جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

هر كسی می بایست وظیفه خود را به عهده بگیرد و در اتصال این حركت جهانی به خداوند، نقشی اساسی داشته باشد

سیستم انسان گونه

 

انسان بالقوه موجودی كامل است بنابراین یك سیستم و ساختار الهی باید مانند یك انسان باشد. روح و جان داشته باشد، ذهن و قلب، دست و پا و چشم و گوش، حافظه و خلاقیت و … بالاخره روند رشد و تكامل را دارا باشد.

هر كدام از شما باید جزئی از این طرح هدایتی انسان گونه باشید. هر كس به تناسب عشق و قابلیتش، برخی اجزاء اساس و كلیدی، برخی بزرگ و كوچكند. تار و پود (سلول های) این طرح هدایت انسان گونه، باید عشق و حضور الهی باشد. هر كسی می بایست وظیفة خود را به عهده بگیرد و در اتصال این حركت جهانی به خداوند، نقشی اساسی داشته باشد. این راه درست و اصولی خدمت به خداوند و انجام وظایف است….

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی -تعالیم حق – جلد اول

 

ensan


Leave a comment

پروردگار تبارک و تعالی در هر لحظه با مخلوقات خود سخن می‌گوید

خدا نمرده

 KHODA NAMORDEH

چرا خدا را مرده پنداشته‌اید؟ چرا گمان می‌برید که خداوند نباید و نمی‌تواند با مخلوق و بندة خود ارتباطی داشته باشد؟ مگر خالق متعال عاشق مخلوق خود نیست؟ این چگونه عشقی است که بگوییم بین عاشق و معشوق هیچ رابطه‌ای وجود ندارد؟ مگر اساسی ترین و مهم ترین نیاز انسان، ارتباط با آفریدگار خود نیست پس اگر فکرکنیم که او به این نیاز مهم تر از آب و غذای بندة خود بی اعتناست چگونه می‌توان تصور کرد که خداوند بخشنده و مهربان است؟ اصلا چرا نباید خداوند با مخلوق خود رابطه‌ای  داشته باشد؟ چرا نباید مخلوق خود را هر لحظه هدایت کند، چرا نباید با بندة خود سخن بگوید؟ چرا گمان برده‌اید که خداوند تنها با گروه بسیار بسیار اندکی از بندگان خود سخن گفته؟ آیا نعوذ بالله او تبعیضی میان بندگان خود قائل است؟ چرا فکر می‌کنیم که پروردگار متعال زمانی سخن گفته و زمانی دیگر ساکت شده است و اکنون نیز در سکوت به سر می‌برد؟… خداوند زنده و حاضر را بپرستید. زنده، سخن می‌گوید، محبت می‌کند، فعال است، زندگی می‌بخشد، تغییر می‌دهد و دگرگون می‌کند. زنده، می‌بیند، می‌شنود، می‌خواهد و اراده می‌کند، آیا خالق و معبود شما زنده است؟… پروردگار تبارک و تعالی در هر لحظه با مخلوقات خود سخن می‌گوید و از این طریق آنان را پاک و هدایت می‌کند، قدرت و زندگی می‌بخشد و محبت و نوازش می‌کند… خداوند با (به ظاهر) پست ترین و برترین مخلوقات خویش یکسان سخن می‌گوید… شنیدن این کلام سرچشمة شور و شادی و لذت و آرامش است. این کلام نیرو دهنده و رهاننده است… در وحی بسته شده اما آیا در الهامات الهی نیز بسته شده است؟!… آنان که خداوند را چنین زشت و خشن برای انسان‌ها به تصویر کشیده‌اند از عشق، تهی گشته‌اند، و آن که از عشق خالی باشد، هستی را نمی‌بیند و آنچه می‌بیند گمان‌ها و توهمات خودش است… اگر چیزی نمی‌شنوید و نمی‌بینید نا اینکه نیست و یا نباید باشد. بلکه این شمایید که نمی‌بینید ونمی شنوید. این نقص شماست نه خداوند… در زندگی به کجا گوش سپرده‌اید، متوجه که هستید، در اشتیاق چه به سر می‌برید، به کجا خیره شده‌اید، همان صدا را می‌شنوید و همان را می‌بینید که به سویش متوجه و مدام در حرکتید.

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی (جلد اول)

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)


Leave a comment

اژدهاي هزار سر

EZHDEHAYE 1000 SAR

اژدهاي هزار سر

منیت پلید، دارای ابعاد مختلفی است. مانند اژدهایی که هزار سر دارد. از هر طرف به آن حمله کنی، از جوانب دیگری تو را در بر می‌گیرد. بازی‌های بسیاری و مکرهای مخوف و پیچیده‌ای دارد. منیت تاریک و پلید، از روح شیطانی که مکارترین و    فریبنده ترین موجودات عالم است، تعلیم می‌گیرد. و در راستای القائات آن عمل می‌کند. بنابراین به این سادگی‌ها و با این روش‌های معمول از میان نمی‌رود. نفس شیطانی گاه تا اعماق ذهن انسان ریشه دوانده است. بنابراین حتی اگر هم ظاهراً فردی موفق به‌زدودن آن در سطح ظاهری شود،  نباید از فعالیت فاسد کنندة آن در درون غفلت کند.  چطور می‌توان این اژدهای هزار سر را نابود کرد تا آن مرغ الهی، آشکار و متجلی گردد. آیا صرفاً با سعی‌وتلاش شخصی می‌توان به از میان برداشتن‌اش پرداخت؟ خیر، این امکانپذیر نیست. منیت شیطانی به قدری قدرتمند، مکار، خطرناک، مخوف و پیچیده است که در طول زندگی می‌تواند انسان تنها را بارها و بارها مجروح کرده و به دام اندازد و هلاک کند. اما خود آسیبی نبیند.    ریاضت، عبادت، سعی و تلاش و تمرین همة این‌ها بدون وجود عشق الهی و حضور خداوند بی فایده و حتی خطرناک است. برای نابودی منیت شیطانی این عصارة مکر و فریب و این معجون دروغ و نیرنگ، یگانه راه، پیروی از جریان هدایت الهی و تسلیم در برابر روح خداست. قدرت و شعور بی کران و عظمت الهی روح خداست که قادر به از میان برداشتن این اژدهای هزار سر است. تغذیه از جریان حقیقت و از نور خداوند برای منیت پلید شیطانی مانند سم و زهر است. بدون شک آن را از پا در می‌آورد.

