جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

خاطراتی از هم سلولی پیمان فتاحی – ایلیا میم رام الله – در زندان ضد بشری 209 اوین

خاطراتي از زندان ضد بشري ۲۰۹ اوين- هم سلولي (قسمت اول)

 اتهام من هم شبيه بيشتر زنداني هاي زندان 209 اوين اقدام عليه امنيت ملي و تبليغ عليه نظام است اما من هم شبيه بيشتر كساني كه با اينطور اتهامی روبرو مي شوند هيچ وقت متوجه نشدم كه چه وقت چنين کاری مرتكب شده ام. من در نيمۀ اول سال 1386 بدست مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شدم و به بند 209 زندان اوين منتقل شدم مدتي را در تنهايي سلول انفرادي سپري کردم و بعد از آن به سلولي كه بزرگتر از سلول اول بود منتقل شدم که در اين سلول دو شخص ديگر هم بودند انتقال از يك سلول به سلول ديگر از مراسم متداول در زندان 209 و شگردي براي تحميل فشار رواني است. من در 209 مورد شكنجۀ جسماني قرار نگرفتم اما شكنجۀ رواني حقيقتي عادي براي همه زنداني هاي 209 است و استثنابردار نيست چه راست گرا چه چپ گرا يا ميانه رو و صد البته شكنجه نشدن من به هيچ وجه سند نبودن شكنجۀ جسماني در 209 نبوده چرا كه در مدت بازداشت افراد زيادي را دیدم و يا نوشته ها روي ديوارها خواندم از كساني كه تحت دردناك ترين و سخت ترين شكنجه هاي جسماني بوده اند و به شخصه با بعضي شكنجه شدگان هم سلول بودم يا در سلولهاي مجاورم بودند اما شخص خودم در مدت انفرادي زير شكنجۀ جسماني قرار نگرفتم. امروز تصمیم گرفتم که با ضبط این فیلم خاطره هاي شخص خودم را از زندان 209 براي همه بازگو كنم اين فقط خاطره هاي شخص من نيست بلكه مربوط به كساني هم هست كه به همراه هم در بازداشت بوديم و بيشتر آنها فقط به دلیل نوع اعتقاداتشان در زندان هستند اما به منظور مهيا كردن شرايط قانوني محكوميت و ادامۀ بازداشت به جرايم ديگري متهم شده و در دادگاهي ظالمانه و ناعادلانه دور از نگاه ديده بانان حقوق بشر و در قتلگاه حقوق بشري و بدور از مراحل قضايي متداول در همه دنيا بيشتر آنها محكوم و روانه سلول های خوف انگيز و قرون وسطایی مي شوند. و بزرگترين عاملي كه براي محكوميت كافی است همان نظر بازجوهاي اطلاعاتي است و قاضي امنيتي براي محكوم كردن متهمان مهمترين پايه را نظر بازجوهاي دستگاه امنيتي مي گذارد كه به آن گردش كار مي گويند بازجوها هم براي آنكه گردش كار خوب يا بدي درباره شخصي بدهند نگاهشان به متوليان ارشد حكومتي و امنيتي است كه اگر نظر آنها در باره كسي مثبت باشد بدون آنكه بدانند او دست به ارتكاب جرمی زده يا نه گردش كار را هم مثبت تهيه مي كنند و اگر نظر متوليان منفي باشد پرونده يك نقطه خاتمه دارد كه محكوميت يا زندان يا اعدام است

http://www.ostad-iliya.org

 


Leave a comment

تخریب چهره ایلیا «میم» رام الله – پیمان فتاحی – و الاهیون و ضد فرقه رام الله در میزگردهای صدا و سیما

