جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

فعاليتهاي ياسين (يک) – به روایت شاگردان ایلیارام الله

فعاليت‌هاي ياسين

(قسمت اول)

به روايت ال ياسين

مخاطبان تعاليم استاد از همۀ اقشار مردم بودند… اما مهمترين مخاطبان، جوانان و دانشجويان و اهالي فکر و فرهنگ و دانشگاهيان بودند. خود اينها هم سه طيف هستند. يک طيف عمومي که صرفاً به سخنراني‌هاي عمومي مي‌آيند. هر جا که فراخوان مي‌شدند، مي‌آمدند و غالباً براي ادامۀ تعاليم از کوششي دريغ نمي کردند. طيف کوچکتر، فعالان بودند. اينها به دليل ابراز اشتياق بيشتر و اعلام و پيگيري‌هاي خود در فعاليتهاي ثانويه هم حضور داشتند و بنابراين اغلب در جلسات غير عمومي هم حاضر بودند. به مجموعۀ اين جمعيت فعال‌تر ياسين گفته مي‌شد… اسم اصلي ال ياسين بود و اين از آيۀ قرآن: السلام علي ال ياسين، گرفته شده بود اما اصطلاحي که تکرار مي‌شد همان ياسين بود كه اين با گروه ياسين متفاوت بود. به توصيه استاد، ال ياسين وارد فعاليتهاي مختلفي شده بودند. در يازده سال گذشته ما بيش از ده نشريه داشتيم که اکثر آنها توقيف و تعطيل شد. نشريه‌هاي ما، از ديدگاه تخصصي و در زاويه‌اي که کار مي‌کردند تقريباً مشابه نداشتند و بيش از اکثر نشريات محوري، حائز مؤلفه‌هاي تخصصي بودند و از نظر معنايي بسيار غني‌تر از نشريات مشابه ديگر. کساني که اين نشريه‌ها را اداره مي‌کردند قبلاً هيچ تجربه‌اي از اين کار نداشتند. برنامه ريزي در قدم‌هاي اول زير نظر خانم پِريا يا افراد ديگر انجام مي‌شد که آنها هم اين کار را تحت آموزش و زير نظر استاد انجام مي‌دادند. اين نشريه‌ها همانطور که از نامشان پيداست در زمينه‌هاي مختلفي بودند: هنر زندگي متعالي، علم موفقيت، هنرهاي زيستن، علوم باطني، اخبار كودكانه، تفكر متعالي و…

به موازات اين تشکل ها،NGO‌هاي ديگري نيز قبل و بعد از اين نشريات به وجود آمد. مانند موسسات انتشاراتي، موسسات فرهنگي و هنري، تشکل پيام (گروه پيام) که کار آنها آموزش سخنراني و تربيت مدرس بود و خود استاد گاهي آموزش مي‌دادند يا کساني که قبلاً ايشان آموزش داده بودند. تشکل‌هاي (گروههاي) قلم و نويسندگي…. فعاليتهاي مختلف خيريه، زيست محيطي (مثل NGO جبهه طبيعت) و …

بزرگتر و پرحجم‌تر از هر فعاليت ديگر، گروه‌ها و پروژه‌هاي تحقيقاتي بود که مستقيم زير نظر استاد و با راهبرد ايشان يا به صورت غير مستقيم توسط خانم پِريا انجام مي‌شد…

طي يازده سال گذشته چند صد پروژۀ مطالعاتي و تحقيقاتي، برنامه ريزي و راهبرد شد. بعضي از آنها به مراحل نهايي رسيدند و بسياري تا مراحل نيمه نهايي پيش رفتند و هنوز هم در جريان اند. جنبه‌هاي فوق العاده‌اي در اين فعاليتها وجود داشت که شايد براي کساني که از بيرون مي‌ديدند باورکردني نبود…

اين فعاليتها بدون پول انجام مي‌شد اگر هم هزينۀ اندکي وجود داشت توسط دوستان تأمين مي‌شد. اين موضوع براي کساني که فعاليتهاي مشابه را انجام مي‌دادند باورکردني نبود. مثلاً هزينۀ ما براي بستن نشريات شايد يک دهم يا يک سي ام نشريات ديگر بود. اکثر کارها را بچه ها انجام مي‌دادند. نکتۀ ديگر توانايي بسيار پايين بعضي از اين بچه‌ها بود. واقعاً بعضي از آنها در بعضي از کارهايي که قرار مي‌گرفتند (مثلاً براي سخنراني) توانايي شان نزديک به صفر بود اما بعد از مدتي بر زمينه‌اي که به آن توصيه شده بودند مسلط مي‌شدند…

چيز پراهميت ديگري که فوق العاده بود، چرخش‌ها و تغييرات بود. مثلاً بعد از آموزش روش‌هاي حل مسئله و تصميم گيري (روشهاي سه دهم، هفت دهم يا برنامه ريزي) در برخورد با بعضي مسائل از اين روش‌ها استفاده مي‌کردند و واقعاً فکر مي‌کردند. بعضي‌ها هم اين مايه‌ها را از قبل داشتند.

فعاليتهاي بظاهر مختلفي که در طول سالها به ما واگذار مي‌شد اهداف مختلفي نداشت زيرا هدف يكسان بود. تلاش براي احياء معنويت الهي و خداگرايي. براي تحقق تسليم الهي و خدمت به خدا. براي بازگشت دوباره به خداوند و برقراري ارتباط الهي. براي احياء فرهنگ تفكر و سوال سازي. جهت گيري همۀ آنها هم يکسان بود. توانمندسازي افرادي که واقعاً مشتاق و پيگير بودند، يکي از شاخص ترين اين نتايج بود. روال کار مثل ارتقاء کارکرد کامپيوتر بود…

طي فعاليتهاي به ظاهر مختلف، ما تفکر و سوال کردن و سوال ساختن را ياد مي‌گرفتيم. تحقيق کردن و محقق بودن را بيشتر تجربه مي‌کرديم و بعضي از ما براي آموزش دادن و سخنراني کردن آماده مي‌شديم. در طول فعاليتها ما بيشتر و بيشتر با جنبه‌هاي پنهاني از خودمان آشنا مي‌شديم. خود خواهي ها، ضعفها، خودباختگي‌ها و بي عدالتي‌ها به ويژه از طريق آينۀ ديگران، نمايان‌تر مي‌شد و بنابراين با وضوح بيشتري آنها را مي‌ديديم…

يکي از نتايج مهم اين مسئله بود که ما با فعاليتهاي رايگان آشنا مي‌شديم چيزي که در اين دوره زمانه مثل خيال است. الاهيون پولي نمي گرفتند اما تحقيق مي‌کردند، دوره‌هاي آموزشي تفكر و تحقيق را مي‌گذراندند، آموزش تفكر مي‌دادند. سخنراني ياد مي‌گرفتند و سخنراني مي‌كردند… خيلي‌ها براي انجام اين کارها حاضر بودند هزينه‌هاي سنگيني را پرداخت کنند مثلاً چندين سال پيگيري مي‌کردند تا يک کار تحقيقاتي به آنها داده شود. نتيجۀ اين پروژه‌هاي تحقيقاتي غالباً تغيير توان تفکري و ايجاد هويت محقق و رويکرد محققانه در فرد بود و اندازۀ اين اثر گذاري متناسب با موضوع و نوع تحقيق و ميزان تلاش افراد بود…

بعضي از کارها به کساني واگذار مي‌شد که واقعاً هيچ تواني در موضوع واگذار شده نداشتند. نتيجۀ بعضي از اين واگذاري‌ها فوق العاده بود و گاهي با نمونه‌هاي مشابه، که توسط افراد توانمند انجام شده بود، امكان مقايسه نداشتند. مثلاً بعضي از محققان يا سخنرانان يا هنرمندان ما، با وجودي كه از صفر شروع كرده بودند اما در مدت كوتاهي با افراد توانمند در آن موضوع خاص، برابري مي‌كردند يا حتي گاهي برتري داشتند.

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان XYZ شناخته مي‌شود ,روشهایی مانند تفکر خلاق-تفکر مفهوم‏ياب- دورانديش- قرينه‏اي- فراانديش- روش‏هاي تصميم‏گيري- تصميم‏سازي و تصميم‏بيني از تعالیم ایلیا رام الله می باشد , آموزش‏هاي عمومي ايليا «ميم» درباره حضور الهي , تجربه عشق الهي , احياء روح , انقلاب دروني , نور زنده , هدايت الهي و زندگي متعالي مي‌باشد,نظامسياسي,ديني,اجتماعي,اقتصادي,فرهنگي,ديناميك,جلساتتفكر,فروردین, ایلیامیم, منتسب, حزب الله, ویرایشی, تخصصی, پیاده سازی, گویندگان, انعکاس, تعمیم, نشریه حرکت دهندگان, مذاکره, امریکا, ترغیب, ظلم, توطئه, ملت, سیاستمدار, بت, محکوم, ظاهر, شایعه, جعل, رسانه, اینترنت, مخفیانه, فرصت, شهرت, معرکه گیران, علاقه, ضد و نقیض, شایعه, تحریف, تفکر و تحقیق, فوق بشری, مخصوص ژنتیکی, صهیونیستی, اشیاء نورانی, معابد, بیگانگان,  اکثریت, کفایت, نشانه, دلالت, بحث, ناهنجار, گرگ, ببر, رایگان, قانع, اموزش, تحقیق, افسون, سحر, خاص, مهندس نمکیان, دکتر کی نژاد, علمی, ژنتیک, سرمایه, خدمتکار, متفاوت, بهانه اشپز, رها,ناشناخته
Advertisements


Leave a comment

تله هایی برای نور : گفتگوی انتقادی دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… با استاد ایلیا رام الله

تله هايي براي نور!؟

گفت و گوي انتقادي

(قسمت سوم – 2)

 مجموعه اطلاعات معتبر در مورد ایلیا رام الله, لینک های مرتبط با اخبار ایلیا میم رام الله، فیلم های موجود از سخنرانیها و تصاویر ایلیا میم رام الله, علل گسترش عرفان های کاذب و معنویت های ساختگی از زبان  پیمان فتاحی, راه حل برخورد با فرقه ها از زبان ایلیا میم رام الله, فرقه چیست, فرقه گرایی چیست, تفاوت عرفان های نوظهور و فرقه های ضاله, تفاوت معنویت های اصیل با جریانهای انحرافی, بررسی دیدگاه های ایلیا میم رام الله و پیمان فتاحی در اینترنت و سایت های موجود ایران, جنبش معنوی ایلیام میم رام الله, همه چیز درباره و در مورد ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله, جستجوی عبارت و تمام سایتها و وبلاگ ها و مطالب معتبر موجود در مورد ایلیا میم رامالله  , اندیشه های ایلیا میم رام الله, عقاید و اندیشه ها ایلیا میم رام الله, برخوردهای امنیتی و اطلاعاتی با ایلیا میم رام الله, اخبار، اطلاعات، سوابق فعالیتی؛ زندان امنیتی، دستگیری، و برخورد با ایلیا میم رام الله, تحقیق دانشجویی؛ همه مقالات موجود در مورد ایلیا میم رام الله, ایلیا رام الله کیست, چرا به پیمان فتاحی, چرا به ایلیا میم, ایا ایلیا میم رام الله,درباره ایلیا میم رام الله, نظر ایلیا میم رام الله در مورد ادیان اسلام و مسیحیت، نظر ایلیا میم رام الله پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, ضد فرقه رام الله,عرفان رام الله, عرفان رام اله, عرفان ایلیا میم رام الله, عرفان رامالله, ايليا «ميم»، گفت و شنودي با ايليا «ميم» رام الله ، تله هايي براي نور ، درمانگري ، شفا ، مريضي‌هاي لاعلاج ، استاد روح الله ، سرطاني ها، ايدزي ها، سكته‌اي ، مستجاب الدعوه ، زلزله بم ، سونامي اندونزي ، پيش بيني ، حملات يازده سپتامبر ، حملۀ اسراييل به لبنان ، زلزله ، روح خدا ، حلول ، ادعاي خدايي  ادعاي پيامبري ، ادعاي امامت ، دست نشانده آمريكا ، جريان هدايت الهي ، خطرناک ترين کتابها ، امام زمان عيسي مسيح ، ولي عصر ، مسيحيت ، تثليثگفتگوي زير در فروردين ماه سال 1386 طي دو جلسه با ايليا «ميم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… صورت گرفته است. لازم به توضيح است که مطالب پياده شده از روي فيلم، مورد بازخواني ويرايشي قرار گرفته است. قسمت دوم اين گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت كه با عنوان «برترين رئيس جمهور» در نشريۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسيد و موجب تعطيلي آن نشريه كه اولين نشرية تخصصي در زمينۀ دانش تفكر محسوب مي‌شد، گرديد. قسمت اول مصاحبه در تاريخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نيز براساس فيلم جلسه، پياده سازي و بازنويسي شدند.

