جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

بيانيۀ مشترك منصورون، حافظان و حاميان ايليا «ميم» – شماره 17

بيانيۀ مشترك منصورون، حافظان و حاميان ايليا «ميم»                                                 

(منصورون شماره هفدهم)

بدين وسيله از همۀ طيف هاي پيروان معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» مي خواهيم كه به مناسبت سالگرد آغاز دومين دور زندان استاد، هيچ واكنشي نشان ندهند و برنامه ريزي و راهبرد واكنش ها را به دوستاني از طيف هاي حافظان (حافظان ايليا «ميم») منصورون و حاميان (حاميان ايليا «ميم») بسپارند. مطمئن باشيد اين خدمتگزاران وفادار، همانند گذشته و بويژه زمانهايي كه استاد عزيز ما در شكنجه گاه دايرۀ مذاهب بود، با حداكثر هوشمندي و دورانديشي، كاراترين، ماندگارترين و ريشه اي ترين ضربات همه جانبه و بنيادي را به دايرۀ مذاهب، رهبران پشت پرده و ايدئولوژي شيطاني و طالباني آن وارد خواهند كرد. بدون شك نبايد بصورت تحريكي يا مطابق شرطي شدگي ها واكنش نشان دهيم بلكه در واكنش دهي مي بايست اين مؤلفه ها را در نظر بگيريم:

1-     رجوع به الگوها و فرمول هاي مبارزه با ظالمان (اكثر ما بيش از 107 فرمول و الگوي مبارزه را در اختيار داريم)

2-    آناليز روش هاي مجرب و موفق مبارزه در سراسر جهان و سراسر تاريخ بشر

3-     پيوند با امواج فراگير جهاني و قدرتهاي جهاني (قدرتهاي رسانه اي، شخصيتها و رهبران جهان، مراكز راهبردي و …)

4-     حداكثر بهره گيري از سبكهاي تفكري و مبارزه اي مانند :

1-4 واكنش افشاگرانه (افشاي دروغ ها، تحريف ها، تاكتيك ها و ترفندها، جنايت هاي پنهان و …)

2-4 واكنش مولد (توليد هر چه بيشتر آثار، انديشه ها، فيلم ها و كتب معلم مان)

3-4 واكنش هزينه سازي (بالا بردن هزينه از همۀ طرق ممكن)

4-4 واكنش تعامل رسانه اي (ارتباط و تعامل هر چند بيشتر با رسانه هاي جهاني و دسترسي به امكانات رسانه هاي جهاني براي زمانهاي ضروري و اضطراري)

5-4 واكنش شناسايي (شناسايي كامل و دقيق و همه جانبۀ رهبران و بزرگان دايرۀ مذاهب، شناسايي فرد و مرتبطين با او. تخلفات و انحرافات او) بايد توجه داشت كه حتي رئيس ادارۀ اديان يك مسئول درجه سوم و مدير مياني سيستم دايرۀ مذاهب محسوب مي شود.

6-4 واكنش مستند سازي شهادت ها (هر سند، شهادت و اظهار حقي را بجاي بيان آن، به فيلم هاي مستند مبدل مي كنيم تا در زمان بحران پخش و جهاني شوند)

7-4 واكنش شكايت جهاني (شكايت به رهبران و مراكز جهاني بجاي مراكز داخلي؛ بعد از نااميدي از مراكز داخلي طي سالهاي گذشته)

8-4 واكنش تصويري (بجاي نيزه و سنگ بايد بطور گسترده از تصويرسازي، داستان، فيلم سازي و كليپ سازي استفاده كنيم)

9-4 واكنش جذر مسئول (بجاي تمركز بر عاملين و مجريان بايد بر رهبران پشت پرده و بزرگان ناپيداي دايرۀ مذاهب متمركز بود و مسئولين پشت پرده را شناسايي كرد و جذر گرفت)

10-4 واكنش آينه اي: اِعمال قانون مقابله به مثل كه اصلي الاهي و مقدس است… اما واكنش آينه اي و انعكاسي مي بايست بسيار هوشمندانه باشد. مثلاً اگر قرار است تخريب را با تخريب جواب دهيم مي بايست در مقابل تخريب و توهين به استاد، تخريب رهبران و بزرگان پشت پرده دايرۀ مذاهب را به اجرا در بياوريم و ضمناً‌ تلاش كنيم كه اين كار را در پيوند با روندها و فعاليتهاي جهاني و رسانه اي بين المللي پيش ببريم … بايد هميشه بر مركزيت دشمن و بر سر حريف متمركز باشيم و فريب دست ها و پاها و ابزار ديگر را نخوريم.

