جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

موت اختیاری و مرگهای مکرر

تحليلي بر مبناي نظريه «موت اختياري و مرگ هاي مکرر»

 1 (2)

در کلام خداوند به وعدة قيامت و به‌پا خواستن مردگان از قبر بارها اشاره شده است. اين مربوط به اديان مختلف است اما واضح‌ترين و شفاف‌ترين شکل آن در قرآن وجود دارد. وعده‌هاي مشابه به‌پا خواستن مردگان هم نظير زنده بودن شهدا و زنده بودن دانايان (حتي وقتي که ظاهراً مي‌ميرند) وجود دارد که در بعضي از آيات الهي ديده مي‌شود. گفته مي‌شود که در زمان انقلاب جهاني و ظهور ناجيان الهي، بعضي از مردگان که از ياران ناجيان الهي محسوب مي‌شوند، از قبر خود برمي‌خيزند و به سروران خود ملحق مي‌شوند. يا اينکه مسيح(ع) مرده‌اي را که بدن او فاسد شده بود و روزها از مرگ او مي‌گذشت دوباره زنده کرد. آيا مي‌توان با استناد به علوم مدرن يا کهن از اين وعده‌ها و واقعيت‌هاي معنوي دفاع کرد يا آن‌ها را از اين طريق توضيح داد. کمي جلوتر برويم و ببينيم چه مي‌شود.

انسان مي‌تواند تقريباً  بميرد و دوباره زنده شود. نمونه‌هاي تجربي متعددي براين واقعيت صحه مي‌گذارند. بعضي از اين نمونه‌ها را مي‌توان در تاريخ يافت و بعضي را با چراغ علمِ مدرن مي‌شود جستجو و پيدا کرد: در مکتب‌هاي سرّي باطني روشي به‌نام مرگ اختياري يا تخلية روح وجود دارد که از طريق آن فرد مي‌تواند موقتاً جسم خود را از روح تخليه کرده و ظاهراً بميرد. روش مرگ اختياري که در اين زمان هم توسط بعضي از کارورزان ماهر و حرفه‌اي باطني، گاهاً انجام مي‌شود شيوه‌ايست که بسياري از بزرگان باطني، در دوره‌هاي مختلف از آن استفاده کرده‌اند. از آنجا که در موضوع مرگ اختياري اين امکان وجود دارد که فرد با رعايت حدود و شرايط حساسي که اين روش دارد، آن‌را چندين بار هم تکرار کند به‌همين دليل به آن «مرگ مکرر» هم مي‌گويند. مرگ مکرر به اين معناست که انسان مي‌تواند چندين بار بميرد و زنده شود. قبل از آشنايي با پديدة مرگ مکرر بهتر است نگاهي به مکانيزم باطني مرگ بياندازيم. از ديدگاه باطني مرگ به معناي خروج دائمي روح از بدن است. خواب هم معناي خروج روح از بدن را مي‌دهد اما با اين تفاوت که اين خروج و جدايي از جسم، موقتي است. به‌عبارتي وقتي کالبد انرژيايي (کالبد روحي؛ کالبد سماوي) از بدن خارج مي‌شود، اين کالبد، از طريق ريسماني که معروف به ريسمان نقره‌اي است ارتباط خود را با جسم حفظ مي‌کند. نقطة پيوند اين ريسمان نقره‌اي به بدن، حدود ناف انسان است. در حالت خواب، حتي سنگين‌ترين خواب‌ها؛ و مواردي مانند وضعيت اغما و کما، با وجود آنکه روح از بدن خارج شده است اما به‌واسطة ريسمان نقره‌اي به بدن اتصال دارد ولي در وضعيت مرگ واقعي و برگشت‌ناپذير، اين ريسمان پاره شده و رابطة روح با بدن قطع مي‌شود. از ديدگاه باطني پاره شدن ريسمان نقره‌اي نشانه‌اي کافي براي مرگ انسان است. ريسمان نقره‌اي چيزي مشابه ريسمان جفت است که بين جنين و مادر وجود دارد. اگر اين ريسمان نابهنگام پاره شود جنين مي‌ميرد. در اين مثال قرينه‌اي مي‌توانيم جنين را معادل جسم و مادر را معادل روح بگيريم. در پديدة مرگ‌هاي اختياري انسان دچار مرگ واقعي به‌معناي قطع کامل ارتباط بين جسم و و روح و پاره شدن ريسمان پيونددهنده نمي‌شود. بلکه منظور از مرگ‌هاي تجديدشونده نوعي از خواب بسيار سنگين است که تفاوت‌هاي ظاهري آن با مرگ بسيار ناچيز بوده و شباهت چنداني به وضعيت زنده بودن و بيداري انسان ندارد. گزارش‌هاي تاريخي دربارة عده‌اي از اساتيد علوم اسراري وجود دارد که بيان مي‌کند اين افراد براي تأمين قصدهاي خود از روش مرگ اختياري استفاده کرده‌اند. بعضي از آن‌ها پس از ده‌ها يا صدها سال تجربة آگاهانة مرگ، دوباره به جسم بازگشته و زنده شده‌اند. در قرآن و کتب اديان ديگر هم مثال‌هاي متعددي براي اين موضوع وجود دارد. يک نمونه از آن، اصحاب کهف است. آن‌ها، چندين قرن به خواب مرگ فرو رفتند و هنگامي که از خوابِ مرگ خارج شدند، با آنکه گمان مي‌کردند که شايد، چند ساعتي خوابيده باشند اما متوجه شدند که چند صد سال در زمان جلو رفته‌اند و از زمان خود، فاصله گرفته‌اند. يا آن پيامبري که خداوند او را به همراه الاغش در خواب مرگ فرو برد و پس از صد سال او را از تجربة مرگ بيرون آورد و از او پرسيد چقدر خوابيدي و او گمان کرد که چند ساعت يا حداکثر يک روز را در خواب بوده آنگاه خداوند به او فرمود که او صد سال پيش مرده و اکنون دوباره زنده شده. در اين صد سال جسم آن پيامبر دچار فرسايش شد و به اسکلت مبدل گشت اما وقتي خداوند دوباره او را از خواب مرگ به اين دنيا بازگرداند جسم آن نبي دوباره برقرار شد. وقتي آن پيامبر دوباره زنده شد، دنبال الاغ‌اش گشت اما آن را پيدا نکرد خداوند به او اشاره کرد تا به استخوان‌هايي توجه کند که کنار آن پيامبر و روي زمين قرار داشت. اين‌‌ها، استخوان‌هاي پوسيده شدة يک الاغ بودند. خداوند دوباره الاغ را زنده کرد و جسم الاغ دوباره بر­­­­­­­­پا شد و پيامبر شاهد اين زنده شدن و جسميت بخشيدن بود.