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)


Leave a comment

ریشه های روانی و پیامهای نهفته در بیماری ها

ريشه‌هاي رواني و پيام‌هاي نهفته در بيماري‌ها

az nina

(قسمت اول)

 برخي از درمان‌گران معني‌گرا معتقدند و در واقع مصرند كه هر بيماري داراي معناي مشخصي است. از نظر اين متخصصان بيماري انعكاسي است از بينش‌ها و روحيات منفي انسان. در اين شيوة درماني،‌ با فهرستي از بيماري‌ها مواجه مي‌شويم كه هر كدام از آنها محصول انديشه‌ها و اعتقادات مخرب انسان است. جالب اينكه، بسياري از افراد، با عمل به اين شيوة معني‌گرايي در برخورد با بيماري‌هاي خود به نتايج درخشاني رسيده‌اند. هم اكنون بعضي از مراكز درماني،‌ در آمريكا و اروپا، براساس اين روش، به درمان بيماري‌ها و ناراحتي‌هاي مراجعان خود مي‌پردازند. از ميان ده‌ها نوع بيماري مختلف، سعي كردم بعضي از شايع‌ترين‌ها و معمول‌ترين ناراحتي‌ها و نارسايي‌ها را انتخاب كنم و خلاصه‌اي از معاني نهفته در آنها را بياورم.

درد: نياز به محبت، احساس گناه (و گناه همواره جوياي مجازات است)

ناراحتي‌هاي پوستي: اضطراب، ناپاكي مدفون شده گذشته، احساس تهديد

لخته شدن خون: مسدود كردن جريان شادماني

سردردها: خود را بي‌اعتبار پنداشتن، انتقاد از خود

خستگي (مفرط و مزمن): مقاومت، ملال، بي‌علاقگي نسبت به كاري كه انجام مي‌دهيد

فشار خون: مشكل عاطفي دراز مدتي كه حل نشده

حافظه: ترس، فرار از زندگي،‌ ناتواني براي دفاع از حق خود

تهوع (عادتي): ترس، ‌نپذيرفتن انديشه يا تجربه‌اي (خاص)

ناراحتي‌هاي تنفسي: ترس از فرو دادن كامل زندگي، براي خود حق زندگي قايل نشدن

بي‌خوابي: عدم اعتماد به فرايند زندگي

بي‌اشتهايي: نپذيرفتن خود، نفرت از خود، نفي زندگي خود

اعتيادها: هنگامي‌كه ندانيم چگونه خود را دوست بداريم، فرار از خود

پراشتهايي: نياز به حمايت، داوري دربارة عواطف

زخم در دهان: دشنام و كلام نكوهيده، سرزنش و ملامت

ديابت: هيچ چيز شيريني به‌جا نمانده

زخم معده: چه چيز شما را مي‌خورد

سفيد شدن (زود هنگام) مو: فشار،‌ اعتقاد به فشار

يبوست: در گذشته ماندن، گاه نشانه خست

گرسنگي مفرط: نفرت مفرط از خود، وحشت و درماندگي

گلودرد: كلام خشمناك را در حلق نگه داشتن

ناراحتي‌هاي قلب: مشكلات درازمدت هيجاني و عاطفي، عدم شادماني

ناراحتي‌هاي غدد:‌ عدم فعاليت ذهني، خود را عقب نگه داشتن

عصبي بودن: ترس، تقلا، شتابزدگي، عدم اعتماد به فرايند زندگي

بيماري‌هاي مزمن: نپذيرفتن دگرگوني، ترس از آينده، احساس ناامني

                                                                                      تهيه و تحقيق:پِريا (شباب حسامي)

 

منبع: فصلنامه علوم باطني

شماره 7 و 8 ـ پاييز و زمستان 84


Leave a comment

در انتهاي راهها – ایلیا رام اله

«نگذار كسي تو را برنامه‏ريزي كند و برايت برنامه تعيين كند مگر آنكه شعورش از تو بالاتر است.»                                                   ايليا «ميم»

در انتهاي راهها[1]

از همان کودکي و قبل از دبستان علاقه زيادي به کلام خدا داشتم و بسياري از آيات قرآن و کلام مقدس و احاديث را حفظ بودم… وقتي وارد دبستان شدم و بعد از آن، غالباً امام جماعت و قاري قرآن مدرسه بودم. در دوران مدرسه در اغلب مسابقاتي که برگزار مي‌شد شرکت مي‌کردم[2]. مسابقات قرائت، تفسير قرآن، سرود و آواز، مسابقات ورزشي و هنري و چيزهاي ديگر.

هميشه هم مذهبي نبودم…

نمرات درسي ام متوسط بود اما يک بار مي‌خواستم اول بودن در درس را تجربه کنم بنابراين اول شدم که چون تجربه خاصي نبود ديگر به سراغش نرفتم. شايد دوم يا سوم راهنمايي بود…

در اکثر مواقع تيمهايي داشتم که با آنها کار مي‌کردم. تيم‌هاي ورزشي مثل تيم فوتبال، تيم هنري و مانند اينها و البته هر وقت اين تجربه آن چيزي نبود که مي‌خواستم، کار را عوض مي‌کردم و بنابراين قالب ارتباطي و هويتي ام هم تغيير مي‌کرد…

به موازات درس خواندن در دوره دبستان و بعد از آن، تفکر و تحقيق در کلام خدا، را ادامه دادم. کلام خدا مبدل شده بود به اقيانوسي بزرگ که نه عمق آن معلوم بود نه ساحل آن. و اين درياي بي عمق و بيکران، روز به روز خود را بيشتر و بيشتر نشان مي‌داد…

 

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

كاليما , بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني , روياهاي جهاني و روياي فردي , كاليما از كلام خدا برآمده , كلام هماهنگ ,پيوند تمدنها , ارتباط تمدن ها , ازدواج تمدن ها , نزدیکی ادیان , ارتباط ادیان , تلفیق دين مسيحيت و يهود با اسلام از اتهامات وارده به ایلیا میم رام الله توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,اسلام , مسيحيت , يهود , هندوئيسم و بوديسم ,تعامل (…) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند ,ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است ,نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون ,نظريۀ ازدواج تمدنها ,راه اندازی اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي] , اسلام يهودي , اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي , اتهامات اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات به پیمان فتاحی ,لااله‌الاالله ,اساس دین الهی,به روايت ال ياسين , ایلیا میم مؤکداً گفته است که مذهبي و متشرع نيست , تعليمات ایلیا میم در راستاي احياء معنويت الهي و معرفت باطنيست , بيش از چهار هزار صفحه متن مکتوب در زمينه روش‌هاي علوم باطني و نظريه‌هاي بنيادي و کاربردي از ایلیا میم در دست مي‌باشد , ايليا بطرز چشمگيري ساده و معمولي است , اسم شناسنامه اي ايليا «ميم» پيمان فتاحي مي باشد , اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان XYZ شناخته مي‌شود