دشمن اصلي ما، دايرۀ مذاهب

دوستان ما در ال ياسين سالها به حكومت اسلامي مراجعه كردند تا بلكه حكومت و حاكم اسلامي به ظلم ها، تحريف ها و دروغ هايي كه دايرۀ مذاهب، با اسم ها و در قالب هاي مختلف، در ارتباط با استاد ما و معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» رام الله و همچنين در ارتباط با پيروان استاد روا مي دارد، پايان دهد؛ اما وضع بسيار شديدتر و حادتر از گذشته شد. بعد از مراجعات مكرر به رهبري نظام و نمايندگان ايشان بود كه فشارها بارها و بارها بيشتر از گذشته شد. بعد از اين مكاتبات و مراجعات بود كه معلم ما دستگير شد و يك سال در انفرادي و تحت شكنجه هاي مختلف دايرۀ مذاهب قرار گرفت. شاگردان استاد دستگير شدند، برادر ايشان و همسرشان (دو بار) دستگير شدند و به انفرادي رفتند، برادر ديگرشان بر اثر مسموميت به شهادت رسيد، برنامه هاي راديو و تلويزيوني با محوريت تخريب معلم بزرگ ما آغاز شد، روزنامه هاي جمهوري اسلامي، كيهان، رسالت، جام جم و ساير رسانه هاي زير نظر رهبري بر ضد استاد الياس نوشتند و … بعد از مشاهده و تجزيه و تحليل اين رفتارها و بعد از تصريحات نمايندگان دايرۀ مذاهب، ما به اين نتيجه رسيديم كه نظام و حكومت داراي تنفري فزاينده از ما (پيروان استاد) و معلم ماست و به هر حال با ما سر دشمني و ضديت دارد با آنكه ما هرگز بر ضد او نبوده ايم و لااقل، كاري به كار او نداشته ايم. اما عليرغم اين دريافت، هنوز هم دشمن اصلي خود را دايرۀ مذاهب و ايدئولوژي شيطاني و طالباني آن مي دانيم و صرفاً بر آن متمركزيم نه نهادهاي حكومتي مانند صداوسيما، كيهان، جمهوري اسلامي، حوزۀ علميۀ قم، سازمان تبليغات اسلامي، اطلاعات و سپاه پاسداران كه در رأس همۀ آنها بيت رهبري قرار دارد.

ما مسلمان و شيعۀ دوازده امامي هستيم و ميزان ما قرآن بوده و قرآن است، بر ضد فرقه گرايي و فرقه انديشي و مخالف خشونت هستيم. نه بدعت گذاريم و نه در برابر بدعت ها سكوت مي كنيم. امام را دوست داشته ايم و از نفاق و منافق متنفر بوده و هستيم…

 

سر در برابر سر

اما با تمام روح و جانمان به معلم و سرورمان كه خدا و زندگي را در او يافته ايم، تفكر و تحقيق را از او آموخته ايم و حكمت و دانايي را از او به ارث برده ايم، وفاداريم و وفاداريم و وفاداريم. آزار او را آزار روح خود مي دانيم و تا نابودي و محو ريشه اي و همه جانبۀ دشمنان او و ايدئولوژي و اعتبار دشمنان او در جهان، با تمام وجود تلاش خواهيم كرد. هر ضربه به روح خود را با هزاران ضربه به روح و ريشۀ دشمن پاسخ خواهيم داد. همانطور كه تا امروز نشان داده ايم در مقابل توهين به استاد، همۀ رهبران و بزرگان پشت پردۀ دايرۀ مذاهب را از طريق رسانه هاي جهاني بي اعتبار و رسوا مي كنيم و چهرۀ دروغين آنها را با قلم تحليل هاي كوبنده و كليپ هاي ويدئويي براي همۀ جهان افشا خواهيم كرد…

همۀ طيف هاي پيروان معلم بزرگ ما مطمئن باشند كه اين خدمتگزاران وفادار، كوچكترين تخريب ها و توهين ها را با حمايت و ياري همۀ دوستداران و ياران استاد، با بزرگترين طرح هاي راهبردي دراز مدت و ريشه اي پاسخ خواهند داد.

