جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

گفت و گوي انتقادي دو تن از اعضاء منتسب به حزب الله با ایلیا م رام الله (پیمان فتاحی)

سنگ اندازي در تاريكي

گفت و گوي انتقادي

(قسمت سوم-8)

گفتگوي زير در فروردين ماه سال 1386 طي دو جلسه با ايليا «ميم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… صورت گرفته است. لازم به توضيح است که مطالب پياده شده از روي فيلم، مورد بازخواني ويرايشي قرار گرفته است. قسمت دوم اين گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت كه با عنوان «برترين رئيس جمهور» در نشريۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسيد و موجب تعطيلي آن نشريه كه اولين نشرية تخصصي در زمينۀ دانش تفكر محسوب مي‌شد، گرديد. قسمت اول مصاحبه در تاريخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نيز براساس فيلم جلسه، پياده سازي و بازنويسي شدند.

لازم به ذكر است كه سوالات گويندگان، انعكاس دهنده نظرات طيف مورد اشاره نيست و پاسخ‌هاي استاد ايليا «ميم»، در مواردي كه به فرد مقابل مربوط مي‌شود، قابل تعميم به طيف مذكور نمي‌باشد. در چنين مواردي پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

 

  1. 1.     بعضي از جلسات مسئولين ياسين[1] يا شوراهاي مشابه در شبها برگزار مي‌شود. چرا مثل بقيه در روز، اين جلسات برگزار نمي شود؟[2]

چون اينها در روز کار دارند، اداره مي‌روند، دانشگاه مي‌روند، تدريس مي‌کنند و مسائل ديگر. غالباً زمان آزادشان عصر به بعد است. اما دوستان شما همين مسئله را در سالهاي گذشته طور ديگري انعکاس داده بودند. شايعه كرده بودند كه اينها شبها زن‌ها و مردها را به داخل خانه‌هاي بزرگ مي‌برند. بعداً سکوت کرده بودند تا شنونده خودش بقيه را طبق جهتي که به او داده بودند، حدس بزند و با چنين روشهايي با آبروي هزاران مسلمان بازي کردند. به قول خودتان يكي از روش‌هاي مهم شما جهت دادن و القا كردن است. جهت دادن با يك خبر كوچك يا استفاده از كلمات خاص و اين كار را دوستان شما در ارتباط با ما مكرراً انجام داده اند..

 

«با بدبين‏ها و بدبيني‏ها، بدبينانه برخورد كن. وقتي دروغگو حرف مي‏زند اگر با بدبيني به او گوش نكني، به خودت دروغ گفته‏اي. اگر در برخورد با كسي كه منكر واقعيات و نشانه‏هاي واقعي است خوش‏بين و پذيرنده باشي، تو نيز واقعيت و نشانه‏هاي واقعي را انكار كرده‏اي. تو مي‏تواني بدبيني را با بدبيني و دروغ را با انكار آن پاسخ دهي و به دروغگو راستش را نگويي چون آن راست را هم به دروغ تبديل مي‏كند. دروغ دروغگو را به خودش برگردان و مكرش را متوجه خودش كن. بدبين را با بدبيني‏اش مواجه ساز و كافر و كفر و افكار او را نپذير.»

ايليا «ميم»

 

  1. 2.     سوال كننده دوم: آيا شما خودتان انحرافي در مجموعه کارهايي که در اطراف شما انجام مي‌شود نمي بينيد؟ آيا کارهايي که در ارتباط با شما انجام مي‌شود عاري از اشتباه است؟

قطعاً در مجموعه فعاليتها انحرافات و اشتباهاتي وجود دارد. مگر شما جايي را در همه اين دنيا و همه تاريخ بشر سراغ داريد که فعاليتهاي آن خالي از انحراف و خطا و اشتباه بوده باشد؟ بهترين درختهاي ميوه هم آفت دارند حتي وقتي كه سم پاشي شده باشند. در انبار گندم و برنج و حتي زعفران هم به احتمال زياد با موش‌ها و حشرات موذي برخورد خواهيد كرد. حتي در صدر اسلام، در صدر مسيحيت، در صدر يهود و در صدر اديان ديگر، در همان زماني كه انبياء بزرگ زنده بودند، در اطراف آنها و در امور پيراموني شان مسائلي وجود داشت، گاهي نفاق و فساد و انحراف ديده مي‌شد؛ حالا كه ما بشري معمولي هستيم و پيشواي مذهبي نيستيم… در اين فعاليتها هم اشتباهات و خطاها احتمالاً فراوان است. هر چيزي آفتي دارد. هر كاري ناكارهايي دارد و هر حركتي حتي اگر رشد و صعود باشد،‌ مسائل و مصائب خود را دارد. در كنار صدها فعاليت خوب، قطعاً انحرافات و اشتباهات هم بوجود مي‌آيد. وقتي انديشه‌هاي نوراني و بالايي شکل گرفته، قطعاً توهمات هم بروز کرده است. يك درخت ممكن است آفتها داشته باشد. و اين درخت پرمحصول كه شايد محصولات آن بيش از يك جنگل بزرگ بوده، ‌آفتهاي خودش را دارد و عده‌اي پيوسته، ‌در حال مبارزه با اين آفت‌ها بودند. اما نبايد صدها ميوه اين درخت را ناديده گرفت و فقط به چند ميوه کرم خورده يا سرمازده مشغول شد. اين درخت را با بقيه درختهاي جنگل مقايسه کنيد. اين فعاليتها را با مجموع محصول دهها مرکز تحقيقاتي و مطالعاتي مقايسه کنيد. در اين صورت، قضاوت در فضاي روشن تري رخ مي‌دهد.

 

  1. 3.     سوال كننده دوم: آيا شما برنامه‌هاي ماهواره‌اي را نگاه مي‌کنيد؟

من از بين همين مردم هستم. هر طوري كه آنها زندگي مي‌كنند و هر تجربه‌اي كه دارند من هم آنها را داشته ام. فرق دو تجربه مي‌تواند زياد باشد. مثلاً يکي با مشاهده و مشاهده کننده همراه باشد و يکي ديگر نباشد… تقريباً از همه اخبار زمان خود اطلاع و بر آنها اشراف دارم. از همه آنچه در شبكه‌هاي ماهواره‌اي، در شبكه اينترنت، در عالم سياست، فرهنگ، كتاب، اقتصاد و غيره مي‌گذرد. دائماً مورد سوال هستم درباره همه چيزهايي که مربوط به زندگيست، پس بايد از همه چيزهايي که مربوط به زندگيست تا حد امکان باخبر باشم.

 

  1. 4.     سوال كننده دوم: بعضي از افراد به شما هديه‌هاي مالي مي‌دهند. با چه توجيهي اين هديه‌ها را قبول مي‌کنيد؟

قبول كردن هديه از كسي كه او را دوست داري و تو را دوست دارد توجيه نمي‌خواهد. اما من هم شخصاً تا بحال به ندرت از کسي هديه مالي قبول کرده ام و البته از كسي هم چيزي نخواسته ام… ولي بعضي دوستان به نام من هديه‌هايي را داده‌اند كه ديگران آن را تحويل گرفته اند. اما هداياي بسياري هم بوده است كه پذيرفته نشده يا به دلايل ديگر به هديه دهندگان بازگردانده شده. آنچه پذيرفته نشده بارها و بارها بيشتر از چيزي بوده كه قبول كرده ام. شايد از هر صدها مورد يک مورد قبول شده باشد.

 

  1. 5.     آيا شما وجوهات شرعي مي‌گيريد؟

خير. من بارها گفته ام نه مذهبي ام نه روحاني و نه هر عنوان مشابهي. پس چطور ممکن است به چنين شخصي مردم وجوهات شرعي بدهند. من هم تا بحال از کسي چنين چيزي نگرفته ام. تا به امروز هم دهها ميليارد هديه شده که قبول نکرده ام؛ هديه دهندگان خودشان مي‌گويند. اما گاهي به مردم راهنمايي‌هايي کرده ام براي حل مسائلشان يا براي آنها کارهايي کرده ام که آنها هم چيزهايي فرستاده‌اند که البته آن هم غالباً به دست من نرسيده. بعضي‌ها هم براي حمايت از فعاليتهاي فرهنگي و برگزاري جلسات و… امکاناتي را در اختيار گذاشته اند…

 

  1. 6.     سوال كننده دوم: اما شما صدها ميليارد تومان پول داريد. اينها را از کجا آورده ايد؟ شما که ارثيه‌اي نداشته ايد و کار اقتصادي فوق العاده‌اي نکرده ايد. اين وضع همان شائبه ثروت طلبي و قدرت طلبي را دامن مي‌زند.