لازم به ذكر است كه سوالات گويندگان، انعكاس دهنده نظرات طيف مورد اشاره نيست و پاسخ‌هاي استاد ايليا «ميم»، در مواردي كه به فرد مقابل مربوط مي‌شود، قابل تعميم به طيف مذكور نمي‌باشد. در چنين مواردي پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

1-آيا شما درمانگري هم مي‌کنيد؟

گاهي به صورت استثنايي و در موارد بسيار خاص بعضي را درمان كرده ام. غالباً هم حضوري نبوده…

 

2-آيا در برابر درمان پول مي‌گيريد؟

در برابر هر كاري كه به نام خدا بوده، کاري که براي مردم كرده ام و در برابر تعليمي كه داده ام يا مواردي مانند اين پولي از كسي نگرفته ام و نيازي هم به آن نداشته ام. در اين سالها هم فقط در موارد نادر و استثنايي دست به درمان زده ام. البته در زمان نوجواني هم چند بار (كمتر از پنج بار) درمان گري کردم و پول هم گرفتم اما آن کار به نام خدا نبود و البته ربطي هم به شفاگري نداشت و مربوط به درمان بود. اين چند بار به همان حدود هفده تا بيست سال پيش بر مي‌گردد.

3-سوال کننده دوم: با استفاده از چه روشي آن مريضي‌هاي لاعلاج را درمان كرديد؟ آيا اين كار دخالت در كار پزشكي نبود؟

اين کار دخالت در حوزۀ درمان نبوده و نيست. طرق زيادي براي درمانگري هست که انرژي درماني يکي از آنهاست که تابحال از آن استفاده نکرده ام. بيش از دويست روش در طب هماهنگ و مكمل وجود دارد كه اغلب آنها را آموزش داده ام اما كمتر اجرا كرده ام… درمانگري را هم بعنوان يک رويه نداشته ام و ندارم. درمان بيماري صعب العلاج آنها هم موضوعي است که مستند شده و مثل اكثر موارد مستند، نيازي به رد يا قبول من ندارد. اگر هم مي‌خواستم از اين راه به پولي برسم با درمان يكي از ثروتمندان يا رهبران دنيا مي‌توانستم و مي‌توانم زندگي مادي خود و همه دوستانم را تا پايان عمرشان تأمين کنم. امروز هم کماکان اين امکان را دارم و چيزي عوض نشده است. انجام اين كارها هم براساس همان نشانه‌ها و روياها بوده نه به ميل من يا به درخواست ديگري.

4-پس صحت دارد كه شما هر نوع بيماري وخيم و لاعلاج را درمان مي‌كنيد؟ سرطاني ها، ايدزي ها، سكته‌اي‌ها و مريض‌هايي كه جواب شده اند؟

نه. اين درست نيست. اما استاد روح الله اين توانايي را دارند و بيماراني كه ايشان را ملاقات كرده اند، تا جايي كه خود شهادت داده اند، شفا يافته اند… من هم گاهي بعضي از بيماران را معالجه كرده ام و آنها مي‌گويند درمان شده‌اند اما عده بسيار بيشتري بوده‌اند كه نشده كاري برايشان انجام دهم.

5-سوال کننده دوم: ولي به هر حال شما مجوز درمان نداريد و در كار پزشك‌ها دخالت كرده ايد.

شما هم كه نماينده جامعه پزشكي نيستيد ولي از طرف ‌آنها حرف مي‌زنيد.

6-سوال کننده دوم: من به عنوان يك شهروند حرف مي‌زنم.

شما غالباً مثل يك بازجو، بازپرس و قاضي حرف مي‌زنيد. البته مسئله‌اي نيست چون از اول خودم توافق كردم.

7-مردم مي‌گويند شما مستجاب الدعوه هستيد. فكر نمي‌كنيد اين ادعاي بزرگي باشد كه شما را در وضعيت خاصي قرار مي‌دهد. شما چه موضعي در برابر اين حرف داشته ايد؟

طبق كلام خدا همه انسانها دعايشان به اجابت مي‌رسد و اين حق هر انساني است كه دعا كند و دعايش مستجاب شود. به زبانهاي مختلف مي‌فرمايد بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را. و اين براي همه و حق همه است. هر کس واقعاً دعا کند دعايش مستجاب مي‌شود. هر کس از خداوند زنده بخواهد، دعايش مستجاب مي‌شود. افراد زيادي را در اين سالها ديده ام كه گفته‌اند دعاهايشان مستجاب است. بسياري از آنها دختران و پسراني بودند كه شما به آنها سوسول مي‌گوييد و مطمئناً اكثر آنها راست مي‌گفتند. همه انسانها مستجاب الدعوه هستند اگر به واقع دعا كنند… اساساً خداوند وقتي مي‌خواهد چيزي را به انسان ببخشد به او اذن دعا مي‌دهد يعني شايد حتي دعا بعد از وقوع است.[1]

8-سوال كننده دوم: بالاخره باز هم من به يك جمع بندي نرسيدم. نظر خود شما درباره حرفهاي مردم چيست؟ آيا چيزهايي كه مردم درباره قدرتهاي شما مي‌گويند واقعيت دارد يا ندارد؟

سوالاتي كه شما مطرح مي‌کنيد از سالها پيش در بيانيه‌هاي متعدد، در سخنراني‌هاي عمومي و در ملاقاتهاي خصوصي بارها پاسخ داده شده. و اين حرفها به گوش اكثر كساني كه مرا مي‌شناسند بارها به صورت شفاهي و مكتوب رسيده است.

 

9-سوال كننده دوم: ‌گزارش‌هايي از شما چاپ شده است که از چند روز قبل براي مردم، زلزله بم و سونامي اندونزي را پيش بيني کرده ايد و از چند ماه قبل هم حملات يازده سپتامبر و حملۀ اسراييل به لبنان… از چه طريقي از اين وقايع مطلع شديد؟ به نظر ما سازمان اطلاعات آمريكا و اسرائيل از مدتها قبل مي‌دانستند كه قرار است اين اتفاق‌ها بيفتد. شما از چه طريقي از اين اتفاقات مطلع شديد و منتشر كرديد؟ ارتباط با سرويس اطلاعاتي آمريکا يا الهامات غيبي و وحي؟

در اين سالها دهها فرمول تفکري طراحي شد. چند فرمول آن در بارۀ شاخۀ آينده پژوهي است که شاخه‌اي علمي و دانشگاهي است. از طريق تحليل نشانه‌ها و الگوها به ويژه الگوشناسي وقايع و يا با استفاده از فرمول‌هاي تفكري مشابه… پيش بيني اين اتفاقات و بطور كلي طيفي از وقايع آينده، امكانپذير است و در اين موضوع نه پاي وحي در ميان است، نه سرويسهاي اطلاعاتي آمريكا و غرب.

10-سوال كننده دوم: آيا شما مي‌توانيد زلزله به وجود بياوريد [همراه با خنده سوال كننده]؟

چند لحظه پيش که جواب اين را گفتم. فقط خدا مي‌تواند… اما اگر انساني قادر بود زلزله ايجاد كند، من هم بايد بتوانم چون انسانها شبيه به همديگرند. ولي نشانه‌هايي طبيعي وجود دارد كه با دقت در آنها ممكن است بتوان حدود زماني، مكاني و شدت (ضعيف يا قوي بودن) زلزله و ديگر بحران‌ها را معلوم كرد. هر كسي كه نشانه شناسي را بداند يا الگوهاي وقايع را بشناسد مي‌تواند بسياري از چيزها را پيش بيني كند… در غرب، سالهاست كه آينده پژوهي يك رشته دانشگاهي است. ولي روياهاي بشر حاوي چيزهاي بسياري از عالم بالا است كه يكي از آنها اخبار آينده و شعور نوراني است… اگر بداني كه چطور آنها را بكار ببري و چطور از نشانه‌ها و روياها و نورها استفاده كني، بسياري از مسائل بظاهر پيچيده، به سادگي حل مي‌شوند.

11-آيا شما اعتقاد داريد كه روح خدا در شما حلول كرده است؟

منظور از حلول چيست؟ و منظور از روح خدا كيست؟… من يادم نمي‌آيد كه چيزي در من حلول كرده باشد. من فقط يك انسانم. غذا مي‌خورم، مي‌خوابم، بيمار مي‌شوم، راهپيمايي مي‌كنم، گريه مي‌كنم و مي‌خندم… قديس هم، همانطور كه قبلاً گفته ام نيستم. گناه هم كه براي بشر اتفاقي طبيعي و بديهي است. آن را هم كه گفتم.

در نوجواني اتفاق بسيار بزرگي برايم افتاد که به آن فکر نکردم که چه بود و چگونه اتفاق افتاد. كساني كه در جريان آن بودند گفتند اين حلول است اما من نمي‌دانستم كه اين چيست… بعد از آن همه چيز، طور ديگري در زندگي ام تغيير کرد. تابحال هم اين موضوع را جز به اضطرار باز نکرده ام، نه براي خودم نه ديگران.

 

«خدا رحمت كند بنده‏اي كه محبت مردم را به سوي خود جلب می‌كند، و آنچنان که می فهمند با آنان سخن می گوید و از افشای حقیقت به گونه ای که انکار می کنند صرفنظر می نماید. » امام صادق (ع)

12-سوال كننده دوم: با مجموعه چيزهايي كه درباره شما هست شما يا بايد ادعاي خدايي داشته باشيد يا پيامبري و امامت يا اعتراف كنيد دست نشانده آمريكا و دوره ديده آنها هستيد.