اما اكنون، به مناسبت سالگرد آغاز دومين دوره زندان و شكنجۀ معلم بزرگ عصر استاد الياس رام الله (پيمان فتاحي) فاز سوم واكنش همه جانبه دفاع و حمايت از استاد بزرگ ما الياس رام الله را طي 72 طرح راهبردي راه اندازي و فعال مي كنيم. لازم به ذكر است برنامۀ ما و ساير طيف هاي حافظ و حامي معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» شامل 720 طرح راهبردي و برنامۀ كليدي است كه در ده فاز اجرا مي شود. تا امروز (و طي دو سال گذشته) دو فاز اين برنامه به مرحلۀ اجرا درآمده و از امروز اجراي سومين فاز آن آغاز مي شود. ما 720 طرح راهبردي و برنامۀ كليدي را به مناسبت يك سال زندان انفرادي و شكنجۀ معلم مان، مبناي كار قرار داديم. تقريباً به ازاء هر روز زندان دو طرح راهبردي و ريشه اي كه هر طرحي خود شامل برنامه هاي فرعي متعدد مي شود… در داخل كشور، تنها طرح هايي قابل اجر مي باشد كه جرمي واقعي (و نه واهي) را براي شما عزيزان و همۀ ديگر دوستداران و ياران استاد، باعث نشود. لطفاً برنامه هاي اجرايي را از جدول واكنشي، بويژه با اين مؤلفه انتخاب كنيد. برخی از اجزاء فاز دوم واکنش عبارتند از:

1.پخش گسترده و جهاني سيزده فيلم در ارتباط با معلم بزرگ عصر ما (ايليا «ميم») (در اينترنت، شبكه هاي ماهواره اي!، ارسال به داخل كشور و پخش از طريق cd و بلوتوث …)

2.انتشار مجدد سه ميليون نسخه از كتاب تعاليم حق (جلد يكم) و كتاب آمين(جلد يكم) بصورت الكترونيك و ارسال از طريق ايميل (دو كتاب از 43 اثر استاد) و انتشار 100 هزار جلد نسخه چاپي در كشورهاي معلوم شده و ايران.

3.پخش مجدد اينترنتي يك ميليون نسخه از فيلم هاي طور سينين و تحريفات دايره مذاهب

4.پخش گستردۀ 5 كتاب ضد سراب (تحليل دروغ ها و تحريفات دايرۀ مذاهب وارائۀ فرمول هاي تحليل …)

5.پخش مجدد و گسترده فيلم ضد سراب

6.پخش گسترده و مجدد افشاگري هاي مهندس محسن نمكيان(دبير كل سابق حركت حزب الله) در حمايت از حقانيت استاد و در محكوميت دروغ ها و تحريف هاي دايره مذاهب

7.انتشار و پخش گسترده و جهاني كتاب روشنگري ها (تخريب ها، تحليل ها و افشاگري ها) جلد اول و دوم

8.پخش گسترده و مجدد فيلم هاي مربوط به چك سفيد به نظام و حكومت اسلامي و مساله روشهاي مونتاژ  و تحريف فيلم و گمراه سازي افكار عمومي توسط باندهاي امنيتي (در گفتگو با نمايندگان حركت در آمريكا، انگلستان و كانادا)

9.انتشار سه اثر ديگر از 43 اثر استثنايي و كم نظير معلم بزرگ عصر ما

10.انتشار مجدد وگسترده كتاب ضدتحريف و ضد مونتاژ (روشهاي مونتاژ و تحريف و روشهاي ضد مونتاژ) بويژه در خبر سازي و فيلم سازي (بخصوص رساندن اين كتاب به فعالان حقوق بشر و فعالان سياسي)

11.انتشار تدريجي كتاب دكترين ها و تئوريهاي فراگير و نظريه هاي بنيادي معلم بزرگ تفكر، ايليا «ميم» (5 ميليون نسخۀ الكترونيك و 40 هزار نسخۀ چاپي)

12.ايجاد موج جديد شناسايي دايره مذاهب (بويژه رهبران و بزرگان پشت پردۀ آن) و افشاگري درباره دروغ ها و جنايتها و خباثت هاي اراذل و اوباش دايره مذاهب در داخل كشور

13.تعامل گسترده با VOA و  BBC و انتشار كتاب تشويق عمومي و راهكارهاي تعامل گسترده با اين دو شبكه خبري (تشويق دوستان داخل كشور از طريق ايميل و كليپ هاي ويدئويي)

14.شروع تدوين فيلم هايي از رهبران پنهان و بزرگان دايرۀ مذاهب

15.انتشار گسترده و مجدد كتاب روشهاي ضد تجسس (ضد شنود، ضد دوربين، ضد تعقيب، ضد بازيافت كامپيوتر و حافظه، ضد تكنيكهاي امنيتي، ضدبازجويي، ضدعمليات، ضد فيلم و … و ضد پارازيتهاي ماهواره.)

16.تشويق گسترده و مجدد مردم براي ارتباط با رهبران موج سبز در خارج از كشور (از طريق ساخت كليپ و انتشار كتاب) و از جمله ارتباط با آقايان دكتر سروش، سازگارا، گنجي، مهاجراني، نوري زاده و مخملباف

17.آموزش كاربردي و فوري فيلم سازي و مستند سازي با استفاده از موبايل و دوربين هاي آماتور (از طريق فيلم و ايميل)

18.تشويق و راهبرد عملي و فني خانواده هاي زندانيان و قربانيان عقيدتي براي طرح شكايت از رهبران و بزرگان دايرۀ مذاهب در دادگاههاي بين المللي

19.انتشار كتاب چگونگي نامه نويسي (نامه سرگشاده به رهبران حكومت و انعكاس جهاني آن) همچنين اجراي طرح گسترده  تشويقي براي خودانگيخته سازي عمومي در اين راستا

20.آموزش چگونگي برقراري ارتباط موثر با رهبران جهان و رهبران كشورهاي اسلامي و جهان اسلام (به عموم علاقمندان)

21.آموزش گسترده تقيه و پيروي خاموش به اقليتهاي مذهبي و عموم مردم و بويژه پيروان استاد

22.فعال سازي مجدد 4000 وبلاگ جديد و 400 فيس بوك با هدف متمركزِ نابودي رواني  اشرار امنيتي دايره مذاهب (و رهبران و بزرگان آن) و دفاع غيرمستقيم از حقانيت استاد و تعاليم ايشان و يا اتصال اين وبلاگ ها و فيس بوك ها به شبكه اينترنتي موج سبز

 

توصيه هايي به پيروان و دوستداران معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» رام الله كه در داخل كشور زندگي مي كنند:

1-قانون مجازات اسلامي را با آنكه بخش هايي از آن ضد اسلامي و ضدقرآني است مطالعه كنيد و به هيچ شكل بهانه به دست ظالمان و منافقان ندهيد.

2-اصل كليدي تقيه و پيروي خاموش را به ياد داشته باشيد بويژه در برخورد با مراكز قضايي و امنيتي

3-مطمئن باشيد كه ما هم شرايط فردي و شخصي استادمان را در نظر داريم و مي دانيم اگر واكنش ها را شديدتر كنيم تهاجم به استاد شديدتر مي شود اما يقين بدانيد كه بركات و آثار فراواني كه در اين كار وجود دارد، پاسخ مناسبي به ابهام مربوطه است.

4-از ياران خود در طيف هاي منصورون، حافظان و حاميان مي خواهيم كه عملاً  شناسايي خود را براي دايرۀ مذاهب غيرممكن كنيد يا فعاليت هاي خاص و اختصاصي را متوقف كنيد.

5-استراتژي موازي سازي حركت و تكثير خوشه ها و كانون هاي مستقل حركتي را هر چه بيشتر بكار ببنديد.

6-برنامه و راهبردهاي ما را كه حاصل صدها ساعت تفكر كارگاهي (اتاق فكر) و مشورت با نخبگان امر است مبناي برنامه ريزي ها و عملكرد بعدي قرار دهيد.

7-قاعدۀ تكرار را فراموش نكنيد. هر مجموعه واكنش مي بايست ماه به ماه و فصل به فصل بصورت تصاعدي و موثر تكرار شود.

  25/10/88

پانزدهم ژانويه 2010

نمايندگي منصورون در آمريكا

 

 

 


Leave a comment

نگاهي به تئوري كنترل ذهن يا شستشوي مغزي درفرقه‌ها

استناد به تئوري شستشوي مغزي يا «اقناع اجباري» و كتاب مارگارت سينگر (مطرح كننده اصلي اين نظريه) و چند نفري كه تئوريهاي مشابهي را ارائه كردند (مثل سايت ديده‌بان فرقه) جهت كنترل و مهار فرقه‌ها در برخي از كشورهاي اسلامي‌هنوز مبناي عمل قرار مي‌گيرد.[1]

سينگر و همكارانش براي اولين بار مطرح كردند كه تدابير خاص عضوگيري و اعمال معنوي گروهها (استفاده از مراقبه، آواز، سرودهاي مذهبي يا مانترا و مانند آن)، اراده و اختيار اعضا را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهند و باعث مي‌شوند آنها در كيش‌ها بمانند و به تصميمات بهتر پشت پا بزنند. اما سئوال اين است كه انتخاب اين تئوري، مبناي علمي‌و كارامد براي اين برخورد با فرقه‌ها مي‌تواند باشد ؟ در اين مقاله نگاه كوتاهي به سابقه و كارايي اين تئوري از زبان كارشناسان خواهيم داشت.

****

مهمترين ركن اين نظريه‌ها، تئوري شستشوي مغزي يا كنترل فكر است. ايده شستشوي مغزي، بعد از انقلاب مائوئيستي پيدا شد و توسط روزنامه نگاري به نام «ادوارد‌هانتر» كه از حقوق بگيران سيا بود وارد بحثهاي عمومي‌شد. پس از آن مارگارت سينگر و چند نفر ديگر با مبنا قرار دادن اين ايده، از آن بعنوان ابزاري براي حمله به اديان جديد يا آنچه كه توسط آنها فرقه‌ها ناميده ميشد قرار گرفت.

اما همين ريشه يابي اين سئوال را پيش مي‌آورد كه چرا بايد يك تئوري اولين بار از طريق كسي كه از عاملان سازمان سيا بوده مطرح شود؟ شواهد نشان ميدهد كه ممكن است سيا با مطرح كردن اين نظريه قصد داشته كه طرحي امنيتي (و نه علمي) را در آمريكا پياده كند و از اين نظريه بعنوان بستر آن استفاده كرده باشد.

اما از نظر وجهه علمي‌اين نظريه بهتر است از زبان يك كارشناس ديگر موضوع را بررسي كنيم. دكتر گوردون ملتون مدير مؤسسه‌ مطالعه‌ اديان‌ آمريكا در سانتابار بارا، كاليفرنيا در باره نظريه شستشوي مغزي ميگويد:

در پايان دهه 1970 مخالفين اديان جديد با نظريه شست‏وشوى مغزى همگام شدند، فرضيه‏اى كه اعلام مى‏داشت اديان جديد اصولا براى جذب هوادار، مردم را اغوا مى‏كنند و آنها را به طورى درگير فرايند كنترل ذهن مى‏نمايند كه اختيار ملحق شدن، مشاركت‏با ترك گروه را از آنها سلب مى‏نمايند . طى اوايل و ميانه دهه 1980 نظريه شست‏وشوى مغزى از همه طرف؛ از فلسفه حقوق گرفته تا مطالعات دين پژوهى، از روانشناسى تا مطالعات جامعه شناختى مورد توجه قرار گرفت . در ابتدا اين نظريه به خاطر اين‏كه در ظاهر توضيحى قابل قبول در توجيه شور و هيجان و دلدادگى كه ما در برخى اديان جديد با آن‏ها مواجه هستيم! ارائه مى‏كرد، جذاب بود . اما براى هر پديده‏اى كه اين نظريه ظاهرا توضيحى ارائه مى‏كرد دليل قانع كننده‏اى نداشت .

براى نمونه، الگوى شست‏وشوى مغزى تصويرى كه از اديان جديد ارائه مى‏كند اغلب به شكل محيط زندان است كه افراد را در چنگ خود اسير ساخته و اجازه رهايى و فرار به آنها نمى‏دهد . اما وقتى اين گروه‏ها حتى آنهايى كه بحث‏انگيز بوده‏اند را به طور وسيع در نظر مى‏گيريم درمى‏يابيم كه حد و مرزهايى كه ترسيم كرده‏اند كاملا نفوذپذيرند . تنها تعداد اندكى از تمامى كسانى كه با گروه در تماسند در مراسم گروه حاضر مى‏شوند و تعداد ملحق شوندگان حتى از اين تعداد نيز كمتر است . نيمى از كسانى به اين گروه‏ها مى‏پيوندند بدون هر گونه مداخله بيرونى آنها را ترك مى‏كنند .

اين در ظاهر به يك پيش فرض «علمى‏» شبيه است اما در عمل فاقد كارايى يك نظريه علمى است . همان‏گونه كه بيست‏سال قبل زمانى كه نظريه شست‏وشوى مغزى رد شد، كار درستى بود اينك نيز بخش‏هاى باقيمانده اين نظريه از ارائه هر گونه اطلاعات تجربى و آزمايش‏پذير براى وقوع شست‏وشوى مغزى ناتوان است، اگر چه اين‏جا جاى طرح مجدد نزاع شست‏وشوى مغزى نيست اما بايد متذكر شويم كه اواسط دهه 1980 ما نظريه شست‏وشوى مغزى را رد كرديم; مستندات اين واقعيت در بسيارى از اسنادى كه از سوى مجامع آكادميك كه بيشتر دلمشغول اين بحث‏بوده‏اند، وجود دارد متعاقب آن دادگاه‏ها نيز اين نظريه را رد كردند . ره‏آورد آن انكار اوليه آن بود كه در طى 15 سال گذشته مطالعات اديان جديد از آن بحث گذشت و بدون اين‏كه اشاره‏اى به نظريه‏هاى شست‏وشوى مغزى داشته باشد، كارش را ادامه داد . دوم اين‏كه از نظر قانونى نيز دادگاه بر ضد اعمال فن بازپرورى حكم صادر كرده‏اند. فن بازپروري، تاكتيكي فراقانوني مبني بر ربودن فردي از افراد يك گروه و قرار دادن وي در تحت فشار شديد رواني براي تبري‌جستن از گروه بود. اين فن روندي اجباري (غيرداوطلبانه) بود كه به گفته دكتر ملتون «مراقبتى بود كه از خود مريضى بدتر است

اين واقعياتي بود درباره نظريه اي كه امروز ديگر اثر چنداني از آن در جهان علمي‌باقي نمانده و تنها طرفداران محدودي كه قدرت دفاع از اين نظريه را هم ندارند، به آن معتقدند.

اكنون روشن شده است كه نظريه‌ي شستشوي مغزي هيچ فايده‌اي در ايجاد بصيرت درباره‌ي جهان متمايز گروههاي ديني جديد ندارد.

اما عجيب اين است كه با وجود در دسترس بودن همه اين اطلاعات، دستگاههاي اطلاعاتي بعضي از حكومتهاي اسلامي‌براي برخورد با جريانهاي اجتماعي و جنبشهاي معنوي جديد از اين نظريه پيروي كرده و ميكنند. غافل از اينكه اين تئوري در همان زمان مطرح شدن در آمريكا هم نه تنها موفقيتي نداشته بلكه برخي كارشناسان عقيده دارند كه گسترش اديان جديد در سالهاي بعد ناشي از تاثيرات پيش بيني نشده بكارگيري همين تئوري است. [2]

[1]رجوع شود به ويژه نامه كژراهه

 

 [2]منابع:‌ جنبش‌هاي ضد كيش- مصاحبه اي با جيمز گوردون ملتون – مطالعات اديان جديد؛ گذشته و حال/ گوردون ملتون – جنبشهاي نوپديد ديني و مخالفان آنها در آمريكاي قرن 21