واقعيت اين است که قدرت طلبي يا ثروت طلبي در كار نبوده است و نشانه‌هاي متعدد و دلايل محكم هم مؤيد آن است. ولي اگر مسائل شما اينطور حل مي‌شود ابايي ندارم که بگويم قدرت طلبي کرده ام. اما اين چطور قدرت طلبي و شهرت طلبي است كه طرفهاي مقابل تو را نشناسند، ناشناس باشي، حتي اسمت را هم نمي‌دانند، با آنها برخوردي نداري و هيچ مزد مادي و معنوي از جانب آنان به تو نمي‌رسد. يک نفر طنابي دارد، از نوع طنابهايي که با آن اسب مي‌گيرند، بعد او را متهم مي‌کنند به اينکه تو مي‌خواهي با اين طنابت ماهي‌ها را بگيري. او مي‌گويد اين دو تا با هم جمع نمي شوند و مثل اين است که به کسي بگويي تو مي‌خواستي با يک کوزه آب، خانه‌اي را به آتش بکشي. اين نوع فرضيات شما به قدري متناقض است كه حتي اگر به هيچ كدام هم جواب داده نشود، خودشان خودشان را رد و نقض مي‌كنند. کدام صدها ميليارد تومان. شما نشان بدهيد، همه را به شما مي‌بخشم. من حتي يک اتاق هم براي خانواده ام ندارم. اگر هست، مالِ شما. ماشين و دوچرخه هم ندارم. با اين حال شايد يک در هزار هديه‌هايي که داده شده است، پذيرفته شده اما همان هم به بنده نرسيده است. ميلياردر شدن در شرايطي که ما هستيم در يک روز هم امکان پذير است و اگر ضرورت ايجاب کند آن هم انجام مي‌شود.

 

  1. 7.     سوال کننده دوم: شما عده زيادي محافظ داريد. يك گارد چند صد نفره. داشتن يک محافظ هم مجوز مي‌خواهد. علت داشتن اين همه محافظ و مراقب چيست؟ با چه مجوزي اين کار انجام مي‌شود؟

من حتي يک نفر هم بعنوان محافظ خودم نمي شناسم و ندارم. اگر شما يکي اش را نشان دادي، چند صد تاي آن هم قبول است. گاهي پياده روي مي‌روم و يکي دو نفر از دوستان همراه مي‌شوند. من مي‌گويم و آنها مي‌نويسند يا ضبط مي‌كنند. مطالب زيادي اينطور نوشته و ثبت شده. وقتي هم تعداد دوستان بيشتر مي‌شود با تعداد بيشتري قدم مي‌زنيم و حرف مي‌زنيم. تا امروز نه محافظ داشته ام نه كسي از جانب من خود را به عنوان محافظ من مي‌شناسد

.

  1. 8.     سوال کننده دوم: با رعايت کدام مؤلفه‌هاي امنيتي و حفاظتي افراد را ملاقات مي‌کنيد؟

در ملاقات با افراد ملاحظات امنيتي خاصي لحاظ نمي شود… بسياري از كارهايم را براساس نشانه‌ها و مشاهدات و دريافتها انجام مي‌دهم. در برخي از موارد، مبنا را رؤياها مي‌گيرم اگر معتبر باشد و هر کسي را که احساس مي‌کنم ضروري است ببينم، مي‌بينم. در بدترين شرايط امنيتي هم خيلي‌ها را ديده ام.

 

  1. 9.     سوال كننده دوم: در سخنراني شما در استاديوم شهيد شيرودي چرا نيروي انتظامي و امنيتي شما را دستگير نکردند با وجود آنکه نيروها به اندازه كافي زياد بودند.

اين را بايد از آنها بپرسيد كه چرا نگرفتند. ما براي خدا كار مي‌كرديم. آن سخنراني‌ها هم براي خدا و درباره كلام خدا بود…

 

  1. 10.           
  2. 11.            شما با بعضي از بزرگان ارتباط داريد که تا جايي که ما مي‌دانيم بيشتر آنها از طريق پيک و واسطه است. دليل این ارتباط شما چيست؟

جوانان و مخصوصاً مردمي که با آنها در ارتباطم، با مسائل و فشارهاي بسياري روبرو هستند که بعضي از آنها مي‌تواند به دست ايشان باز شود. با توجه به عصر جديد معنويت، مسائل متعددي در جهت تطبيق اعتقادات مذهبي با معنويت مدرن وجود دارد که اين هم نياز به پاسخ دارد… از يک طرف هم از کودکي و نوجواني سؤالاتي در بارۀ دين و معنويات داشتم. جواب آنها را از هر کس که حدسش را مي‌زدم که شايد بداند، مي‌پرسيدم. براي بعضي از آنها جوابهايي هم داشتم و هنوز هم مي‌خواهم بدانم کاملترين جواب کدام است.

 

  1. 12.            سوال كننده دوم: ولي يک حدس قوي‌تر هم در مسئله هست که شما مي‌خواهيد آنها را هم مريد خود بکنيد. شما با هر کس برخورد مي‌کنيد تجربه نشان داده که محصول آن مريد شدن و جذب کردن است. آيا در ارتباط با آنها هم واقعاً همين قصد را نداريد؟

اگر واقعاً اينطور باشد که من هر کسي را ببينم فوراً مريدم مي‌شود چرا خود شما نيستيد؟ چرا اين همه دشمن و بدگو وجود دارد؟ جداي از اينکه من خواستار مريدسازي نبوده و نيستم اما اگر کسي بتواند يک عالم را منحرف کند يا با خودش همراه نمايد، او بايد داناتر و تواناتر از طرف مقابل باشد. بعد، مگر محتواي صحبتهاي ما چه چيزي جز سوالات علمي و اعتقادي بوده است. اگر من مي‌توانم اعتقادات آنها را از آنها بگيرم بايد بتوانم انديشه‌هاي قويتر، نوراني‌تر و ريشه‌اي‌تر به آنها بدهم. البته بعضي از آقايان را ديدم و آن آقايان هم با من همراه نشدند و اين حرف شما خالي از توهين به آن اعتقادات هم نيست.[3]

 

  1. 13.            در انتخابات رياست جمهوري چرا آقاي… و دو سه نفر ديگر از شاگردان شما با كانديداهاي رياست جمهوري مذاكرات داشتند؟

آنها در فشارها و تهديدهاي شديد بودند و مي‌خواستند بدانند كه چه كسي به آنها احتمالاً كمك خواهد كرد، چه در همان زمان و چه در آينده که ممکن است فرد رئيس جمهور شود. .. ضمن اينكه مي‌خواستند آنها را بيشتر بشناسند و زمينه‌هاي تعامل احتمالي با آنان را مشخص كنند.

 

  1. 14.            احتمالاً سفرهاي خارجي شما زياد باشد. بيشتر به کدام کشورها رفت و آمد مي‌کنيد؟

تا به حال سوار هواپيما نشده ام. با ماشين يا كشتي هم به مسافرت خارجي نرفته ام…

 

  1. 15.            انگيزه شما از نامه نگاري و پيغام رساني‌ها به رهبران و شخصيتهاي داخلي و خارجي چيست؟

روشن است. مي‌خواهم نظراتم را و آنچه را كه به عنوان راه حل و تدبير مي‌دانم و فكر مي‌كنم بهترينهاست به آنها بگويم. از اين طريق نظراتم را در مواردي که ضروري مي‌دانم به آنها اعلام کرده ام.

 

  1. 16.            سوال كننده دوم: خيلي از شاگردان شما در حالي كه قرآن مي‌خوانند، حجاب اسلامي ندارند. روسري‌هاي كوتاه و شلوار ساق كوتاه مي‌پوشند. خيلي از پسرها به نحو ديگري مسائل شرعي را رعايت نمي‌كنند. شما بجاي توصيه به خواندن قرآن و نماز بهتر نيست اول اين مسائل را حل كنيد؟ [4]

اين روش ماست. شما هم مي‌تواني در ارتباط با جوانان با روش خودت عمل كني. من خودم خيلي چيزها را رعايت نمي‌كنم، چطور مي‌توانم به آنها توصيه كنم كه رعايت كنند. من آدم متشرعي نيستم و اگر در محك احكام و جزئيات آن بروم، پر مسئله هستم. يا ايها الذين آمنوا لم تقولون ما لاتفعلون.[5] ‌اي اهل ايمان چرا چيزي را مي‌گوييد كه به آن عمل نمي‌كنيد!؟ ما انسانها امروز دهها بيماري داريم، از سرماخوردگي تا سرطان و جذام روح. مهم اين است كه ابتدا از مرگ نجات پيدا كنيم. كسي كه قرار است تا قبل از صبح فردا بميرد، چه فايده اگر سرماخوردگي او را هم درمان كني؟ بزرگترين كاري كه در حق او مي‌شود كرد اين است كه ابتدا او را از مرگ نجات دهيد.