چرا باران مي‌بارد؟ در يك افسانه قديمي مي‌گفتند در بين ابرها، اژدهايي بزرگ هست كه هر وقت گريه مي‌كند، باران مي‌آيد و در قديم از اين نوع افسانه‌ها براي توجيه باران آمدن فراوان بود. اما واقعيت اين است كه هرگاه ابرها مي‌آيند و شرايط مساعد باريدن است، ‌باران مي‌بارد. همين. بقيه حرفها افسانه و توهم است. من فقط يك انسان معمولي ام، چنين ادعاهايي هم همانطور كه در گذشته گفته ام، موهوم است. اگر هم به قول شما ودوستانتان ليدر نامرئي آمريكا و غرب در منطقه مي‌بودم بايد طي اين سالها مردم را غربي و آمريكايي مي‌كردم اما مردمي كه با آنها در ارتباط بوده ام و زنده هستند و شهادت مي‌دهند، خدايي شده‌اند. اگر ميوه درختي سيب بود اين سوال درستي نيست كه بگويند‌ آيا آن درخت پرتقال است…

13-…

14-سوال كننده دوم: روابط خانوادگي شما چطور بوده است؟

اگر منظور اولين خانواده رسمي است كه در آن زندگي كردم، با آنها ارتباط چنداني نداشته ام و طي مدتي كه با هم بوديم شناخت واضحي دربارۀ خودم را به ايشان بروز نمي دادم. آنها هم عموماً تصورات متناقضي درباره ام داشتند يا اصطلاحاً قبولم نداشتند، كه مقصر نبودند بلكه خودم مقصر بودم و خودم امكان شناخته شدن يا شناخت صحيح را برايشان فراهم نمي‌كردم… اما طي سالهايي که مادرم بيمار و فلج بود عموماً از او پرستاري و مراقبت مي‌کردم. او روز و شب با من بود و اين يکي از دلايلي بود که کمتر مي‌توانستم به بيرون ازخانه بروم… هميشه هم در سلامتي و بيماري، که اغلبش بيمار بود برايم دعا مي‌کرد… بعد هم روي دستهايم فوت کرد.

 

15-كتاب جريان هدايت الهي را خودتان نوشتيد؟ آيا شما خودتان همه محتواي آن را تائيد مي‌كنيد؟ قبول داريد كه اين كتاب يکي از خطرناک ترين کتابهايي است كه تا به امروز به زبان فارسي نوشته شده است؟

 

حدود دوازده سال پيش در 23 سالگي يك دوره از سخنراني‌هاي عمومي را دوستان روي كاغذ آوردند و آقاي پيما الهي (فرشاد مرادي) كار تنظيم و تدوين آن را انجام داد و با كمك دوستان ديگري از ال ياسين، مقدمه‌ها و توضيحاتي هم به آن اضافه كرد. اساس آن كتاب همان اولين سخنراني‌هاي عمومي است كه بعداً ويرايش شده اما بعضي از قسمتهاي آن همانطور كه از سال 1377 در بيانيه‌ها منعكس شده، مورد تائيد نبود. قسمتهايي از مقدمه و توضيحات و جزئياتي از كتاب. البته براي قضاوت درست‌تر درباره آن كتاب بايد سخنراني‌هاي ]كتب[ سالهاي بعد را هم در نظر گرفت چون اين در واقع قسمتي از كل مطلب است آن هم در سن 23 سالگي… اين كتاب، بسياري را آنطور كه خود گفته‌اند و مستند شده، از مرگ نجات داده است، هدايت كرده است، روشن‌تر و نوراني‌تر كرده است و به سمت خدا متوجه و به خدا پيوند داده است. گزارش‌هايي كه مردم طي سالها درباره آن كتاب داده‌اند ثبت و مستند شده است. اينها را براساس آن مي‌گويم. بعضي‌ها مي‌گفتند آن كتاب را دهها مرتبه خوانده اند. بعضي‌ها با آن مي‌خوابيدند، بيدار مي‌شدند و به سفر مي‌رفتند. اما حقيقت سنجي اين كتاب هم با ميزان قرآن است يعني اگر كلمه‌اي از آن با قرآن يا كلام خدا هماهنگي نداشته باشد مردود و باطل است ولي در اين سالها نه من چنين چيزي را ديدم، نه دوستان شما و نه مراكز فرهنگي و نه مراكز مذهبي بررسي كننده. اين سخنراني‌ها را و اكثر سخنراني‌هاي اين سالها را با قلبم مي‌گفتم. فكر نمي‌كردم. هر چه به قلبم مي‌آمد مي‌گفتم. حالا مي‌بينم كه خيلي‌ها با قلبشان آن را شنيده اند… فكر نمي‌كنم آن كتاب خطرناک باشد.

16-سوال كننده دوم: چرا در سالهاي گذشته كتاب (جريان هدايت الهي) را خودتان نقد نکرديد با وجودي كه مي‌گوييد بعد از انتشار كتاب، عدم موافقت خود را با قسمتهايي از آن اعلام كرديد؟ در همه اين كتاب بدعت گذاري وجود دارد.

بايد ببينم که بتوانم. هر نظري که لازم بوده در بيانيه‌ها و سخنراني‌ها و جلسات مطرح شده است… اگر بدعتي نبينم، اگر کفر و الحادي آنطور که شما مي‌گوييد هست، نبينم چگونه اصلاح کنم. ولي سؤال اين است که چرا در اين دوازده سال اين همه نهادهاي فرهنگي و مذهبي، اين همه شخصيتهاي فرهنگي اين کار را نکردند يا طي اين سالها کسي نيامد نکته‌اي بگويد، امر به معروف و نهي از منکري کند. و البته آن كتاب هم با مجوز مراكز رسمي و فرهنگي منتشر شده و هر كاري كه قانوناً‌ لازم بوده،‌ درباره آن انجام شده است. چرا شما كهاين ادعا را مي‌كنيد همين الان چند نمونه از اين بدعت‌ها و كفرها را نشان نمي‌دهيد تا مرا و همه خوانندگان آن كتاب را قانع كنيد. شما هم مثل من نمي‌توانيد. من هم جز توحيد و خداپرستي محض در آن نديدم.

 

17-سوال كننده دوم: آيا شما خودتان حاضر هستيد کتابتان را نقد کنيد و انحرافات آن را اصلاح کنيد؟

در هر جايي که اشتباه يا انحرافي باشد چه در اين کتاب يا هر جاي ديگري، هميشه سعي در اصلاح آن داشته ام. همچنان هم دارم. اگر هم کسي بيايد و اشتباهات آن را نشان دهد كه فكر نمي‌كنم چنين چيزي باشد، از او سپاسگزار شده و حتماً نظرش را عملي مي‌گيرم. اما اگر اشتباهات احتمالي نشان داده شود،‌ ولي در اين سالها چنين اتفاقي نيفتاده است. اگر اشتباهات آن را ببينم قطعاً آن را نقد مي‌کنم… در علوم باطني، خودمحکومي اگر به حق باشد، جهش روح محسوب مي‌شود. چه کسي به جهش‌هاي روح مشتاق نيست.

18-سوال كننده دوم: اما واقعاً اين كتاب پر از بدعت و كفرگويي است. خود شما هم به اين موضوع اعتراف داريد.

چرا جلوي چشمم حرف در دهانم دروغ  مي‌گذاريد؟ گفتم اگر در آن بدعتي ببينم، اما نديده ام… سالها است كه دهها هزار نفر آن را خوانده‌اند اما تا كنون كسي موردي از كفر و بدعت نشان نداده يا يادآوري نکرده يا اگر اشتباه است امر به معروف و نهي از منكر از جانب هيچ فردي يا نهادي صورت نگرفته است. براساس همين كتاب براي گرفتن حكم قتل ام تلاش كردند. رفتند و با گزينش‌هاي مغرضانه سعي كردند بعضي از آقايان را فريب دهند اما خداوند نخواست كه آنها فريب اينها را بخورند. نظردهندگان هم چنين چيزهايي را در آن نديدند… ولي درباره بعضي از جزئيات مقدمه و بعضي از تنظيمات آن، از چند سال قبل به اكثر الاهيون اعلام شد كه بنده موافق نيستم…

اما اگر آن كتاب پر از كفرگويي است چطور غالب خوانندگان خود را متوجه خدا كرده و به سمت او بازگردانده است. چطور رابطه اكثر خوانندگان خود را با خداوند، تغيير داده است. چطور چنين موج بزرگي از خداگرايي را آن هم در ميان اقشار غيرمذهبي ايجاد كرده و مادامي كه هست، ايجاد مي‌كند. اگر اين كتاب پر از كفر و بدعت است چرا با وجود آنكه همه ديده بانان اجتماعي غالباً آن را در اين سالها در دست داشتند، از جانب آنها حرفي زده نشده و‌ نقدي يا سوالي مطرح نشده. چه چيز ديگري پيش آمده كه بعد از اين همه سال در چنين زماني باز به اين فكر افتاديد كه در اين كتاب كفرگويي شده و مهمتر اينكه چرا اين كفرها و بدعتها را نشان نمي‌دهيد و مصاديق آن را هيچ وقت ذكر نكرديد و الان هم قادر به ذكر آن نيستيد.

 

19-سوال كننده دوم: اين کتاب (جريان هدايت الهي) پر از بدعتهاي مختلف است. يک مورد بارز آن در صفحۀ 157 است که وقتي از شما سؤال شده که آيا مسيح در آينده پشت سر امام زمان (عج) نماز مي‌خواند يا خير، شما با نيات مشكوك از پاسخ به اين مسئله امتناع کرده ايد يا از پاسخ به سؤال به صليب کشيده شدن مسيح. 

اينکه در جواب نماز خواندن عيسي مسيح (ع) پشت سر ولي عصر (عج) گفتم که «واي بر اين ذهن تفرقه انديش»، ادامۀ جواب در کتاب نيامده و علامتِ نقطه چين دارد که بايد ديد ادامه آن چيست. و بعد اينکه اين سؤال‌ها توسط چند نفر پرسيده شد که يکي شان شيعه و مسلمان و يکي از آنها مسيحي بود. هر دو نفر اينها از شاگردانم بودند و جواب مي‌بايست ميانه و پيوند دهنده مي‌بود نه در جهت دامن زدن به تفرقه و اختلاف بيشتر. هدف آنها هم از طرح اين سؤالات، هيجان طلبي و رقابت هيجاني و برتري طلبي بود نه جستجوي حقيقت. واکنش‌هاي افراطي و متعصبانه و نابينا همه جا را پر کرده. چه لزومي به تکرار و تشديد بيش از حد آن است. در جواب آن هم که پرسيد پيامبر اسلام (ص) بهتر است يا عيسي مسيح، نيت ام نزديکي، پيوند و صلح بود وقتي كه گفتم خدا از هر دو بهتر است. در ارزيابي يک حرف يا جواب بايد توجه کرد در چه زماني، چه مکاني، تحت چه شرايطي و با چه مخاطبي بيان شده است.

20-آيا قبول داريد كه در سخنراني‌ها و نوشته‌هاي شما گرايش به مسيحيت وجود دارد؟

اگر اينطور است برنامه و عمدي در كار نبوده و شايد اين به دليل محبت فوق العاده‌اي باشد كه نسبت به مسيحا (ع) داشته ام… اگر هم صحبت خاصي بوده اشاره به فرد مسيحا (ع) بوده است نه دين خاصي. البته علاوه بر قرآن، كتاب مقدس را هم مي‌خوانم.