[1] منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»

[2] او در اكثر مسابقات قرائت و تفسير قرآن نفر ممتاز بود. هنوز هم حكم ها و تشويق نامه هاي آن زمان موجود است. در بقيۀ مسابقات هم عموماً نفر اول بود اما در طول اين مسابقات مختلف، سه بار نفر دوم شد. يك بار در كلاس سوم دبستان بود كه عليرغم آنكه او هميشه در مسابقات قدرت بدني اول مي شد اما اين بار بصورت گروهي، دوم يا سوم شدند. در يكي از مسابقات كشتي هم نفر دوم شد اما در همۀ مسابقات كشتي و رزمي ديگر او نفر اول شده بود. كلاس چهارم يا پنجم دبستان، در مسابقات آواز و سرودهاي انقلابي اول شد. در دورۀ راهنمايي در مسابقۀ نگارش و نويسندگي اول شد. يك بار هم در مسابقات علمي رتبۀ ممتاز شد. اين موارد را  من دقيقاً به ياد دارم. به نظرم او به هر كاري دست مي زد شاهكار و استثنايي بود. سوابق همۀ اين كارها موجود است. ما او را «در انتهاي راهها» مي دانستيم. همان زمان كودكي وقتي كه مسجد مي رفتيم در مسجد با مذهبي ها بحث مي كرد و آنها جوابي براي سوالاتش نداشتند. كلاس چهارم يا پنجم دبستان كه بوديم يك بار سؤالي از معلم پرسيد، يك سؤال معمولي جغرافيا اما چون او هميشه در عالم خودش سير مي كرد حواسش نبود كه موضوع درس رياضيات است. پرسيد فلات يعني چه؟ متأسفانه معلم ما جواب اين سوال را نمي دانست يا مي دانست اما نگفت ولي خيلي عصباني شد. گفت تو رفته اي سؤالي پيدا كني كه مرا خجالت زده كني. بجاي جواب، كلي او را تحقير كرد و گفت حالا يك سؤالي از تو مي پرسم كه پيش پدر و مادر و جد و آبادت هم بروي نتوانند جواب بدهند. پرسيد چرا توپ (توپ پينگ پونگ) را زمين مي زنند، روي زمين نمي ماند و بالا مي آيد؟ گفت تا پايان سال هم فرصت داري. وقتي زنگ تفريح خورد ايليا سراغ معلممان رفت و آهسته به او گفت آقا بخاطر خاصيت الاستيكي اش نيست؟ معلممان سر او را بوسيد و گفت البته براي اينكه جواب اين سؤال را بدهي بايد كلي فرمول هاي شيمي و رياضي را بداني و در جواب من بگويي اما جوابت درست است و از تو قبول مي كنم. از ايليا پرسيدم از كجا اين را مي دانستي؟ گفت همينطوري به ذهنم آمد.


Leave a comment

بينش‌هاي بنيادي و بنيادهاي بينشي -از تعلیمات ایلیا رام اله

بينش‌هاي بنيادي و بنيادهاي بينشي1

 

اعمال و رفتار و گفتار انسان، انعکاس انديشه‌هاي اوست و انديشه، محصول بينش‌ها و بينش‌ها تابع نوع نگرش‌ها يا بنيادهاي بينشي ماست. پس براي آنکه کسي را بشناسيم اگر بتوانيم به بنيادهاي بينشي او که عميق‌تر از بينش‌ها و انديشه‌هاي اوست نگاه کنيم، راه کوتاه تري را انتخاب کرده ايم.

 در اين سالها، بعضي از بنيادي ترين بينش‌هايي که داشته ام و برخي از اصولي که بر اساس آنها نگاهها و انديشه هايم به وجود آمده، اينها بوده اند: اصل نگاه خلاقه. نسبي گرايي و عدم مطلق گرايي. اصل هماهنگي. عدم قطعيت. امكانپذيري نامحدود. كوانتوم. اثر مشاهده شونده. ارتباط ميدان ها، ضد ميدان‌ها و فراميدان. کثرت گرايي و تنوع گرايي (پلوراليزم). تعيين کنندگي کلام. ميزان بودن شعور و قوانين آگاهي. سطوح هفتگانه و سه گانه. فرمول‌ها و ضد فرمول ها. زندگي فراگير و جهان زنده. نظريه ابَرريسمانها. اصل هولوگرام. واقعيت جهانهاي موازي و اصول ديگر.

 از اولين آن شروع مي‌کنم، از نگاه خلاقه. اما حتي اگر بخواهم يكي از اينها و نتايج آن را شرح دهم براي هر يك اقلاً يك كتاب پر حجم بايد نوشت. پس فقط به آن اشاره مي‌كنم.

در سالهايي که گذشته، شناختم از خدا بر اين مبنا بوده که حقيقت همانطور تجربه مي‌شود که به آن نگاه مي‌کنيم، همانطور بر ما آشکار مي‌شود که آمادگي اش را داريم و همانطور آن را مي‌يابيم که امکان يافتنش را داريم. اين نظريه که يکي از بنيانهاي بينشي ام بوده است منشأ انديشه‌هاي بسياري شده است. منظورم از نگاه، چيزي فراتر از باور است. گاهي ما چيزي را باور داريم اما واجد نگاه آن نيستيم. نگاه از جنس باور نيست، از جنس تلقين نيست بلکه از جنس بينش است… ادراک و آگاهي است. در درون خود ديدن است…

