخبار مرتبط با پیمان فتاحی، خبرهای داغ از پیمان فتاحی، از پیمان فتاحی چه خبر، آنالیز شخصیت و روشهای الهی پیمان فتاحی، آنچه د رمورد و درباره پیمان فتاحی شنیده اید یا نشنیده اید، حضور پیمان فتاحی در ، شناسایی پیمان فتاحی، شناخت پیمان فتاحی، بررسی پیمان فتاحی، جستجوی اسم پیمان فتاحی، پیمان فتاحی کیست و چرا، پیمان فتاحی چگونه، اخرین خبرها و اخبار از پیمان فتاحی، خبرهای جنجالی پیرامون پیمان فتاحی، آسیب شناسی برخورد با شخصیت بزرگ پیمان فتاحی، اثر برخوردها با پیمان فتاحی، مقاله ها و اسناد و مستندات معتبر پیمان فتاحی، تلاش پیمان فتاحی، تلاش هواداران و نزدیکان و دوستداران پیمان فتاحی، چطور پیمان فتاحی، شرایط پیمان فتاحی در، محل زندگی پیمان فتاحی، بازداشت پیمان فتاحی، اخبار دستگیری پیمان فتاحی، نام ها و اسامی دیگر پیمان فتاحی، هویت پیمان فتاحی، نقش پیمان فتاحی در، پشتیبان پیمان فتاحی، پیمان فتاحی و علوم باطنی، پیمان فتاحی و رویابینی، پیمان فتاحی و اسرار الهی، پیمان فتاحی و تفسیر بی نظیر آیات قرآن، پیمان فتاحی د رویکی پدیا، پیمان فتاحی در یوتیوب، پیمان فتاحی د رسرچ گوگل، تمام سایتها و وبلاگهای مربوط به پیمان فتاحی و طرفدارانش، پیمان فتاحی در موتورهای جستجو، پیمان فتاحی در توییتر، پیمان فتاحی در اینترنت و یاهو و گوگل، کلیپ های پیمان فتاحی، قصارهای پیمان فتاحی، کتب منتشر نشده و چاپ نشده از پیمان فتاحی، اثار توقیف شده از پیمان فتاحی،


Leave a comment

فرقه شناسي و تحليل فرقه‌ها – از ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی – 2

                 شش: اشكال برنامه چيست؟ آيا فقط در همين اعلام ديرهنگامي‌است كه مي‌گوييد؟

اين اعلاميۀ مكرر ديرهنگام كه يك دهه و نيم دير بيان شد اولين اشكال است. حل اين معضلات متخصصان خودش را مي‌طلبد. يك پليس نمي‌تواند بيمار سرطاني را معالجه كند. حتي يك داروساز و دكتر عمومي‌هم نمي‌تواند. بايد متخصصان سرطان به ميدان بيايند. برخورد پليسي با پديده‌هاي اجتماعي شايد در كوتاه مدت موثر باشد البته ظاهراً زيرا در همان كوتاه مدت هم مسئله را به زير زمين‌ها و لايۀ پنهان منتقل مي‌كند. يك كارشناس تخريب [ خنثي سازي مين و مين گذاري] با يك باغ از درختان آفت زده چكار مي‌تواند بكند؟ اولين طرح او اين است كه يكي دوتا درخت را منهدم مي‌كنيم بقيه درخت‌ها حساب كار دستشان مي‌آيد. اگر نيامد بقيه را هم منهدم مي‌كنيم. اين تصوير نامعقول است ولي امروز در حال رخ دادن است. امروز بعضي‌ها مشغول جراحي مغز شده اند اما متخصص مغز و اعصاب نيستند. وسيلۀ جراحي شان هم اره و كلنگ است. اينها با اين روش به كل پيكر اجتماع ضربه مي‌زنند. ابرويش را كه درست نمي‌كنند هيچ، چشم اش را هم در مي‌آورند، همان مختصر روشن بيني عامه را هم مخدوش مي‌كنند… اينها با روش‌هاي يك قرن پيش آمريكايي‌ها به مقابله با فرقه‌ها و جريانهايي پرداخته اند كه هوشمندي آنها از پنجاه سال پيش تا امروز، پنجاه سال رشد كرده است. به اولين فكر‌هايي كه به ذهن آمده عمل مي‌كنند. طرح‌هايشان هيجان زده وعجولانه است. خالي از حكمت و خرد و دانش تخصصي است. پنجاه سال پيش آمريكايي‌ها همين كارها را كردند اما نتيجه چه بود؟ امروز آمريكا بزرگترين معدن فرقه‌هاي دنياست. اگر قرار است از دانش غربي‌ها و يافته‌هاي تحقيقاتي آنها استفاده كنيم بايد از دانش روز و يافته‌هاي جديد آنها استفاده كرد. خطاهایی که در برنامه‌های موجود وجود دارد همانست که در برنامه‌ها و روش‌های تاریخی مشابه وجود داشته است که در اینجا چند مؤلفة جدید هم اضافه شده است. این خطاهای اصلی و فرعی در جمع سی و یک مورد است که نه مورد آن، اشتباهات اصلی و بزرگ است. اصلی و بزرگ از این نظر که پیامدهای منفی بسیاری دارد و خودش هم به تنهایی دارای اثر تعیین کننده ای در نتیجة برنامه است.

نقایص اصلی برنامه‌های موجود برخورد با فرقه‌ها، اعلام شتابزده و در عین حال بسیار دیرهنگام خبر و اطلاع رسانی‌های وابسته به آن است…

دوم آنکه کار در دست متخصصان نیست. کارشناسانی که کارشناسی شان در موضوع فرقه‌ها و ضدفرقه‌ها و دنیای جوانان نیست، کار را بدست گرفته اند.

سوم اشتباه بودن ابزار کار است. چه کسی می تواند یا پیش از این توانسته است با ارّه و کلنگ، عمل مغز انجام دهد. برخورد پلیسی و امنیتی با موضوع فرقه‌ها که یک پدیدة پیچیدة اجتماعی و عقیدتی است، یعنی استفاده از کلنگ و اره برای جراحی مغز جامعه؛ مغزی که گفته شده در آن غده ای به نام فرقة شیطانی وجود دارد. تاریخ صدها فرقه و مذهب تاریخی می گوید که در تاریخ فرقه‌ها و ادیان، برخورد خشن، همیشه یک معنا داشته است؛ تولد و زایش مجدد، زیرزمینی شدن و سپس انفجار گستردة بعدی، ریشه دواندن و دورة نهفتگی فعال.

چهارمین خطا عدم شناخت مسئله است. مسئلة فرقه‌ها مسئلة ساده ای نیست، پیچیده است و ابعاد مختلفی دارد. صورت مسئله، هنوز بطور کامل شناخته نشده. هنوز هیچکس و هیچ مرکزی تعریف کاملی از مسئلة موجود ارائه نداده. هر کس از زاویة خودش دیده اما زاویه‌های زیادی نادیده مانده. طبق مؤلفه‌های شناخت یک مسئلة پیچیده بنابر آنچه در دانش تفکر وجود دارد، حداقل دوسوم مؤلفه‌هایی که شناخت مسئله را تضمین می کنند، از نظر دور مانده است. هر مرجعی گوشه ای از مسئله را می بیند و بنابر این عملکرد گوشه ای دارد اما برآیند این رفتارها و برخوردهای مختلف، از طریق جمع تأثیرات این اعمال مختلف سنجیده نمی شود چون برآیند این رفتارها گاهی نسبتاً و گاهی کاملاً به سود فرقه‌هاست.