21-نظرتان درباره تثليث چيست؟

همه اين سالها درباره لا اله الا الله تعليم داده ام، گفته ام و نوشته ام. اگر ماهي اهل اعتقاد بود آيا مي‌شد معتقد نباشد كه اقيانوس از آب به وجود آمده و گمان كند مثلاً از چوب بوجود‌ آمده است. هچ كس نيست كه با خدا كمي آشنا باشد و ذره‌اي به تثليث يا مشابه آن اعتقاد داشته باشد. اينكه خدا يكيست،‌ لا اله الا هو،‌ اصلي است كه همه بشر چه آن را بگويد يا نگويد، غير از آن نيست. وجود سه خداوند نه تنها باطل و مردود است بلكه متناقض و غيرعلمي و غير فطري است. اما ابعاد سه گانه وجودي انسان مانند روح، روان، جسم و قرينه‌هاي آن كه در علوم مختلف گفته مي‌شود مانند شخصيت‌هاي سه گانه انسان واقعياتي است كه ارتباطي با تثليث كه مفهومي باطل است ندارد.[2]

22-آيا تعداد دقيق شاگردان و تيراژ كتاب جريان هدايت الهي را مي‌دانيد؟

ظاهراً‌ تعداد آنها زياد است اما عدد معلومي ندارم. از تعداد دقيق يا تيراژ كتاب هم اطلاع ندارم اما خبر دارم كه آن كتاب را بعضي‌ها خودسرانه و غيرقانوني منتشر كرده اند. بعضي از دوستان مي‌گويند مخاطبان ما صدها هزار نفر بوده‌اند و بعضي مي‌گويند دهها هزار نفر. دشمنان هم با عصبانيت مي‌گويند چند صد نفر. ولي فکر نمي کنم تعداد اهميتي داشته باشد. اگر ما يک نفر را نجات داده باشيم که مسلماً داده ايم اگر اين کتاب يا جلدهاي بعدي آن يک نفر را به خداوند بازگردانده باشد که قطعاً همينطور بوده است، اين مطابق كلام خداوند چه معنايي دارد؟

 

23-سوال كننده دوم: چرا شما خودتان را از مردم مخفي مي‌كنيد؟ چرا در متن‌هايي كه مربوط به شماست اسمتان نمي‌آيد و از اسم مستعار استفاده مي‌شود؟

اين چطور مخفي كردني است كه با دهها هزار نفر حضوراً حرف زده ام و جلسات ما گاه به گاه با عموم مردم برگزار شده. آدرس مرا دهها نفر مي‌دانند و با هم ارتباط روزانه و هفتگي داريم و من جايي بعنوان محل خصوصي زندگي ام ندارم چون عده زيادي به خانه ما رفت و آمد دارند با اين حال در اين سالها ما روند مشهور شدن را طي نكرده ايم و جلوي آن را گرفته ايم… اگر اسمم بيايد مي‌گويند قصد شهرت طلبي، كلاهبرداري، سوء استفاده و معروف شدن داري. نمي‌دانم بايد چكار كرد. آيا اگر بگويم شهرت طلب و قدرت طلب و سوءنيت دار و كلاهبردار و شياد و دروغگو و كافر هستم مسئله حل است. اگر كار شما اينطور تمام مي‌شود، مشكلي در گفتن اين حرفها نيست… اگر خودت را مطرح نكني و معركه نگيري مي‌گويند حتماً قصدهاي سوئي داشته اي… اگر قصد شهرت و معروفيت داشتم كنار همۀ كارهايم اسمم مي‌آمد در حالي كه كارهاي بسياري كرده ام كه اسمم آنجا نيست. با چند قدم ساده و سريع و حتي يك قدم بزرگ مي‌توانستم و مي‌توانم به سرعت در همه جهان معروف شوم در كمتر از يك روز. اگر نظريات و تئوري‌هايي را كه طرح كرده بودم، خودم مطرح مي‌كردم نه ديگران، اگر مردم از طريق تلويزيونهاي ماهواره‌اي در جريان سخنراني‌ها و جلسات قرار مي‌گرفتند، اگر شاهدان براي همه مردم جهان شهادت مي‌دادند و اگر برخي ديگر از كارها انجام مي‌شد، معروفيت و مشهور شدن آني بود. با اين حال خودم را هم مخفي نكرده ام. هر روز ساعتها در طبيعت اطراف يا اگر در شهر باشم در كوچه‌ها و خيابان‌ها راه مي‌روم، فقط دوست ندارم جز در موارد لازم در جمع ديگران حاضر شوم.

www.ostad-iliya.org


[1] آنقدر دعا کنید تا جواب دایتان داده شود. آنقدر بجویید تا بیابید . آنقدر در بزنید تا باز شود زیرا هر که در خواست کند بدست خواهد اورد ، هر که جستجو کند خواهد یافت و هر که در بزند در برویش باز خواهد شد

[2] بحث وجوه سه گانه انسان يكي از مباحث روانشناسي قديم و جديد است. نفس اماره، لوامه و مطمئنه از جمله ديدگاه هاي قديمي و ايگو، ‌ايد و سوپرايگو، يا وجه شخصيتي كودك، بالغ و والد از جمله بحث هاي جديد درباره وجوه سه گانه انسان مي‌باشد كه كتب مختلفي درباره آن به رشته نگارش درآمده است. (و)

 

 

 


Leave a comment

نگاهي به تئوري كنترل ذهن يا شستشوي مغزي درفرقه‌ها

استناد به تئوري شستشوي مغزي يا «اقناع اجباري» و كتاب مارگارت سينگر (مطرح كننده اصلي اين نظريه) و چند نفري كه تئوريهاي مشابهي را ارائه كردند (مثل سايت ديده‌بان فرقه) جهت كنترل و مهار فرقه‌ها در برخي از كشورهاي اسلامي‌هنوز مبناي عمل قرار مي‌گيرد.[1]

سينگر و همكارانش براي اولين بار مطرح كردند كه تدابير خاص عضوگيري و اعمال معنوي گروهها (استفاده از مراقبه، آواز، سرودهاي مذهبي يا مانترا و مانند آن)، اراده و اختيار اعضا را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهند و باعث مي‌شوند آنها در كيش‌ها بمانند و به تصميمات بهتر پشت پا بزنند. اما سئوال اين است كه انتخاب اين تئوري، مبناي علمي‌و كارامد براي اين برخورد با فرقه‌ها مي‌تواند باشد ؟ در اين مقاله نگاه كوتاهي به سابقه و كارايي اين تئوري از زبان كارشناسان خواهيم داشت.

****

مهمترين ركن اين نظريه‌ها، تئوري شستشوي مغزي يا كنترل فكر است. ايده شستشوي مغزي، بعد از انقلاب مائوئيستي پيدا شد و توسط روزنامه نگاري به نام «ادوارد‌هانتر» كه از حقوق بگيران سيا بود وارد بحثهاي عمومي‌شد. پس از آن مارگارت سينگر و چند نفر ديگر با مبنا قرار دادن اين ايده، از آن بعنوان ابزاري براي حمله به اديان جديد يا آنچه كه توسط آنها فرقه‌ها ناميده ميشد قرار گرفت.

اما همين ريشه يابي اين سئوال را پيش مي‌آورد كه چرا بايد يك تئوري اولين بار از طريق كسي كه از عاملان سازمان سيا بوده مطرح شود؟ شواهد نشان ميدهد كه ممكن است سيا با مطرح كردن اين نظريه قصد داشته كه طرحي امنيتي (و نه علمي) را در آمريكا پياده كند و از اين نظريه بعنوان بستر آن استفاده كرده باشد.

اما از نظر وجهه علمي‌اين نظريه بهتر است از زبان يك كارشناس ديگر موضوع را بررسي كنيم. دكتر گوردون ملتون مدير مؤسسه‌ مطالعه‌ اديان‌ آمريكا در سانتابار بارا، كاليفرنيا در باره نظريه شستشوي مغزي ميگويد:

در پايان دهه 1970 مخالفين اديان جديد با نظريه شست‏وشوى مغزى همگام شدند، فرضيه‏اى كه اعلام مى‏داشت اديان جديد اصولا براى جذب هوادار، مردم را اغوا مى‏كنند و آنها را به طورى درگير فرايند كنترل ذهن مى‏نمايند كه اختيار ملحق شدن، مشاركت‏با ترك گروه را از آنها سلب مى‏نمايند . طى اوايل و ميانه دهه 1980 نظريه شست‏وشوى مغزى از همه طرف؛ از فلسفه حقوق گرفته تا مطالعات دين پژوهى، از روانشناسى تا مطالعات جامعه شناختى مورد توجه قرار گرفت . در ابتدا اين نظريه به خاطر اين‏كه در ظاهر توضيحى قابل قبول در توجيه شور و هيجان و دلدادگى كه ما در برخى اديان جديد با آن‏ها مواجه هستيم! ارائه مى‏كرد، جذاب بود . اما براى هر پديده‏اى كه اين نظريه ظاهرا توضيحى ارائه مى‏كرد دليل قانع كننده‏اى نداشت .

براى نمونه، الگوى شست‏وشوى مغزى تصويرى كه از اديان جديد ارائه مى‏كند اغلب به شكل محيط زندان است كه افراد را در چنگ خود اسير ساخته و اجازه رهايى و فرار به آنها نمى‏دهد . اما وقتى اين گروه‏ها حتى آنهايى كه بحث‏انگيز بوده‏اند را به طور وسيع در نظر مى‏گيريم درمى‏يابيم كه حد و مرزهايى كه ترسيم كرده‏اند كاملا نفوذپذيرند . تنها تعداد اندكى از تمامى كسانى كه با گروه در تماسند در مراسم گروه حاضر مى‏شوند و تعداد ملحق شوندگان حتى از اين تعداد نيز كمتر است . نيمى از كسانى به اين گروه‏ها مى‏پيوندند بدون هر گونه مداخله بيرونى آنها را ترك مى‏كنند .

اين در ظاهر به يك پيش فرض «علمى‏» شبيه است اما در عمل فاقد كارايى يك نظريه علمى است . همان‏گونه كه بيست‏سال قبل زمانى كه نظريه شست‏وشوى مغزى رد شد، كار درستى بود اينك نيز بخش‏هاى باقيمانده اين نظريه از ارائه هر گونه اطلاعات تجربى و آزمايش‏پذير براى وقوع شست‏وشوى مغزى ناتوان است، اگر چه اين‏جا جاى طرح مجدد نزاع شست‏وشوى مغزى نيست اما بايد متذكر شويم كه اواسط دهه 1980 ما نظريه شست‏وشوى مغزى را رد كرديم; مستندات اين واقعيت در بسيارى از اسنادى كه از سوى مجامع آكادميك كه بيشتر دلمشغول اين بحث‏بوده‏اند، وجود دارد متعاقب آن دادگاه‏ها نيز اين نظريه را رد كردند . ره‏آورد آن انكار اوليه آن بود كه در طى 15 سال گذشته مطالعات اديان جديد از آن بحث گذشت و بدون اين‏كه اشاره‏اى به نظريه‏هاى شست‏وشوى مغزى داشته باشد، كارش را ادامه داد . دوم اين‏كه از نظر قانونى نيز دادگاه بر ضد اعمال فن بازپرورى حكم صادر كرده‏اند. فن بازپروري، تاكتيكي فراقانوني مبني بر ربودن فردي از افراد يك گروه و قرار دادن وي در تحت فشار شديد رواني براي تبري‌جستن از گروه بود. اين فن روندي اجباري (غيرداوطلبانه) بود كه به گفته دكتر ملتون «مراقبتى بود كه از خود مريضى بدتر است

اين واقعياتي بود درباره نظريه اي كه امروز ديگر اثر چنداني از آن در جهان علمي‌باقي نمانده و تنها طرفداران محدودي كه قدرت دفاع از اين نظريه را هم ندارند، به آن معتقدند.

اكنون روشن شده است كه نظريه‌ي شستشوي مغزي هيچ فايده‌اي در ايجاد بصيرت درباره‌ي جهان متمايز گروههاي ديني جديد ندارد.

اما عجيب اين است كه با وجود در دسترس بودن همه اين اطلاعات، دستگاههاي اطلاعاتي بعضي از حكومتهاي اسلامي‌براي برخورد با جريانهاي اجتماعي و جنبشهاي معنوي جديد از اين نظريه پيروي كرده و ميكنند. غافل از اينكه اين تئوري در همان زمان مطرح شدن در آمريكا هم نه تنها موفقيتي نداشته بلكه برخي كارشناسان عقيده دارند كه گسترش اديان جديد در سالهاي بعد ناشي از تاثيرات پيش بيني نشده بكارگيري همين تئوري است. [2]

[1]رجوع شود به ويژه نامه كژراهه

 

 [2]منابع:‌ جنبش‌هاي ضد كيش- مصاحبه اي با جيمز گوردون ملتون – مطالعات اديان جديد؛ گذشته و حال/ گوردون ملتون – جنبشهاي نوپديد ديني و مخالفان آنها در آمريكاي قرن 21


Leave a comment

فرقه چيست؟ – تعریف و بررسی

واژه فرقه از مصدر (فرق) به معناي جدايي است و فرقه در اصطلاح به شاخه‌هاي فرعي كه در اديان بوجود ميايد گفته مي‌شود.