 اما مرگ‌هاي مکرر هميشه با از دست دادن جسم همراه نيستند. در سطوح بالاي تعليمات اسراري يکي از سنت‌هاي نادر در آيين‌هاي باطني اين است که
موت اختياري, مرگ هاي مکرر,کلام خداوند ,وعدة قيامت , مردگان , قبر بارها , اديان ,قرآن , شهدا , آيات الهي ,زمان ,انقلاب جهاني , ظهور ,ناجيان الهي, ياران ناجيان, الهي , مسيح(ع) ,فاسد , مرگ ,استناد , علوم مدرن , کهن , چراغ علمِ ,مدرن ,مکتب‌ها, سرّي باطني ,مرگ اختياري, تخلية روح , جسم , بميرد, کارورزان ,ماهر , حرفه‌اي ,باطني, بزرگان باطني,مرگ مکرر,مکانيزم ,باطني, مرگ , خروج , جدايي ,جسم, کالبد انرژيايي ,کالبد روحي, کالبد سماوي, ريسماني , ريسمان نقره‌اي , ناف انسان , اغما , کما، , روح , جنين , مادر , اساتيد علوم اسراري ,اصحاب کهف است,اسکلت , الاغ, زمين , شاهد , قصدها , وظايف , کوه‌ها, نقطه ,محبوس ,سنت عجيب, هيماليا , معلمان, نوح‌آسا , يهوديان , حضرت موسي(ع) , آخر زمان, اسلام ,مسيحيت , هندوئيسم ,عيسي مسيح(ع) , مهدي موعود(ع) , تولتک , اسکلت‌ها , نور خورشيد , طوفان‌ها , باستان‌شناسان ,مقبرة ,فراعنة , زامبي‌ها ,ساحران بزرگ , يوگيست‌هاي بزرگ, مهرباباي ايراني , شيردي باباي هندي , آواتار, زمان , کالبد سماوي ,سلول , ملکول , ريسمان , علوم روحي , هولوگرام , باطري, تخليه , شارژ , زلزله‌اي بزرگ ,زمين , آب‌ها , آسمان بعضي از معلمان اسرار بنابر ضرورت، قصدها و وظايف خود تصميم مي‌گيرند که در زمان‌هاي آينده دوباره زنده شوند و کار خود را به انجام برسانند. در اين روش آن‌ها اغلب نقاطي را در بعضي از کوه‌هاي خاص پيدا مي‌کنند و خود را در آن نقطه محبوس مي‌کنند و در آنجا ظاهراً مي‌ميرند. طبق اين سنت عجيب، گاهي هم خود را در زمين مدفون مي‌کنند و اين دفن، عموماً تا زير گردن است. گفته مي‌شود در هيماليا تعدادي از اين معلمان نوح‌آسا وجود دارند که قرن‌هاست در آنجا هستند و گاهي، بيدار مي‌شوند و به ميان مردم مي‌آيند. يهوديان از قبر حضرت موسي(ع) خبر ندارند چون مطابق کتاب مقدس حضرت موسي را خداوند تشييع کرده است. به‌همين دليل بعضي از آن‌ها معتقد هستند که در آخر زمان، موسي دوباره از خواب برمي‌خيزد و اين‌بار با نام جديد خود يعني مسيا (ماشيح) ظاهر مي‌شود. آيا ممکن است موسي(ع) هم از جملة اين مردان جاودان باشد. شايد همين موضوع يکي از دلايل مخفي تقدس برخي از کوه‌ها در مناطق مختلف جهان و به‌ويژه در هند و کشمير و تبت است. همين عقيده در اسلام و مسيحيت و هندوئيسم هم به شکل‌هاي کاملاً مشابه وجود دارد. بيشتر مسيحيان معتقدند که عيسي مسيح(ع) نمرده است بلکه او در طول قرن‌هاي متمادي حيات خود را حفظ کرده و هم اکنون هم زنده است و البته گاهي يا در مقاطعي خود را نشان مي‌دهد. شيعيان از مهدي موعود(ع) روايتي مشابه همين را دارند و اين روايت در فضاي دروني بيشتر اديان قابل شنيدن است. سنت سري موت اختياري و مرگ در ميان تولتک‌هاي آمريکاي جنوبي هم رواج داشته است. توضيحاتي عملي از چگونگي اجراي اين فن سحرانگيز در بعضي از تعليمات تولتک يافت مي‌شود.

اخيراً باستان‌شناسان در صحراي پرو، اسکلت‌هايي را پيدا کردند که از قرن‌ها پيش به حالت نشسته قرار داشته‌اند. بسياري از اين اسکلت‌ها در همين زمان کنوني هم در صحراي پرو وجود دارند. دانشمندان اين اسکلت‌ها را به افراد شاخصي از قوم اينکا نسبت مي‌دهند. اين‌ها در زمين دفن نشده‌اند بلکه قرن‌ها و حتي شايد چند هزار سال است که در مقابل نور خورشيد و در معرض طوفان‌ها و فرسايش‌هاي مختلف قرار داشته‌اند. عجيب اينکه، اين اسکلت‌ها هنوز و بعد از گذشت قرن‌ها در همان وضعيت قرار دارند. آيا آن‌ها در نوعي مراقبه قرار دارند که نيروي  ميدان ناشي از آن مي‌تواند از آن‌ها محافظت کند. يا جواب در محل استقرار فيزيکي و فرم استقرار آن‌هاست. مشابه اين موضوع اما به شيوة ديگر را مي‌توان در اهرام فراعنة مصر جستجو کرد. وقتي که باستان‌شناسان موفق به گشودن مقبرة يکي از فراعنة مصر شدند، جنازة او را کاملاً سالم يافتند طوري که انگار به تازگي مرده است. بعداً و ضمن تحقيقات مفصل آن‌ها متوجه شدند که محل استقرار جنازه، راز سالم ماندن جنازه است و اين به‌دليل ايجاد يک ميدان انرژي نگه‌دارنده از طريق هرم و متکي به تناسب ابعاد هرم است. اما آيا فرعون قصد داشته است بعد از مدتي دوباره از خواب برخيزد؟ آيا ممکن است باستان‌شناسان با جابجايي و تغيير شرايط اسکلت‌ها در صحراي پرو، جنازة فراعنه در اهرام مصر و نيز با جابجايي ديگر موارد مشابه در غارها و نقاط مشابه در مرگ موقت اين افراد ( اگر قبول کنيم که لااقل برخي از آن‌ها به‌طور موقت مرده‌اند) تأثير گذاشته‌اند؟ يکي از توضيحات قانع‌کننده و قابل قبول عمر چند صدسالة بعضي از انسان‌هايي که در تاريخ از آن‌ها نام برده شده و من‌جمله عمر نزديک به هزار سالة نوح(ع) و پدران او همين پديدة موت اختياري و مرگ‌هاي مکرر است. چيزهايي که در کتاب مقدس دربارة نوح مي‌خوانيم عمدتاً دربارة مدت کوتاهي از زندگي نوح است. به احتمال قوي نوح و پدران او با استفاده از شيوة سرّي مرگ اختياري توانسته‌اند تا چند قرن عمر کنند. آيا ممکن است در نزديک به هزار سال زندگي نوح هيچ اتفاق قابل توجهي نيفتاده باشد که ذکر آن‌‌ها در کتاب مقدس توجه‌برانگيز باشد يا شايد او بيشتر عمر خود را در خواب مرگ‌آسا گذرانده است و گاه از اين خواب سنگين برخواسته باشد. نوح و پدران او هزاران سال زندگي کرده‌اند اما شرح وقايع زندگي آن‌ها که در کتاب مقدس آمده آن‌قدر کوتاه است که ممکن است در يک تا ده سال از زندگي يک انسان امروزي واقع شود. آيا از نظر منطقي عجيب نيست که نوح در سن چهارصد سالگي زن گرفته و صاحب فرزند شده باشد. پس يعني طي چهارصد سال به اين تصميم و امکان نرسيده است…