تفکیک، پنجمین اشتباه بزرگی است که در برنامه‌ها و برخوردهای جاری وجود دارد. مسئلة فرقه‌های انحرافی، جدا از سایر مسائل و معضلات جامعه نیست بلکه جزئی از آنهاست بنابراین اگر بصورت مستقل بررسی و با آن برخورد شود، حتی اگر هم ظاهراً موفقیتی حاصل شود، این توفیق ماندگار نیست. فرقه‌های انحرافی، جدای از دیگر مسائل جوانان نیست، جدای از خلاء‌های فرهنگی و مذهبی نیست، جدای از پدیدة جهانی شدن یا حرکت به سوی جهانی شدن نیست. این را نمی توانید از فقر یا از اختلاف زیاد طبقات اجتماعی و یا از دوری و سردی ارتباط مسئولین با مردم جدا کنید. همة اینها در هم تنیده اند و به هم پیوسته اند. وقتی که فردی دچار بیماری شد و یکی از نشانه‌های آن بیماری درد عمومی بدن بود این اشتباه است که گمان کنید می توانید درد دست او را به تنهایی و بصورت مجزا درمان کنید.

باید ببینیم علت یأس و ناامیدی بخش زیادی از نسل جوان که بنده بیست سال در مرکز دنیای آنها بوده ام و نزدیک ترین و معتمدترین فرد برای دهها هزار جوانی بوده ام که با آنها ارتباط داشته ام، چیست؟ چرا آنها از بسیاری از شخصیتهای فرهنگی و مذهبی ناامیدند و آنها را به دید غیرپاسخگو و ناهماهنگ با جهان امروز نگاه می کنند …

در فرصت مناسبی باید این سی و یک خطای واضح را کالبد شکافی، تحلیل و تدبیر کرد.

هفت: آيا به نظر شما علماء و مجتهدين به تنهايي نمي‌توانند اين معضل بزرگ را حل كنند؟

اگر ما واقعاً روش‌هاي قرآني و اسلامي‌را بكار ببريم، اگر به روش رسول خدا (ص)، اميرالمومنين علي(ع) و امام صادق (ع) عمل كنيم حتي بدون نياز به دانش روز هم مي‌توانيم چون در همان آموزه‌ها و سنت‌ها اگر اجتهاد شود و به روز شود، راه حل‌هاي مسائل روز هم وجود دارند. روش اسلام، دانش محور است. امام صادق (ع) مناظره مي‌كرد و بنابراين طرف مقابل در آن زمان و در همۀ زمانهاي ديگر بي اعتبار شده بود. رسول الله (ص) به سوالات پاسخ مي‌گفت و طرح سوال مي‌كرد، اخلاق او هر مقاومتي را در هم مي‌شكست. امام علي (ع) شمشير خرد و حكمت را در دست داشت. اينها روش اسلام است نه فحاشي، تهمت، تخريب و جنجال. روش در زندان كردن نيست چون همۀ مذاهب بزرگ در صدر خود، زندان و تبعيد و اعدام داشته اند. روش اسلام مناظره‌هاي يك طرفه نيست چون همۀ مردم به مظلوميت طرف مقابل پي مي‌برند واز مظلوم دفاع مي‌كنند. روش اسلام با مردانگي و جوانمردي است. توأم با معرفت و مهرباني و استحكام است. اخلاق متعالي و جذب كننده است نه نفرت انگيزي و نفرت اندوزي. روش قرآن آنست كه خداوند به موسي (ع) مي‌فرمايد برو با فرعون، فرعوني كه مدعي خدايي است، فرعوني كه خود را بجاي خدا به مردم شناسانده و جان و مال و زندگي شان را به تصرف درآورده با زبان نرم سخن بگو. چند بار هشدار مي‌دهد. تهديدات را نشان مي‌دهد. تهديد را به آستانه مي‌رساند. و وقتي كه مي‌بيند همۀ درها بسته است، به خشونت متوسل مي‌شود. موسي برضد فرعون جنگ رواني راه نينداخت. مردانه به ميدان آمد. بعضي مي‌گويند اگر قدرت داشت كار ديگري مي‌كرد. اين چه حرفي است؟ مگر او به ارادۀ خودش با زبان نرم با فرعون حرف زد كه به ارادۀ خودش هم بخواهد تغيير دهد. همان زمان هم خدا با او بود و فرمود « اَنا مَعَكُم اِسمع و اَري » با شما هستم مي‌بينم و مي‌شنوم.

هشت: راه حل خود شما چيست؟

قبل از شناخت هر روش جدیدی لازم است روش پیشین، شناخته شود. اینها کار را سخت کرده اند و تلاششان صرف این است که نمک را از طریق سوراخ‌های نمکدان در آن بریزند. یا وقتی می گویی راه آسان تری هم هست به سراغ این گزینه می روند که نمکدان را به زمین بکوبند تا بشکند، بعد نمک را در آن بریزند و سپس چسبش بزنند. راه حل را آنجا كه بايد گفت مي‌گويم و زماني كه بايد مطرح كرد مطرح مي‌كنم. اما اين راه حل يك پازل است. دهها قطعه دارد كه از به هم پيوستن آنها يك طرح بزرگ حاصل مي‌شود. راه حل‌هاي ما تك بعدي نيست، ايجاد جبهه‌هاي موازي و متناسب است. ما مي‌گوييم بايد مسئله را كاملاً و عميقاً شناخت وآنگاه قدم بعدي. اما هنوز مسئله شناخته نشده، شكافته نشده و به تصميم گيرندگان شناسانده نشده. بايد با مسئله داران ارتباطي عميق و حضوري برقرار كرد آنگاه به مسئلۀ آنها پرداخت. بايد از درون وارد شد نه از بيرون. ورود از بيرون، به بيگانه انگاري مبدل مي‌شود و مقاومت زاست … بايد كيفيت را به مردم عرضه كرد تا آنها كميتهاي بي كيفيت را رها كنند. غذاي عالي را در سفره گذاشت تا از غذاهاي مسموم پرهيز كنند و اينكارها تخصص مي‌خواهد، فوق تخصص مي‌خواهد، اينكاره‌ها را مي‌خواهد. با شعار دادن، شعور كسي عوض نمي‌شود. با حرفهاي تكراري كسي از عادات فكري خود دست برنمي‌دارد… راه حل ما متناسب با كليت مسئله است اما دربارۀ هر مسئله اختصاصي مي‌شود. افرادي هستند كه با يك ده هزارم امكانات درياوار موجود كه براي اين كار بسيج شده اند، قادرند اين مسائل را آن شاء ا… در كوتاهترين زمان ممكن حل كنند. افرادي كه پيش از اين هم بارها همين كار را كرده اند. فوق تخصص اند و كارشان جراحي مغز [جامعه ] است و متخصص اعصاب اجتماع اند.