 

  1. 17.            سوال كننده دوم: اينکه مردم بيايند به حرف شما قرآن و نماز بخوانند اشتباه است. آيا قبول داريد؟

 

بالاخره مردم به حرف کسي نماز و قرآن مي‌خوانند. کساني هم که امروز دارند مي‌خوانند يا خود شما، به حرف کسي خوانده ايد. يک دعوت کننده‌اي بوده است. اما شايد اين کار از ديدگاهي بسيار بدبينانه، اشتباه باشد يعني اينطور استدلال شود که اگر عده‌اي به حرف کسي قرآن و نماز بخوانند پس به حرف او هر کار ديگري هم ممکن است بکنند. همان موضوعي که چند سال پيش هم گفتيد که شايد من مي‌خواهم در سالهاي آينده بر خلاف سالهاي گذشته، در آينده‌اي نامعلوم، دست مردم اسلحه بدهم. البته واقعاً اين حرفها را فقط تا بحال از شما شنيده ام و اين و حرفهاي مشابه حتي به صورت فکر هم به ذهنم خطور نکرده است. چند سالي هم از آن مي‌گذرد اما ديديد که اتفاقي نيفتاد بلکه هماهنگي‌ها بيشتر شد. و احتمالاً‌ به ذهن اكثر دوستان هم خطور نكرده است. از ديدگاه بعضي از سياسيون، اين جمعيت مي‌توانست حجم متراكمي از فرصتها و امكانات و روياهاي تحقق يافته سياسي تلقي شود كه با آن مي‌شد، هر كاري انجام داد اما ما با سياست بازي ارتباطي نداشته ايم و كارمان فقط در زمينه‌هاي معرفتي و معنويتي بود. ظاهراً مولد اين فكرها و ايده‌ها تا امروز، فقط شما و دوستان شما هستند. فكر جنگيدن و استفاده از اسلحه را اين جوانان حتي به خواب هم نمي بينند. آخر اسلحه براي چه. در برابر چه كسي؟ اينها دشمن بي خدايي اند. دشمن جهل و ناآگاهي اند. اما حتي براي جنگيدن با اينها هم اسلحه شان تفکر و تحليل و برنامه ريزي است. اسلحه اينها اسم خداست. كلمه خداست. قلم و كلام و انديشه است. آن هم در جهت خدا و مردم و زندگي خوبتر. کسي را که سر سفره و در خانه خودش نشسته است چطور مي‌توان متهم کرد که تو قصد داري ظرفهاي غذا را بشکني، سفره را پاره کني و نگذاري بقيه هم غذايشان را بخورند. او مي‌پرسد مگر من چه کاري کرده ام. تو مي‌گويي، کاري نکرده‌اي اما من حدس مي‌زنم تو اين کار را بکني. شما در برابر اين همه خرابي و ويرانگري مسئوليد و بايد به اسلام و قرآن و نگاهبانان قرآن و حافظان اسلام پاسخ دهيد. و تحميل اين افکار و اتهامات به کساني که حتي در خواب هم آن را نديده اند، ضربه بزرگي است. خاطراتي از جريانهاي مختلف در ذهن شما هست که شما را وادار به شبيه سازي مي‌کند. اين يکي از ويژگي‌هاي ذهني انسان است که سعي مي‌کند هر پديده تعريف نشده‌اي را با يکي از پديده‌هاي تعريف شده قبلي تطبيق دهد.

 

 

 

 

 

  1. 18.           
  2. 19.            با وجود خود شما، چرا آنها براي حل مسائل خود به مراجع و بزرگان مراجعه کردند؟

قبلاً هم چند بار عرض کردم، من مثل شما مذهبي و متشرع نيستم و سواد مذهبي ندارم. از بزرگان که هيچ، بدون تعارف و تواضع، از کوچکان حيطه دين هم نيستم…

  1. 20.            سوال كننده دوم: چند سال پيش در جلسه‌اي که مي‌گوييد با… داشته ايد چه مطالبي مطرح شد. چرا همان زمان تكليف اين مسائل يكسره نشد؟

ايشان خواستند که… و من هم اين را مطرح کردم که اگر امکان پذير شود مي‌توانيم دانشگاه علوم باطني و متافيزيکي را در ايران راه اندازي کنيم. در آن جا هم متاسفانه و شايد واقع بينانه، خودم را اصلي ترين مرجع علوم باطني در دنيا مي‌دانستم و يکي از چيزهايي که اين اعتقاد را تقويت مي‌کرد ملاقاتهايي بود که با اکثر شخصيتهاي مدعي در موضوع داشتم… متاسفانه تا امروز، با کتابي، کسي، انديشه‌اي يا منبعي برخورد نکردم که بزرگي آن بتواند مرا در اين باره دچار ترديد يا ابهام کند که کسي علوم باطني، دانش تفکر و مشاهده و روش‌هاي اينچنيني را به اندازه بنده يا حتي شبيه يا نزديک به آن بداند. البته دوستان هم در همه دنيا چنين افرادي را جستجو کرده‌اند و لااقل تا امروز پيدا نکرده اند… از گفتن اين حرفها متاسفم و در اين سالها هم نگفته ام اما فکر مي‌کنم بيان اين حرفها براي رفع ابهامات ضروري است.

 

  1. 21.            تعدادي از بچه‌هاي شما با مسئولين ارتباط مستمر دارند. دليل اين ارتباط چيست؟

آنها به نمايندگي از تعداد ديگري كه سالهاست تحت فشارها و تهديدهاي رو به گسترش هستند با اين افراد مكاتبه دارند تا براي كاهش فشارها و خطرات راهي بيابند… به دليل ارتباط با من، نشريه هايشان تعطيل مي‌شود،‌ از كار اخراج مي‌شوند و كلاً ‌برخوردهاي ناعادلانه‌اي با آنها صورت مي‌گيرد. احضار مي‌شوند، از حقوق قانوني خود محروم مي‌شوند، برايشان خط و نشان مي‌كشند، آنها هم به دنبال راه حلي قانوني براي اين مشکل هستند. فکر مي‌کنم اکثر اين تهديدها از جانب شما و دوستان شما باشد. احتمالاً شما هم اين را قبول داريد.

 

  1. 22.            به گفته يكي از شاگردان خود شما، چند سال قبل شما در يكي از افراطي ترين گروهها بوديد. آيا واقعاً شما عضو… بوديد؟

آنها اول بعنوان يک متهم با من برخورد کردند. موهايم روغن زده بود. بعد که با آنها حرف زدم و مسائل و راه حل هايشان را گفتم آنها در کارهايشان مشورت مي‌کردند. بعدها متهم‌هايي را که مي‌گرفتند من آنها را آزاد مي‌کردم. و از اين طريق ارتباط ما با هم برقرار مي‌شد و آنها بينش ديگري پيدا مي‌کردند. البته جرايم آنها چيز خاصي نبود. مشكل غالباً موها و لباسشان بود. همين شد يكي از راههاي ارتباط با جوانان. بعضي از آن جوانان امروز هم با ما هستند. آنها تبديل به محقق و متفكر و سخنران شدند.

 

  1. 23.            درباره استراتژي انقباضي كه در برنامه ياسين چندين بار تكرار شده است، بيشتر بگوييد.

روش انقباضي يعني عدم انبساط و گسترش. عدم تبليغ و جذب مردم. بجاي زياد شدن کميت ها، کيفيت کار را زياد کنيم. جلسات و سخنراني کمتر و کمتر شود، ارتباط‌ها کمتر شود، فعاليتها کاهش يابد… از همان اوايل اين رويكرد انقباضي و عدم گسترش را به عده‌اي از دوستان ال ياسين كه مسئول تشكل‌ها بودند،‌ توصيه كردم...