حالا که يکي از الفباي زندگي ام، اصل نگاه خلاق شد، بخشي از جهان بيني ام هم بر اساس همين اصل تغيير کرد. با اين مبنا وصفي که از خدا داشته ام اينطور بوده که تجربۀ انسان از خدا متناسب است با نگاه و انديشه‌هايي که او دربارۀ خدا دارد. نمي‌دانم كه آيا از ديدگاه شريعت اين نظر درست است يا خير؟ البته ما در متن دين هم آيات و احاديثي داريم كه مشابه اين را مي‌گويد مثلاً آنجا كه مي‌فرمايد:‌ اي فرزند آدم من براي تو همان هستم كه درباره ام مي‌انديشي يا در مواردي كه در دين، انسان، پرهيز داده شده از گمان بد درباره خداوند و تشويق شده به حسن ظن درباره او. طبق اصل نگاه خلاقه، نگاه انسان به خدا هر چه باشد، خداوند همانطور بر او آشکار مي‌شود. نه فقط خدا بلکه نگاه انسان به خودش، به جهان، به اشياء، به سرنوشت و احتمالات، هر طور که باشد، اين نگاه، تعيين کننده بوده و محصول تجربي مشابه خود را پديد مي‌آورد.[1]

 پس اگر کسي نگاهش به خدا اين باشد که خدا دعاي او را مستجاب مي‌کند اگر چه در يک لحظه هزار چيز را بخواهد، خداوند همانطور رفتار خواهد کرد و اگر انتظار کسي از خدا اين باشد که مثلاً خداوند رابطه عميق تري نسبت به فلان قديس، با او داشته باشد، پس همينطور خواهد شد و خداوند به انتظار او جواب مي‌دهد و اين فارغ از آنست که فرد کيست، چه مذهبي باشد چه نباشد. حالا اين احتمال پيش مي‌آيد که ممکن است نسلي از انسانها پديد بيايد که تجربۀ آنها از خدا و از هستي بسيار کاملتر و عميق‌تر و گسترده‌تر از حتي بعضي از بزرگان و بعضي از انبياء باشد. يا آيا ممکن است هر کسي که بخواهد معجزه گر شود چون به فرض، نگاهش به خدا همين است و او خداي خود را خدايي معجزه گر و پاسخ دهنده به دعاها مي‌بيند، اين اتفاق واقع شود؟ پاسخ من به اين سوالات و مشابه آنها بله بود.[2]

قانون نگاه خلاقه همۀ حدود را قراردادي فرض مي‌کند بنابراين همۀ حدود و مرزها را قابل عبور مي‌داند. نگاه خلاقه مي‌گويد انسان مي‌تواند هر طور که بخواهد خدا را تجربه کند. مي‌گويد هر کس خداي خود را دارد و با اين حال خدا يکي است. اين اصل بيان مي‌كند كه ما مي‌توانيم تعيين کنندۀ تجربۀ خود از خدا باشيم و تعيين کنيم خداوند چگونه در زندگي ما ظاهر شود. اما آيا شرع، چنين چيزهايي را مردود مي‌داند يا تائيد مي‌كند؟ شريعت داراي حدود و بلکه يک وجه اصلي آن همان حدود است و براي اكثر چيزها حد کاملاً معلومي را تعيين مي‌کند اما نگاه خلاقه مي‌گويد همه چيز مي‌تواند نامحدود باشد، هر تجربه اي، هر دريافتي، هر ارتباطي، هر دانش و هر قدرتي و بلکه همۀ زندگي. شريعت مي‌گويد ارتباط مستقيم با خدا به انبياء اختصاص دارد اما نگاه خلاقه مي‌گويد اگر کسي بتواند همان نگاه انبياء را به خدا داشته باشد، همان ارتباط را با خدا تجربه خواهد کرد و حتي اگر عمق و وسعت اين نگاه از بينش انبياء بيشتر باشد، پس ارتباط او با خدا از آنها هم عميق‌تر و خوبتر است. معناي اين انديشه آن است که ممکن است هنوز هم همچنان خداوند مانند گذشته با انسانها ارتباط بسيار مستقيم و نزديكي داشته باشد. و همانطور که با همۀ پيامبران خود در ارتباط بوده، با انسانهاي ديگر هم در ارتباط مستقيم باشد. اين به معناي امتداد پيامبري نيست،‌ نظر شخصي هم نيست. به اين معناست كه هر انساني مي تواند با خداوند، رابطه زنده و حقيقي و پاسخ ياب داشته باشد. حتي ممكن است رابطه او از رابطه بسياري از انبياء گذشته نيز با خداوند عميق تر و زنده تر باشد.[3]

نگاه خلاقه مي‌گويد خداوند مي‌تواند و بلکه کاملاً ممکن است همان کارهايي را که ظاهراً براي انبياء و بزرگان دين انجام داده است براي هر انسان ديگري که آنطور خدا را نگاه کند و مانند آنان دربارۀ خدا بينديشد تکرار کند اما شرع، آن عجزات را مختص آن بزرگان مي‌داند…

آن مي‌گويد ديگر کسي قادر نيست مانند آن بزرگان باشد اما نگاه خلاقه مي‌گويد هر چقدر بتواني ببيني، همان قدر هستي، هر چه ببيني، همان هست…

اين نظريه‌هاي بنيادي در همۀ ابعاد زندگي و در لحظه به لحظۀ آن حرفي براي گفتن و روشي براي زيستن دارند بنابراين ممكن است در نقاط متعددي اين نوع سوالات پيش بيايد، مثلاً دربارۀ انسان.

 دين تعريف مشخصي از انسان دارد اما تنوع توصيفي که نگاه خلاقه از ماهيت انسان و جهان ارائه مي‌دهد آنقدر زياد است که مي‌توان گفت به تعداد نگاههاي انسانها در طول تاريخ، مي‌توان تعريفي از ماهيت انسان ارائه داد. شريعت مي‌گويد فقط خداوند نامحدود است اما نگاه خلاقه مي‌گويد اگر نگاه انسان متوجه بي نهايت شود، اگر تعريف انسان از من کيستمِ خودش نامحدود باشد، انسان هم مي‌تواند نامحدود باشد، به خداوند بپيوندد و بر همۀ حدود غلبه کند…

يک ديدگاه ديني اين است که سرنوشت انسان مقدّر است و از قبل معلوم شده است ولي اصل نگاه خلاقه مي‌گويد سرنوشت انسان زاييدۀ بينش‌ها و نگاههاي اوست. محصول انديشه‌ها و کلام اوست. متأثر از اعمال و رفتار اوست. پس با تغييرات اين نگاه، خواست خدا هم تغيير مي‌كند. طبق اين اصل، تجربيات زندگي ما شبيه آب هستند كه در ظرفهاي مختلف ريخته مي‌شوند و به شكلهاي مختلف در مي‌آيند. اين ظرف، نگاه و بينش انسان است. واقعيتهاي زندگي ما را بينش‌ها و انديشه‌هاي ما شكل مي‌دهند. آنچه در بيرون تجربه مي‌كنيم انعكاسي است از آنچه در درون خود داريم.