در حاشیه میزگردهای ترور در صدا و سیما

 به قلم یکی از شاگردان

به دنبال شدت گرفتن برنامه تهاجم روانی دایره مذاهب بر علیه استاد ایلیا در پاییز 87، و پس از برگزاری همایشها و مجموعه سخنرانی های گسترده در دانشگاهها و مراکز فرهنگی، بالاخره دامنه تخریبها به رسانه ملی هم کشیده شد. در این راستا شاهد اجرای میزگردهای تلویزیونی و بحثهای کارشناسی در حوزه دین و معنویت در شبکه های مختلف صدا و سیما بودیم. یکی از این سلسله برنامه ها با عنوان “این شبها ” در ایام ماه رمضان از شبکه یک سیما پخش شد که محوریت مباحث آن «مدل زندگی دینی» بود. در این برنامه و طی بیست و چند شب، دست اندرکاران تهیه با استفاده از کارشناسان و مبلغین دینی که اکثراً از چهره های شناخته شده بودند به زمینه سازی درباره مدل زندگی دینی پرداختند اما طی هفت شب آخر این برنامه تازه معلوم شد که هدف از ساخت این برنامه چه بود؛ اجرای قطعه دیگری از پازل چند لایه تخریب چهره استاد ایلیا «میم» رام الله. و در همین زمان معلوم شد که این برنامه هم مثل ویژه نامه کژراهه به سفارش دایره مذاهب اطلاعات (اِبا) تهیه شده است.

نقطه استناد این موضوع صحبتهای ماموران پرونده در دایره مذاهب و از آن مهمتر حضور یک کارشناس تقلبی امور فرقه ها به اسم بهزاد نیلوفری در برنامه بود. تمامی شاگردان استاد می دانستند شخصی که اینک در قالب یک پژوهشگر امور فرقه ها در برنامه حاضر شده طی 10 سال گذشته بعنوان یکی از پیروان دو آتشه در جلسات استاد حضور داشت. همه می دانستند که او نه محقق بود و نه پژوهشگر و نه آنطور که مجری برنامه در معرفی اش می گفت “مهندس “! واقعیت این بود که آقای بهزاد نیلوفری که اینک ادعا می کرد بیش از 10 سال با فرقه های مختلف زندگی کرده و حاصل سالها تحقیقات و پژوهشهای خود در امور فرقه ها را به بینندگان برنامه ارائه می دهد کسی نبود جز یک فوق دیپلم مکانیک که در بین شاگردان استاد بیش از هر چیز به ضعیف النفس بودن، زن باره گی و علاقه به مادیات مشهور بود. کسی که به دلیل علاقه افراطی به کارهای اطلاعاتی و توهم سازی بین مردم به “عشق چراغ گردان” معروف بود. همه می دانستند که او در سالهای قبل از آشنایی با استاد جزو یکی از گروههای امر به معروف و نهی از منکر بود و به وظیفه خطیر  به هم ریختن مجالس عروسی و ضرب و شتم و دستگیری دختران و پسران جوان در خیابانها مشغول. همه می دانستند که او پروژه فوق دیپلم خود را با مساعدت یکی از شاگردان استاد به اتمام رسانده و پس از آن به ساخت و ساز ملک مشغول بوده است نه تحقیق در امور فرقه ها.کسی که بعد از اولین دستگیری استاد دست همکاری با طالبان مذهبی ایران داده بود و با تبدیل شدن به یک بازوی اجرایی، اینک مشغول دروغپردازی و شایعه پراکنی بر علیه استاد بود.

بله همه می دانستند که این شخص مدتی است همراه با چند تن دیگر از عوامل نفوذی، و تحت برنامه ریزی و هدایت دایره مذاهب (اِبا) هر از گاهی به سراغ یکی از شاگردان استاد می روند و با دروغ ترین تهمتها و شایعات سعی در تردید افکنی در طرف مقابل خود دارند. همه می دانستند که او و همدستانش در مراجعات خود به منازل افراد آنها را هم برای تبدیل به عامل نفوذی و همکاری با «ابا» تشویق و ترغیب می کنند. و تقریباً همه می دانستند که این ویروس متحرک برای مجاب سازی سوژه های خود از هیچ کاری فرو گذار نمی کند حتی تقلید صدای چهارچایان!!

مسئولان جمعیت ال یاسین این را می دانستند که در طول 10 سال حضور این شخص در بین شاگردان استاد، حتی یک مورد پروژه تحقیقاتی توسط او انجام نشد و به دلیل ضعف قلم و قوه تحلیل، او هرگز نتوانست به تنهایی حتی یک مقاله موفق برای چاپ در نشریات وابسته به جمعیت ال یاسین آماده کند. و اکنون فردی با این سابقه پر درخشش تبدیل شده بود به “مهندس و پژوهشگر “ی در امور فرق که “نتایج تحقیقاتش پس از 10 سال زندگی با فرقه های مختلف ” را به بینندگان برنامه این شبها ارائه می داد. عجب کارشناسی!