نمونة معروف و اين زماني مرگ‌هاي اختياري زامبي‌ها هستند که تا کنون دربارة آن‌ها چندين گزارش مفصل هم تهيه شده است و هنوز محققان نتوانسته‌اند پاسخ اين معما را بيابند. در آفريقا زامبي به کساني گفته مي‌شود که مي‌ميرند اما پس از مدتي زنده مي‌شوند و از قبر برمي‌خيزند. بعضي از اين افراد هنوز هم زنده‌اند و بارها تحت سوالات و آزمايش‌هاي پژوهندگان قرار گرفته‌اند. ظاهراً در آفريقا انگشت‌شماري از ساحران بزرگ و استثنايي قادرند با افراد کاري کنند که آن‌ها بعد از تجربة مرگ و حتي مدت‌ها پس از مدفون شدن، دوباره زنده شوند و از قبر بيرون بيايند. در يکي از گزارش‌هاي تصويري و معتبر مربوط به زامبي‌ها، يک زامبي را ديدم که مردم هم محلة او مي‌گفتند که او هجده سال بعد از قبر خود برخواسته است. در تاريخ هندوستان بعضي از يوگيست‌هاي بزرگ، خود را در ملاء عام و در حضور شاهدان ظاهراً زنده به گور کرده و پس از مدت‌ها دوباره از قبر برخواسته‌اند. آخرين نمونة آن مربوط به حدود ده سال پيش بود که در هند اتفاق افتاد. البته آن‌ها با اين‌کار خود قصد دارند پيام‌هايي را به مردم جهان برسانند. بعضي از اين بزرگان وعدة زنده شدن خود را حتي به چند قرن بعد موکول مي‌کنند. به‌عنوان مثال مي‌توان از مهرباباي ايراني و شيردي باباي هندي که گمان مي‌رود هر دو نفر از آواتارهاي زمان خود بوده‌اند، نام برد که وعدة زنده شدن خود را در آيندة دورتري داده­اند. مثلاً مهربابا پيش از مرگ گفته است که مي‌خواهد هفتصد سال بخوابد و پس از هفتصد سال دوباره از خواب برخيزد و به تعليم خود ادامه دهد. هم‌چنين گفته مي‌‌شود که در کوه‌هاي مقدس چين و تبت معدود مرداني با عمر بسيار طولاني وجود دارند. در چين به اين مردان، مردان جاودان مي‌گويند. در اينجا يکي از سوالات مطرح، اينست که افرادي که جسم مادي خود را از دست داده‌اند چگونه مي‌توانند دوباره واجد همان جسم قبل شوند؟ در علوم باطني اين موضوع با توجه به قدرت خلاقه و سازمان دهندة کالبد سماوي توضيح داده مي‌شود. کالبد انرژيايي انسان قادر است جسم را دوباره بازسازي کند اين بازسازي از طريق تکثير پرحجم و سريع تنها يک سلول يا حتي يک ملکول از جسم قبلي انسان قابل انجام است. با توجه به اينکه حتي فسيل‌هاي چند ميليون ساله هم داراي ملکول‌هايي از جسم اولية خود هستند و ميلياردها عدد از اين ملکول‌ها در استخوان و اسکلت آن‌ها وجود دارند، در صورتي‌که رابطة روح با جسم قطع نشود و اين رابطه از طريق کالبد انرژيايي و ريسمان اتصال دهنده (طناب نقره‌اي) حفظ شود امکان احياء دوبارة جسمي که هزاران سال پيش هم مرده است (از ديدگاه علوم روحي و واقعيت‌هاي کالبد سماوي و ذهن انرژيک) کاملاً عملي است. چگونگي اين اتفاق موضوع پيچيده‌ايست که توضيح آن لازم به نظر نمي‌رسد. اما حتي فيزيک‌دانان مدرن هم اين فرضيه را بيان کرده‌اند که امکان بازسازي جسم انسان تنها با وجود يکي از ملکول‌هاي بدن او، بر اساس تئوري‌هاي فيزيک مدرن و به‌ويژه اصل هولوگرام ( که همة کل را در يک جز از کل مي‌داند) امکان‌پذيرست. اين اتفاق عجيبي نيست. همان‌طور که تمام جسم انسان و ميلياردها ميليارد سلول بدن او و نظام پيچيدة جسماني او همگي از يک سلول بوجود آمده است چرا وقوع دوبارة اين بازسازي عجيب باشد. چگونه و با کدام قدرت سازمان‌دهنده و راهبردي در مراحل جنيني، يک سلول به ميلياردها سلول سازمان يافتة‌ بي‌همتا تبديل مي‌شود. اين اتفاق از همان اولين لحظة شکل‌گيري انسان از طريق روح عملي مي‌گردد و مادامي‌که اين روح وجود دارد مي‌تواند دوباره جسم خود را بسازد و خود را در قالب جسم متجلي كند.

موضوع مرگ‌هاي مکرر را مي‌توان در طبيعت هم به سادگي رديابي کرد. بسياري از گياهان و درختان در فصل زمستان مي‌ميرند و دوباره در فصل بهار زنده مي‌شوند و اين جريان مرگ و تولد مکرر غالباً تا پايان عمر گياهان ادامه دارد.

خرس ها و بسياري از خزندگان در طول سرما و يخ‌بندان زمستان، به خواب زمستاني که علائم آن بي‌شباهت به مرگ نيست فرو مي‌روند و پس از پايان خواب زمستاني دوباره زندگي معمول خود را از سر مي‌گيرند. آيا وجود چنين روندي در طبيعت نمي‌تواند حامل پيامي مبني بر روش مخصوصي از زيستن باشد؟ مرگ‌ها و تولدهاي پي‌در‌پي. اين اتفاق طببيعي حتي دربارة وضعيت طبيعي انسان هم صادق است. بعضي از مراحل خواب شباهت زيادي به مرگ دارد از جمله وضعيتي از خوابيدن که دلتا ناميده مي‌شود. در خواب دلتا که تقريباً همة انسان‌ها آن را هنگام خواب طبيعي تجربه مي‌کنند وضعيت انسان تا حدي شبيه به انسان مرده مي‌شود. بي‌دليل نيست که از قديم گفته‌اند خواب برادر مرگ است. در واقعيت امر، انسان، قبل از هر خواب واقعي، تقريباً مي‌ميرد و بعد از هر بار خوابيدن دوباره زنده مي‌شود. منتهي اين موضوع تفاوت‌هاي قابل توجهي با وضعيت مرگ اختياري و تخلية روح دارد.

 موت اختياري, مرگ هاي مکرر,کلام خداوند ,وعدة قيامت , مردگان , قبر بارها , اديان ,قرآن , شهدا , آيات الهي ,زمان ,انقلاب جهاني , ظهور ,ناجيان الهي, ياران ناجيان, الهي , مسيح(ع) ,فاسد , مرگ ,استناد , علوم مدرن , کهن , چراغ علمِ ,مدرن ,مکتب‌ها, سرّي باطني ,مرگ اختياري, تخلية روح , جسم , بميرد, کارورزان ,ماهر , حرفه‌اي ,باطني, بزرگان باطني,مرگ مکرر,مکانيزم ,باطني, مرگ , خروج , جدايي ,جسم, کالبد انرژيايي ,کالبد روحي, کالبد سماوي, ريسماني , ريسمان نقره‌اي , ناف انسان , اغما , کما، , روح , جنين , مادر , اساتيد علوم اسراري ,اصحاب کهف است,اسکلت , الاغ, زمين , شاهد , قصدها , وظايف , کوه‌ها, نقطه ,محبوس ,سنت عجيب, هيماليا , معلمان, نوح‌آسا , يهوديان , حضرت موسي(ع) , آخر زمان, اسلام ,مسيحيت , هندوئيسم ,عيسي مسيح(ع) , مهدي موعود(ع) , تولتک , اسکلت‌ها , نور خورشيد , طوفان‌ها , باستان‌شناسان ,مقبرة ,فراعنة , زامبي‌ها ,ساحران بزرگ , يوگيست‌هاي بزرگ, مهرباباي ايراني , شيردي باباي هندي , آواتار, زمان , کالبد سماوي ,سلول , ملکول , ريسمان , علوم روحي , هولوگرام , باطري, تخليه , شارژ , زلزله‌اي بزرگ ,زمين , آب‌ها , آسمان

دانشمندان و محققان علوم پزشکي و زيست­شناسي در حال مطالعة روشي براي افزايش طول عمر هستند که تا حدي به شيوة سرّي مرگ مکرر شباهت دارد. مبناي اين روش نگه‌داري انسان در درجة برودت بالا و به نوعي، خوابيدن در انجماد است. آن‌ها مي‌گويند احتمالاً مي‌توانيم انسان را با نگهداري در درجة معيني از انجماد تا مدت‌هاي بسيار طولاني زنده نگه‌داريم. البته در طول مدت انجماد، انسان در حالتي شبيه به مرگ قرار مي‌گيرد و محققان هرگاه که بخواهند (حتي بعد از سال‌هاي طولاني و شايد قرن‌ها) اين موجود منجمد را از حالت انجماد خارج کرده و به زندگي باز مي‌گردانند. بعضي از مشاهدات علمي ديگر هم مؤيد همين واقعيت است مثلاً دانشمندان اخيراً در يخ‌هاي منجمد مريخ باکتري‌هايي پيدا کردند که قادر بودند پس از گذشت ميليون‌ها سال، به‌دليل دماي بالاي محيط زنده (و البته غير فعال) بمانند…

يکي از سوالات ديگري که پيش مي‌آيد اين است که با وجود واقعيت مرگ‌هاي مکرر پس چرا عمر انسان جاودانه نيست. پاسخ اين است که ظرفيت جسمي و رواني انسان محدود است و ميزان احياپذيري و تولد مجدد جسم و روان انسان محدود است. مثل يک باطري که تخليه و شارژ مي‌شود و از عمر مفيد آن کاسته مي‌شود. باطري را نمي‌توانيد تا ابد و به‌طور نامحدود شارژ و تخليه کنيد چون ظرفيت‌ها و ويژگي‌هاي فيزيکي آن، چنين امکاني را در اختيار شما نمي‌گذارد. جسم انسان هم به‌همين صورت است. ظرفيت‌اش براي تولدها و مرگ‌هاي مکرر کاملاً محدود است. بنابراين کساني که از روش مرگ اختياري استفاده کرده‌اند همواره با چنين محدوديتي مواجه بوده‌اند. ولي نبايد فراموش کرد که هدف آن‌ها از چنين کاري، نيازي به تکرار بيش از حد اين تجربه نداشته است. حالا ببينيم پيام چنين تجربه‌اي چيست؟ اين نشانه‌ها و پديده‌ها چه حرف‌هايي را به ما مي‌گويند؟

از واقعيت مرگ‌هاي مکرر مي‌توان نتيجه گرفت که ممکن است مردان جاودان و ناجيان غايب که دربارة آن‌ها گفته مي‌شود هنوز زنده‌اند، در حالت مرگ اختياري باشند و هرگاه که لازم شود، زنده شوند و با جسم خود حضور فيزيکي يابند…

از واقعيت مرگ‌هاي مکرر نتايج زيادي حاصل مي‌شود و نيز اين‌که چنين پديده‌اي خودش گواهي است بر حقانيت قيامت و روزي که مردگان از قبر بر مي‌خيزند و به پاسخگويي فراخوانده مي‌شوند. و نيز زماني‌که انقلاب جهاني همانند زلزله‌اي بزرگ زمين و آب‌ها و آسمان را احاطه مي‌کند و ناجيان الهي و روح‌يافتگان حجاب‌هاي خود را کنار مي‌زنند و آشکار و بي‌پرده حضور با عظمت و پرجلال خدا را در جهان اعلام مي‌کنند و مؤمنيني که سال‌هاست در قبرها خوابيده‌اند با صداي آن‌ها از قبر برخواسته و براي خدمتگزاري در حکومت جهاني خدا که بر زمين و آسمان است، حاضر مي‌شوند. مرگ اختياري پيام‌هاي زيادي دارد.

مولف: پِريا (شباب حسامي)؛ با نظر و راهبرد ايليا «ميم» و انعكاس ديدگاه ايشان

پي‌نوشت:

1 – طبق تحقيقات ليال واتسن

 


Leave a comment

داستان های الاهیسم – به روایت شاگردان ایلیارام الله

داستان های الاهیسم

به روایت ال یاسین

این داستان‌ها شامل مجموعه‌ای است كه بر اساس رؤیاهای بنیادی و نمادهای اسطوره‌ای شكل گرفته و هر كدام از داستان‌ها علاوه بر مفاهیم پایه و مشترك، نظیر تسلیم و خدمت به خداوند، عشق الهی، توجه به خداوند و از خود گذشتگی برای خدا، دارای طیف و دسته‌ای از تعلیمات اختصاصی می‌باشد. خواندن عمیق هر یك از داستان‌ها به فهم تعلیمات خاص و عمومی مستتر در داستان منجر شده و راه ارتباط درونی انسان را هموارتر می‌كند. در واقع می‌توان گفت كه هر یك از داستان‌های الاهیسم حاوی بخش معینی از تعلیمات الاهیسم باطنی است كه البته بصورت فشرده و غالباً از طریق تصاویر رؤیا بیان گردیده است.

بعنوان مثال داستان‌های رؤیای راستین، رؤیای راهست این و باغبان الهی[1] هر كدام به ترتیب دارای دسته تعلیمات مسافر حق، فدایی حق و مبارز حق است. در داستان رؤیای راستین، موضوع مهاجر بودن روح انسان و هجرتگاه بودن زمین، بصورت نمادین، از طریق داستان قوهای مهاجر مورد بحث قرار می‌گیرد… در باغبان الهی یكی از روش‌هایه مبارزه موفق با نفس و مكر‌های شیطانی به تصویر كشیده می‌شود…

هر یك از داستان‌های الاهیسم علاوه بر تعلیمات خاص خود، بیانگر ابعادی از تعلیمات عمومی است و زوایایی از آموزش‌های عمومی را آشكار می‌سازد.

سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ،  وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ،  دریچه نور، درون کاوی-2 ،  وبگاه اسرار ماوراء ، طرفداران پیمان فتاحی ، درس های مبارزه-1 ، درس های مبارزه – 2 ، ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان)، سایت ضد فرقه


[1] شرح و تفسیر این داستانها، توسط خانم ها شباب حسامی (پِریا) و نازی حسامی (شیوا) و آقای امیررضا الماسیان صورت گرفته است. از دیگر آثار منتشره و در دست چاپ خانم شباب حسامی (پِریا) می توان به كتاب دوازده انجیل و همچنین كتب نوح آموز، اخبار و یافته ها، مقالات باطن گرا، آیین قضاوت، تفاسیر بسم الله الرحمن الرحیم، كلمات بزرگان، پیش بینی های سیاسی و رخدادها، و هوئیم اشاره كرد كه تحت راهبرد و یا توسط ایشان و عمدتاً با همكاری خانمها نازی حسامی (شیوا) و دكتر پریس كی نژاد و در مواردی، برخی اعضای گروه تحقیقاتی ال یاسین، تهیه شده است.


Leave a comment

عدالت قانوني و قانون عدالت – ایلیا رام اله

عدالت قانوني و قانون عدالت

يادم نمي آيد كه هرگز قانون را شكسته باشم اما غالباً و از طرف بعضي از كساني كه اين كلمه را مثل شمشير در دست دارند، بارها به آن متهم شده ام. چيزهايي هست مربوط به سالها قبل، كه شايد ظاهراً غيرقانوني بوده باشند اما مطابق آنچه برايم معلوم و روشن بود، عين قانون و عدالت بودند يا آنكه تضاد و تناقضي با كلام خدا نداشتند با اين حال تا جاييكه به حقوق ديگران تجاوز نشود،در بارۀ آنها هم مي گويم.

سالها قبل وقتي كه دچار آن حالت مذهبي افراطي شده بودم و گروههايي از سنخ مذهبي را راه اندازي كرده بوديم، براي خودم جايگاه دادستان و قاضي به معناي واقعي آن را قائل بودم. بر اين اساس اگر با جرائم حساسي برخورد مي كرديم من خودم رأساً مسئله را حل مي كردم. البته فقط در بعضي از مسائل وارد مي شديم و آن عموماً زماني بود كه توهيني به خدا شده بود يا ظالم و زورگويي را مي ديديم كه با دور زدن قانون، به حقوق مردم تجاوز مي كند.در اين قضايا غالباً دوستان ديگر هم حضور داشتند اما آنها كار خاصي نمي كردند و تقصيري نداشتند و مسئوليت همۀ آن كارها با خودم بود. شايد آنها فقط ناظر بودند يا حضوري نمادين داشتند …