زندگي انسان زاييده شعور اوست و آنچه در درون اوست، در بيرون او نيز هست. سرنوشت تصوير آگاهي و نگاههاي انسان است و سكان تغييرات زندگي انسان، تغيير آگاهي اوست. اين اصل مي‌گويد علت اصلي مسائل و رنج‌هاي انسان، ناآگاهي و نگاه اشتباه است. بنابراين مي‌گويد اگر مي‌خواهي وضعيت خودت يا كسي را تغيير بدهي، نگاهت را دگرگون كن. انديشه هايت را تغيير بده و بنابراين اعمال و رفتارت را عوض كن. اگر مي‌خواهي مسائلت را حل كني، آگاهي ات را اصلاح كن. هر چه مي‌خواهي بشوي، در نگاهت آن را درياب، آن گاه واقع مي‌شود. واقعيت همان است و همان مي‌شود كه تو مي‌بيني پس تو مي‌تواني با تغيير شعور و آگاهي ات همه چيز را تغيير دهي و مي‌تواني با نگاه و بينش دروني ات، واقعيت را و تجربه ات را از زندگي، دگرگون كني…

«تغيير زندگي به تغيير شعور است. درون خود را دگرگون كن تا در بيرون، دگرگوني واقع شود. پايين را تغيير بده پس حكم بالا تغيير خواهد كرد

در بعد اجتماعي تغییرات فرهنگی عمیق و گسترده را ضروری می دانستم. تا خودآگاهی یک ملت تغییر نکند، اوضاع آنها هم تغییری نمی کند پس هیچ تغییری پایدار و واقعی نیست مگر بر مبنای تغییر آگاهی و بینش های انسان باشد… اين فقط يکي از بنيانهاي فکريست و اينها فقط چند محصول آنند. حالا اگر همۀ آن نظريه‌هاي بنيادي مورد اشاره قرار گيرند و نتايج آنها بيان شوند بايد همچنان تا روزها و بعدها گفت.

اصل انعکاس شعور با اينکه ظاهراً مشابه نگاه خلاقه است اما با آن متفاوت است و گاهي مي‌تواند ظاهراً ناهماهنگي‌هايي ذهني را با اعتقادات سنتي پديد آورد. و اين اصل يکي از نظريه‌هاي الفبايي ديدگاههايم بوده است. ما مي‌گوييم ميزان قرآن است و در همه اين سالها هم بر اين قانون تاكيد كردم و در سخنراني‌ها هم يك مبناي اصلي كلام همين بود. ديروز و امروز، ميزان بودن قرآن و مبنا بودن آن، يكي از عميق ترين اصول زندگي ام بوده است. در دل نظريه بنيادي شعور گفته مي‌شود که ميزان همه چيز شعور است. نمي گويد قدر انسان به اندازۀ تقوي و خداترسي اوست بلکه قدر و اندازۀ هر انساني را متناسب با اندازۀ فهم و شعور او مي‌داند.[4] اما واقعيت اين است كه خود قرآن منبع شعور و آگاهي است و با تكيه بر همين انديشه مي‌توان پيوندي بين اين دو ديدگاه پديد آورد. زهد و تقوايي كه مورد نظر قرآن است، رياضت و انزوا و ارتجاع نيست بلكه اگر به مفهوم اصلي آن توجه شود، خود اين زهد و تقوا مرحله‌اي متعالي از شعور است. عبادت فقط ظواهر نيست بلكه مغز عبادت، علم و آگاهي است. دين واقعي هم براساس خرد و شعور است همانطور كه رسول خدا (ص) اسلام را بر اين اساس بيان مي‌فرمايد[5].

بنابراين اين دو ديدگاه، اگرچه ممكن است در ظاهر ناقض همديگر باشند اما درواقع يك حقيقت را بيان مي‌كنند. اصل انعكاس شعور مي‌گويد هر چه در درون انسان است در بيرون او هم هست پس اتفاقات زندگي ما، صرفاً ريشه در غيب ندارند بلکه قسمتها و تقديرات، از بُعدي انعکاس يافتۀ نوع و اندازۀ فهم و شعور ماست. مي‌گويد انساني بزرگتر است که شعور بزرگتري دارد نه عبادات (ظاهري) بيشتر. در حاليکه دين مي‌گويد خداوند جن و انس را نيافريد مگر براي پرستش خود اما مطمئناً و در نهايت و براي اهل خرد، اين دو مفهوم يكي است.[6]

شريعت، رعايت حدود الهي و اجراي احکام و دستورات ديني را ارزش مي‌شمارد و خوب يا بد بودن انسان را، جهنمي يا بهشتي بودن او را بر اين اساس تعيين مي‌کند اما نظريۀ شعور، همه چيز را وابسته به فهم مي‌داند. وابسته به نوع و اندازۀ درک انسان. مي‌گويد بهشت صرفاً نتيجۀ اجراي دقيق احکام ظاهري نيست بلکه در نتيجۀ ادراک بهشت است که بهشت حاصل مي‌شود و کسي به جهنم مي‌رود که شعوري جهنمي دارد.[7] مي‌گويد سرنوشت خوب يا بد انسان متأثر از شعور اوست. روزي انسان، روزي‌هاي مختلف انسان در همۀ زمينه ها، ناشي از شعور اوست…

البته بعضي از اين تضادهاي ظاهري، تضاد ميان بعضي از نظريه‌هاي بنيادي و دكترين‌هاي جهان شمول با مذهب، هنوز برايم حل نشده و فكر نمي‌كنم كه براي جهان هم حل شده باشد.‌ اي کاش روزي بيايد که علماء دين به اين تضادهايي که احتمالاً ظاهري هم هستند،‌ پايان دهند.

منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»
انتشار در کتاب آمین – جلد اول

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

واکنشبهمنتقدانودشمنان,بهروايتالياسين,ايليا «ميم»کمترمواضعخودرابطورصريحدربارهموضوعيبيانمي‌کند,کتابتعاليمدريکنگاه ,بهروايتالياسين,كتابتعاليمحق ,سخنراني‌هايايليا «ميم» ,قسمتيازتعاليمعموميوآشكاراستادپیمانفتاحی,جوهراصليتعاليمحق , مفهوم «تسليمالهي» , فرمايشاتايليا «ميم» ,ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست,برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین رهبر فرقه ضاله به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیا رام الله,«تسليمباشيدتارستگارشويد,سليمخداوندباشيدتاازروحخداوندبرخوردارشويد…,تمثيل‏هاييكهدركتابتعاليمحقبيانشدهاست, فروردین, ایلیامیم, اعضا, منتسب, حزب الله, بازخوانی, ویرایش, ریاست جمهور, برترین, حرکت دهندگان, تفکر, مصاحبه, مذکور, پیاده سازی, بازنویسی, تعمیم,   سخنرانی, مسلمان, طفره, جریان هدایت الهی, لا اله الا الله, مذاهب, ادیان, کشور, مقاومت, شیعه علی, انجمن متفکران ومحققان


[1]انجام امري را امكان ناپذير انگاشتن، امكان ناپذير گردانيدن آن است.مثل فرانسوی

[2] هيچ خواسـتـه اى را زيـاد مشماريد؛ زيرا آنچه نزد خداستبيش از آن است كه مى پنداريد. امام باقر (ع)

[3]مشابه اين مضمون در احاديث مختلفي به چشم مي خورد از جمله در آنجا كه رسول خدا (ص) اشاره مي فرمايد برخي از دانايان امت من از انبياء‌ بني اسرائيل نيز برترند. يا اين اعتقاد اهل تشيع كه مقام امامان را از بسياري از انبياء پيشين بالاتر مي دانند. (و)

[4] «بسیارى از جن و انس رابراى جهنم بیافریدیم. ایشان را دلهایى است كه بدان نمى فهمند و چشمهایى است كهبدان نمى بینند و گوشهایى است كه بدان نمى شنوند. اینان همان چارپایانند حتّىگمراهتر از آنهایند. اینان همان غافلانند». قرآن کریم.

[5]با اين مضمون كه اسلام بر پايه دانش است.

[6]محققی که در جست و جوی خداست ایمانش صد برابر محکم تر از آن هایی است که به خدایی ندیده و نشناخته و تحقیق نکرده ایمان دارند . خدای آن ها خدا نیست اسباب سرگرمی است. موريس مترلینگ

[7]كسى كه از روى فهم و شناخت عبادت نكند ، مانند خرآسياست. پيامبر خدا (ص)


Leave a comment

ازدواج هماهنگ و درس هاي استاد- به روایت شاگردان ایلیامیم

ازدواج هماهنگ و درس هاي استاد

 

گرچه ازدواج، مقوله¬ای است که تقریباً در همه¬ دنیا، و در هر قوم و فرهنگی، بدان توجه شده و تعداد صاحبنظران و پژوهشگرانی که به آن پرداخته¬اند کم نیست و تنوع و تعدد نظریات و راهکارهایی که برای انتخاب همسر و زندگی مشترک ارائه داده¬اند نیز زیاد است، اما تقریباً همه¬ این نظرات فاقد سه ویژگی مهم و اساسی هستند. این سه ویژگی مهم عبارتند از: مکان شمول بودن، زمان شمول بودن و مطابقت با آموزه های الهی. , از سوی اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر(ایلیا میم رام الله) ,تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی , فساد مالی و اخلاقی کلیدواژه های استفاده شده برعلیه پیمان فتاحی توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ایران ,هكا؛ روش معجزه , ان ال پي , كاليما , بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني , روياهاي جهاني و روياي فردي , كاليما از كلام خدا برآمده , كلام هماهنگ ,پيوند تمدنها , ارتباط تمدن ها , ازدواج تمدن ها , نزدیکی ادیان , ارتباط ادیان , تلفیق دين مسيحيت و يهود با اسلام از اتهامات وارده به ایلیا میم رام الله توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,اسلام , مسيحيت , يهود , هندوئيسم و بوديسم ,تعامل (...) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند ,ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است ,نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون ,نظريۀ ازدواج تمدنها ,راه اندازی اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي]

به روايت ال ياسين

یکی از تعالیم و آموزه­های ویژه و منحصر به فرد استاد ایلیا «میم»، تعالیم مربوط به ازدواج است.

گرچه ازدواج، مقوله­ای است که تقریباً در همه­ دنیا، و در هر قوم و فرهنگی، بدان توجه شده و تعداد صاحبنظران و پژوهشگرانی که به آن پرداخته­اند کم نیست و تنوع و تعدد نظریات و راهکارهایی که برای انتخاب همسر و زندگی مشترک ارائه داده­اند نیز زیاد است، اما تقریباً همه­ این نظرات فاقد سه ویژگی مهم و اساسی هستند. این سه ویژگی مهم عبارتند از: مکان شمول بودن، زمان شمول بودن و مطابقت با آموزه های الهی.

به همین دلیل، دامنه­ تأثیر خروجی­ها و نتایج نظرات ارئه شده، عمدتاً وابسته به فرهنگ، مکان و زمان­های مشخص بوده و نمی­تواند برای همه افراد در هر زمان و در هر مکان، قابل استفاده باشد، لذا ضمانت اجرایی آنها هم از یک سرزمین به سرزمین دیگر یا از یک مقطع زمانی، به زمانی دیگر، مخدوش یا زائل می­شود.

از این مهمتر آنکه، حتی در یک زمان و مکان ثابت نیز این نظریات، برای همه افراد کاربرد نداشته و فرمول­های لایتغیری که ارائه می­دهند با توجه به تفاوت­های فردی، قادر نیست همه طیف­های انسانی را پوشش دهد، در نتیجه تبعیت از آنها، برای همه افراد، ميسر و کارساز نبوده حتّی ممکن است هلاک کننده یا آسیب­زا باشد.

من، چه به عنوان یک روانشناس، که سالها سابقه­ کار با زوج­های جوان را داشته و چه به عنوان پژوهشگری بی­طرف که همراه با تیم پژوهشی، تحقیقات پردامنه­ای بر انواع نظریه­های مرتبط با ازدواج داشته است، بیشتر نظریه­های موجود غربی یا شرقی، علمی یا غیرعلمی، کهن یا جدید و… را مطالعه و بررسی کردم اما به نظریه­ای دست نیافتم که برای همه افراد، در تمام زمان­ها و مکان­ها برقرار بوده و کاربرد داشته باشد.