حضور این فرد، متاسفانه باعث زیر سوال رفتن اعتبار کل برنامه و تمامی کارشناسانی شد که طی 30 شب تلاش کرده بودند دیدگاهها و نظرات خود را با عنوان یک مدل معتبر از زندگی دینی به مخاطبان ارائه دهند. چرا که هر کس از تقلبی بودن کارشناس فرقه شناسی در برنامه این شبها باخبر بود یا با خبر می شد فوراً به این نتیجه می رسید که وقتی یک کارشناس تقلبی و یک بخش از برنامه ای دروغ باشد پس همه کارشناسان و همه حرفهایی که در آن برنامه زده شده دروغ است. بعضی حتی اینطور نتیجه گیری کردند که وقتی در یک برنامه صدا و سیما بتوان چنین دروغ و تقلبی پیدا کرد پس همه برنامه های رسانه ملی دروغ و همه کارشناسان آن دروغگو و تقلبی هستند. حتی از چند نفر شنیدیم که تحلیلشان این بود: کارشناسان و مبلغینی که حاضر می شوند با برنامه ای همکاری کنند که با این وضوح آلوده به دروغ  است پس همه آنها و همه نهادهایی که این کارشناسان در آن به کار مشغولند هم آلوده به دروغ است. البته این نوعی نتیجه گیری افراطی است ولی استنباطی است که به عینه دیدم افراد پس از با خبر شدن از موضوع  کارشناس تقلبی در برنامه “این شبها ” دچار آن می شدند.

اما چرا بهزاد نیلوفری؟

با توجه به شناختی که بر اساس دستنوشته ها، فیلم ها و اسناد مکتوب آرشیو جمعیت ال یاسین از این شخص وجود دارد، و باتوجه به ساعتها فلیم مستندی که درباره او و مشخصه های رفتاری اش توسط اعضای جمعیت تهیه شده، او یکی از بهترین سوژه ها برای مشارکت در برنامه سراسر دروغ “این شبها” بود. چون بر اساس مولفه های شخصیت شناسی هیچکس بهتر از یک فرد کم مایه و مبتلا به عقده حقارت نمی تواند برای دروغپردازی در یک برنامه تلویزیونی تطمیع شود. چنین فردی آماده است برای جبران کمبودهای خود دست به هر کاری بزند و برای پرکردن خلاء هایی که سالها نتوانسته  با ارعاب مردم در خیابانها و مجالس، و با به نمایش گذاشتن امکانات مادی خود در بین دوستان و آشنایان آنها را پر کند، دروغگویی که هیچ، حاضر است در دریای جعل و دروغ غسل کند. از طرفی به دلیل ارتباط دوستانه این شخص با یکی دیگر از نفوذیهای «اِبا» که سالها جزو شاگردان استاد قلمداد می شد، بعضی از پیروان طور دیگری روی او حساب می کردند و او را شخص معتبری می دانستند. در بین این طیف از افراد تصور این بود که آقای نیلوفری و دوست مورد اشاره اش رابطه نزدیکی با استاد ایلیا دارند و چیزهایی می دانند که سایرین از آنها بی خبرند در حالیکه اینطور نبود. از همین وجوه بود که فرد مذکور برای دایره مذاهب سوژه مناسبی به حساب میامد.

در طی جلساتی که این کارشناس تقلبی در برنامه “این شبها” حضور پیدا کرد دروغهای زیادی درباره استاد و شاگردان ایشان مطرح کرد. یکی از شگردهای تخریبی اش این بود که در این بین مطالبی درباره سایر جریانات هم می گفت و به دلیل عدم اشاره به اسم و مشخصات دقیق و اینکه اینها مربوط به چه کسی است، همه چیز را به هم پیوند زده و به تعالیم استاد و شاگردان ایشان نسبت می داد.

در این برنامه از عناصر تحریف، مونتاژ و جعل به اشد درجه استفاده شده بودند تا جاییکه حتی بخش تکه برداری شده ای از فیلم خصوصی یکی از شاگردان استاد به نمایش در آمد. در گزینش این قطعه سعی شده بود تا به بیننده القاء شود که شاگردان استاد به باورهای الحادی و کفر آمیز درباره ایشان مبتلا شده اند.