 

نه: آیا راه حل شما یک اصول و چارچوب کلی ندارد؟

بله. اصول کلی اینست که روش خدا و قرآن را مبنا بگیریم. به روش رسول خدا (ص) و ائمة هدی (س) استناد کنیم. روشی که در برابر اندیشه‌ها با اندیشة کامل و قویتر برخورد می کند. آگاهی را با آگاهی مقتدرانه و عمیق پاسخ می دهد. و دیگر اینکه باید از همة یافته‌های علمی، تحقیقاتی و حتی امنیتی که در نیم قرن اخیر در ارتباط با پدیدة فرقه‌ها حاصل شده استفاده کرد. دوستان ما حدود دوازده سال است که در حال جمع آوری متمرکز این یافته‌ها و دانش تخصصی هستند و آن را از همة جهان گردآورده اند با صدها ملاقات و مراجعة حضوری. زیرا چیزی که ارزشمند و نهایی است بعید است در جایی مثل اینترنت یا کتبی که در بازار کتاب است یافت شود.

اصل دیگر ارتباط است. ما باید با مسئله و کسانی که دارای مسئله هستند ارتباطی مستقیم و زنده داشته باشیم. آنها را و دنیای آنها را آنطور که هستند بشناسیم. دنیا را از چشم آنها ببینیم و با آنها موقتاً همذات پنداری و هم اندیشی کنیم. نباید اشتباهات تاریخی را تکرار کنیم. نباید دکترین‌های معیوب و ناقص الخلقه مبنای تئوریک کار ما باشد. نباید آزمایش شده‌ها را و آنچه بارها امتحان اش را به بدی پس داده دوباره بکار گیریم اما امروز و در ایران عکس این اصول انجام می شود. ما براساس فرضیاتی جلو می رویم که آمریکا را همین فرضیات نزدیک به سی سال گرفتار کرد و آن را به فرقه زار مبدل کرد.

… باید گذشته را عمیقاً مرور کنیم، اشتباهات و غفلت‌ها را ببینیم و از آنها پرهیز کنیم. چه شد که اینطور شد؟ امروز هم همان مؤلفه‌ها فعال و در کارند.

درست است که فرقه‌های انحرافی یک پدیدة کلی هستند اما علاوه بر یک برنامة کلی، برای هر یک از این پدیده‌ها می بایست روشی اختصاصی تعریف شود. روشی در چارچوب همان برنامة کلی. هر مسئله ای راه حل خود را دارد و هیچ دو مسئله ای یکسان نیست.

ده: ولي همان الان هم موفقيت‌هايي در اين مسير بدست آمده . حداقل بيست فرقه منحل شده است

كدام فرقه؟ چرا اين با اطلاعات ما نمي‌خواند؟ دوستان ما كه اين همه سال است اينها را رصد مي‌كنند اين اخبار را به شدت تكذيب مي‌كنند. اينها حقه‌هاي اداري است كه پايين ترها به بالاترها مي‌زنند. دروغ نمي‌گويند اما ريزه خاك‌ها را كه مثل سنگريزه اند براي بالاتر‌ها خاكريز معرفي مي‌كنند و چون همۀ امكانات توجيه را دارند با ادارات موازي خودشان هم موازنه سازي دارند بنابراين مسئولان راضي مي‌شوند كه بله بيست فرقه نابود شد. اينها كه مي‌گويي نابود شده اند اولاً اكثر آنها فرقه نيستند. مشخصات لازم يا كافي فرقه‌ها را ندارند. بيست سي نفر مدعي اند كه يا خواب زده شده اند يا شيادند يا دچار توهم. اين بيست سي نفر حتي اگر بيست سي هزار نفر هم بشوند، قدرت يك فرقه راندارند. اينها رابايد درمان كنند. هركس كه چهار نفر اطرافش جمع شد فرقه نيست. اين فريب عوام و مسئولان غيرمطلع است. فرقه‌ها پديده‌هايي اجتماعي، ريشه دار، قدرتمند و چند لايه اند …

شايد اين اتفاق افتاده باشد اما از فهرستي كه ما از سالها پيش داريم هيچ كدام از فرقه‌هاي ريشه دار از جايشان تكان نخورده اند و فقط بزرگتر و قوي تر شده اند. تعداد جديدي هم هر سال به اين فهرست افزوده مي‌شود.

دو نفر شكار مي‌روند يك نفرشان كرم كوچكي را شكار مي‌كند و يكي ديگر اژدهاي هفت سر افسانه اي را. آيا اين دو تا يكسان هستند؟ صدها هزار از آن كرم‌ها به يكي از اين اژدها نمي‌شود. فرقه‌هاي واقعي و انحرافي مثل آن اژدها هستند و اين مدعيان كه اينها مي‌گيرند مثل آن ديگر. ايا مسئولان و مردم اينقدر دقت دارند؟ 

برچسب ها:ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین:ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین


Leave a comment

فرقه شناسی – از زبان ایلیا میم رام الله ـپیمان فتاحی – 1

فرقه شناسي و تحليل فرقه‌ها

گفت و شنودي با استاد ايليا «ميم» رام الله

1- دانشمندان اديان و مذاهب جديد نظرات مختلفي در بارۀ اركان اصلي يك فرقه دارند. بعضي از دانشمندان پايه‌هاي اصلي فرقه را در رهبري آن يا ساختار تشكيلاتي آن يا آرمانها و وعده‌هايي كه ترسيم مي‌كند مي‌دانند. نظر شما در اين باره چيست؟

اصول بسياري در علم تفكر و شيوه‌هاي متعددي در روش تفكر خلاق وجود دارند كه بيان مي‌كنند نظرات كليشه اي و ثابت براي مسائلي كه در باطن خود داراي متغيرهاي مختلف اند، درست نيست. مسائل حتي اگر هم ظاهراً مشابه هم باشند، الزاماً همانند هم نيستند و بدتر آنكه بعضي‌ها فكر مي‌كنند هر حلقه اي دايره است. همۀ انسانها، بشر هستند اما هيچ دو انساني مانند هم نيستند و صدها و چه بسا ميليونها تفاوت دارند …

آن دانشمندان لابد از ديدگاهي كه مي‌گويند درست مي‌گويند چون مي‌گوييد دانشمند هستند اما به نظر نمي‌آيد كه بتوان در بارۀ اركان اصلي فرقه با اين قاطعيت و جزميت چيزي گفت. آنها درست مي‌گويند اما آيا اين كامل است؟ بعضي فرقه‌ها هستند كه مركز ثقل آنها رهبر آنهاست و اگر اين رهبر كنار برود فرقه هم دچار انحلال مي‌شود اما فرقه‌هاي ديگري را مي‌توانيد ببينيد كه عامل حياتي آنها قرائتي است كه از دين دارند، يا كتابي است كه در دستشان است بنابراين در اين نوع فرقه‌هاي تاريخي ومعاصر مي‌بينيد كه با وجود از دنيا رفتن رهبر، فرقه هنوز وجود دارد و بسيار گسترده تر از گذشته شده است.[1] اما فرقه‌هايي هم بوده اند كه به محض ازدست دادن رهبر خود نابود شده اند چون اين تنها پيوندگاه آنها با تداوم در زمان بوده است. فرقه‌هاي زيادي را مي‌توان مثال زد كه حيات آنها وابسته به مناسك ديني آنهاست يا جنبۀ نفي آميزشان … نمي‌توان مانند بسياري از امور ديگر در اين باره حكم قطعي داد بلكه بايد پديدۀ مورد نظر را كاملاً مشاهده و بررسي كرد و سپس قلب تپندۀ فرقه رايافت. شما هر چيز كه بخواهيد بعنوان عامل اصلي حيات بگوييد مي‌توانيد در اينجا مثالهايي را بشنويد كه چيز متفاوتي را به شما نشان مي‌دهد.

2- رابطۀ فرقه و دين را چطور مي‌بينيد؟

فرقه‌ها از اديان زاييده شده اند و اين از ويژگي‌هاي دين است كه چون تفسير پذير است و داراي تفاسير متعدد و قرائت‌هاي مختلف است، بطور طبيعي ميداني را براي تولد فرقه‌ها پديد مي‌آورد. بنابراين اگر دين را يك درخت تصور كنيم فرقه‌ها و مذاهب شاخه‌هاي مختلف اين درخت هستند. اين اختصاص به دين خاصي ندارد. همۀ اديان داراي اين ويژگي هستند. اما بحث فرقه‌هاي انحرافي به شاخه اي مي‌ماند كه بر خلاف همۀ شاخه‌هاي درخت رشد كرده حتي ممكن است مستقيماً از ساقۀ درخت روييده باشد و وجود آن مي‌تواند براي درخت خطرناك باشد.

3- اطلاعات شما در بارۀ فرقه‌ها خيلي كامل و دقيق است. منابع مطالعاتي شما چيست؟

سال‌ها پيش ما مركز راهبردي بررسي جنبش‌هاي معنوي و فرقه‌ها را در كنار يازده مركز راهبردي ديگر داشتيم . با همكاري آن دوستان ما فرقه‌ها و جريانهاي معنوي را در جهان تقريباً بصورت حضوري و ملموس مشاهده وبررسي مي‌كرديم. با بعضي از رهبران آنها از نوجواني ارتباط داشتم وسالهاي بعد اين تماس را به واسطۀ بعضي از دوستاني كه در خود آن فرقه‌ها و جريانات بودند ادامه دادم … منبع ديگر ما دانش الگوشناسي است. فرقه‌ها، جنبش‌ها، انقلابها و اديان همگي داراي الگوهاي بنيادي هستند و با شناخت اين الگوها بخصوص با تطبيق سير زماني آنها، شناخت مشاهده اي و حضوري تر حاصل مي‌شود اما در اين زمينه كتاب خاصي را مطالعه نكرده ام.

 

4- در صحبت قبلی شما اشاره داشتید که در وضعیت موجود، فرقه‌های انحرافی زیرزمینی شده اند و زیرزمینی شدن به تثبیت بیشتر در زمان حالا و گسترش بیشتر در آینده منجر می شود. چه دلیلی وجود دارد که فرقه‌ها بعد از برخورد خشن و بعد از بسته شدن راههای تبلیغ شان، قویتر می شوند؟ ظاهر موضوع عکس این را نشان می دهد.

پدیده‌های اجتماعی به محض مواجه شدن با خشونت، زیرزمینی می شوند. عمیق تر شوید می بینید، ویژگی اندیشه‌ها هم همین است. به محض سرکوب، زیرزمینی می شوند. وقتی که تمایلات سرکوب شدند، خود را در جای دیگری نشان می دهند. فرقه‌های انحرافی هم بعنوان یک پدیده همین وضع را دارند. به محض آنکه احساس تهدید کنند زیرزمینی می شوند. اگر بوی برخورد خشن بیاید، فعالیت خود را به مناطق دور از دسترس تهدید کنندگان منتقل می کنند. عموماً و در تاریخ همینطور بوده و امروز هم همین است. اما دلیل قویتر شدن آنها. فرقه‌ها وقتی زیرزمینی شدند، کیفیت گرا می شوند. قوة محرکة آنها در کمیت گرایی، خود را در مسیر کیفیت گرایی کانالیزه می کند. چون امکان شعاردادن از آنها سلب شده، به شعور ورزی روی می آورند و بنابراین تثبیت شده و ریشه‌های آنها عمیق تر می شود. در این فعالیت زیرزمینی، سیستم ایمنی آنها و بنابراین تضمین طول حیات و عرض اندیشه‌هایشان بیشتر می شود. چون با خطر روبرو شده اند. هم این خطر را تدبیر می کنند و هم خطرات و احتمالات بعدی را. دچار دوراندیشی و تدبیر آینده می شوند. پس باز هم ریشه‌هایشان بزرگتر و گسترده تر خواهد شد. آنها چون دیگر نمی توانند به شکل مستقیم دیروز وارد عرصه شوند، پوشش می گیرند و تبدیل می شوند و در قالب لفافه‌های جدید و متنوع امروز در جامعه ظاهر می شوند. همین شکل پذیری‌های متعدد جدید، به گسترش آنها منجر خواهد شد. قبلاً آنها با یک گروه محدود در ارتباط بودند، کسانی که علائق مذهبی و معنوی داشتند. اما امروز آنها با مخاطبان مختلف روبرو هستند. مي‌بينيد يك رستوران است اما پوششی است برای یک فرقه. دکتر است اما مبلغ یک فرقه است. سیاستمدار و برنامه‌ریز است ولی هویت فرقه ای او بر هویت سیاستمدار بودن اش برتری دارد. این استتار در قالبهای متنوع یعنی پیوند آن فرقه، از ابعاد مختلف با جامعه. قبلاً که آشکار بود یک پیوند داشت. حالا دهها پیوند دارد و انحلال یا تغییر و اصلاح آن بارها سخت تر و پیچیده تر از گذشته است …

قبلاً می شد آن را ارزیابی کرد. بعنوان یک مسئله، شناسایی کرد، با آن در ارتباط بود و از طریق این ارتباط، شناختی حضوری و کارا بدست آورد. می شد با آن گفتگو کرد اما امروز او از دسترس تو خارج است. ارزیابی کردن حتی با اتکاء به پیشرفته ترین ابزارها و روش‌های امنیتی، آنطور که باید امکانپذیر نیست.

5- آينده فرقه‌ها را در ايران چطور مي‌بينيد؟

با شناخت گذشته مي‌شود حال را درك كرد. براي اينكه بدانيم حالا چه خبر است مي‌توانيم اين را از درك گذشته حاصل كنيم و براي آنكه بدانيم فردا چه مي‌شود كافي است امروز را درك كنيم. با تعيير امروز، فردا هم تغيير مي‌كند همانطور كه تغييرات گذشته، اوضاع امروز ما را دگرگون مي‌كنند. اين يكي از اصول كلي آينده پژوهي است. [2] در اين باره هم متفاوت است. براي آنكه بدانيم فرداي ايران از نظر پديده‌هاي نوظهور مذهبي و جنبش‌هاي معنوي يا فرقه‌ها چه خواهد بود بايد ببينيم امروز داريم چكار مي‌كنيم … اين بستگي به روش ما دارد. روشي كه در سي سال گذشته و حتي قبل از آن وجود داشته عملاً روشي مخرب است و قادر نيست مسائل جديد مربوط به دنياي جديد را حل كند.

ورود فرقه‌هاي جديد به ايران از حدود پانزده سال پيش آغاز شد، اجتناب ناپذير هم بود اما در اين پانزده سال ديده بانان فرهنگي كجا بودند؟ مسئولان امنيتي و مراكز مربوطه به چه كاري مهمتر از اين مشغول بودند؟ چه شد كه بعد از پانزده سال يكدفعه يادشان افتاد كه فرقه‌هاي جديد و جريانهاي معنوي يكي از پيچيده ترين مسائل جهان معاصر است. آنها وقتي يادشان افتاد كه بسياري از فرقه‌ها ريشه دوانده بودند، تثبيت شده بودند، الگوهاي تثبيت و گسترش را يافته بودند. وقتي يادشان افتاد كه بيماري همه جا را گرفته و در بسياري مزمن شده بود. هر مسئولي سعي داشت مسئول ديگر يا مسئولان و نهادها و دولتهاي قبلي را متهم كند. واكنش اين بود كه دريك شتابزدگي همه جا فرياد زدند كه مواظب باشيد فرقه‌ها حمله كرده اند. حداقل پانزده سال از اين تهاجم گسترده گذشته بود و پانزده سال بعد، مرزبانان اجتماعي و ديده بانان فرهنگي شيپورها را به صدا در آوردند. خود اين كار مخرب بود و براي فرقه‌هاي قدرتمند و ريشه دار به مائده اي آسماني شبيه بود. آنها مورد توجه جهان و رسانه‌هاي بين المللي قرار گرفتند و در بعضي از محاسبات و برنامه ريزي‌هاي قدرتهاي بزرگ محاسبه شدند …

مردمي‌كه نمي‌دانستند، دچار كنجكاوي شدند. بعد ديدند بعضي از اعضاء خانواده و فاميل خودشان در همين فرقه هستند و يك آشنا سازي طبيعي انجام شد. بعضي‌ها وحشت زده شدند و امنيت رواني خودشان را از دست دادند و اين خود فرصتي را فراهم كرد كه به بعضي از انديشه‌ها روي بياورند كه امتداد آنها در جريانات معنوي جديد است. ما گزارش‌هاي مفصلي را از اين بازخوردها داريم …

شايد روش نرم و نامحسوس و هنرمندانه كارايي بسيار بيشتري مي‌داشت…

الان همۀ فرقه‌ها دريك حالت واكسينۀ زماني اند. ويژگي زماني كه بر پايۀ اصل رواني هجوم عمل مي‌كند آنها را در حالت جنگي قرارداده، درِ قلعه‌ها بسته شده، آنها احساس مي‌كنند كه قرار است نابود شوند پس هر دستي را پس مي‌زنند. ناامني رواني آنها را به موضع گيري تخاصمي‌كشانده است و اين يكي از بدترين نتايج اين اعلام نابهنگام است. فرقه‌ها از همان لحظه اي كه برضد آنها اعلام جنگ شد طبق گزارشي كه ما داريم عموماً دچار تدابير چند لايۀ حفاظتي شدند. اغلب دچار تكثير شدند. منابع حياتي خود را جابجا كردند. موشك‌هاي فكري و فرهنگي خودرا به خارج از مرزها منتقل كردند…

فرض كنيم كه فرقه‌هاي انحرافي مثل ايدز باشند. پانزده سال پيش ويروس‌ها وارد شده اند. خيلي‌ها را مبتلا كرده اند، وارد يك نسل قبلي و بعدي هم شده اند. بعد جارچي‌ها در همه جا جار مي‌زنند: مردم ايدز آمده. اگر با همين روشي كه امروز مبناي كار است جلو برويم، اين را بر اساس ديدگاهها و اصول آينده پژوهي مي‌گويم، در آينده اي كه دور نيست ايران و سرزمين‌هاي اسلامي‌به فرقه زار مبدل مي‌شود.

ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین


[1] كتاب يكي از دو سخنگوست. ميزان الحكمه

[2] در ميزان الحكمه آمده: گذشته دنيا, براى خبر دادن از آينده آن كافى است . – همينطور يك ضرب المثل چيني هم مفهومي‌مشابه را بيان ميكند كه ميگويد: گذشته را بدانيد تا آينده را بدانيد.


Leave a comment

برچسب «فرقه رام الله» توسط روحانیت طالبانی به جمعیت ال یاسین

بررسي ديدگاه‌های ضد فرقه‌اي در ال‌ياسين

لازمه اثبات فرقه بودن داشتن يكسري از ويژگيها است، كه ابطال وجود اين ويژگيها در ال‌ياسين بخشي از دلايل فرقه نبودن آن را تشكيل ميدهد. اما دلايل فرقه نبودن ال‌ياسين به اين موارد محدود نيست. دسته ديگري از دلايلي كه بر رد اتهام فرقه بودن بر جمعيت ال‌ياسين دلالت دارد دارا بودن ويژگيهاي ضد فرقه ايست.

اينها ويژگيهايي هستند كه با رفتارهاي فرقه اي تناقض داشته و با وجود آنها در يك جمع خصايص فرقه اي در آن بوجود نميايند. اينها را عناصر ضد فرقه اي ميناميم.

نسبت اين عناصر با فرقه‌گرايي مثل آب و آتش يا نور و تاريكي ؛ يا ويروس و ضد ويروس است. وقتي كه نور هست تاريكي وجود ندارد و وجود تاريكي با نور قابل جمع نيست و وقتي هم اين ويژگي‌ها و مبناها در جمعي حاكم باشند ممكن نيست آن جمع فرقه باشد.

بر اساس دلايلي كه در اين متن ارائه ميشود، ما قائليم كه ال‌ياسين نه تنها فرقه نيست بلكه اصولا رفتارهاي ضدفرقه اي متعددي در آن وجود دارد كه مانع از تحول آن به فرقه ميشود.

از اين نظر ال‌ياسين الگويي از جمعيتي است كه تدابيري هوشمندانه در آن تعبيه شده كه دربرابر اين خطر (تبديل شدن به فرقه) مصون بماند.

 

1- نفي مستقيم فرقه بودن: يكي از عملكردهاي ضدفرقه‌اي ال‌ياسين «نفي مستقيم فرقه بودن» است. ايليا«م» مكرراً بطور صريح و تاكيدي فرقه بودن آموزشهاي خود را رد كرده است. اين عمل مانند نابودسازي هويت فرقه اي در يك جمع است كه يكي از مهمترين اركان فرقه‌هاست. بطور مثال در بخشي از سخنان او آمده:

«تعليماتي كه به شما داده ام درباره هيچ دين و فرقه‌اي نيست. يافتم و ديدم و آموختم و به شما تعليم دادم. اين نه درباره شريعت است نه طريقت.»

تشكيل فرقه تلاشي براي كسب هويتي مستقل است و لازمه هر فرقه اعلام نوعي جدايي طلبي و متمايز كردن خود از ساير اديان و عقايد است. بنابراين تاكيد بر اين هويت براي بنيانگذاران و رهروان فرقه‌ها ارزشي اساسي دارد.

از سويي اعلام هويت و سعي در تثبيت آن روشي براي رسميت بخشيدن به اين هويت است. لذا فرقه‌ها جدايي طلبند و جدايي خود را از ديگر عقايد و شعبه‌ها اعلام مي‌كنند تا به هويت خاصي كه براي خود و عقايد خود قائلند رسميت دهند. بنابراين اگر بنيانگذار و پيروان يك فرقه، «جدا بودن» و فرقه بودن خودشان را قبول نداشته باشند، نقض غرض كرده اند.

نكته ديگر اينكه استاد ايليا نه فقط ادعاي فرقه‌بودن نكرده و نه فقط اين ادعا را صريحا رد كرده، بلكه اصل و اساس فرقه‌گرايي را باطل اعلام نموده است. بطور مثال در يكي از بيانيه‌هاي منتشره بين مستقيماً به نقل از ايليا«م» آمده:

«فرقه‌گرايي باطل است و در دين خدا راه ندارد».

 و يا در اين سوال و جواب چنين ديدگاهي بوضوح ديده ميشود :

س – آيا شما گرايش به فرقه خاصي داريد؟ به نظر شما کدام فرقه‌ها به نسبت بقيه صحيح تر و قابل قبول هستند؟

ج – مطابق كلام خداوند، فرقه‌گرايي و متفرق شدن در دين خدا باطل است. از كسي كه فرقه‌گرايي را باطل و مردود اعلام مي‌كند و آنرا به انجام مي‌رساند همانطور كه رسانده است، چگونه مي‌توان انتظار داشت كه به فرقه‌گرايي آلوده شود؟ حقيقت نيازي به فرقه‌سازي ندارد…

«مُنيبينَ اِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ اَقيموُا الصَّلوةَ وَ لاتَكوُنُوا مَنَ المُشْرِكينَ. مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ کَانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِمَالَدَيْهِمْ فَرِحُونَ.».

به او بازگرديد، از او بترسيد و نماز بگزاريد و از مشركان نباشيد. از آنان نباشيد كه دين خود را پاره پاره كردند و فرقه فرقه شدند و هر فرقه‏اي به هر چه داشت دلخوش بود.

 

2- آموزش انديشه‌هاي ضد فرقه اي: مقوله ديگر كه در ال‌ياسين ديده ميشود اين است كه استاد ضمن آموزشهاي خود ديدگاهها و بينش‌هاي ضد فرقه اي را به شاگردان خود تعليم داده است.

بطور مثال تاكيد بر جوهر مشترك اديان، نگاه پلورال به حقانيت اديان، انحصاري ندانستن رستگاري براي جمع يا نژاد يا فرقه اي خاص از جمله ديدگاههاي ضدفرقه اي و ضد جدايي طلبانه ايست كه او بر آن تاكيد داشته است.

 

3- ايجاد رشد و استقلال فكري در شاگردان: رهبران فرقه‌هامي‌خواهند هر چه بيشتر كنترل اعمال هواداران خود را بدست بگيرند، و به همين دليل سعي ميكنند آنها را (خصوصا از نظر ذهني) هر چه بيشتر به خود وابسته كنند.

برخي از فرقه‌ها با ترويج عقل‌گريزي و نفي لزوم بكارگيري تفكر براي حل مسائل زندگي، هواداران خود را در حالتي از وابستگي ذهني نگه ميدارند تا جايي كه مريد براي حل مسائل مهم زندگي خود به نوعي به فرد مركزي در فرقه محتاج باشد. بنابراين هرگونه آموزشي كه اعضا را به سمت استقلال و توانمندي فكري و شخصيتي سوق دهد، نوعي آموزش ضدفرقه‌ محسوب مي‌شود.

اما گرايش همه آموزشها در ال‌ياسين رساندن افراد به استقلال و رشد فكري و آموزش تفكر و تحليل و حل مسائل بوده اشت.

اعضاي ال‌ياسين تاكيدات استاد ايليا«م» درباره اموختن تفكر را ميدانند و به ان عمل ميكنند و اين روند به جرياني در اعضا تبديل شده كه نتيجه آن قدرت عمل و استقلال راي و برخورد عقلاني با مسائل است. اين در حالي است كه ما در فرقه‌ها شاهد عكس اين رفتار و روند وابسته سازي فكري اعضا به رهبران فرقه‌ها هستيم. از اين نظر مي‌توان گفت كه عملكرد ال‌ياسين يك عملكرد ضد فرقه ايست كه در تضاد شديدي با فضاي حاكم بر فرقه‌هاست.

 

4- تاكيد بر پيامبران و امامان بعنوان الگو: هر فرقه براي تثبيت هويت و استقلال خود نيازمند ارائه الگوهاي رفتاري درون فرقه‌اي براي خود است. به همين دليل بنيانگذاران هر فرقه خود يا نزديكانشان را بعنوان الگوي شاخص براي پيروان خود معرفي ميكنند.

اما ايليا«م» خود را الگوي شاگردان نميداند بلكه پيامبر (ص) و امامان (ع) و خصوصا حضرت علي (ع) را بعنوان الگوي مناسب معرفي كرده و شاگردان را به پيروي از اين الگو دعوت ميكند. او اين معنا را در شعار «شيعه علي، مانند علي» خلاصه كرده و به شاگردانش آموخته.

اين ديدگاه را بطور واضحي در كتاب جريان هدايت الهي مي‌توان يافت: «من راهنما و معلّم آنان {شاگردان} هستم نه الگويشان. الگوي آنان پيامبران و امامان هستند.»[1]

اين در حالي است كه در ال‌ياسين پذيرش و آمادگي براي اينكه ايشان خودشان را بعنوان يك الگو معرفي كنند بسيار زياد بود. از سويي بسياري از طيفهاي ال‌ياسين ديدگاههاي مذهبي نداشتند و اين گفته براي آنان ديدگاهي دافع بودكه با اينحال واقعيت داشت و مورد تاكيد بود.

 

5- تاكيد بر قرآن بعنوان محك حقانيت انديشه‌ها: انسان امروز در محاصره انواع انديشه‌هاي گوناگون قرار دارد و هر روزي انديشه و عقيده‌اي از گوشه‌اي از جهان مطرح مي‌شود. انسان بايد در اين ميان حق را از باطل تشخيص دهد. در اينجا اين سئوال مطرح مي‌شود كه اين انديشه‌ها را با كدام ميزان و محك بايد آزمود تا به درستي يا نادرستي‌شان واقف شد؟

فرقه‌ها جوابهاي خاص و انحصاري را به اين سئوالات مي‌دهند كه نشان دهنده نقطه نظرات مختص آن فرقه است. اما در ال‌ياسين بنابر تاكيد ايليا ميم اين مبنا رجوع به قرآن و احاديث معتبر بوده است. از نظر ايليا محك ومعيار قبول كردن يا مردود شمردن عقايد و آرايي كه امروزي در جهان تحت عناوين گوناگون مطرح مي‌شود يك راه اساسي دارد و آن اين است كه ببينيم اين عقايد با قرآن هماهنگي دارد و بررسي كنيم كه در احاديث معتبر تاييدات يا نشانه‌هايي بر تاييد آنها يافت مي‌گردد يا خير؟

اين ديدگاه چنان در ال‌ياسين بنيادي بود كه شاگردان به مرور روزانه قران در صبح و شب سفارش شده بودند و اكثر شاگردان هم اين توصيه را انجام ميدادند. بطوريكه بعد از مدتي كساني كه در عمرشان يك بار هم قرآن را نخوانده بودند چندين بار قرآن را ختم كرده بودند. تشويق اعضا به انجام تحقيقات قرآني هم از مصاديق ديگر تاكيد ايشان بر قرآن است.

 

6- انتخاب آزاد : محدود كردن آزاديهاي فردي يكي از ابعاد فرقه‌ها به شمار ميرود. از محدود كردن ارتباطات و علائق گرفته تا انتخاب همسر، شغل، دوستان.

محدود كردن امكان انتخاب نوعي اسارت رواني و از رفتارهاي فرقه‌اي است و در مقابل آن احترام به انتخاب اعضا يك رفتار ضدفرقه اي محسوب ميشود.

اما در ال‌ياسين انچه كه از استاد اموختيم نه محدود كردن زندگي و انتخابها بلكه گسترده كردن ان و مواجهه با ابعاد جديد زندگي بود. همه در انتخاب شيوه زندگي ازاد بودند و حتي الزام يا تضمين خاصي براي رعايت تعليمات استاد از ديگران گرفته نميشد. اما اعضا بطور خودجوش و غير سازمان يافته اي درباره تعليمات استاد غيرتمند بودند و همديگر را به رعايت تعليمات ياداور ميشدند.

در ال‌ياسين آزادي كامل براي همه وجود داشت و هيچوقت ما نشنيديم و نديديم كه حتي كسي در صحبتهاي درگوشي اش هم حرفي از محدود سازي انتخاب آزاد بزند يا مصداقي را بيان كند.

انتخاب شيوه زندگي، امكان انتخاب بهره‌گيري از فرصتهاي تحصيلي، شغلي و… مانند همه افراد انساني ديگر براي اعضاي جمعيت ال‌ياسين هم وجود دارد. در واقع آموزش‌هاي ايليا«م» نه تنها اين امكان را براي كسي محدود نكرده، بلكه بواسطه رشد ديدگاهها و تفكر افراد امكان انتخاب هر چه بهتر را براي شاگردان ممكن كرده است.

 

7- نظر خواهي از مراجع ديني: همانطور كه ميدانيم طيف گسترده اي از پيروان استاد ايليا «ميم» در ايران شيعيان اثني عشري هستند. كساني كه با وجود تدين به دين و مذهب مشخص، تعليمات استاد را بعنوان تعليمات روشنگر و تعالي بخش تشخيص داده‌اند.

نمايندگاني از اين طيف بنا بر توصيه استاد در مقاطع گوناگون با مراجع محترم شيعه بطور حضوري صحبت كرده و نظرات آنان را درباره استاد و تعليمات او خواستار شده‌اند.

گذشته از اينكه هيچكدام از اين مراجع محترم نظري مبني بر فرقه اي بودن تعليمات ايشان بيان نكرده اند، نفس همين كار يعني نظر خواهي از مراجع تقليد، نشانه يك رفتار ضد فرقه اي است.

براستي كدام رهبر فرقه است كه شاگردانش را در رفتن نزد مراجع تقليد و كسب نظر آزاد بگذارد و اگر اين اتفاق افتاد با آنها برخورد نكند؟ در حالي كه ما در فرقه جريان بسته و محدود شده اطلاعات را شاهديم، در ال‌ياسين رفتاري معكوس آن را شاهد بوده‌ايم.

 

در جمع بندي بايد گفت كه ممكن نيست كه در جمعي اين تعداد عناصر بنيادي ضدفرقه اي وجود داشته باشد و آن جمع را بتوان فرقه ناميد.

برچسب ها:ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین,ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ,ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ,ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ,ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ,ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ,


9 ايليا«م»


Leave a comment

فرقه رام الله برچسبی دروغین برای تخریب جمعیت فرهنگی- معنوی ال یاسین و ضد فرقه رام الله است

رد فرقه گرايي ال‌ياسين از ديدگاه فرقه‌هاي مذهبي

غير از ديدگاهي كه سينگر درباره فرقه بودن در تئوري خود ارائه داده است، ديدگاههاي ديگري هم هستند كه تعاريف ديگري از فرقه گرايي ارائه داده اند.

يكي از اين ديدگاهها همان ديدگاه اصلي است كه فرقه‌ها را همان انشعابات در دين ميداند. بر اساس اين ديدگاه اديان داراي فرقه‌هايي هستند كه با گذشت زمان و ايجاد تفاسير جديدي كه با تفسير اوليه از دين فاصله داشته اند (به دلايل گوناگون) از آن منشعب شده اند.

به اين ترتيب فرقه‌هايي ايجاد شده و پيرواني يافته و بعد از مدتي به ميزاني از گستردگي رسيده اند كه در كنار دين اصلي جاي مطرح شدن را يافته اند.

براي بررسي اينكه چرا ال‌ياسين يك فرقه به معناي مذهبي نيست، از ويژگيهاي ذكر شده درباره فرقه‌هاي مذهبي استفاده كرديم كه در مقاله «بررسي جامعه‌شناختي فرقه‌گرايي مذهبي و تأثيرآن بر نظم و ثبات سياسي»، نوشته ابراهيم حاجياني برشمرده شده بود.

***

الف) فرقه انشعاب و انحراف از سازمان مذهبي مسلط جامعه است. فرقه از جامعة بزرگتر جدا و با مذهب رسمي‌موجود، مخالف و ناسازگار است.[1]

اين ويژگي به چند دليل در ال‌ياسين مصداق ندارد. اول اينكه اصولا ال‌ياسين ارائه كننده يك ديدگاه مذهبي نيست. بعبارتي هيچ نو آوري در شريعت انجام نداده و از نظر ديني اكثريت ال‌ياسين جزو جامعه ديني كشور يعني شيعيان اثني عشري هستند.

دوم اينكه اين واقعيت كه در ال‌ياسين هيچكس به تغيير آيين و مذهب خود تشويق نشده دليل ديگري بر فرقه نبودن ال‌ياسين است. تاييد كننده اين نظر انست كه در ال‌ياسين از مذاهب اقليت هم عضويت دارند و از اين جامعه طرد نشده اند و نيز در پي عضويتشان مجبور به ترك دين و فرقه خود نشده اند.

ديگر اينكه اكثر ال‌ياسين افرادي هستند كه به دين خود وفادارند و در پي عضويت در ال‌ياسين نه تنها از دين خود روي گردان نشده اند بلكه به جدي تر گرفتن ديدگاههاي ديني خود ترغيب گشته‌اند.

ب ) در فرقه‌ها، رياضت‌جويي رايج است و اين امر به تدريج تعلقات دنيوي را در بين اعضا حاكم مي‌كند. چون در اثر رياضت‌جويي، امنيت مالي بهتري به وجود مي‌آيد.[2]

در ال‌ياسين هرگز رياضت كشي تشويق يا تبليغ نشده است. بلكه استفاده معقولانه از نعمت زندگي مادي را در مسير تكامل روحي افراد را روش برگزيده و توصيه كرده است. تاييد كننده و مصداق اين معنا آن است كه بخش قابل توجهي از آموزشهايي كه در ال‌ياسين به اعضا داده شده است آموزشهايي است كه مستقيما به حل بهتر مسائل زندگي مادي مي‌انجامد. آموزشهايي مانند تفكر، مديريت، ازدواج، تغذيه و … كه هر كدام كتب و مقالات متعددي در اين باره در نشريات مرتبط با ال‌ياسين آمده است. مثلا نشريه‌هاي حركت دهندگان بطور تخصصي مباحث مربوط به تفكر و مديريت را دنبال ميكرد و نشريه هنرهاي زيستن به مباحثي مانند تغذيه و ديگر مسائل زندگي روزمره، و نشريه علم موفقيت به مواردي مانند ازدواج و ارتباطات انساني ميپرداختند.

همينطور كتب متعددي در باره اين زمينه‌ها از تعليمات استاد ايليا رام ا… چاپ و منتشر شده كه هم حاوي آخرين نظريات و تحقيقات درباره اين مسائل اند و هم حاوي نقطه نظرات استاد در آن زمينه هستند. با اين وصف و با اين حجم توجه به مسائل زندگي چطور مي‌توان ال‌ياسين را رياضت پيشه دانست؟

 

ج ) فرقه‌ها تماميت‌گرا هستند و با ساير گروه‌هاي مذهبي مخالفند. آنها تمايلي به رواداري و همزيستي با ديگران ندارند و خصوصياتي نظير آشتي‌جويي و تطبيق با شرايط، از شناسه‌هاي آنها نيست.[3]

استاد رام الله نه تنها تماميت گرا نيست، بلكه يكي از اتهامات ايشان اين است كه به حقانيت نسبي اديان الهي باور داشته و داراي ديدگاهي پلورال در موضوع حقانيت اديان الهي است. بطور مثال در فرازي از كتاب آفتاب و سايه‌ها نوشته آقاي م.فعالي در باره موضوع پلوراليسم از استاد رام الله چنين انتقاد كرده: «او همچنين با تاييد برابري اديان، پلوراليسم ديني را تاييد كرد و انحصار حقانيت را از اسلام ستاند و در ميان تمام اديان از جمله ايين يهود و ايين مسيحيت كه قطعا تحريف شده اند تقسيم كرد.»[4]

اگر از اين نكته كه حقانيت اديان مسيحي و يهودي از تصريحات قران است بگذريم، بايد گفت همانطور كه در متن فوق واضح است، ويژگي تماميت گرا و مخالفت با گروههاي مذهبي ديگر در بيانات منتقدين استاد بيشتر ديده ميشود.

 

د ) فرقه‌ها، متعصب و بر درستي عقايد خود مصراند. بنابراين، خود را درست آئيندانسته و مدعي انحصار در كشف حقيقت هستند.[5]

استاد ايليا و شاگردان ايشان در ال‌ياسين با وجود اينكه به درستي عقايد خود را بنابر شناخت و دلايل معرفتي باور دارند، اما مدعي انحصار در كشف حقيقت نيستند. ضمن انكه استاد ايليا خود را بنيانگذار يك دين يا مذهب جديد نميداند و اموزشهاي ايشان هم هيچ تشابهي با اموزه‌هاي ديني ندارد.

 

هـ ) عضويت در فرقه – حداقل در نسل اول- داوطلبانه و اختياري است و منوط به كسب بعضي فضايل، آگاهي از آموزه فرقه و يا گرايش به نوعي خاصي از تجربه مذهبي است. فرقه هر كسي را در درون خود نمي‌پذيرد و رويه‌هاي خاصي براي اخراج اعضا دارد.

اين ويژگي خود در حقيقت دو ويژگي است. يكي عضويت داوطلبانه و اختياري و ديگري داشتن رويه خاص براي ورود يا خروج اعضا.

درباره ال‌ياسين بايد گفت كه عضويت در ال‌ياسين اختياري بوده و اگر اين ويژگي فرقه‌ها باشد ال‌ياسين از اين ويژگي برخوردار بوده است. اما واقعيت اين است كه اين ويژگي منحصر به فرقه‌ها نيست و بسياري از گروهها و انجمنها و ان جي او‌ها عضويت اختياري و داوطلبانه دارند.

اما درباره رويه خاص براي ورود (مثل مراسم تشرف) و خروج اعضا چنين چيزي در ال‌ياسين وجود نداشته است و مويد آن هم صدها نفري هستند كه تنها با يك تماس تلفني و حتي بدون پرداخت هيچ شهريه يا معادل شهريه اي وارد جلسات ال‌ياسين شده اند و بسياري افرادي كه بنا به دلايل شخصي و بدون هيچ رويه خاصي از عضويت جمعيت ال‌ياسين خارج شده اند.

 

و ) رهبران فرقه معمولاً از رهبران رده پائين سازمان مذهبي (رسمي) بوده‌اند كه اينك درصدد دستيابي به رده‌هاي بالاتري از اقتدار معنوي هستند.[6]

استاد ايليا هرگز در هيچ رده اي از سازمانهاي مذهبي نبوده اند و سابقه ايشان نشان ميدهد كه اصولا فاقد تحصيلات مذهبي هستند.

خود ايشان به كرات با اشاره به تفاوت ماهيت آموزشهايشان با آموزشهاي ديني و مذهبي اين معنا را تاكيد كرده اند. بطور مثال در يكي از گفت و شنودهايشان اينطور تصريح كرده اند:

س – آيا تعليمات شما نوعي دين و مذهب است؟

 ج – نه اينطور نيست.

 س – آيا اين تعليمات مكتب عرفاني جديدي است؟

 ج – نه اينطور نيست.

 س – اين مكتب يا حركت كه نه شريعت است و نه طريقت، پس چيست؟

 ج – هنر زندگي متعالي، آشكاري حقيقت است.

 س – آيا شما امام يا پيامبريد؟

 ج – نه اينطور نيست.

 س – آيا فقيه و روحاني هستيد؟

 ج – نه اينطور نيست. [7]

ز ) فرقه‌ها خود را حافظ تعاليم و اصول اوليه‌اي مي‌دانند كه به نظر اعضا، سازمان رسمي‌مذهب، آنها را سست يا رها كرده است.

استاد ايليا خود را حافظ تعاليم و اصول سازمان مذهبي خاصي نميدانند. بلكه ايشان احياي روح دينداري را كه در همه مذاهب يكي است و آن عشق و تسليم به خداوند است را تاكيد ميكنند.

اگر در اينجا منظور از تعاليم و اصول اوليه آن اصول شريعت باشد (كه غالبا اينطور است) اين موضوع به هيچ وجه درباره ايشان صدق نميكند.

اما اگر منظور از اين اصول روح و باطن دين باشد، اين موضوع درباره همه معلمين معنوي، اكثر مصلحان اجتماعي، و همه بزرگان عرفان در جايجاي جهان مصداق پيدا ميكند. در حاليكه نمي‌توان به اين طيف وسيع از بزرگان فرقه ساز نام نهاد. نكته ديگر اينكه ريشه تعاليم استاد رام الله دين و مذهب نيست. خود او درباره ريشه تعليمات خود گفته: «تعليماتي كه به شما داده ام درباره هيچ دين و فرقه‌اي نيست. يافتم و ديدم و آموختم و به شما تعليم دادم. اين نه درباره شريعت است نه طريقت.»

جمع بندي:

همانطور كه پيداست جمعيت ال‌ياسين بيش از نود و پنج درصد ويژگيهاي معرفي شده براي فرقه‌هاي مذهبي را ندارد. البته براي رسيدن به اين نتيجه كه ال‌ياسين يك فرقه مذهبي نيست تنها يك مشاهده اين جمعيت و حركتها و تعليمات ايشان كفايت ميكند. اما از آنجا كه ما بنا را بر بررسي جز به جز دراين باره گذاشته بوديم تك تك مولفه را ذكر كرديم.

برچسب ها:ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین


[1] «بررسي جامعه‌شناختي فرقه‌گرايي مذهبي و تأثيرآن بر نظم و ثبات سياسي»، نوشته ابراهيم حاجياني

[2] همان

[3] همان

[4] آفتاب و سايه‌ها . محمد تقي فعالي. ص 166

[5] «بررسي جامعه‌شناختي فرقه‌گرايي مذهبي و تأثيرآن بر نظم و ثبات سياسي»، نوشته ابراهيم حاجياني

[6] همان

[7] كتاب جريان هدايت الهي