مثلاً چند بار پيش آمد كه با جرم هايي برخورد كردم كه براي آنها حد معلوم كردم و اجرا كنندۀ حد هم خودم بودم. يك بار يك روحاني را ديديم كه … معلوم شد كه او اصلاً روحاني نيست بلكه لباس روحانيت را براي سوء استفاده شخصي اش استفاده مي كرده. دو نفري كه همراهم بودند كاري نمي كردند و چون فكر مي كرديم پيامدهاي قانوني اين مسئله شديد باشد، آنها در آن ماجرا دخالتي نكردند. يك بار هم يك مأمور رسمي قانون و يك دوره گرد را مجازات كردم. براي آنها حكم صادر كردم. حكم آن مأمور در واقع مرگ بود اما به دليل رضايت نوجواني كه شديداً‌ مورد تعرض او قرار گرفته بود اين حكم را به شلاق تخفيف داديم. به دوره گرد هم همين حكم را دادم. مردم جمع شده بودند و تقاضا مي كردند كه حكم او را كاهش دهم [1]. البته كسي هم نبود كه بپرسد تو چه كاره اي. اگر هم مي پرسيد احتمالاً جواب محكمي مي گرفت. يك بار همين اتفاق افتاد. به بازار ميوه و سبزي رفته بوديم. متوجه شدم مردم دربارۀ نبود پياز و اينكه غرفه داران پياز دارند اما با قيمت بالا و بصورت غيرآشكار مي فروشند، حرف مي زنند. به واحدي كه درآنجا ناظر بود تذكر داديم. يكي از دوستاني كه همراهم بود تذكر داد اما اتفاقي نيفتاد. آنجا هم رأساً وارد عمل شديم كه شايد غيرقانوني بود. ما خودمان گوني هاي پياز را بيرون كشيديم و جلوي مغازه ها ريختيم و مردم هم هجوم مي آوردند. اتفاقاً اينجا يك نفر بعنوان مأمور تعزيرات، كارتش را به ما نشان داد و از ما خواست كه كارت به او نشان بدهيم كه همانجا خود اين شخص را بعنوان متهم گرفتيم. به اينكه اگر مأمور است چرا رسيدگي نمي كند؟ اما او هم با ما همراه شد. كنار آن بازار يك فروشگاه رفاه بود. مردم كه اين را ديده بودند فكر مي كردند كه من پسر … هستم. يك نفر آمد و گفت كه اين فروشگاه هم جنس هايي دارد كه نمي فروشد. همراه مردم وارد آنجا شديم. گفتند بايد وقت بگيريد كه با رئيس فروشگاه حرف بزنيد، متأسفانه ما هم گفتيم كه رئيس فروشگاه را بياورند و انبارهايش را هم به روي مردم باز كنند كه وقتي او اين را شنيد خودش به سراغ ما آمد و گفت قصد داشته كه همان روز اين كار را بكند اما مقصر مدير داخلي او بوده كه كوتاهي كرده. همۀ اين كارها ظاهراً غيرقانوني بود اما من مطمئن بودم كه در حال اجراي عدالت هستم. دو سه مرتبه خيابان را بستيم و تعدادي از كساني را كه گمان مي كرديم متخلف اند [ فروشندگان مواد مخدر] را مجازات كرديم. چند بار هم، در پارك هاي بزرگ اين كار را كرديم و افرادي از آن دست [فروشندگان مواد مخدر] را دستگير كرديم. يك راه براي آنها باقي مي گذاشتيم، مي بايست فروشندۀ اصلي و اوليه را معرفي كنند و در دسترس ما قرار دهند…

 

بيدادي که بر تو وارد مي‏شود در عفو آن مختار هستي، اما بيدادي که به ديگران  وارد مي‏شود ابداً نمي‏توان آن را به بخشي و تا شرف آدميت در وجود تو باقي است بايد در رفع ظلم و تلافي مظلوم با تمام توانايي خود بکوشي.

حضرت علي (ع)

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

معنویت ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, جستجوی عبارت و تمام سایتها و وبلاگ ها و مطالب معتبر موجود در مورد عرفان ایلیا میم رامالله  و پیمان فتاحی, اندیشه های عرفان و ضد فرقه ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, عقاید و اندیشه ها و طرز فکر ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی در مورد اندیش های انحرافی و فرقه ها و عرفان های کاذب و جعلی,روایت های مختلف ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, برخوردهای امنیتی و اطلاعاتی با ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, اخبار و اطلاعات و سوابق فعالیتی و زندان و دستگیری و برخورد با ضد فرقه ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, تحقیق دانشجویی و همه مقالات موجود در مورد و در ارتباط ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی , ایلیا رام الله -پیمان فتاحی کیست, چرا به پیمان فتاحی, چرا به ایلیا میم, چرا و ایا ایلیا میم رام الله,درباره عرفان ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, مکاتب معنوی عرفانی فرقه های موجود در ایران ,نظر ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی در مورد ادیان و مذاهب اسلام و مسیحیت و فرق انحرافی و شیطان پرستی, ضد فرقه رام اله, معنویت ایلیا میم رام اله – پیمان فتاحی, عرفان اصیل ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, تعداد هواداران و طرفداران و دوستداران پیمان فتاحی -ایلیا, هدف و ضرورت از برخورد با فرقه های ضاله و عرفان های کاذب و جعلی و معنویت های ساختگی و عرفان واره ها و معنویت واره ها و نوپدید و نوظهور و ظاله, همایش ها و سمینارها و سخنرانی ها و گرده همایی های مربوط به بررسی دیدگاه های عرفان های نوظهور و فرق ضاله و گرایش های شیطانی و فراماسونری و جریان های انحرافی, عقاید و نظرات و برداشت های ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی  در مورد و در رابطه با فرقه های مذهبی و ادیان اسلام و مسیحیت و یهود و عرفان های کابالا و شرقی و غربی و هندی,همه سایتها و وبلاگ ها در باره پیمان فتاحی,صحبت های استادایلیا میم رام الله در مورد نحوه برخورد با فرقه های انحرافی و فرقه های ضاله و نوظهور و کاذب و پوشالی, دیدگاه استاد ایلیا میم رام اله درباره نحوه رویارویی و جمع اوری معنویت های منحرف و عرفان واره و معنویت واره و جریان های انحرافی و دروغین و منحرف, برخورد با جریان های معنوی و دگر اندیشان در  قالب جنگ نرم , جدیدترین اخبار وخبرها و اطلاعات و مقالات و مقاله اماده در مورد و درباره ایلیا میم رام الله -عرفان رام الله -پیمان فتاحی ,روش های صحیح برخورد با فرقه های انحرافی عرفان های شیطان پرستی در تهران و شهرهایی مانند کرمانشاه در گفت و گویی با ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, عرفان ایلیا م رام الله,  تدابیر هوشمندانه در برخورد با جریان های عرفانی انحرافی  و کاذب, نقد و بررسی فرقه های شیطان پرستی و روش برخورد صحیح با آنها با  گفت و گویی با ضد فرقه ایلیا میم رامالله -پیمان فتاحی


[1] – شرح وقايع ذكر شده مدت كوتاهي بعد از وقوع مستند و ثبت شده است. مثالي كه در اينجا مي توان زد اين است كه يك كسي مي گويد « من كشتم پس مجرم هستم» مي پرسي چه چيزي را؟ مي گويد مهم نيست «من كشتم». هر چه مي پرسي چه چيزي را، همان جواب را مي دهد كه « من كشتم پس مجرم هستم » بعداً شاهداني از راه مي رسند و مي گويند بله او راست و درست مي گويد. كشت اما افعي سمي كه قرباني خود را نيش زده بود، كشت. او كشت اما خطر مرگ را كشت. او خراب كرد اما تله هايي كه براي زندگي گذاشته شده بود را خراب كرد. اينجاست كه هر ذهن هوشياري مشكوك مي شود كه چرا گوينده سعي و اصرار دارد چهرۀ بدي از خود بروز دهد. آنسوي پرده چه مي گذرد. ماجرايي كه استاد به اين صورت تعريف مي كند شرح كاملي دارد كه توسط افرادي كه در آن تجربه ها حضور داشته اند ثبت شده است. اين گزارش ها قبلاً دركتابهايي كه مربوط به خاطرات افراد بوده به ثبت رسيده و اكثر آنها نيز بصورت فيلم هاي مستند ضبط شده است. در اينجا خلاصه اي از بعضي از اين وقايع را از زبان شاهدان و حاضران نقل مي كنيم.

ماجراي فروشندۀ دوره گرد (از زبان يكي از حاضران) : … وقتي فروشنده دوره گرد بالا آمد با زن همسايۀ ما مشغول صحبت شد. ايشان تازه عروس بود. ساعت حدوداً 10:20 صبح بود. شوهرش در خانه حضور نداشت. دوره گرد شروع كرد با اين خانم حرف زدن و چانه زدن سرِ قيمت جنسي كه مي خواست بفروشد. از وسط صحبتها يكدفعه دوره گرد درخواستي را با اين خانم مطرح كرد… كاملاً‌ مشخص بود كه اين خانم دچار شوك شده. بعد هم از صداها مشخص بود كه پايش را كنار در گذاشته و مي خواست به زور وارد خانه شود. همين وقت بود كه ايليا دوره گرد را گرفت و به پاركينگ خانه برد. به او گفت كه مي خواهي خودم مجازاتت كنم يا تحويل پليس ات بدهم. آخرش قبول كرد كه خود ايليا مجازاتش كند. فكر مي كنم همين را هم نوشت و امضا كرد. سوادش كم بود. چند نفر از همسايه ها متوجه شده بودند و در پاركينگ جمع شدند. حكمي كه ايليا داده بود، كامل اجرا نشد چون آن زن رضايت داد. خيلي ترسيده بود و قيافه اش مثل مرده ها شده بود. مي ترسيد كه شوهرش از اين اتفاق چيزي بداند و مي خواست مسئله زودتر فيصله پيدا كند. ايليا آدرس دادسرا و پليس را هم به آن دوره گرد داد و گفت كه اگر خواست مي تواند از او شكايت كند.

ماجراي شلاق مأمور قانون (از زبان يكي از شاهدان): ما چهار نفر بوديم. با ايليا چهار نفر مي شديم. از اتوبان رد مي شديم كه ايليا به يكي از بچه ها كه رانندگي مي كرد گفت كنار بزند. وقتي پايين رفتيم ديديم كه يك مأمور با اونيفورم ويژه است و دارد يك نوجوان افغاني را كتك مي زند. ايليا او را صدا زد اما او فرار كرد. ما ايست داديم ولي باز هم فرار كرد. يكي از ما اسلحه داشت، مي خواست تيراندازي كند كه ايليا اجازه نداد و گفت بگيريدش. وقتي او را گرفتيم كلي داستان بافت. يك بار گفت مادرم مريض بوده و مي خواستم پول دارويش را تأمين كنم. يك بار گفت زنم الان مريض است و در بيمارستان است. آخر سر هم اعتراف كرد كه اصل ماجرا چه بوده… نوجوان افغاني كه همۀ سر و صورتش از كتك باد كرده بود گريه مي كرد و مي گفت همۀ پولهايم را گرفته و به من … ايليا گفت تحويل ات بدهم يا خودم مجازاتت كنم … دست آخر او را به يكي از ميدان هاي شرق تهران برديم و ضربه هاي او اجرا شد. نوجوان افغاني كه آه و نالۀ او را شنيد رضايت داد و نگذاشت حكم تا به آخر اجرا شود. هر چه كرديم از جايش بلند نشد. مي گفت فلج شده ام. يكي از دوستان اسلحه اش را درآورد و مسلح كرد و گفت اگر بلند نشود شليك مي كند. قبل از اينكه به عدد سه برسد او بلند شد و فرار كرد. شرح اين اتفاق، مدت كوتاهي بعد از وقوع آن توسط يكي ديگر از دوستاني كه در آن ماجرا حضور داشت نوشته شد. فكر مي كنم نوشته او كاملتر از اين گزارش باشد چون از‌ آن اتفاق تا امروز سالهاي زيادي مي گذرد.