همچنین آقای نیلوفری اشاراتی به حوزه های خصوصی زندگی استاد و موضوعاتی داشت که به نظر می رسید از جزء به جزء ارتباطات ایشان مطلع است در حالیکه وی هیچگاه در این حوزه ها وارد نشد و هیچ اطلاع خاصی از ارتباطات استاد نداشت. پراکنده گویی ها و عدم انسجام صحبتهای این شخص در طی سه جلسه بخوبی نمایانگر تلاش او و برنامه سازان اِبا در استفاده ابزاری از بعضی کلیدواژه های آشنا برای جمعیت بود.

بررسی دروغهایی که کارشناس فرقه ها درباره استاد ایلیا مطرح کرد نشان می دهد که تخلیه اطلاعاتی کاملی توسط دایره مذاهب نسبت به او و سایر همدستانش انجام شده بود. سپس این اطلاعاتِ آمیخته به دروغ با عنصر تحریف و عناصر جنگ روانی مزین شده و بصورت سناریوی مورد نظر اِبا برای اجرا در آمده بود.

تحلیل اجزا برنامه “این شبها” و محتوای آن حاکی از آن است که اولین طیف هدف برای برنامه سازان و دست اندرکاران تهیه آن (در ابا)، پیروان استاد بودند و پس از آن مخاطب عام که ذهنش آماده می شد تا در چند قدم بعد به او گفته شود همه این اتهامات و جرائمی که از آن صحبت می شود مربوط به چه کسی و چه جریانی است. این می توانست آغازی برای ختم قائله پرونده و به نتیجه رساندن برنامه ای باشد که بیش از یکسال و اندی پیش کلید خورده بود و اکنون می رفت تا با زمینه سازی برای گامهای بعدی به سرانجام برسد.[1]

از دیگر اهداف این برنامه واکنش سنجی بین پیروان استاد بود و شاید محک زنی آنها در این مقطع برای اینکه اِبا بداند در صورت پخش فیلم مونتاژ شده استاد در رسانه ملی (که خبر آن ماهها قبل به گوش شاگردان ایشان رسیده بود ) منتظر چه واکنشی باید باشد و آیا از نظر هزینه ها چنین اقدامی ارزش تبعات بعدی را دارد یا نه.

تخریب چهره استاد و ترور شخصیتی ایشان در بین پیروان دورتر و تردیدزایی در آنها از دیگر اهداف اِبا در استفاده از این کارشناس دروغین بود بویژه برای کسانی که آشنایی چندانی با آقای نیلوفری و سوابق درخشان ایشان نداشتند. ایجاد تفرقه و نفاق، رعب و وحشت و واکنش‌های انحرافی در طیفی از پیروان نیز می توانست از محصولات جانبی ساخت و پخش برنامه “این شبها” باشد.

در برنامه پیامهای دیگری هم وجود داشت مثلاً اینکه اِبا شدیداً از جانب استاد ایلیا و پیروان او احساس خطر دارد و الاّ چه دلیل دیگری برای صرف این هزینه هنگفت و ساخت برنامه ای 30 قسمتی در رسانه ملی وجود داشت؟ اگر به این پیام توام با سایر قطعات پازل تخریب توجه کنیم ما را به نتایج بزرگتری می رساند. اینکه تابحال در طول تاریخ سی ساله ایران پس از انقلاب، برای تخریب هیچ روشنفکر، اندیشمند یا شخصیت مذهبی و غیر مذهبی ای چنین هزینه عظیم و بی سابقه ای صرف نشده و در هیچ موردی تمام امکانات رسانه ای و عمومی بدین شکل بسیج نشده اند. این حاکی از تفاوت استاد ایلیا با سایرین، حاکی از بزرگ بودن احساس خطر توسط دایره مذاهب و حاکی از نگرانی آنها از تعداد دویست هزار نفره پیروان استاد است که باعث شده آنها طوری با استاد و جمعیت ال یاسین برخورد کنند گویی با یک کشور مستقل روبرو هستند نه با یک جمعیت فرهنگی و محقق!