بعضی از نظریات طرفدار ازدواج بودند، برخی طرفدار تجرد و رهبانیت. بعضی ازدواج موقت و ازدواج متعدد را به شدت مردود دانسته و برخی حتی طرفدار چند همسری زنان بودند! مؤلفه­های انتخاب همسر نیز بسیار متفاوت و در عین حال نامتناسب با برخی طیف­ها عنوان می­شوند. عده­ای به مؤلفه­های ظاهری و وابسته به غریزه بسنده کرده، برخی دیگر طرفدار زندگی مشترک قبل از (یا بدون) ازدواجند. برخی نیز با وسواس زیاد تعداد زیادی فرمول برای سن، خانواده، فرهنگ، شغل، تحصیلات و… طرفین را کنار هم می­چینند و گروهی دیگر هوادار روابط جنسی آزادند و در این بازار آشفته که گاه بسیار سطحی و گاه بسیار سختگیرانه به ازدواج می­پردازد، تکلیف تفاوت­های فردی هرگز روشن نمی­شود در حالیکه در شرایط واقعی، گاه با افرادی روبه­رو هستیم که ویژگی­های شخصیتی و نوع و کیفیت برقراری رابطه آنها با جنس مخالف به گونه­ای است که اصلاً با «ازدواج» همخوانی ندارند و نیز با زنان و مردان زیادی روبه­رو هستیم که گرچه با نفس ازدواج همخوانی دارند، اما به دلیل انتخاب های ناپخته و اشتباه، درگیر مسائل بی­شمار ناشی از زندگی مشترک با همسرانی شده­اند که به هیچ­ وجه جفت مناسبی برای آنها نیستند.

بسیاری از کسانی که نقش همسر را ایفا می­کنند، حتّی معنای ازدواج و همسری را نمی­دانند و هرگز تجربه و دانش لازم، برای ادامه زندگی مشترک را کسب نکرده و متأسفانه هدف مشخصی را در زندگی و در زندگی مشترک، دنبال نمی­کنند. در واقع اکثر اینها، چه ازدواج برایشان مناسب باشد و چه نامناسب، شناخت صحیحی نسبت به خود و نیازهای حقیقی خود ندارند و با دلایل سطحی وارد ازدواج می­شوند. متأسفانه کتب روانشناختی و جامعه شناختی نیز، کلیدی برای «ازدواج، بله یا نه؟» به دست نمی­دهند و در نهایت، تنها بعضی از افرادی که دچار اختلال یا برخی بیماریهای روانی­اند را به دلیل پیشگیری از آسیب­های بعدی، از ازدواج منع می­کنند.

غیر از این­ها، بیشتر نظرات موجود، همان­طور که اشاره شد، یا ازدواج را دربست مي پذیرند و آن را باعث سلامت فرد و جامعه می­دانند و یا دربست رد می­کنند و تجرد، رهبانیت یا روابط جنسی آزاد و بدون عهد ازدواج را پیشنهاد می­دهند و در نتیجه نمی­توانند برای همه افراد پاسخگو و راضی کننده باشند. در حالیکه تفاوت عمده نظریه استاد ایلیا «میم»، با سایر نظریه­ها، در عین پوشش دهندگی و پاسخگویی به همه آحاد انسانی است، و به زمان و مکان خاصی تعلق ندارد.

نظریه استاد درباره ازدواج، بر مبنای دکترین هماهنگی تبیین شده است[1]. نظریه فراگیری که از طریق آن می­توان به مسائل مختلف انسان پاسخ داد و اتفاقات گوناگون زندگی را تفسیر کرد. چنین نظریه­های فراگیری را می­توان نوعی جهان بینی (ثانویه) دانست که بر پایه آنها، تبیین بایدها، نبایدها و چگونگی­ها، در زندگی انسان میسر می­شود.

براساس تئوری هماهنگی، برای همه مسائل بشر (تأکید می­کنم، همه مسائل بشر) می­توانیم «پاسخی هماهنگ» معلوم کنیم. مطابق این نظریه، هماهنگی، یکی از اصلی­ترین قوانین طبیعت و کائنات است و از مهم­ترین عوامل موفقیت در هر کاری، محسوب می­شود.

مطابق دکترین هماهنگی، ازدواج نیز امری است غیر قطعی و غیر مطلق، نسبی و تابع شرایط، که می­تواند ضروری یا غیرضروری و سازنده یا تخریب کننده باشد، و این بستگی دارد به مؤلفه­های مختلفی که شرایط را می­سازد. یعنی بستگی دارد به فرد، زمان، مکان، قصدها، روش­ها و غیره. و موفقیت در ازدواج هم، به هماهنگی آن بستگی دارد و تابع شخصیت، هدف­ها، شرایط، زمان و روش و… طرفین است، به همین دلیل برای برخی ضروری و سازنده است و برای بعضی غیرضروری یا مخرب، و حتی برای یک نفر ممکن است امروز غیرضروری باشد اما یک سال دیگر کاملاً ضروری بشود. همچنین ممکن است انواع خاصی از ازدواج برای کسی مناسب باشد که برای دیگری مناسب نیست. مثلاً برای یک نفر ازدواج موقت مناسب است و برای دیگری ازدواج دائم و همین­ طور الی آخر.

همان­طور که ملاحظه می­شود این نظریه علاوه بر فراگیر و بنیادی بودن، این قابلیت را هم دارد که انسان را فرموله نکند، برای همه یک حکم ثابت و یکسان صادر ننماید، انسان­ها را روبات­های مشابه با برنامه­ریزی غیرقابل تغییر نبیند، به جای ظاهرگرایی به روح و باطن انسان بپردازد و نیازهای اصیل و حقیقی روح انسان را مدنظر قرار دهد.

ازدواج را هم یک پیوند بی­روح و مرده نداند و آن را محدود به جاری شدن صیغه عقد، برقراری روابط جنسی و حتی روابط عاطفی نکند و بسیار وسیع­تر و عمیق­تر، و در سطح ممزوج شدن روح دو نفر بدان نگاه کند. ممزوج شدنی که می­تواند به سکوی پرتابی برای ارتقا و رشد طرفین، یا خدای ناکرده به تخریب روح آن دو منجر شود.