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

وضعیت فعلی ایلیا میم رام اله جمعیت ال یاسین, آخرین تصاویر پیمان فتاحی, آخرین کتاب ایلیا میم رام الله, انگیزه های معنوی ضد فرقه ایلیا میم رام الله, دلایل سیاسی نبودن ضد فرقه ایلیا میم رام الله,ایلیا یعنی چه؟ ایلیا یعنی چه؟ رام الله یعنی چی؟, رام الله یا پیمان فتاحی یعنی چه؟ نام ایلیا میم رام الله, ضد فرقه رام الله یعنی چه؟, همایش و نمایشگاه و سمینار و کنفرانس درباره و بررسی ضد فرقه رام الله – پیمان فتاحی, جریان شناسی ضد فرقه ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, چرایی  و علل ضد فرقه بودن جریان ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی,الیاس ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, دانلود مطالب ضد فرقه ایلیا میم رام الله- پیمان فتاحی, فایلهای پی دی اف مربوط به ضد فرقه ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, بررسی راهکارهای مقابله با فرقه ها توسط ایلیا  میم رام الله – پیمان فتاحی, بررسی جریان ایلیا رام الله – پیمان فتاحی در واکاوی و کنکاش در موضوع فرقه ها و عرفان های بدلی, چگونگی برخورد با عرفان های نوظهور و نحله های انحرافی و فرقه های ضاله از زبان ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی , خنثی سازی تاثیرات منفی جریان انحرافی و فرقه های کاذب و معنویت های ساختگی و عرفان های نوپدید با راهکارهای ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, مجموعه اطلاعات معتبر در مورد ضد فرقه ها ایلیا رام الله -پیمان فتاحی, لینک های مرتبط با اخبار ضد فرقه ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, فیلم های موجود از سخنرانیها و تصاویر ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, علل گسترش عرفان های کاذب و فرقه های ضاله و معنویت های ساختگی از زبان  ضد فرقه ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, راه حل برخورد با فرقه های پوشالی و عرفان های نوظهور و جریان های انحرافی از زبان ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, روشهای برچیده شدن عرفان واره ها و معنویت واره ها با گفت و گویی از ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی,مکتب و عرفان ضد فرقه ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, بررسی و جستجوی عبارت عرفان ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی در اینترنت و سایت های موجود ایران, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, همه چیز درباره و در مورد پیمان فتاحی


[1]. بعضي از اعضاء شوراي مركزي ال ياسين عبارتند از: آقایان مهندس محمد اصغری نیا (مدير مسئول نشريه حركت دهندگان)، مهندس آرين پناهپور (سردبير نشريه تفكر متعالي)، مهندس حميد رضا همتی (مدير گروه پژوهشي مديريت حرفه اي)، مهندس حسن سلطانعلی (عضو گروه پژوهشي مديريت حرفه اي)، مهندس عباس فلاحی (مدير مسئول نشريه علوم باطني)، رضا الماسیان (مولف و عضو شوراي سردبيري نشريه علوم باطني)، سعيد صورتی (عضو تحريريه نشريه حركت دهندگان و مدرس در انجمن حرفه‌اي متفكران و محققان)، و احمد بردبار (مدیر اجرایی گروه سخنرانی) و خانمها شیرین زندی (مدیر مسئول نشریه هنرهای زیستن)، رکسانا خوشابی (مدیر مسئول نشریه علم موفقیت)، فریبا جلیلیان (مدیر اجرایی مطالعات و تحقیقات)، میترا نجفی (مدیر مسئول نشر تعالیم حق)، نازی حسامی (مدیر نشر یاهو)، ساناز پوربابک (مدير جبهه طبیعت)، فاطمه زندی (سردبیر نشریه علم موفقیت)، میتراصالح زاده (سردبیر نشریه علوم باطنی)، دكتر پریس کی نژاد (مدیر تحقیقاتی طب مکمل)، منیژه ارونقی (سردبير نشریه اخبارکودکانه)، سارا یوسف پور (دبير انجمن حرفه اي متفكران و محققان)

[2] وجدان بد در آنِ واحد، تهمت زننده قاضي، شاهد و بدار زننده است. مثل هلندی

[3] «من مراد نيستم پس مريدي هم ندارم. من مجتهد نيستم پس مرجع تقليد هم نيستم. من فقيه نيستم پس پاسخگوي مسائل شرعي شما هم نيستم. آنطور كه فكر مي‏كنيد، متشرع نيستم پس نمي‏توانيد مرا با شرع محك بزنيد…» « من قصد ندارم كسي را به خود وابسته كنم و هرگز نيز به بي‏عدالتي دست نخواهم زد.» ايليا «ميم»

[4] حضزت عیسی می فرماید :مطمئن باشید گناهکاران و فاحشه ها زودتر از شما وارد ملکوت خدا خواهند شد زیرا یحیی شما را به توبه و بازگشت به سوی خدا دعوت کرد اما شما به دعوتش توجه نکردید در حالیکه بسیاری از گناهکاران و فاحشه ها به سخنان او ایمان آوردند. حتی با دیدن این موضوع باز هم شما توبه نکردید و ایمان نیاوردید.

[5] سورۀ صف، آيۀ دو

Advertisements


Leave a comment

سای بابا ، ناجی، منحرف یا قربانی؟

ناجی، منحرف یا قربانی؟

 سای بابا کیست, بررسی کارهای سای بابا, برچسب دروغ سرکرده فرقه به سای بابا, اتهام دروغ سرکرده فرقه به سای بابا, دانلود فیلم ها و عکس های سای بابا, دانلود فایلهای پی دی اف مربوط به سای بابا, اشنایی کامل و اجمالی با تفکر سای بابا, سایتها و وبلاگ های هواداران طرفداران و دوستداران سای بابا, عرفان سای بابا, جنبش معنوی سای بابا, معنویت سای بابا, همه مقالات معتبر درباره سای بابا, خبرهای موجود در اینترنت در مورد سای بابا, وب سایت رسمی طرفداران سای بابا, جستجوی تمام اطلاعات موجود در اینترنت از سای بابا, آخرین کتاب سای بابا, اهداف سای بابا, انگیزه های معنوی سای بابا, دلایل سیاسی نبودن سای بابا, تفاوت معنویت های اصیل با جریانهای انحرافی و فرقه های پوشالی,  مکتب و عرفان سای بابا, جنبش معنوی سای بابا, همه چیز درباره و در مورد سای بابا, اخبار و اطلاعات و سوابق فعالیتی و زندان و دستگیری و برخورد با سای بابا, تحقیق دانشجویی و همه مقالات موجود در مورد و در ارتباط سای بابا, چرا به سای بابا, عقاید و نظرات و برداشت های سای بابا در مورد و در رابطه با فرقه های مذهبی و ادیان اسلام و مسیحیت و یهود و عرفان های کابالا و شرقی و غربی و هندی,  فرقه ها و عرفان ها و جریانهای معنوی و جنبش های نوپدید و معنویت های نوظهور و جریان های انحرافی نسبت هایی است که به تمامی مجموعه ها داده میشود,عرفان های کاذب چیست؟, ماهیت و عقبه و تاریخچه معرفی و شناخت و اشنایی با عرفان های اصیل و مکاتب اسرار گرای باطنی و سای بابا, ,  فرقه ها و عرفان ها و جریانهای معنوی و جنبش های نوپدید و معنویت های نوظهور و جریان های انحرافی نسبت هایی است که به تمامی مجموعه ها داده میشود,عرفان های کاذب چیست؟, ماهیت و عقبه و تاریخچه معرفی و شناخت و اشنایی با عرفان های اصیل و مکاتب اسرار گرای باطنی و سای بابا, عرفان های نوظهور فرقه های ضاله فرقه های انحرافی معنویت های نوظهور عرفان واره و معنویت واره جریان انحرافی چیست, عرفان های ضاله عرفان های نوپدید معنویت های نوپدید فرق های شیطان پرستی فرقه های شیطان پرستی چیست, گروههای شیطان پرستی کدامند, لیست فرقه های ضاله و عرفان های نوظهور و جریان انحرافی, اسامی و نامهای و تعداد و شناخت و بررسی و تحقیق و دانلود فیلم های فرقه های ضاله و عرفان های نوظهور و جریان انحرافی, اشنایی با فرقه ها, چه چیزی فرقه است, چه چیزی فرقه نیست, معرفی فرقه ها, مذاهب و ادیان موجود در دنیا, تنزین گیاتسو, دالایی لاما, ایلیا میم رام الله, پیمان فتاحی, کریشنا مورتی, سای بابا, سای بابا, دون خوان ماتئوس, کاستاندا, ماهاریشی, فالون دافا, فالون گنگ, پال توئیچل, هارولد کلمپ, بودا, یوگا, ماهاتما گاندی, نلسون ماندلا,او فاسد الاخلاق است. او معجزه گر است. او جادوگر است. او مدعی نبوت و الوهیت است. او عامل صهیونیسم است. عروسکی در دست استعمارگر پیر است . او قصد ثروت اندوزی دارد. او دیوانه است. مسیحیت گراست. دروغگوست. شعبده باز و جاعل است . شفادهنده است. او جاسوس سیا است. او خداست….

اینها چکیده ای از حرفها و نسبتهایی است که هر روزه در رسانه های حکومتی درباره افرادی می خوانیم که طیف عظیمی از مردم آنها را بعنوان قلل معنویت و فانوسهای هدایت بشریت می شناسند. اساتید معنوی؛ کسانی که روایات متعددی درباره تاثیرگذاری تعالیمشان در متحول کردن روح و زندگی انسانها وجود دارد، بموازات نشانه های عجیب و اعمال خارق العاده ای که توسط ده ها و صدها هزار شاهد عینی نقل می شود اما صحت آن از جانب مخالفانشان زیر سوال برده می شود.

صرفنظر از این واقعیت که اساتید باطنی نیز همچون هر جریان و مکتب فکری و فلسفی موافقان و مخالفانی دارند، نکته در خور توجه و تا حدی تاثربرانگیز، نوع اتهاماتی است که به آنها وارد می شود و از آن مهم تر اینکه مردان حق از سوی دو جبهه کاملا متضاد مورد هجمه و اتهام قرار میگیرند: مذهبیون افراطی در یکطرف، آتئیست ها و منکران حوزه روح و امور باطنی در طرف دیگر.

ساتیا سای بابا، آواتار بزرگ اهل هند یکی از همین افراد است که از گذشته تا کنون به شکل بسیار حجیم و جنجالی سوژه این بحثها و تهاجمات قرار گرفته است.

***

در ۲۳ نوامبر ۱۹۲۶، یعنی 13 سال پس از مرگ «شردی سای بابا»[1] عارف بزرگ هندی، کودکی در دهکده‌ای کوچک به نام پوتاپارتی به دنیا آمد که نامش را «ساتیانارایانا راجو» گذاردند. او فرزند چهارم خانواده‌ای فقیر و مومن اما كودكی باهوش و بااستعداد بود كه در موسیقی و نوشتن توانائی بسیار داشت. کودکی که از همان سالهای ابتدایی زندگی اش نقل ها و شایعات فراوانی درباره توانائیهای وی در خلق برخی اشیاء، به خصوص غذا و شیرینی رواج یافت.

ساتیا در سن 14 سالگی بعد از یک عقرب گزیدگی شدید به مدت چند ساعت هوشیاری اش را از دست داد اما چند روز پس از این واقعه، تغییرات آشكاری در رفتار او پدیدار شد. مثلاً شروع به خواندن سرودهائی به زبان سانسكریت كرد؛ زبانی باستانی كه خانواده اش می گفتند پیش از آن هیچگاه با آن آشنائی نداشته است. هر چند پزشكان علت این تغییرات رفتاری را تشنج عنوان كردند و والدینش او را برای درمان نزد چندین طبیب سنتی، روحانی و جن گیر بردند اما روایت شده که در همان سال، وی افراد خانواده اش را صدا كرد و در برابر چشمان آنها هدایائی مثل گل و اشیاء مقدس خلق نمود. این ادعاها هیچ گاه تأیید نشدند اما زمانی كه پدرش – با ظن به اینکه وی تحت تاثیر جادو دست به رفتارهای عجیب می زند- با تهدید از هویتش پرسید ساتیای جوان با آرامش و شمرده جواب داد: من «سای بابا» هستم.

ساتیا از همان تاریخ یعنی ۲۳ مه ۱۹۴۰ میلادی – وقتی که چهارده ساله بود-  اعلام کرد که روح خداوند در جسم او حضور دارد و او برای هدایت انسان‌ها بر روی زمین آمده ‌است. وی خود را «سای بابا» نامید و اظهار داشت که تجسم بعدی«شیردی سای بابا» است که سال‌ها قبل در ایالت ماهاراشترا در ده شیردی زندگی می‌کرده ‌است. وی خود را یك گورو (مرشد معنوی) و دوستدار بشریت معرفی می كرد و خود را حلول مجدد «شردی سای بابا » می دانست. [2]

4 سال پس از آن واقعه، زیارتگاهی در اطراف روستای محل زندگی او ساخته شد كه امروزه به آن «زیارتگاه قدیمی» می گویند و 4 سال بعد از آن، زیارتگاه جدیدی در محل دیگری احداث شد كه تکمیل آن تا 1950 میلادی طول كشید. از آن پس نیز سای بابا بانی خدمات زیادی به مردم هند شد که تا به امروز ادامه دارد؛ او متولی راه اندازی خدمات آموزشی، بیمارستان و موسسات خیریه در بیش از 166 کشور جهان است. بعنوان نمونه دانشگاه ساتیا سای بابا در پراشانتی نیلایام تنها دانشگاه هند است که از طرف شورای ملی ارزیابی و اعطای اعتبار درجه A++ به آن داده شده است. احداث بیمارستان عمومی در روستای زادگاهش (1954)، بیمارستان عمومی بنگلور (1977) با سابقه درمان بیش از 2 میلیون بیمار، تکمیل طرح تهیه آب اشامیدنی برای بیش از 2/1 میلیون نفر و بیش از 750 روستا در شهر آنانتاپور (1996) و دو طرح مشابه آن در مناطق «مداک» و «محبوب ناگار»، تاسیس بیمارستان جدیدی در شهر بنگلور برای مردم فقیر (2001) و ساخت 699 خانه برای سیل زدگان منطقه اوریسا (2009 ) تنها گوشه ای از خدمات ساتیا سای بابا به مردم هند است. این جدای از طرحهای مدرسه سازی او در 33 کشور جهان است که در کشورهایی مثل کانادا به کیفیت خدمات آموزشی آن رده ممتاز اعطا شده است.

 

تعالیم و دیدگاههای سای بابا

از نظر سای بابا خداوند واحد و بی‌شکل اما واجد حضوری زنده (حی)، فراگیر و همه‌گیر است. راهی که ساتیا سای بابا پیش پای هر انسانی قرار می‌دهد، مسیری است که از طریق پنج اصل ارزش‌های انسانی، یعنی «ساتیا»[3]، «دارما»[4]، «شانتی»[5]، «پرما» و«آهیمسا»[6]، به خداوند می‌رسد. در حقیقت این همان پنج عنصر وجودی هر دین است که انسان را به سعادت درک حضور حی خداوند راهنمایی می‌کند.

او درباره خود می گفت: «سای آمده تا وظیفه بزرگ متحد ساختن بشریت به عنوان یک خانواده را با پیمان برادری انجام داده و درستی و عدالت را برقرار سازد و اصول اخلاقیات را تعلیم دهد».

همچنین در طی سخنرانی خود در نایروبی خاطرنشان کرد که «من آمده ام تا چراغ عشق را در قلبهای شما روشن كنم تا ببینید كه نورافشانی این چراغ هر روز بیشتر می شود. من نماینده هیچ دین و آئینی نیستم و در پی جمع كردن مرید و پیرو برای خودم نیستم. من آمده ام تا برای شما از این ایمان وحدانی بگویم، این اصل معنوی، این راه عشق، این تقوای عشق، این وظیفه عشق، این تعهدعشق. »

از نظر سای «انسان باید بر شش خصم یعنی هوس، خشم، طمع، وابستگى، غرور و نفرت غلبه کند. کسی که ادعا می‌کند سرسپردة خدا است، هرگز نباید به خودپرستی مبتلا شود. او، دربارة ثروت معتقد است که ثروت لازم است؛ اما باید به صورت امانت نزد انسان باشد و باید برای انسان‌ها مورد استفاده قرار گیرد.»

ساتیا سای بابا پیروان خود را به رعایت ۹ اصل رفتاری تاکید فراوان می کرد که عبارتند از : مراقبه روزانه و ذکر نام‌های خداوند ، نیایش و دعا به اتفاق اعضا خانواده، شرکت دادن کودکان در برنامه‌های آموزشی معنوی، شرکت در امور خیریه و خدمت عابدانه به خداوند، شرکت هفتگی در مراسم نیایش ، مطالعه منظم معنوی، نرمی در رفتار و گفتار، پرهیز از بدگویی و غیبت، محدودکردن خواسته‌ها و امیالف و صرف وجوه پس‌انداز شده برای خدمت به خداوند از طریق خدمت به همنوعان.

تا پیش از ترک کالبد جسمانی، سالانه میلیونها نفر از سراسر دنیا برای دیدن ساتیا سای بابا به معبد بزرگ پراشانتی نیلایام می رفتند. بابا بدلیل نگاه فرادینی خود مراسم بزرگی را به مناسبتهای بزرگ ادیان (عید فطر، عاشورا، کریسمس، بزرگداشت چستی صوفی بزرگ هند، عید نوروز، سال نو چینیان و برخی اعیاد بزرگ هند) برگزار می کرد. [7]

از جانب پیروان او و سایر کسانی که به ملاقاتش رفته اند گزارشات متعددی درباره معجزاتی همچون حاضر کردن خوراکی، طلا و جواهرات و حتی یک خاکستر مقدس (بنام ویبوتی) وجود دارد، اعمالی که علی رغم تایید توسط میلیونها شاهد، توسط منتقدان و مخالفان وی با شدت رد شده و به شعبده و جعل نسبت داده می شود. خارج کردن حجم زیادی این خاکستر مقدس از هیچ یا از ظروفی همچون یک کوزه خالی، خلق کوکوم، پودر صندل، آمریت (شهد مقدس)، آب مقدس، زنجیرها، قوطی­های کوچک، دانه­های رودراکشا، سنگ­های گرانبها، انگشترها، دستبندها، گردن بندهای طلا، شیوا لینگام­های مقدس به اشکال­، ابعاد و رنگهای مختلف، خورده شدن ناگهانی پراسادام (غذای پیش­کش شده به خدا) در خانه­های مریدان، خلق ردای مقدس در بسیاری خانه­ها از عکسهای شری ساتیا سای، همه فهرست نشانه­های حضور الهی و معجزات بابا هستند. اینگونه گزارشات که در طی 60 سال گذشته توسط میلیونها انسان نقل شده بشدت از جانب مخالفان وی انکار شده است.

از سوی دیگر روایتهای مستند شاهدان عینی نشان می دهد که بابا می توانست اذهان را بخواند و گذشته و آینده را ببیند قادر به طی الارض در سراسر جهان بوده و می توانست به طور همزمان در چندین جا حضور یابد. ملاقات کنندگان او می گویند مرضی نیست که او شفا نداده باشد. علاوه بر تعدد این شواهد، تاکنون موثق بودن این شهادتها خدشه دار نشده و از بین این افراد هرگز کسی ابراز نداشته که در قبال دریافت پول شهادت دروغ از او گرفته باشند.

البته خود سای بابا از معجزاتش بعنوان وسیله ای برای شناختش یاد می کند و هدف اصلی تعالیمش را چیز دیگری می داند. او می گوید: «شما مرا تنها از راه كارهايم خواهید شناخت، به همین دلیل گاهی برای آشكار ساختن اینكه كه هستم، كارت ویزیت خود را برایتان به جای می گذارم… همان چیزی كه معجزه می نامید… من برای احیا این اصول در کل جهان تجسم یافته‌ام. معجزات من، کارت دعوتی بیش نیستند؛ معجزه اصلی من، ایجاد تغییر و تحول در درون شما است».

مخالفان و اتهامات

ساتیا سای بابا نیز همچون اشو، دالایی لاما، ایلیا میم، پال توئیچل و سایر اساتید باطنی از سالهای دور تا کنون بطور وسیعی مورد تخریب و تهاجم طیفهای مخالف خود قرار گرفته است. در بین اتهامات وارده به او همچون دیگر اساتید، نسبتهای شنیع و متناقضی دیده می شود.

 شبکه بی بی سی در ژوئن سال 2004 میلادی مستندی به نام «مرتاض مرموز» ساخته و به نمایش در آورد كه در آن به شكایت یكی از مریدان سابق «ساتیا»  ( بنام آلایا رهم) از وی، به خاطر سوءاستفاده و اذیت و آزارش پس از 25 سال خدمت پرداخته شده بود.

به دلیل تناقضات بین ادعاهای فیلم با برخی از مدارک نادیده گرفته شده توسط برنامه سازان بی بی سی، این فیلم با واکنشهای گوناگونی از جانب افراد مختلف مواجه شد، من جمله «آشوك بهاگانی» متولی «بنیاد سای بابا» در لندن که در واکنش به این فیلم اظهار داشت هیچ یك از شاكیان فوق الذكر تا آن زمان، به تنهائی با «سای بابا» ملاقات نداشته اند. یكی از طرفداران «سای بابا» در این باره می گوید كه این جنجالها چیزی از محبوبیت «سای بابا» نمی كاهد و هر چقدر اتهامات سنگینتری به وی وارد شود، افراد بیشتری برای ملاقات با وی مشتاق می شوند و به همین دلیل یكی از رؤسای سابق «مؤسسه آموزشی سای بابا» این انتقادات و اتهامات را بخشی از برنامه «سای بابا» برای افزایش شهرتش می داند. نخست وزیر وقت هند در نامه ای سای بابا را بی گناه و مایه افتخار هند خواند و اتهامات و جعلیات منتسب به او را مایه تاسف و نگرانی دانست. قاضی سابق دادگاه عالی هند و چند تن دیگر از سران كشور هند نیز برای مقابله با این گونه اتهامات، مراتب اعتراض خود را طی نامه ای اظهار كردند و از مطبوعات خواستند كه پیش از انتشار این گونه اتهامات، از صحت آنها مطمئن شوند.

از سوی دیگر، بسیاری از ناظران و تحلیلگران معتقدند که ساخت این فیلم توسط گزارشگر بی بی سی «تانیا داتا» با اهداف شخصی و تجاری صورت گرفته و کاملا از جنبه بی طرفی خارج و مغایر با استانداردهای گزارشگری است. از نظر این قشر، خانم داتا به علت تعصب خود، تنها با اکتفا کردن به شهادت های شخصی و ارائه گزینشی اطلاعاتی که همسو با عقاید شخصی وی – برای متهم کردن ساتیا سای بابا به عنوان یک متجاوز جنسی است- تمام استانداردهای ژورنالیسم بی طرف را نقض کرده است.

محور ادعاهای فیلم عمدتا سوء استفاده های جنسی است اما بزعم برخی، افشاگری های اینچنینی بی بی سی همواره با مدارک دیگری همراه است که علی رغم مرتبط بودن آنها با موضوع و هم وزنی شان از وجه اهمیت، توسط برنامه سازان بی بی سی نادیده گرفته می شوند.

عده ای دیگر عقیده دارند بی بی سی با ساختن و پرداختن به چنین مدارک جعلی، وجهه حرفه ای خود را تضعیف کرد. وجهه ای که در صورت تبعیت از اصول ژورنالیسم حرفه ای از قبیل بی طرفی و عدم پیش داوری می توانستند منصفانه تمام ابعاد یک بررسی مستند را در نظر گرفته و بکار ببندند. شاید به همین دلیل باشد که درباره بی بی سی گفته می شود در این شبکه ما با یک سیستم روشنفکری جدید اما عجیب و غریب مواجه ایم که فاقد تعادل در حوزه روانی بنظر می رسد. این عدم تعادل تا جایی پیش رفته که حتی قادر به تشخیص مرز بین نظر شخصی و حقیقت، و فرق بین مستند سازی منطقی و ساختن محصولات احساسی، عاطفی سینمایی نیست.

علاوه بر این، در فیلم از کارشناسانی استفاده شده که در القاء عقاید شخصی خود به بینندگان تبحر خاصی داشتند اما اعتبار آنها از وجوه مهمی زیر سوال بود. بعنوان مثال ژورنالیست و مولفی بنام کوش وانت سینک که از او خواسته شد تا نظر تخصصی خود را در مورد تخلفات جنسی ساتیا سای بابا اعلام دارد. او نظر خود را در تایید سمت و سوی برنامه سازان بی بی سی اعلام کرد اما هرگز نگفت که دیدگاههای کارشناسی اش در مورد ساتیا سای بابا تاثیر گرفته از نظرات دوست آمریکایی اش تال بروک است؛ یک مسیحی بنیاد گرا و متعصب با این باور که روشنگری راهی شرارت آمیز به سوی شیطان است و مردان خدا و گوروها در تسخیر و تصرف شیطان به سر می برند.

تال بروک فردی مدعی تجربه های خروج از بدن، شنیدن اصوات ارواح راهنما، دیدن ذات روحانی و داشتن قدرت مبارزه با شیطان در قلمرو ستارگان است که صریحاً اذعان داشته مواد مخدر ال- اس- دی را تجربه نموده و عضوی از سازمانهای مدافع ال- اس- دی بوده است.

کارشناس دیگر برنامه شعبده باز آماتور و نظریه پردازی بنام «باساوا پر منند» بود. جالب اینکه، «پرمنند» کسی است که خود بعنوان یک گوروی پیشرو فرد خوشنامی نیست و علی رغم دم زدن از سطح بالایی از تعقل گرایی، کتبی همچون سایکیک ترنس مدیوم را که توسط یک شارلاتان مشهور نوشته شده مورد تایید قرارداده است.  تایید مشابهی نیز از جانب وی درباره کتاب روح شناسی حیوانات اثر کمنی لارسون صورت گرفت یعنی شخصی که به صراحت مدعی تماس با ارواح مردگان بوده و خود را مجرای روح ودایی سیج ودا ویاسا معرفی می کرد.

علاوه بر این، لازم به توجه است که بی بی سی برنامه مذکور را تنها بر اساس ادعاها به نمایش کشید نه مستندات اثبات شده، در حالی که نمی توان پذیرفت اتهاماتی این چنینی تنها بر اساس اتهامات و منابع ناقص به کسی نسبت داده شود، بی آنکه شواهد اثبات شده ای در اختیار باشد و بی آنکه دفاعیه متهم شنیده شود.

در این بین ممکن است سوالاتی مطرح شود که آیا شبکه بی بی سی بر اساس خواست دولت انگلیس بابا را به محاکمه یکطرفه کشید؟ یا آنطور که گفته می شود وجود برخی از نظریه پردازان آتئیست و خداناباور در پشت پرده برنامه سازی های بی بی سی–به دلیل مشکل بنیادی آنها با پدیده خداگرایی – عامل این اتهام زنی ها به یکی از شناخته شده ترین اساتید معنوی تاریخ بشر بوده است؟

می توان بدنبال پاسخ این سوالات رفت اما عامل پنهان این جنجال هر چه که بود مدتی بعد بسیاری از ارگانهای کلان از جمله دفتر امور کنسولی وزارت خارجه ایالات متحده ، یونسکو و حتی بخش کنسولی بریتانیا  به انحاء مختلف از مواضع خود بر علیه سای بابا عقب نشینی کردند. گفتنی است که بعدها مرید متهم کننده سای بابا (آلایا رهم) اعتراف کرد که فردی الکلی و استعمال کننده مواد مخدر بوده و تمامی اتهامات خود را پس گرفت. اما علی رغم این اعترافات و این واقعیت که هیچ دولتی نتوانست در مورد سو استفاده های جنسی در هیچیک از دادگاههای قانونی و یا سفارت های هند اتهامی به ساتیا سای بابا نسبت دهد، و علی رغم عدم اثبات حتی یک مورد از سو استفاده های جنسی، (برنامه) مستند بی بی سی همچنان در گردش باقی ماند و چشمهای خود را به روی حقایق و ضربات متقابل بست.  بی بی سی با با عدم عقب نشینی و اتخاذ این اعتبار خود را به خطر انداخت و خود را در معرض اتهاماتی از جمله حمایت غیرسکولار، و رفتار متعصبانه بر ضد هندوها قرار داد.

لازم به ذکر است که در جریان پخش این مستند گروه حقوق بشر هندوها (HHR)[8] که گروهی مستقل است با بی بی سی در مورد این مستند تماس گرفت و سوالاتی مطرح کرد. این سوالات توسط شبکه مذکور بی پاسخ گذاشته شده و بجای آن عنصر هندو که در مدارک اصلی وجود داشت را حذف نمود. ناظران معتقدند این رسانه به جای درک تنوع آداب و سنتها و پشت سر گذاشتن موانع اجتماعی- فرهنگی با هدف اتحاد مردم، از استانداردهای تبعیض آمیز گزارشگری من جمله دسته بندی مردم بر اساس اعتقادات، پیش زمینه های قومی و فرهنگی استفاده می کند.

البته خود بابا این اتهامات را با قار قار کلاغان معادل می داند و می گوید: «اگر در زمان عیسی (ع) یك خیانتكار به نام یهودا وجود داشت، امروز هزاران یهودا در اطراف من هستند. من به دنبال نام نیستم. بنابراین با بدگوئیهای مردم چیزی را از دست نمی دهم؛ بلكه شكوه من روز به روز بیشتر خواهد شد. حتی اگر آنها دروغهای خود را در تمام جهان فریاد بزنند، ذره ای از شكوه و افتخار من كاسته نخواهد شد. البته كسانی بودند كه پس از شنیدن این دروغها از اطراف من پراكنده شدند. آنها هرگز پیروان واقعی من نبودند. اگر آنها به قدرت واقعی سای بابا ایمان داشتند، از قارقار كلاغان نمی هراسیدند. »

روایت جبهه ای متضاد درباره بابا

افراطیون مذهبی ایران اما روایت خود را از ساتیا سای بابا دارند. آنها با نادیده گرفتن روایات اسلامی[9] درباره نشانه های انسان کامل او را صرفای یک مدعی الوهیت می خوانند و علی رغم تعدد شاهدان، معجزات وی را شعبده بازی می دانند. در نقطه مقابل مستندی که بی بی سی ساخت، جالب است که سایتهای حکومتی در ایران معتقدند ساتیا سای بابا عامل دولتهایی استعمارگری همچون انگلیس بوده و برای ضربه وارد کردن به ادیانی همچون اسلام مورد حمایت دستگاههای جاسوسی غرب قرار دارد:

«سال ها بعد از وفات شیردی بابا عده ای با حمایت و برنامه ریزی دولت های استعمارگر، جانشین تازه ای برای شیردی بابا پیدا کردند و او را ملقب به سای بابا کردند. این گونه عرفان های نو ظهور و افکار انحرافی معمولا با حمایت دستگاه های جاسوسی غرب برای ایجاد ادیان جدید و فرقه های منحرف، برای تهاجم به ادیان الهی درکشور های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.»

از طرف دیگر همین قشر بشدت از دیدگاههای پلورالیستی بابا عصبانی اند و می گویند:

«معنویت آیین سای بابا بر مبنای کثرت گرایی عرفانی تبلیغ می شود. وی تصریح می کند که همه ی ادیان حق اند و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند، هر چند دین خود ساخته ی خویش را کامل ترین آنها می داند و آن را به منزله ی صد می داند که چون کسی آن را داشته باشد، حقیقت همه ی ادیان دیگر را که همگی از صد کمتر هستند، خواهد داشت.»

بنظر میرسد اثبات عدم تمایل سای بابا برای مصادره دین مردم از طریق درج این دیدگاهش میسر باشد که می گوید: «در هر دینی که هستید، پیرو هر آیینی که هستید، مسلمان یا مسیحی، هندو یا زرتشتی یا ادیان دیگر، یک مساله را از یاد نبرید و آن عشق الهی است که هر دین، خواهان زنده کردن آن در پیروان‌اش است.» «برای ترویج رفاه در جامعه، همه ادیان سعی در اشاعه وحدت دارند. شادکامی و سعادت جهان، در شادکامی و رفاه جامعه نهفته‌است. همه ادیان اهمیت والای زهد معنوی را توصیه می‌کنند. همه ادیان از مردم می‌خواهند تا به راه حقیقت بازگردند و ضرورت حصول خصایل نیک را گوشزد می‌کنند. بدین شکل، وقتی عصاره همه ادیان برای بشر یکی است پس چه دلیلی برای اختلافات دینی باقی می‌ماند. راه‌ها متفاوت هستند، اما مقصد یکی است.» «من روحانی هیچ یک از ادیان نیستم. برای تبلیغ هیچ دینی نیز نیامدم. من آمده‌ام که هندو، هندوی بهتری، مسلمان، مسلمان بهتری و مسیحی، مسیحی بهتری باشد.»

با اینکه ساتیا سای بابا حقانیت را برای همه ادیان قائل است اما بر فرض که تنها مبلغ آئین تعلیمی خود می بود و آن را بهترین می دانست. در اینصورت او تازه همان کاری را میکرد که مبلغین ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی قرنهاست به آن مشغولند.

بیش از سه دهه تلاش بی امان برای منحصر کردن راه سعادت به یک اسلام تحریفی – کاری که اسلامگراهای رادیکال در ایران می کنند – و مذموم دانستن این شکل انحصار گرایی برای دیگران آدمی را به یاد این بیت می اندازد که گفت:

بخورد مال مسلمان و چو مالش بخورند               داد و فریاد برآرد که مسلمانی نیست

***

ساتیا سای بابا در سال 1963 میلادی در حالیكه 37 سال سن داشت دچار چندین حمله قلبی شد و به ادعای برخی توسط خودش شفا یافت. پس از این واقعه، او پیش بینی كرد كه در سن 96 سالگی خواهد مرد و 8 سال بعد از مرگش نیز دوباره با نام «پرما سای بابا» به دنیا خواهد آمد.

البته سای بابا در بامداد روز یکشنبه ۲۴ آوریل ۲۰۱۱ به علت عارضه قلبی و در سن ۸۴ سالگی درگذشت. همین امر باعث شد که سایتهای وابسته به روحانیت افراطی ایران دست به قال و جنجال بزنند که او زمان مرگ خود را اشتباه پیشگویی کرده و 11 سال زودتر از پيش‌بيني خود از دنیا رفت. اما ایجاد این ابهام به دلیل غلط بودن مبنای محاسبه است چرا که پیش بینی سای بابا بر اساس نوعی تقویم هندویی صورت گرفته که بر مبنای حرکت ستارگان (و نه خورشید یا ماه) محاسبه می شود. در این تقویم هر ماه 27 روز و  هر سال 324 روز است. محاسبات مورد تایید کارشناسان و ستاره شناسان آشنا با محاسبات ودایی (Vedic) نشان داده 96 سال نجومی (و طبق این تقویم ودایی)، معادل 31104 روز است که در تقویم شمسی رقمی برابر85 سال می شود.[10]

در هر حال پیكر بابا بعد از 2 روز، در 27 آوریل 2011 با حضور نخست وزیر هند، رئیس مجلس هند، نخست وزیر ایالت گجرات و حدود 500 هزار نفر دیگر به خاك سپرده شد و شخصیتهای سیاسی مهمی مانند دالائی لاما  با صدور بیانیه هائی اظهار همدردی كردند.

***

گذر از این سطور در وهله اول ذهن آدمی را به آشفتگی دچار می کند مابین دو سو که آیا مدعیات مخالفان بابا را بپذیرد یا روایات بیش از 50 میلیون نفر پیرو و طرفدار او در سطح جهان و در زمانی بیش از 60 سال؟

مادامی که ذهن در کشاکش این دو سوال درگیر است که: آیا بیش از یک دهم مردم دنیا در غفلت و خواب بازیچه شعبده بازی یک مرتاض هندی شده اند؟ یا حقیقتی در روح و تعالیم او یافته اند که از اقصی نقاط جهان به دیدارش شتافته و درسهایش را راهنما و احیا کننده ی روح یافته اند؟ بی اختیار مصداقهای دیگری از رفتار با بزرگان و مشاهیر تاریخ به یاد میاید؛ آنجا که مسیح (ع) نیز توسط کاهنان یهود فاسد، ساحر و شیطان خوانده شد و محمد (ص) شاعر و دیوانه. آنجا که مولانا و شمس همجنس گرا خوانده شدند و پاپ (رهبر کاتولیکهای جهان) و روسای جمهور کشورهای اروپایی و امریکایی شیطان پرست.

از طرفی عنصر مشترک دیدگاههای اساتید معنوی، یعنی نگاه فرادینی و حقانیتی که برای همه ادیان قائلند، جای تعجبی نمی گذارد که آنان به سختی مورد هجوم و تخریب مذهبیون افراطی و اقتدارگرایان قرار گیرند چون خاصیت غالب سردمداران دینی، انحصار طلبی است خصوصا در این زمانه که دین ابزاری برای حفظ قدرت و دکانی برای سلطه جویی و به استثمار کشیدن جسم و جان مردم شده است. دلیل تبلیغات منفی آتئیست ها و منکران امور باطنی هم بی نیاز به توضیح است چرا که هر گونه مکتب و تعلیم خدا محوری در تضاد ماهوی با مقوله خداناباوری است. هرچند غیرموجه، اما انگیزه های تجاری و رقابتهای رسانه ای نیز در این بین دلیلی منطقی برای ساخت شبه مستندهای جنجالی و تخریبی محسوب می شوند خصوصا اگر چنین رسانه هایی تحت فرمان یکی از دو طیف فوق الذکر باشند. اینها در مجموع نگاه را به سمت این حقیقت تلخ می برد که سوژه های تخریبهای جنجالی رسانه ها (مثل ساتیا سای بابا) بیشتر از اینکه افراد منحرفی باشند قربانی منفعتهای قشری و جناحی قرار گرفته اند.

ختم کلام اینکه جدالها و روایات موافق و مخالف، و مملو از تناقض درباره ساتیا سای بابا و دیگر مردان حق در گوشه و کنار جهان، نگارنده این مقال را به یاد کسی می اندازد که ماه را به دیگران نشان می دهد اما اطرافیانش بر سر شکل و شمایل انگشت او به بحث و مجادله نشسته اند. و چه گویاست اشاره حافظ درباره این جدلها آنجا که فرمود:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه        چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

منابع:

1-    ویکی پدیای انگلیسی

2-    ویکی پدیای فارسی

3-    کتاب نظام اساتید باطنی

4-    کتاب ساتیا سای بابا؛ بخشی از اتهامات و دفاعیات

  منبع: مقالات سایت معنویت آزاد

http://free-spirituality.org/


[1] «شردی سای بابا » گوروی هندی ای بود كه بین سالهای 1835 تا 1913 میلادی می زیست. وی هم در میان هندوها و هم در میان صوفیان هند به عنوان قدیس و مراد شناخته می شد و به دلیل نگاه توحیدی ای كه در تعالیمش وجود داشت، مورد احترام اغلب مسلمانان هند بود. زرتشتیان پارسی نیز او را به عنوان مهمترین شخصیت روحانی غیر زرتشتی محترم می داشتند. او هیچ مبلغ، شاگرد یا فرزند معنوی ای از خود به جای نگذاشت.

[2] بررسی زندگی نامه سایر اساتید باطنی نشان می دهد از جمله اشتراکات آنها این است که همگی آنها  در مقعطی از زندگی خود در معرض یک تجربه شهودی بزرگ قرار گرفته اند، نقطه عطفی که طي آن دچار يك چرخش و جهش ناگهاني شده اند. اين همان شهود بزرگي است كه همه زندگي فرد را براي هميشه تحت تاثير خود قرار داده است. گاهي اين شهود بزرگ بصورت آشنايي فرد با يك معلم بزرگ باطني بوده است و گاهی بصورت تجربه های دیگری که منجر به حلول روح شده است. – استخراجی از کتاب نظام اساتید باطنی

[3] سلوک، پرستش

[4]  نظم ذاتی و درونی اشیاء و پدیده‌ها

[5] صلح، آرامش

[6] اصل عدم خشونت

[7] برداشتی از ویکی پدیا فارسی

[8] Hindu Human Rights

[9] در تمام فرهنگ ها و مکاتب فکري و فلسفي و آيين ها و مذاهب و اديان، ردي از انسان کامل را مشاهده مي کنيم. در اين ميان مي توان از يوگا، بودا، کنفوسيوس، ارسطو، زرتشت، افلاطون، اپيکور، نيچه، مارکس، سارتر، عرفا، متصوفه، فلاسفه ، وبرخي از روان شناسان معاصر نام برد که از انسان کامل سخن گفته اند. شـمارى از نـويسنـدگان معاصـر نیز خـاستگاه و سـرچشمه نظريه انسان كـامل را فـرهـنـگهاى غيـر اسلامـى قلمـداد كـرده انـد. از جمله گولپنارلى مـحقق برجسته ترك بر اين نظر است كه ايـن نظريه از آيين بوديسـم تـاثير پذيرفته است. شمارى ايـن انديشه را اثر پذيـرفته فلسفه يـونـانـى و يهودى مـى دانند. گـروهـى ريـشـه آن را در ايران پيـش از اسلام و اسطـوره كيـومرث در اوستا جسته اند. شـمارى هـم سـرچشمه آن را در آثار هـرمسـى و غنـوسـى و آيين‌هاى ماقبل يهودى رديابى كرده اند. به نظر مـى رسـد ايـن نظريه افزون بـر پيشينه هـاى يـاد شـده سـرچشمه هـاى قـرآنـى نيز دارد و مـورد تـوجه قرآن قـرار گرفته است.

[10] شاید به همین دلیل بوده که سای بابا در روز تولد 80 سالگی خود به همگان اعلام کرد که امروز تولد 90 ساللگی من است.