در مجموعه برنامه های “این شبها” سعی شد تا مثل همیشه و به سیاق اهل «ابا» همه چیز با وارونه نمایی مطرح شود. جنبه های مثبت تعالیم استاد به منفی تبدیل شود، ارزشها به ضد ارزش و آنچه که بود با آنچه نبود جایگزین شود. انواع اتهامات به دروغ ترین شکل مطرح شد از نسبت دادن ادعاهای کفر آمیز به استاد و باورهای الحادی به شاگردان، تا روابط نامشروع، سوءاستفاده های مالی، قدرت طلبی، ثروت اندوزی، شهرت طلبی، نفی عقلانیت، فرقه سازی، استثمار و استفاده ابزاری از شاگردان حتی برای قتل، فدایی پروری و مرید سازی، نفی دانش مشاهده ای استاد ایلیا و توانمندیهای ذهنی و باطنی ایشان، بدعت گذاری در دین و ایجاد مناسک خاص، و خلاصه هر اتهامی که از ابتدای تاریخ تا کنون به نوع بشر نسبت داده شده …

اما این نیز مثل بارهای قبل برکات خودش را برای جمعیت ال یاسین و رهبر جوان آن بدنبال داشت و ضررهای خاص خود را برای دایره مذاهب و طالبان مذهبی ایران. بلافاصله پس از پخش این برنامه سیل مکاتبات شاگردان و دوستداران استاد به مسئولین و به ارگانهای ذیربط در داخل و خارج از کشور به راه افتاد. حجم معرفی استاد و دیدگاههای ایشان در داخل و خارج از کشور چند برابر شد. تعداد بسیار زیادی وبلاگ در این ارتباط فعال و به اشاعه دیدگاههای استاد مشغول شد. بسیاری از آنها که استاد را نمی شناختند کنجکاو شدند و با دنبال کردن خط موضوع با استاد و تعالیم شان آشنا شدند.  بسیاری از مکتوبات و متون راهبردی به خارج از کشور ارسال و در سطح وسیع منتشر شد. بخشهای دیگری از مجموعه تعالیم منتشر نشده استاد در اختیار پیروان و دوستداران ایشان قرار گرفت. تعداد کانونها و کمیته های دفاعی رو به افزایش گذاشت. متون آنتی ویروس جدیدی به نگارش در آمد. کلیه اظهارات شاگردان استاد درباره کارشناس تقلبی برنامه مستند شد و فیلم مستند تحلیلی با عنوان “واقعیت این شبها” ضبط و آماده پخش در شبکه های ماهواره ای گردید.

این درحالی بود که از نگاه اهل فن یک دروغ به دروغهای دیگر اِبا اضافه شد، یک پرده دیگر از چهره دروغ پرداز «ابائیان» برداشته شد و ماهیت آنها بیش از پیش بر سایرین آشکار گردید. توجه سازمانهای اطلاعاتی خارج از کشور مجدداً بر جمعیت ال یاسین و رهبر جوان آن استاد ایلیا رام الله معطوف شد؛ با تمرکز بر این سوال که چرا چنین هزینه عظیمی برای تخریب چهره این شخص و پیروان او صرف می شود.

و متاسفانه یکبار دیگر بعد از تراژدی “کژراهه”،  رسانه ملی به آتش دروغ پردازی های و نادانی های دایره مذاهب و همفکرانش سوخت و خدشه ای جبران ناپذیر به اعتبار آن وارد آمد…

http://www.ostad-iliya.org

برچسب ها:ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسی,ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین,ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین,ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین,ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین


Leave a comment

فرقه شناسی – از زبان ایلیا میم رام الله ـپیمان فتاحی – 1

فرقه شناسي و تحليل فرقه‌ها

گفت و شنودي با استاد ايليا «ميم» رام الله

1- دانشمندان اديان و مذاهب جديد نظرات مختلفي در بارۀ اركان اصلي يك فرقه دارند. بعضي از دانشمندان پايه‌هاي اصلي فرقه را در رهبري آن يا ساختار تشكيلاتي آن يا آرمانها و وعده‌هايي كه ترسيم مي‌كند مي‌دانند. نظر شما در اين باره چيست؟

اصول بسياري در علم تفكر و شيوه‌هاي متعددي در روش تفكر خلاق وجود دارند كه بيان مي‌كنند نظرات كليشه اي و ثابت براي مسائلي كه در باطن خود داراي متغيرهاي مختلف اند، درست نيست. مسائل حتي اگر هم ظاهراً مشابه هم باشند، الزاماً همانند هم نيستند و بدتر آنكه بعضي‌ها فكر مي‌كنند هر حلقه اي دايره است. همۀ انسانها، بشر هستند اما هيچ دو انساني مانند هم نيستند و صدها و چه بسا ميليونها تفاوت دارند …

آن دانشمندان لابد از ديدگاهي كه مي‌گويند درست مي‌گويند چون مي‌گوييد دانشمند هستند اما به نظر نمي‌آيد كه بتوان در بارۀ اركان اصلي فرقه با اين قاطعيت و جزميت چيزي گفت. آنها درست مي‌گويند اما آيا اين كامل است؟ بعضي فرقه‌ها هستند كه مركز ثقل آنها رهبر آنهاست و اگر اين رهبر كنار برود فرقه هم دچار انحلال مي‌شود اما فرقه‌هاي ديگري را مي‌توانيد ببينيد كه عامل حياتي آنها قرائتي است كه از دين دارند، يا كتابي است كه در دستشان است بنابراين در اين نوع فرقه‌هاي تاريخي ومعاصر مي‌بينيد كه با وجود از دنيا رفتن رهبر، فرقه هنوز وجود دارد و بسيار گسترده تر از گذشته شده است.[1] اما فرقه‌هايي هم بوده اند كه به محض ازدست دادن رهبر خود نابود شده اند چون اين تنها پيوندگاه آنها با تداوم در زمان بوده است. فرقه‌هاي زيادي را مي‌توان مثال زد كه حيات آنها وابسته به مناسك ديني آنهاست يا جنبۀ نفي آميزشان … نمي‌توان مانند بسياري از امور ديگر در اين باره حكم قطعي داد بلكه بايد پديدۀ مورد نظر را كاملاً مشاهده و بررسي كرد و سپس قلب تپندۀ فرقه رايافت. شما هر چيز كه بخواهيد بعنوان عامل اصلي حيات بگوييد مي‌توانيد در اينجا مثالهايي را بشنويد كه چيز متفاوتي را به شما نشان مي‌دهد.

2- رابطۀ فرقه و دين را چطور مي‌بينيد؟

فرقه‌ها از اديان زاييده شده اند و اين از ويژگي‌هاي دين است كه چون تفسير پذير است و داراي تفاسير متعدد و قرائت‌هاي مختلف است، بطور طبيعي ميداني را براي تولد فرقه‌ها پديد مي‌آورد. بنابراين اگر دين را يك درخت تصور كنيم فرقه‌ها و مذاهب شاخه‌هاي مختلف اين درخت هستند. اين اختصاص به دين خاصي ندارد. همۀ اديان داراي اين ويژگي هستند. اما بحث فرقه‌هاي انحرافي به شاخه اي مي‌ماند كه بر خلاف همۀ شاخه‌هاي درخت رشد كرده حتي ممكن است مستقيماً از ساقۀ درخت روييده باشد و وجود آن مي‌تواند براي درخت خطرناك باشد.

3- اطلاعات شما در بارۀ فرقه‌ها خيلي كامل و دقيق است. منابع مطالعاتي شما چيست؟

سال‌ها پيش ما مركز راهبردي بررسي جنبش‌هاي معنوي و فرقه‌ها را در كنار يازده مركز راهبردي ديگر داشتيم . با همكاري آن دوستان ما فرقه‌ها و جريانهاي معنوي را در جهان تقريباً بصورت حضوري و ملموس مشاهده وبررسي مي‌كرديم. با بعضي از رهبران آنها از نوجواني ارتباط داشتم وسالهاي بعد اين تماس را به واسطۀ بعضي از دوستاني كه در خود آن فرقه‌ها و جريانات بودند ادامه دادم … منبع ديگر ما دانش الگوشناسي است. فرقه‌ها، جنبش‌ها، انقلابها و اديان همگي داراي الگوهاي بنيادي هستند و با شناخت اين الگوها بخصوص با تطبيق سير زماني آنها، شناخت مشاهده اي و حضوري تر حاصل مي‌شود اما در اين زمينه كتاب خاصي را مطالعه نكرده ام.

 

4- در صحبت قبلی شما اشاره داشتید که در وضعیت موجود، فرقه‌های انحرافی زیرزمینی شده اند و زیرزمینی شدن به تثبیت بیشتر در زمان حالا و گسترش بیشتر در آینده منجر می شود. چه دلیلی وجود دارد که فرقه‌ها بعد از برخورد خشن و بعد از بسته شدن راههای تبلیغ شان، قویتر می شوند؟ ظاهر موضوع عکس این را نشان می دهد.

پدیده‌های اجتماعی به محض مواجه شدن با خشونت، زیرزمینی می شوند. عمیق تر شوید می بینید، ویژگی اندیشه‌ها هم همین است. به محض سرکوب، زیرزمینی می شوند. وقتی که تمایلات سرکوب شدند، خود را در جای دیگری نشان می دهند. فرقه‌های انحرافی هم بعنوان یک پدیده همین وضع را دارند. به محض آنکه احساس تهدید کنند زیرزمینی می شوند. اگر بوی برخورد خشن بیاید، فعالیت خود را به مناطق دور از دسترس تهدید کنندگان منتقل می کنند. عموماً و در تاریخ همینطور بوده و امروز هم همین است. اما دلیل قویتر شدن آنها. فرقه‌ها وقتی زیرزمینی شدند، کیفیت گرا می شوند. قوة محرکة آنها در کمیت گرایی، خود را در مسیر کیفیت گرایی کانالیزه می کند. چون امکان شعاردادن از آنها سلب شده، به شعور ورزی روی می آورند و بنابراین تثبیت شده و ریشه‌های آنها عمیق تر می شود. در این فعالیت زیرزمینی، سیستم ایمنی آنها و بنابراین تضمین طول حیات و عرض اندیشه‌هایشان بیشتر می شود. چون با خطر روبرو شده اند. هم این خطر را تدبیر می کنند و هم خطرات و احتمالات بعدی را. دچار دوراندیشی و تدبیر آینده می شوند. پس باز هم ریشه‌هایشان بزرگتر و گسترده تر خواهد شد. آنها چون دیگر نمی توانند به شکل مستقیم دیروز وارد عرصه شوند، پوشش می گیرند و تبدیل می شوند و در قالب لفافه‌های جدید و متنوع امروز در جامعه ظاهر می شوند. همین شکل پذیری‌های متعدد جدید، به گسترش آنها منجر خواهد شد. قبلاً آنها با یک گروه محدود در ارتباط بودند، کسانی که علائق مذهبی و معنوی داشتند. اما امروز آنها با مخاطبان مختلف روبرو هستند. مي‌بينيد يك رستوران است اما پوششی است برای یک فرقه. دکتر است اما مبلغ یک فرقه است. سیاستمدار و برنامه‌ریز است ولی هویت فرقه ای او بر هویت سیاستمدار بودن اش برتری دارد. این استتار در قالبهای متنوع یعنی پیوند آن فرقه، از ابعاد مختلف با جامعه. قبلاً که آشکار بود یک پیوند داشت. حالا دهها پیوند دارد و انحلال یا تغییر و اصلاح آن بارها سخت تر و پیچیده تر از گذشته است …

قبلاً می شد آن را ارزیابی کرد. بعنوان یک مسئله، شناسایی کرد، با آن در ارتباط بود و از طریق این ارتباط، شناختی حضوری و کارا بدست آورد. می شد با آن گفتگو کرد اما امروز او از دسترس تو خارج است. ارزیابی کردن حتی با اتکاء به پیشرفته ترین ابزارها و روش‌های امنیتی، آنطور که باید امکانپذیر نیست.

5- آينده فرقه‌ها را در ايران چطور مي‌بينيد؟

با شناخت گذشته مي‌شود حال را درك كرد. براي اينكه بدانيم حالا چه خبر است مي‌توانيم اين را از درك گذشته حاصل كنيم و براي آنكه بدانيم فردا چه مي‌شود كافي است امروز را درك كنيم. با تعيير امروز، فردا هم تغيير مي‌كند همانطور كه تغييرات گذشته، اوضاع امروز ما را دگرگون مي‌كنند. اين يكي از اصول كلي آينده پژوهي است. [2] در اين باره هم متفاوت است. براي آنكه بدانيم فرداي ايران از نظر پديده‌هاي نوظهور مذهبي و جنبش‌هاي معنوي يا فرقه‌ها چه خواهد بود بايد ببينيم امروز داريم چكار مي‌كنيم … اين بستگي به روش ما دارد. روشي كه در سي سال گذشته و حتي قبل از آن وجود داشته عملاً روشي مخرب است و قادر نيست مسائل جديد مربوط به دنياي جديد را حل كند.

ورود فرقه‌هاي جديد به ايران از حدود پانزده سال پيش آغاز شد، اجتناب ناپذير هم بود اما در اين پانزده سال ديده بانان فرهنگي كجا بودند؟ مسئولان امنيتي و مراكز مربوطه به چه كاري مهمتر از اين مشغول بودند؟ چه شد كه بعد از پانزده سال يكدفعه يادشان افتاد كه فرقه‌هاي جديد و جريانهاي معنوي يكي از پيچيده ترين مسائل جهان معاصر است. آنها وقتي يادشان افتاد كه بسياري از فرقه‌ها ريشه دوانده بودند، تثبيت شده بودند، الگوهاي تثبيت و گسترش را يافته بودند. وقتي يادشان افتاد كه بيماري همه جا را گرفته و در بسياري مزمن شده بود. هر مسئولي سعي داشت مسئول ديگر يا مسئولان و نهادها و دولتهاي قبلي را متهم كند. واكنش اين بود كه دريك شتابزدگي همه جا فرياد زدند كه مواظب باشيد فرقه‌ها حمله كرده اند. حداقل پانزده سال از اين تهاجم گسترده گذشته بود و پانزده سال بعد، مرزبانان اجتماعي و ديده بانان فرهنگي شيپورها را به صدا در آوردند. خود اين كار مخرب بود و براي فرقه‌هاي قدرتمند و ريشه دار به مائده اي آسماني شبيه بود. آنها مورد توجه جهان و رسانه‌هاي بين المللي قرار گرفتند و در بعضي از محاسبات و برنامه ريزي‌هاي قدرتهاي بزرگ محاسبه شدند …

مردمي‌كه نمي‌دانستند، دچار كنجكاوي شدند. بعد ديدند بعضي از اعضاء خانواده و فاميل خودشان در همين فرقه هستند و يك آشنا سازي طبيعي انجام شد. بعضي‌ها وحشت زده شدند و امنيت رواني خودشان را از دست دادند و اين خود فرصتي را فراهم كرد كه به بعضي از انديشه‌ها روي بياورند كه امتداد آنها در جريانات معنوي جديد است. ما گزارش‌هاي مفصلي را از اين بازخوردها داريم …

شايد روش نرم و نامحسوس و هنرمندانه كارايي بسيار بيشتري مي‌داشت…

الان همۀ فرقه‌ها دريك حالت واكسينۀ زماني اند. ويژگي زماني كه بر پايۀ اصل رواني هجوم عمل مي‌كند آنها را در حالت جنگي قرارداده، درِ قلعه‌ها بسته شده، آنها احساس مي‌كنند كه قرار است نابود شوند پس هر دستي را پس مي‌زنند. ناامني رواني آنها را به موضع گيري تخاصمي‌كشانده است و اين يكي از بدترين نتايج اين اعلام نابهنگام است. فرقه‌ها از همان لحظه اي كه برضد آنها اعلام جنگ شد طبق گزارشي كه ما داريم عموماً دچار تدابير چند لايۀ حفاظتي شدند. اغلب دچار تكثير شدند. منابع حياتي خود را جابجا كردند. موشك‌هاي فكري و فرهنگي خودرا به خارج از مرزها منتقل كردند…

فرض كنيم كه فرقه‌هاي انحرافي مثل ايدز باشند. پانزده سال پيش ويروس‌ها وارد شده اند. خيلي‌ها را مبتلا كرده اند، وارد يك نسل قبلي و بعدي هم شده اند. بعد جارچي‌ها در همه جا جار مي‌زنند: مردم ايدز آمده. اگر با همين روشي كه امروز مبناي كار است جلو برويم، اين را بر اساس ديدگاهها و اصول آينده پژوهي مي‌گويم، در آينده اي كه دور نيست ايران و سرزمين‌هاي اسلامي‌به فرقه زار مبدل مي‌شود.

ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین


[1] كتاب يكي از دو سخنگوست. ميزان الحكمه

[2] در ميزان الحكمه آمده: گذشته دنيا, براى خبر دادن از آينده آن كافى است . – همينطور يك ضرب المثل چيني هم مفهومي‌مشابه را بيان ميكند كه ميگويد: گذشته را بدانيد تا آينده را بدانيد.