به همین دلیل به جرأت می­توان گفت این نظریه، در بین تمام نظریات موجود، تنها نظریه­ای است که در تبیین ازدواج؛ نه تنها به تفاوت­های فردی، که به تفاوت­های روحی انسان­ها بها می­دهد. باطن و حقیقت رابطه و پیوند در ازدواج را می­شناسد و تأثیر ازدواج را بر سرنوشت، روح و کمال آدمی، بر همگان آشکار می­کند.

استاد در همه موضوعات پیرامون ازدواج، آموزه­هایی دارند از جمله: ازدواج، آری یا نه؟،  ازدواج موفق و ناموفق، همسر هماهنگ و چگونگی همسریابی، مسائل قبل (و در آستانه) ازدواج، هنگام ازدواج، بعد از ازدواج، روابط قبل از ازدواج، زمان و شرایط ازدواج، شناسایی وضعیت­های اشتباه در روابط قبل از ازدواج…، جدایی و مسائل آن، بچه­دار شدن و مسائل آن، مسائل و راه حل­های زندگی مشترک، ازدواج های غیر معمول (مانند چند همسری، ازدواج موقت و…) و راه حل­های موازی ازدواج و بالاخره، فراروی از ازدواج.[2]

ï      مهمتر از اينكه ازدواج كني يا نه پاسخ اين سؤال است كه بداني چه كسي با چه كسي ازدواج مي‏كند و محصول اين ممزوج چيست؟

ï      در انتخاب همسرت خودنهاني‏اش را ببين نه خودنمايي‏اش را كه اكثر فريب خودنمايي‏ها را مي‏خورند.

ï      ازدواج مي تواند همه چيز را در زندگي تو تغيير دهد حتي خدايي را كه تو براي خود داري . وقتي به خانه ات آمد گوش هايت هميشه آن را مي شنوند اما او به تو گوش نمي دهد مگر وقتي كه هنوز آنرا نديده اي .

ï      همسري ، همدستي نيست پس با كسي كه صرفاً مي تواند همدست تو باشد و همكار خوبي برايت باشد ازدواج نكن . همسر تو مي تواند هم دست تو باشد اما هم دست تو به صرف هم دستي اش نمي تواند همسر تو باشد . همسر تو حتماً همراه و همسفر تو در زندگي است اما همسفر تو در زندگي حتماً‌ همسر تو نيست…

ï      رابطة جنسي بين دو نفر به رابطة ميان دو سرنوشت منجر مي شود. زيرا آن به معناي پيوند سرنوشت است و اين پيوند به شراكت طرفين در تقديرات منجر مي شود. هر يك در نور ها و تاريكي هاي ديگري ، در تأثيرات پيشين و پسين خوب و بد ، در امكانات و ضد امكانات ديگري سهيم مي شود. اين شراكت تقديري مانند زنجير خوردن و بسته شدن دو نفر به همديگر است. آن ها و آنچه بر هر يك واقع مي شود ، تا پايان جريان زندگي در اين جهان و جهان هاي ديگري به ديگري تأثير گذار است. حال اين اثرات ممكن است سازنده باشد يا مخرب اما غالباً مخرب و مختل كننده است . مگر آنكه ارتباط جنسي هماهنگ رخ داده باشد .

ï      وقتي رابطة (جنسي) ميان دو نفر كه با يكديگر هماهنگي ندارند اتفاق مي افتد اين مثل آنست كه دو درخت غير پيوندي را به يكديگر پيوند بزنيد. نه تنها پيوند اين دو ، اتفاق نمي افتد بلكه ممكن است دو درخت خشك شوند و زندگي خود را به تدريج از دست دهند. و يا شايد ، اين پيوند خود را در تغييرات ناهنجار و سرطاني متجلي سازد . درخت را به بيماري كشندة ظاهري يا دروني مبتلا كند و ميوه و وجود آنرا فاسد و تخريب كند.

ï      بعضي از مواد را اگر با يكديگر تركيب كنيد برآيند تأثيرات آن ها بر يكديگر خرابي است اين آن را فاسد مي كند و شايد آن هم اين را . بعضي غذا ها را اگر با هم بخوريد ، تأثير خوب آن ها بسيار بيشتر است بعضي ديگر ، اگر با هم خورده شوند اثري مسموم كننده و حتي كشنده دارند. رابطه ، رابطة جنسي و ازدواج هم همينطور است .

ï      ازدواج، يكي از فرصتهاي فرارَوي از خود و كنار گذاشتن خودخواهي است، اما بيشتر تجربه كنندگان، آن را به عنوان فرصتي براي خودخواهي هاي بيشتر مي بينند و در آن خودبينانه تر از قبل عمل مي كنند.

ï      با كسي ازدواج نكن كه تو را صرفِ خود يا ديگر خيرها كند و از خدا بازدارد حتي اگر همسر مناسبي براي تو باشد. اما اگر او توانست تو را به خدا مشغول كند و از خود بازدارد ازدواج با او بركت است.

ï      ازدواج با يك نفر، ازدواج با سرنوشت او و شريك شدن در همه مسائل و نتايج اوست.

ایلیا میم

 

 

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار


[1]برگرفته از تفسیر خانم پِریا ( شباب حسامی) پیرامون نظریه هماهنگی استاد ایلیا «میم»

[2] شرح و تفسير تعاليم استاد در موضوع ازدواج، در كتابي تحت عنوان «يك يكي» (فرمولهاي ازدواج – پيرامون ازدواجهاي خطرناك و خطرات ازدواج) به قلم خانم ركسانا خوشابي (محقق، نويسنده، كارشناس ارشد مشاوره و عضو شوراي سردبيري نشريه علم موفقيت) آمده است. همچنين كتاب بعدي ايشان تحت عنوان «مهرآميزي» به بازگشايي تعاليم استاد در موضوع ارتباط جنسي پرداخته است.

در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک , نفوذ جنبش های دینی جدید در ایران می نویسد , مهربابا,نقد و بررسی عرفانهای نوظهور ,حمایت موسسۀ بهداشت معنوی ,روحانیت مبارز ایران نسبت به ایلیا میم ,نقد تخریبی  استاد ایلیا , آواتار , علوم باطنی, حقه های سوخته دربارۀ ایلیا , اکبر گنجی , علی افشاری , محسن سازگارا , مجتبی واحدی , مهدی خزعلی , نوری زاد , شایعه سازی اداره ادیان و مذاهب اطلاعات درباره پیمان فتاحی , ایجاد تفرقه و نفاق در میان جبهۀ فعالان سیاسی و ایلیا , از سوی اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر(ایلیا میم رام الله) ,تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی