جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

پروردگار تبارک و تعالی در هر لحظه با مخلوقات خود سخن می‌گوید

خدا نمرده

 KHODA NAMORDEH

چرا خدا را مرده پنداشته‌اید؟ چرا گمان می‌برید که خداوند نباید و نمی‌تواند با مخلوق و بندة خود ارتباطی داشته باشد؟ مگر خالق متعال عاشق مخلوق خود نیست؟ این چگونه عشقی است که بگوییم بین عاشق و معشوق هیچ رابطه‌ای وجود ندارد؟ مگر اساسی ترین و مهم ترین نیاز انسان، ارتباط با آفریدگار خود نیست پس اگر فکرکنیم که او به این نیاز مهم تر از آب و غذای بندة خود بی اعتناست چگونه می‌توان تصور کرد که خداوند بخشنده و مهربان است؟ اصلا چرا نباید خداوند با مخلوق خود رابطه‌ای  داشته باشد؟ چرا نباید مخلوق خود را هر لحظه هدایت کند، چرا نباید با بندة خود سخن بگوید؟ چرا گمان برده‌اید که خداوند تنها با گروه بسیار بسیار اندکی از بندگان خود سخن گفته؟ آیا نعوذ بالله او تبعیضی میان بندگان خود قائل است؟ چرا فکر می‌کنیم که پروردگار متعال زمانی سخن گفته و زمانی دیگر ساکت شده است و اکنون نیز در سکوت به سر می‌برد؟… خداوند زنده و حاضر را بپرستید. زنده، سخن می‌گوید، محبت می‌کند، فعال است، زندگی می‌بخشد، تغییر می‌دهد و دگرگون می‌کند. زنده، می‌بیند، می‌شنود، می‌خواهد و اراده می‌کند، آیا خالق و معبود شما زنده است؟… پروردگار تبارک و تعالی در هر لحظه با مخلوقات خود سخن می‌گوید و از این طریق آنان را پاک و هدایت می‌کند، قدرت و زندگی می‌بخشد و محبت و نوازش می‌کند… خداوند با (به ظاهر) پست ترین و برترین مخلوقات خویش یکسان سخن می‌گوید… شنیدن این کلام سرچشمة شور و شادی و لذت و آرامش است. این کلام نیرو دهنده و رهاننده است… در وحی بسته شده اما آیا در الهامات الهی نیز بسته شده است؟!… آنان که خداوند را چنین زشت و خشن برای انسان‌ها به تصویر کشیده‌اند از عشق، تهی گشته‌اند، و آن که از عشق خالی باشد، هستی را نمی‌بیند و آنچه می‌بیند گمان‌ها و توهمات خودش است… اگر چیزی نمی‌شنوید و نمی‌بینید نا اینکه نیست و یا نباید باشد. بلکه این شمایید که نمی‌بینید ونمی شنوید. این نقص شماست نه خداوند… در زندگی به کجا گوش سپرده‌اید، متوجه که هستید، در اشتیاق چه به سر می‌برید، به کجا خیره شده‌اید، همان صدا را می‌شنوید و همان را می‌بینید که به سویش متوجه و مدام در حرکتید.

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی (جلد اول)

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)


Leave a comment

ریشه های روانی و پیامهای نهفته در بیماری ها

ريشه‌هاي رواني و پيام‌هاي نهفته در بيماري‌ها

az nina

(قسمت اول)

 برخي از درمان‌گران معني‌گرا معتقدند و در واقع مصرند كه هر بيماري داراي معناي مشخصي است. از نظر اين متخصصان بيماري انعكاسي است از بينش‌ها و روحيات منفي انسان. در اين شيوة درماني،‌ با فهرستي از بيماري‌ها مواجه مي‌شويم كه هر كدام از آنها محصول انديشه‌ها و اعتقادات مخرب انسان است. جالب اينكه، بسياري از افراد، با عمل به اين شيوة معني‌گرايي در برخورد با بيماري‌هاي خود به نتايج درخشاني رسيده‌اند. هم اكنون بعضي از مراكز درماني،‌ در آمريكا و اروپا، براساس اين روش، به درمان بيماري‌ها و ناراحتي‌هاي مراجعان خود مي‌پردازند. از ميان ده‌ها نوع بيماري مختلف، سعي كردم بعضي از شايع‌ترين‌ها و معمول‌ترين ناراحتي‌ها و نارسايي‌ها را انتخاب كنم و خلاصه‌اي از معاني نهفته در آنها را بياورم.

درد: نياز به محبت، احساس گناه (و گناه همواره جوياي مجازات است)

ناراحتي‌هاي پوستي: اضطراب، ناپاكي مدفون شده گذشته، احساس تهديد

لخته شدن خون: مسدود كردن جريان شادماني

سردردها: خود را بي‌اعتبار پنداشتن، انتقاد از خود

خستگي (مفرط و مزمن): مقاومت، ملال، بي‌علاقگي نسبت به كاري كه انجام مي‌دهيد

فشار خون: مشكل عاطفي دراز مدتي كه حل نشده

حافظه: ترس، فرار از زندگي،‌ ناتواني براي دفاع از حق خود

تهوع (عادتي): ترس، ‌نپذيرفتن انديشه يا تجربه‌اي (خاص)

ناراحتي‌هاي تنفسي: ترس از فرو دادن كامل زندگي، براي خود حق زندگي قايل نشدن

بي‌خوابي: عدم اعتماد به فرايند زندگي

بي‌اشتهايي: نپذيرفتن خود، نفرت از خود، نفي زندگي خود

اعتيادها: هنگامي‌كه ندانيم چگونه خود را دوست بداريم، فرار از خود

پراشتهايي: نياز به حمايت، داوري دربارة عواطف

زخم در دهان: دشنام و كلام نكوهيده، سرزنش و ملامت

ديابت: هيچ چيز شيريني به‌جا نمانده

زخم معده: چه چيز شما را مي‌خورد

سفيد شدن (زود هنگام) مو: فشار،‌ اعتقاد به فشار

يبوست: در گذشته ماندن، گاه نشانه خست

گرسنگي مفرط: نفرت مفرط از خود، وحشت و درماندگي

گلودرد: كلام خشمناك را در حلق نگه داشتن

ناراحتي‌هاي قلب: مشكلات درازمدت هيجاني و عاطفي، عدم شادماني

ناراحتي‌هاي غدد:‌ عدم فعاليت ذهني، خود را عقب نگه داشتن

عصبي بودن: ترس، تقلا، شتابزدگي، عدم اعتماد به فرايند زندگي

بيماري‌هاي مزمن: نپذيرفتن دگرگوني، ترس از آينده، احساس ناامني

                                                                                      تهيه و تحقيق:پِريا (شباب حسامي)

 

منبع: فصلنامه علوم باطني

شماره 7 و 8 ـ پاييز و زمستان 84