در قرآن اشاراتي به واژه فرقه وجود دارد كه از جمله واضح‌ترين اين موارد آيه 159 از سوره انعام است كه مي‌فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْ‏ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَي اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كانُوا يَفْعَلُونَ»

كساني كه دين خود را پراكنده ساختند و فرقه فرقه شدند، تو هيچ گونه مسوول ايشان نيستي، كارشان فقط با خداست. آنگاه به آنچه انجام مي‌دادند آگاهشان خواهد كرد.

تعاريف گوناگون:

واژه فرقه در همه مذاهب كاربرد دارد؛ مثلا، در قرن نوزدهم در بريتانيا «فرقه»ها يك واژه مشترك براي مخالفان كليساي رسمي بودند؛ افرادي چون باپتيست ها و متدسيست ها كه فرقه هايي از مسيحيت هستند.

«تروچ» فرقه را به عنوان يك توده و گروه كوچك شرح مي‌دهد كه هدف آن سرزنش حكم فرمايي جهان است و رهبران آن در پي يافتن اعضاي خاصي هستند.

«يينگر»  فرقه را به عنوان گروهي ساده و پويا معرفي مي كند كه اعتقادات مشتركي دارند.

«نيبوهر» فرقه را تشكيلاتي با شرايط معيّن و خاص مي داند كه به فرقه گرايي گرايش دارد. به تعبير ديگر، «فرقه» واژه اي است كه بر گروه يا حزبي دلالت دارد كه نظريات و پيشواي مشتركي دارند و بنابراين، براي گروه هاي فلسفي و سياسي نيز مي توان اين واژه را به كار برد؛ همان گونه كه در مفاهيم مذهبي به كار مي رود.

تعريف ديگري بيان مي‌كند«فرقه» به معناي راهي است كه رهروي در آن حركت مي كند و همچنين راهكارهاي علمي و نيز نظامي، فكري و رفتاري ارائه كرده و در مجموع، يك مكتب سياسي و فلسفي است و خود نيز به عنوان نوعي سازمان ديني خاص شناخته مي شود.

اين واژه در زبان فرانسه، در آغاز، به گروهي از افراد اطلاق مي شد كه اعلام مي كردند از آييني خاص پيروي مي كنند. سپس معاني محدودتري يافت؛ از جمله:

الف) تجمع خاص اشخاص كه به آييني گرويده اند ولي توسط همگان به رسميت شناخته نشده و در نهادهاي اساسي جامعه قرار گرفته اند.

ب) گروهي كه به عمد خود را از جمعي وسيع و اصلي و يا سلسله انديشه ها و باورهايي خاص جدا ساخته اند. در اين معنا فرقه در برابر سازمان ديني قرار مي گيرد.

ج) در معناي اصولي فرقه، انقطاع و يا دست كم، طرد از يك آيين است كه آن آيين از نظر جامعه شناختي «تبه گشته» و از نظر انساني «منحط» شناخته شده است.

تعبير ديگر درباره واژه «فرقه» بر گروه يا حزبي دلالت دارد كه نظريات و پيشواي مشتركي دارند و بنابراين، براي گروه هاي فلسفي و سياسي نيز مي‌توان اين واژه را به كار برد؛ همان گونه كه در مفاهيم مذهبي به كار مي رود.

در فرهنگ سياسي فرقه معادل کلمه کالت (Cult) است و معني آن در فرهنگ انگليسي آکسفورد چنين آمده است: “1- يک سيستم مذهبي پرستش ، بخصوص در اجراي مراسم و عبادات. 2- وفاداري، شيفتگي، از خود گذشتگي نسبت به يک فرد. از ريشه کالتوز در لاتين به معني پرستش. “

در فرهنگ تاريخ لغات آکسفورد در باره تاريخچه لغت کالت چنين آمده است: کالت ابتدا” بمعني ابراز سر سپردگي به موجود الهي بوده است. ورود اين لغت به انگليسي از لغت کالتوز بمعني پرستش است. از شروع دهه 1960 استفاده اين لغت در زبان انگليسي محدود به اشاره به يک پديده فرهنگي شده که معمولا” تعداد محدودي از افراد (اغلب جوان) را بخود  جذب ميکند.

تعاريف برگزيده:

همانطور كه پيداست بسياري از تعاريف فوق ويژگي‌ مطلوب براي اينكه تعريف مناسب ناميده شود ندارد. بعبارتي به اندازه كافي جامع و مانع نيستند و در اكثر موارد مانعيت كافي ندارند و بر بسياري از گروههاي خودجوش مردمي هم ممكن است دلالت پيدا كند.

مارگارت تالر سينگر فرقه را با سه ويژگي اصلي ؛ دارا بودن رهبر مستبد و خودكامه ، ساختار هرمي قدرت ، و استفاده از برنامه مجاب سازي (بازسازي فكر يا شستشوي مغزي) توصيف مي‌كند.

اين در حالي است كه داشتن يكي يا دو ويژگي از اين ويژگي‌ها براي شناسايي جمعي بعنوان فرقه اصلا كفايت نمي‌كند. نكته ديگر اينكه ساختار هرمي قدرت تنها در فرقه‌ها ديده نمي‌شود. امروزه در بسياري از سازمانها ، نهادها و دولت‌ها و حكومت‌ها ساختار هرمي ديده مي‌شود.

سايت ديده بان فرقه در تعريف فرقه اينطور مي‌نويسد: تعريف مدرن از فرقه کنترل ذهني، عبارت از هر گروهي است که از کنترل ذهن و تکنيک هاي عضو گيري فريب دهنده استفاده ميکند. به عبارت ديگر فرقه ها به مردم کلک ميزنند تا آنها را جذب نمايند و آنها را فريب ميدهند تا در فرقه بمانند.

شايد در جمع بندي بتوان گفت آنچه كه درباره فرقه‌هاي منحرف مورد اشاره  است با سه ويژگي بيان شده توسط سينگر قابل بيان است به شرطي كه اين سه ويژگي با شدت و استمرار در جمعي وجود داشته باشد بعنوان زمينه‌اي براي مشكوك شدن نسبت به آن جمع تحت عنوان فرقه مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد.

همچنين بنابر تعريف سايت ديدبان فرقه ، از بين اين سه ويژگي‌ دارا بودن برنامه كنترل ذهني بعنوان شاخص‌ترين و اصلي‌ترين ويژگي‌ فرقه‌ها مي‌تواند مورد تاكيد قرار گيرد.

 www.anticult.net

لینک دانلود کتاب فرقه ها، ضدفرقه، جنبش های معنوی:

http://www.4shared.com/file/Lc9mgNCD/Fergheha-_Jonbeshhaye_Manavi_v.html

 

منابع:

– سايت ديدبان فرقه (Cultwatch.com) ترجمه : ابراهيم خدابنده. (به نقل از : http://www.banisadr.info)

– فرقه ها در ميان ما. مارگارت تالر سينگر. ابراهيم خدابنده

– پيدايش فرقه‌گرايي در سازمانهاي ديني. مجيد جعفريان.  http://bashgah.net/pages-8631.html

                                                                                                                                                                                                                                        اميررضاالماسيان


Leave a comment

آرماگدون4 -چهل و پنجمین تهاجم روحانیت تندرو ایران به استاد ایلیا رام الله

به نام خداوند بخشنده مهربان

آرماگدون4 -چهل و پنجمین تهاجم روحانیت تندرو ایران به استاد ایلیا

 فتاحی.پیمان, فتاحی-پیمان, پیمان-فتاحی, اطلاعات مفید و موثق در مورد پیمان فتاحی, پیمان فتاحی, آیا پیمان فتاحی, چرا پیمان فتاحی, ضد فرقه پیمان فتاحی, فیلم هایی از پیمان فتاحی, عکس ها و تصاویر پیمان فتاحی, سخنانی از پیمان فتاحی, صحبت های پیمان فتاحی د رمورد یک سال انفرادی در بند 209, فیلم های منتخب از سخنرانی های پیمان فتاحی, اگر پیمان فتاحی, دلیل پیمان فتاحی, دلایل پیمان فتاحی, تعالیم پیمان فتاحی, تحقیق درباره پیمان فتاحی, تحقیق پیمان فتاحی, جستجوی عبارت پیمان فتاحی, کنکاش در ماهیت الهی پیمان فتاحی, ویژگی های اخلاقی پیمان فتاحی, ویژگی های شخصیت پیمان فتاحی, برخوردها با پیمان فتاحی, فتاحی پیمان, مقالات در مورد پیمان فتاحی, مقالات درباره پیمان فتاحی, مستندات در مورد پیمان فتاحی, مستندات درباره پیمان فتاحی, نظر مراجع در مورد پیمان فتاحی, نظر مراجع درباره پیمان فتاحی, اخبار پیرامون پیمان فتاحی, خبرهای مربوطه به پیمان فتاحی, اخبار مرتبط با پیمان فتاحی, خبرهای داغ از پیمان فتاحی, از پیمان فتاحی چه خبر, آنالیز شخصیت و روشهای الهی پیمان فتاحی, آنچه د رمورد و درباره پیمان فتاحی شنیده اید یا نشنیده اید, حضور پیمان فتاحی در , شناسایی پیمان فتاحی, شناخت پیمان فتاحی, بررسی پیمان فتاحی, جستجوی اسم پیمان فتاحی, پیمان فتاحی کیست و چرا, پیمان فتاحی چگونه, اخرین خبرها و اخبار از پیمان فتاحی, خبرهای جنجالی پیرامون پیمان فتاحی, آسیب شناسی برخورد با شخصیت بزرگ پیمان فتاحی, اثر برخوردها با پیمان فتاحی, مقاله ها و اسناد و مستندات معتبر پیمان فتاحی, تلاش پیمان فتاحی, تلاش هواداران و نزدیکان و دوستداران پیمان فتاحی, چطور پیمان فتاحی, شرایط پیمان فتاحی در, محل زندگی پیمان فتاحی, بازداشت پیمان فتاحی, اخبار دستگیری پیمان فتاحی, نام ها و اسامی دیگر پیمان فتاحی, هویت پیمان فتاحی, نقش پیمان فتاحی در, پشتیبان پیمان فتاحی, پیمان فتاحی و علوم باطنی, پیمان فتاحی و رویابینی, پیمان فتاحی و اسرار الهی, پیمان فتاحی و تفسیر بی نظیر آیات قرآن, پیمان فتاحی د رویکی پدیا, پیمان فتاحی در یوتیوب, پیمان فتاحی د رسرچ گوگل, تمام سایتها و وبلاگهای مربوط به پیمان فتاحی و طرفدارانش, پیمان فتاحی در موتورهای جستجو, پیمان فتاحی در توییتر, پیمان فتاحی در اینترنت و یاهو و گوگل, کلیپ های پیمان فتاحی, قصارهای پیمان فتاحی, کتب منتشر نشده و چاپ نشده از پیمان فتاحی, اثار توقیف شده از پیمان فتاحی, ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, ضد فرقه رام الله,عرفان رام الله, عرفان رام اله, عرفان ایلیا میم رام الله, عرفان رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله, عرفان ایلیا, عرفان الیاس رام الله , روش جعل, روش مونتاژ, فیلم های مونتاژی, روش میکس تصاویر, ترور روانی, ترور شخصیت, تحریف شخصیت, تبلیغات منفی, فیلم مونتاژی, تخریب اجتماعی, این تهاجم, مدت کوتاهی بعد از تهاجم سازمان تبلیغات اسلامی, در نمایشگاه بین المللی جنگ نرم انجام شده و در قالب فیلمی به نام آرماگدون 4 (نبرد آخر زمان؛ نبرد جهانی و نهایی خیر و شر از دیدگاه مسیحیان و یهودیان) صورت می گیرد.

این فیلم با تخریب و دروغگویی صریح دربارۀ استاد ایلیا آغاز شده و بعد از استاد ایلیا به پائولوکوئیلو می پردازد. در دهها کتاب و مقاله ای که طی سالهای اخیر با حمایت سازمان تبلیغات اسلامی و روحانیت تندرو قم منتشر شده است, طبق یک استراتژی مشخص, غالباً استاد ایلیا در مقایسه با دالایی لاما, لوتر, راما کریشنا و حتی مثال های متناقضی نظیر مارکس قرار گرفته است اما در فیلم آرماگدون 4 تلاش شده است تا استاد ایلیا از طریق مقایسه با پائولو کوئیلو به صحیونیزم بين الملل! پیوند بخورد؛ چیزی که بعضی از مسئولین جمهوری اسلامی ایران از آن با عنوان ارتش ایلیایی (ارتش سینایی) یاد می کنند.

در فیلم آرماگدون 4, دربارۀ پائولوکوئیلو معلم و نویسندۀ مشهور جهانی گفته می شود که او فاسدالاخلاق بوده, شیطان پرست است, صحیونیست و معتاد است و … در این میان, فیلم به شیمون پرز (نخست وزیر سابق اسرائیل و رئیس جمهور فعلی اسرائیل و از بنیانگذاران صحیونیزم جدید) و جنبش هاي بين المللي راجنيشيزم و اکنکار هم می پردازد. در صحنه اي از فيلم شیمون پرز از پائولو کوئیلو تشکر می کند و همین بعنوان سند صحیونیست بودن پائولو کوئیلو به بیننده عرضه می شود!

بعد از آن, طراحان مجموعه سعی کرده اند با اضافه کردن قسمتی دربارۀ شیطان پرستی (بعنوان شاخص ترین جنبۀ یهودیت!! اولین دین رسمی خداپرستی و یگانه پرستی) ذهن بینندگان را به سمت و سوی پروژۀ مورد نظر خود سوق دهند. در این قسمت, فیلم تأکید دارد که رؤسای جمهور آمریکا (و من جمله بوش و اوباما) وزیر امور خارجه آن, رؤسای جمهور اروپا و حتی پاپ (رهبر مذهبی مسیحیان کاتولیک جهان) شیطان پرست!!! می باشند.

از دیگر نکات جالب فیلم آرماگدون 4 (آنارشیست معنوی) آن است که متن سناریویی که دربارۀ استاد ایلیا بیان می شود, همان متن معروفی است که دو سال قبل, با حمایت روزنامۀ جمهوری اسلامی ایران و كيهان به سایر حوزه های رسانه ای منعکس شده بود و نویسندۀ این چند جمله که تراکم دروغ های آن, انسان را به تعجبي عميق وامي دارد, معروف ترین بازجوی دایره مذاهب (بخش امنیتی برخورد با ادیان و مذاهب) است که اکثر رسانه ها و شخصیتهای مطرح فکری با روش های دروغگویی و تحریف تیم بازجویی او آشنایی دارند.

گفتنی است کتاب «و نه راه گمراهان» که پیش از این توسط اعضایی از انجمن متفکران و محققان ایران (ام و ما) نوشته شده است, با استناد به اسناد معتبر و شواهد زنده نشان می دهد که طی چهار پنج سال گذشته دایره مذاهب بیش از 720 دروغ و تحریف دربارۀ استاد ایلیا از رسانه های مختلف منتشر کرده است؛ در این کتاب اسناد و شواهد و دلایل این 720 دروغ, به روشنی بیان شده است. قابل ذکر است که فیلم آرماگدون 4, چهار مرتبه از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. مهمترین و بزرگترین ادعایی که در این فیلم مطرح شده این است که استاد ایلیا در گذشته ادعای خدایی کرده است؛ ادعایی که همراه با سایر شایعات, دهها مرتبه در سخنرانی های بزرگ و کوچک و آخرین بار در سخنرانی سالن افراسیابی (استادیوم شیرودی) توسط خود استاد مردود اعلام شد. لازم به توضيح است که در حال حاضر استاد ایلیا, آزاد بوده و بعنوان مسئول انجمن متفکران و محققان ایران, به آموزش و تربیت مدرسان تفکر متعالی و نظريه هاي بنيادي اشتغال دارد.

دکتر پریس کی نژاد

عضو مرکزی انجمن متفکران و محققان ایران

عضو تحریریۀ نشریات تخصصی تفکر و مدیریت در ایران

(نشریات تفکر متعالی, حرکت دهندگان, علم موفقیت و …)

توضیح:

گزارشهای کامل تری از سایر قسمتهای مجموعه 104 قسمتی آرماگدون 4 که در آن به تهاجم آشکار بر علیه شخصیتهای سرشناس, فعالان سیاسی و روشنفکران پرداخته شده بزودی در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.

موضوع اصلي ديگر قسمتهاي سريال تلويزيوني آرماگدون (نبرد آخرزمان) به اين شرح است: پلوراليزم رسانه اي , شبكه هاي ماهواره اي, BBC, VOA (وابسته به صحيونيزم و بهائيت …) , جنگ سرد ديجيتالي (فاسد بودن و صهيوني بودن فيس بوك, مايكروسافت … و كلاً اينترنت) بازخواني تاريخ سينماي ايران (ريشه در فراماسونري و صهيونيسم …), فرقه هاي صهيوني و تروريستهاي كودتاچي (خيانت ها و ضربه هاي بهائيت و تلاش براي تسخير ايران), درويشان سكولار, عرفانهاي نوظهور (مزدور و فاسد … بودن دالايي لاما, ساي بابا, اشو, كريشنا مورتي … اكنكار, TSM … و صهيوني بودن آنها) , معنويت آنارشيستي (ايليا رام الله گمراه كنندۀ جوانان, پائولو كوئيلو فاسد, كافر, مشرك و صهيونيست, و شيطان پرست بودن رؤساي جمهور آمريكا و اروپا و حتي رهبر مسيحيان جهان

سایت استاد: www.ostad-iliya.org

 Balatarin  مطلب را به بالاترین بفرستید

برچسب ها:  آرماگدون4,تهاجم روحانیت,استاد ایلیا,سازمان تبلیغات اسلامی,نمایشگاه بین المللی جنگ نرم,نبرد آخر زمان,نبرد جهانی و نهایی خیر و شر ,مسیحیان و یهودیان,تخریب ,روحانیت تندرو قم ,استراتژی مشخص,دالایی لاما, لوتر, راما کریشنا ,نظیر مارکس ,پائولو کوئیلو ,صحیونیزم بين الملل,ارتش سینایی,ارتش ایلیایی ,شیطان پرست ,صحیونیست و معتاد ,شیمون پرز ,پاپ,رهبر مذهبی مسیحیان کاتولیک جهان,روزنامۀ جمهوری اسلامی ایران ,كيهان,آنارشیست معنوی,متن سناریویی ,بازجوی دایره مذاهب,و نه راه گمراهان,شخصیتهای مطرح ,استادیوم شیرودی,سالن افراسیابی ,انجمن متفکران و محققان ایران,دکتر پریس کی نژاد,نظريه هاي بنيادي ,سريال تلويزيوني آرماگدون (نبرد آخرزمان) به اين شرح است: پلوراليزم رسانه اي , شبكه هاي ماهواره اي, BBC, VOA (وابسته به صحيونيزم و بهائيت …) , جنگ سرد ديجيتالي (فاسد بودن و صهيوني بودن فيس بوك, مايكروسافت … و كلاً اينترنت) بازخواني تاريخ سينماي ايران (ريشه در فراماسونري و صهيونيسم …), فرقه هاي صهيوني و تروريستهاي كودتاچي (خيانت ها و ضربه هاي بهائيت و تلاش براي تسخير ايران), درويشان سكولار, عرفانهاي نوظهور (مزدور و فاسد … بودن دالايي لاما, ساي بابا, اشو, كريشنا مورتي … اكنكار, TSM … و صهيوني بودن آنها) , معنويت آنارشيستي (ايليا رام الله گمراه كنندۀ جوانان, پائولو كوئيلو فاسد, كافر, مشرك و صهيونيست, و شيطان پرست بودن رؤساي جمهور آمريكا و اروپا و حتي رهبر مسيحيان جهان الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله.


Leave a comment

نامه سرگشاده جمعیت ال یاسین به رهبران دنیا – شاگردان ایلیا رام الله

به نام آزادی

با سلام و درود فراوان

جمعيت اِل ياسين[1] و رهبر و معلم ما استاد الياس[2]، بيش از سه سال است كه تحت فشارهاي روزافزون، تخريب هاي همه جانبه و تهاجمات شبانه روزي قرار دارد. طي سه سال گذشته تعدادي از اعضاء ال ياسين زنداني شدند و تحت فشارهاي خرد كننده از آنها خواسته شد كه بيايند در راديو، تلويزيون و ديگر رسانه ها بر ضد معلم و رهبر ما اعتراف كنند كه به خواست خداوند تا حدود زيادي در اين كار ناموفق بودند. ساخت ده ها برنامۀ رسانه اي، ساخت سريال هاي راديويي و تلويزيوني، درج مقالات تهاجمي و تخريب در روزنامه هايي كه ارگانهاي اصلي و سخنگويان شناخته شدۀ حكومت اسلامي محسوب مي شوند (كيهان، جمهوري اسلامي، رسالت و …) درج صدها مقاله اينترنتي در سايت هاي مختلف امنيتي- خبري تنها بخشي از تهاجم متمركز جمهوري اسلامي بر عليه جمعيت ال ياسين و رهبر و معلم ماست. در اين سه سال، معلم ما يك سال را در انفرادي گذراند كه به دليل شدت خونريزي ها (از گوش و بيني) و افشا شدن گستردۀ شكنجه ها (از طريق رسانه هاي آزاد مانند VOA) از زندان انفرادي آزاد و مدت ها در حصر خانگي قرار داشت اما جلسات احضار به بخش امنيتي اديان و مذاهب در اين زمان هم، بصورت هفته اي دو مرتبه ادامه پيدا كرد.

اتهام اعضاي زنداني شدۀ ال ياسين يك چيز بود: ارتباط با استاد الياس. اما اتهاماتي كه دايره مذاهب اطلاعات براي معلم ما مطرح كرد عبارت بودند از: بوجود آوردن جمعيت ال ياسين [كه در رسانه ها بصورت فرقه سازي مطرح مي شد و توسط شكنجه گران بعنوان ابَرفرقه عنوان مي گرديد.] اشاعۀ اسلام غيرشيعي [كه منظور همان اسلام رحماني، ميانه رو، نرم و صلح جو است]. گسترش پلوراليزم معنوي و ليبراليزم ديني در جامعه. توهين به مقدسات [در واقع توهين به روحانيت ارشد حكومتي]. تبليغ عليه نظام اسلامي. تلاش براي التقاط اسلام با مسيحيت [كه واقعيت آن نزديكي و پيوند اديان است] نوشتن كتب ضد مذهبي [بيش از 43 تأليف استاد الياس كه هيچ ارتباطي با تبليغات ضد مذهبي نداشته و در زمينه هاي متنوع و مختلف است، آثار شيطاني و انحرافي و گمراه كننده ناميده شد] ايجاد تشكيلات گستردۀ ضد حكومتي [كه اين شبكه ها چيزي نيست جز مجموعه اي از NGO ها در زمينه هاي تحقيقي، تفكري، مديريت، آموزش معلمان تفكر، محيط زيست، تربيت مدير و مدرس، معنويت مدرن … و بيش از ده نشريۀ تفكري و تحقيقي در زمينه هاي مختلف]

بعد از ناكام ماندن اين اتهامات (به دليل حمايت مردمي و رسانه اي) دايره مذاهب اطلاعات رويكرد ديگري را براي محكوميت استاد الياس اتخاذ كرد: مقايسۀ معلم ما با افرادي كه سابقه اي سياه و منفي در اذهان عمومي و در ذهنيت قضات و مقامات ديگر دارند. ويژه نامۀ سراب [در كنار ساير شماره هاي خود مانند ايالات شكست خورده[آمريكا]، لابي اسرائيل، بهائيت، حزب الله الگوي مقاومت و انقلاب ونزوئلا و جهاني سازي] ضمن اختصاص دادن دو ويژه نامۀ كشوري خود به اين مبحث استاد را با صدام و (در عين تناقض) با منصور حلاج (كه در نزد فقهاي شيعه منحرف و گمراه بوده) مقايسه مي كند. صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران در ويژه نامۀ پرتيراژ خود او را در كنار لي هنگ جي [با اين تيتر: خدايي كه به آمريكا فرار كرد] رهبر اپوزيسيون معنوي چين قرار مي دهد. روزنامۀ جمهوري اسلامي (ارگان حكومت اسلامي) تيتر مي زند «خدايي كه فرزند سيزدهم است» و رسانه هاي آزاد خبري را به دليل انتشار اخبار مربوط به شكنجه ها و خونريزي هاي الياس، به آتش افروزي و توطئه متهم مي كند. اين ارگان حكومتي خونريزي هاي تحت شكنجۀ استاد (از بيني و گوش) را خونريزي معده!! عنوان مي كند. كيهان (معروف ترين سخنگوي حكومت اسلامي) با استناد به مطالبي از اولين كتاب الياس كه در سن 23 سالگي ايشان منتشر شده است، او را در كنار دالايي لاما، سايي بابا (رهبر معنوي هندي)، اشو راجنيش (معلم بزرگ هندي كه به قول حكومت اسلامي، غرب را به فساد كشيده است)، پال توئيچل (بنيانگذار مكتب اكنكار) و كريشنا مورتي، بعنوان سرچشمۀ تهديدات جديد فكري و معنوي براي ايران و اسلام معرفي مي كند. تعداد زيادي از نشريات و سايت ها و نويسندگان روحاني به تبعيت از دو ارگان اصلي رسانه اي حكومت اسلامي (كيهان و جمهوري اسلامي) عيناً همان حملات را با شدت هاي مختلف تكرار مي كنند: مهر نو، رسالت، جوان، زن روز، روزهاي زندگي و … خبرگزاري فارس، جهان نيوز، اديان نيوز و … سپس، طبق برنامه ريزي دايره مذاهب براي تحريك بيشتر مراكز مسئول، رهبر ما با مارتين لوتر (بنيانگذار مذهب پروتستان)، ماركس و گاندي مقايسه و خطر او با تصوير سازي هاي جديد به ديگر نهادهاي حكومتي يادآوري مي شود. دايره مذاهب در مهر نو، او را جنجالي ترين و در عين حال پرطرفدارترين فرقه اي مي داند كه طي دو دهۀ گذشته در ايران ظهور كرده است.

حوزۀ علميۀ‌ قم و سازمان تبليغات اسلامي كه پايگاه مركزي روحانيت شيعه محسوب مي شود در بولتن هاي رسمي و پرتيراژ و نيز در سخنراني هاي تحريك كننده در محافل مذهبي و امنيتي او را ساحر و جادوگر و ديوانه مي خواند و سپس تأكيد مي كند كه حكم ساحر در اسلام و قوانين ايران اسلامي مرگ است و اجراي احكام اسلامي بر همۀ مسلمين واجب است. همين نهاد مركزي روحانيت شيعه، علاوه بر توليد فيلم هاي تحريك كننده دربارۀ استاد الياس و جمعيت اِل ياسين در نمايشگاه های بين المللي قرآن در تهران (1389 و 1390) نرم افزار هاي ويژۀ‌ استاد الياس (ايليائيزم) را در كنار نرم افزار تخريبي وهابيت، صوفيه، راجنيشيزم و بهائيت بطور گسترده روانۀ بازار كرد. نهاد ارشد مذهبي – امنيتي ايران موسوم به دايره مذاهب اطلاعات صرفاً به عمليات رواني، تبليغاتي يا زندان و شكنجۀ استاد و پيروان او بسنده نكرد بلكه براي فشار بيشتر به استاد براي توبه رسمي در تلويزيون جمهوري اسلامي و اعلام رسمي انحلال جمعيت و آموزش ها، دست به بازداشت و آزار و اذيت خانوادۀ استاد زد.

دو تن از برادران ايشان دستگير شدند كه يكي از آنها به دليل شدت شكنجه ها فوت كرد و نفر دوم بعد از شش ماه آزار و فشار، به دليل عدم اثبات اتهامات آزاد شد. همسر استاد، دوبار، كه يك بار آن در زمان بارداري ايشان بود دستگير و روانۀ انفرادي شد… كتاب هاي استاد در كنار كتب مرتبط با دالايي لاما و جريانهاي بزرگ معنوي و مذهبي از بازار كتاب ايران جمع آوري شد. نصب تصاوير استاد در بزرگراه هاي تهران يا شعارنويسي در حمايت از ايشان در تهران و شهرستان ها عملاً مساوي شد با زنداني شدن اعضايي از ال ياسين. حتي حكومت اسلامي استفاده از اسم ايليا را طبق بخشنامه اي براي ثبت احوال ممنوع اعلام كرد. البته در مقابل اين فشارها جمعيت ال ياسين ساكت نماند. توليد بيش از چهارصد فيلم واكنشي كوتاه، تهيۀ بيش از نود و سه كتاب در ارتباط با استاد و تعاليم او، خروج بعضي از مسئولين ال ياسين از ايران و شروع به فعاليت آنها در اكثر مناطق جهان از جمله اين تلاش ها بود اما اين فعاليت ها در مقابل حجم عظيم امكانات و تهاجمات نهادهاي مذهبي امنيتي ايران بسيار اندك بوده و هست. براي همين منظور ما به شما نامه نوشتيم تا ضمن اشاره اي گذرا به گوشه اي از وقايع رخ داده، از شما بخواهيم از جمعيت ال ياسين و از معلم و رهبر ما هر طور كه مناسب مي دانيد حمايت كنيد. آنچه در اين نامه بيان شد گوشه اي است از كل وقايع و مستندات و شواهد آن، جزء به جزء موجود است.

جمعی از اعضای مرکزی انجمن متفکران محققان – شاخه برون مرزی

سلام و درود خداوند بر بندگان صالح و صلح جوي الاهي

کلید واژه ها : ایلیا – ایلیا رام الله – ایلیا میم – پیمان فتاحی – جمعیت ال یاسین– الیاس رام الله – فتاحی – ال یاسین – استاد ایلیا – ضد فرقه – ایلیا میم رام الله

 


[1] – جمعيت ال ياسين، بزرگترين جمعيت تفكري و تحقيقي ايران بوده كه گاهي با عنوان انجمن متفكران و محققان شناخته مي شود. دانشجويان ، فارغ التحصيلان دانشگاهها، هنرمندان و فرهنگيان عمده ترين قشر تشكيل دهندۀ جمعيت ال ياسين مي باشند

2- پیمان فتاحی که در بین شاگردان و طرفدارانش به الیاس، ایلیا میم و ایلیا رام الله معروف است.

سایت استاد: www.ostad-iliya.org

برچسب ها: نامه , رهبر , رهبران , وزارت اطلاعات , سرکوب ,دستگیری ,بازداشت , زندان شکنجه , حصر خانگی , اعتراف , احضار , افشا , افشاگری , انفرادی , کیهان , رسالت , جمهوری اسلامی , صدای آمریکا , VOA , پلورالیزم , محرمانه,نامه , رهبر , رهبران , وزارت اطلاعات , سرکوب , دستگیری , بازداشت , زندان شکنجه , حصر خانگی , اعتراف , احضار , افشا , افشاگری , انفرادی , کیهان , رسالت , جمهوری اسلامی , صدای آمریکا , پلورالیزم , آمریکا , صدام , حلاج , اپوزیسیون , صدا و سیما , خدا , دالایی لاما , سایی بابا , اوشو , کریشنا مورتی , پال توییچل , حقوق بشر , روحانی , مارتين لوتر , ماركس,بهاییت, راجینیشیزم, ایلیائیزم, استاد الیاس, حوزه علمیه قم, سازمان تبلیغات اسلامی, انجمن محققان متفکران, رهبر و معلم,اعضاء ال ياسين,سريال هاي راديويي و تلويزيوني,تلويزيون ,تهاجم متمركز جمهوري اسلامي ,خونريزي ها ,شكنجه ها ,بخش امنيتي اديان و مذاهب ,ابَرفرقه,اشاعۀ اسلام غيرشيعي ,فرقه سازي,اسلام رحماني, اسلام ميانه رو, اسلام نرم و صلح ,پلوراليزم معنوي و ليبراليزم ديني ,توهين به مقدسات ,تبليغ عليه نظام اسلامي,التقاط اسلام با مسيحيت,كتب ضد مذهبي ,تبليغات ضد مذهبي ,ضد حكومتي,عنويت مدرن لابي اسرائيل, بهائيت, حزب ,لي هنگ جي ,و انقلاب ونزوئلا ,سازمان الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله.


Leave a comment

حرکت های کاذب و جعلی ضد فرقه

حرکت های  کاذب  و جعلي «ضد فرقه«
در هر زمينه اي ميتوانيم به حرکتهاي اصيل و غير اصيل برخورد کنيم. در جهان امروز از دکتر جعلي ، مدير جعلي ، کارشناس جعلي ، محقق جعلي ، نويسنده جعلي و خلاصه از هر صنفي ميتوان به موارد جعلي و کاذب آن رسيد.
اين درباره شغل بود اما درباره هر چيز ديگري دراين دنيا ميتوان مشابه کاذب و جعلي آن را يافت. مثلا در زمينه حرکتهاي ديني، حرکتهاي اجتماعي ، و…
شايد بد نباشدکه به يک حرکت بزرگ اجتماعي- ديني جعلي در قرون گذشته استناد کنيم. حرکتي که اگر هم در ابتداي کارش اصالتي داشت ، کمي بعد آنچنان منحرف شده به يکي از لکه هاي ننگ بشريت مبديل گشت.
در قرون وسطي بسياري افراد با جعل اخباري درباره ديگران آنها را به جادوگر بودن متهم ميکردند و نظام حاکم آن زمان هم شخص را به عنوان متهم دستگير و زنداني ميکرد. دادگاههاي مربوطه بطور غيرعادلانه اي بسياري از بيگناهان را عموما به اعدام محکوم کردند که امروز از آن دادگاهها بعنوان نشانه هاي بربريت و وحشي گري ياد ميشود.
انديشه مبارزه با جادو در اصل خود يک انديشه اصلاحي بود که با فريبکاري عده اي و با همدستي نظام حاکم ، به انحراف کشيده شد و به ابزاري براي سرکوبي بيگناهان تبديل شد.
حرکت ضد فرقه  هم آنطوري که بايد باشد و در اصل خود يک حرکت اصلاحگرايانه اجتماعي است. حرکتي که بايد به کم شدن تفرقه و بيشتر شدن وحدت بيانجامد و اين کار را بر اساس اصول درست و محکم به انجام رساند. اما آيا واقعا هميشه اينطور است؟ تاريخ اثبات کرده که حرکت هاي ضد فرقه کاذب و منحرف با مقاصد خاص وجود دارند. حرکتهايي که از عنوان ضديت با فرقه و فرقه گرايي براي رسيدن به مقاصد شخصي يا گروهي استفاده ميکنند. البته همينطور هم حرکت هايي وجود دارند که ماهيت شان واقعا ضد فرقه ، ضد تفرقه ، و وحدت بخش است و يا حداقل در تضاد با وحدت نيست.
اما شايد اين سئوال مطرح باشد كه چه فايده اي در راه اندازي يك حركت جعلي ضدفرقه وجود دارد؟
با يک چاقو ميتوان ميوه پوست کند و يا غذا درست کرد و همينطور ميتوان يک نفر را مجروح کرد. درباره بسياري از چيزها و از جمله انديشه ضد فرقه نيز همينطور است.  تاريخ نشان  داده که گاهي حرکت ضد فرقه ابزاري براي سرکوبي يک گروه يا يک انديشه خاص در جامعه قرار ميگيرد يا ميتواند دستمايه محکوم کردن فرد يا افرادي باشد.
بطور مثال در فاصله بين دهه 70 تا 90 در امريکا عده اي تلاش کردند از واژه فرقه و شستشوي مغزي بعنوان ابزاري براي محکوم کردن جنبشهاي معنوي جديد استفاده کنند. اما در نهايت ايده «اعمال شستشوي مغزي توسط اين گروهها» مورد تاييد جامعه علمي قرار نگرفت.[1][1]
دکتر گورودن ملتون فرايند اين موضوع را در يکي از مصاحبه هايش اينطور توضيح ميدهد:
«در دهه­ي 1970 ، واژه­اي شستشوي مغزي، اول بار در محاكمه پتي هيرست، يك وارث ميلونر، به كار رفت و بعدها در واقعه­ي جونزتاون به يك مسئله تبديل شد.  در طول دهه­ي 1980 عده­اي از ما كه جنبش هاي ديني جديد را  مطالعه مي­كردند با ديدن زباني كه به نظام حقوقي وارد شده بود، نگران شدند و گروههاي ديني جديد را به استخدام يك نظام پيچيده شستشوي مغزي متهم كردند، نظامي آن چنان قدرتمند كه اراده­ي اعضا را تحت الشعاع قرار مي­داد تا كارهايي بكنند كه تحت آگاهي متعارف قادر به آن نبودند. به عقيده­ي ما، اين يك مقدار مبالغه آميز بود. از يكسو، هيچ گونه اطلاعات درستي براي تاييد اين نظر وجود نداشت و از سوي ديگر، اين نظريه داشت مي­رفت كه وارد نظام حقوقي شود و موجب گردد احكام (جريمه­هاي) چند ميليون دلاري عليه گروههاي مختلف ديني صادر شود. ما اين امر را به منزله­ي يك تهديد جدي براي آزادي ديني تلقي مي­كرديم. در آن هنگام، ما مداخله كرديم، نخست علنا بر خلاف آن عقيده سخن گفتيم، سپس تلاش كرديم در بدنه­ي اصلي دانشگاهيان، درباره­ي آن سخن گوييم. به دنبال اين تلاشها، يك قاضي فدرال در سال 1990 در پرونده­ي فيشمن، بر ضد نظريه­ي شستشوي مغزي، حكم صادر كرد… مدافعين اصلي اين نظريه عبارت بودند از: جان كلارك، يك روان پزشك در ماساچوست و ژوكلين وست، يك روان پزشك در  لس آنجلس، كه هر دو مرده­اند، مارگارت تالر سينگر، روان شناسي داراي مطلب خصوصي در بركلي، و ريچارد افش، يك جامعه شناس در UC بركلي.» [2][2]
جرج .د. كريسايدز نيز در يكي از مقالات خود درباره ديدگاههاي اينچنيني مينويسد: « اين گونه تعريفها هوشيارانه فرض را بر اين قرار ميدهند كه فرقه‌ها بخاطر ارتكاب شستشوي مغزي و افساد روانشناختي حقيقتا مجرم هستند. كافي است كه بگويم اين ادعاها برخلاف يافته‌هاي علمي ترين تحقيقات هستند : تنها تني چند از روانشناسان و روانپزشكان مثل سينگر  و ليفتون از نظريه كنترل ذهن حمايت ميكنند. »[3][3]
حتي امروز هم هستند حرکتهايي که در لباس حرکت ضدفرقه به خودکامگي هاي خود ميپردازند. به نظر ميرسد که اين حرکتها نه فقط تهديدي براي آزادي هاي فردي و نظم جوامع باشند ، بلکه اين خطر وجود دارد که اين حرکتها به ضد خودشان ، يعني به يک فرقه تبديل شوند، و از ايده مخالفت با فرقه ها بعنوان ابزاري براي اعمال نظرات فرقه خاصي استفاده کنند.
لینک دانلود کتاب فرقه ها، جنبش های معنوی، ضد فرقه
[4][1]  اين اظهار نظر به معناي طرفداري از جنيشهاي نوين ديني نيست بلكه اصولا نظر دادن درباره اين جنبشها نيازمند بررسي موردي است. در اينجا تنها به نادرستي اين قضاوت كه همه اين جنبشها را از دم منحرف ميداند اشاره شده است.
[5][2] جنبش های ضد کيش . مصاحبه اي با جيمز گوردون ملتون. برگردان بهزاد حميديه- عبدالحميد مرادي. سايت افتاب

[6][3]  يك جنبش نوپديد ديني چيست. جرج .د. كريسايدز. ترجمه باقر طالبي دارابي. سايت


Leave a comment

گزارشی از نمایشگاه های تخریبی حوزه علمیه در ایران

ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین

ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین

سایت استاد: www.ostad-iliya.org


Leave a comment

جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبود

جمعيت ال ياسين هرگز فرقه نبود

ما هرگز فرقه نبوديم و نيستيم. بلكه جمعيت ال ياسين، رويكرد و برنامه هاي ضد فرقه گرايي داشته است. براي اين واقعيت، حداقل بيست و هفت دليل محكم وجود دارد. تشكل هاي مردمي ما هرگز فرقه نبودند. اين تشكل ها همانند تشكل هاي مردمي [تشكل هاي غيردولتي؛ NGO] در ديگر نقاط دنيا بودند. در اينجا چون مي خواستند ما را، مرا و همۀ ال ياسين و الاهيون را متهم كنند و به دنبال يك بهانۀ مشترك و همه گير بودند، بجاي استفاده از عبارت تشكل هاي مردمي و غيردولتي [NGO] از كلمۀ فرقه استفاده كردند. شاخه درخت را، شاخ ناميدند. راه را چاه گفتند. دوا را درد خواندند و پرندگان را خزندگان ناميدند تا توجيهي بظاهر موجه براي برخوردهاي قبلي و برنامه هاي بعدي، به افكار عمومي ارائه شود.

اتهام فرقه به همين سادگي بوجود آمد. همانطور كه يك كوه، چاه نيست و يك چاه نمي تواند كوه باشد، جمعيت ال ياسين نيز فرقه نبود و يك فرقه هرگز نمي تواند چنين جمعيتي باشد و اينجاست كه آن بيست و هفت دليل اقامه مي شود. يك جنگل درختان ميوه، خارزار نيست اما اگر كسي بخواهد همۀ جنگل ميوه را به آتش بكشد، براي آنكه زمينه سازي كند، افكار عمومي را با خود همراه كند، قانون را هم نظر كند، هر اعتراض يا سؤالي را از قبل خفه كند و بر وجدان و قلب خود سرپوش بگذارد، كافي است از اينجا شروع كند كه بگويد آن جنگل يك خارزار است و همۀ ميوه هاي آن سمي هستند يا توهم اند و وجود ندارند.

كوه بزرگ و پر از معدن جواهرات و آبهاي شفابخش را مي شود نابود كرد و اما اينكار را به اسم پركردن يك چاه خطرناك كه ممكن است جان هر رهگذري را بگيرد، انجام داد. برخي از فرقه هاي مسلمان، خون شيعيان را مباح مي دانند. اما چون با اين واقعيت مواجه مي شوند كه اينها هم مسلمانند فقط يك كار كوچك انجام مي دهند. بجاي شيعه مي گويند اينها كافر و بدعت گذار هستند و با اين تغيير واژه، زمينه هاي لازم را فراهم مي كنند… بعضي ها نزول خوارند اما براي حل مسئله از ابعاد مختلف مي گويند اين نزول نيست، بهره و سود است. اين مثال در رفتار آدم هاي تحريف گر يا قدرتهاي زورگو فراوان است…

ما فرقه نيستيم به همان دلايلي كه يك كوه نمي تواند يك چاه باشد و به همان دلايل كه يك جنگل بزرگ ميوه نمي تواند يك خارزار باشد. ممكن است بين كوه با چاه تشابهاتي جزئي وجود داشته باشد و مثلاً در هر دو سنگ يافت شود و هر دو داراي خطراتي باشند؛ يا يك خارزار ممكن است از جنبه هاي جزئي شبيه به يك جنگل ميوه باشد اما همۀ چيز ها در اين جهان از جهاتي مي توانند شبيه هم باشند حتي چيزهايي كه با هم در تضاد ظاهري هستند. ممكن است ما هم در شرايطي شبيه به فرقه شده باشيم همانطور كه ممكن است يك قطعه ابر باران زا شبيه توده اي فشرده از دود باشد كه در واقع دود نيست و باران متراكم است. انسانهاي ظاهراً خوب و بد هم تشابهات فراواني دارند. سازمانهاي مافيايي و سالم شباهتهاي متعددي با هم دارند. ميان آب و آتش هم مي توان شباهتهايي يافت. اگر معناي فرقه را معناي مصطلح و عمومي و جهاني آن بگيريم يعني چيزي مانند صدها فرقۀ اسلامي، يهودي يا مسيحي، اين تعريف بطور واضح و صريح در بارۀ ال ياسين مردود است. چون اعضاء ال ياسين همه دين و مذهب خودشان را داشتند و اين دين و مذهب نه تغييري كرده بود و نه قرار بود در آينده هاي دور هم تغيير كند. همين يك سند در كنار اسناد بسيار و ناگفته، براي نگاه به واقعيت كافي است. مثل اينكه مي گوييم آنجا جنگل است و خارزار نيست و براي اثبات آن كافي است نگاهي بيندازي و ببيني آنها درختان ميوه اند نه علفهاي هرز و خارهاي خشكيده. يك فرقه به معناي عمومي و فراگير آن، پايه ها و اركان معلومي دارد. هويت فرقه اي مي خواهد، يعني اعضاء آن در پاسخ به سؤال من كيستم بايد بگويند مذهب ما آن است. وقتي از كسي مي پرسي مذهب تو چيست مي گويد شيعۀ دوازده امامي، سني شافعي يا حنبلي يا زيدي يا شيعۀ اسماعيلي يا مي گويد مسيحي كاتوليك، پروتستان و ارتدوكس اما اگر در طول بيست سال گذشته از همۀ ال ياسين و الاهيون سؤال مي شد كه مذهب شما چيست فقط يك جواب داشتند. همان جوابي كه قبل از آن داشتند. اكثراً مي گفتند مسلمان و شيعه و كساني هم كه قبلاً مسيحي يا يهودي يا از اديان ديگر بودند همان دين و مذهب را مي گفتند. عبارت «فرقۀ رام الله» بعنوان يك هويت و جوابي به اين سؤال، اولين بار از مراكزي شنيده شد كه از مدتها قبل قصد برخورد داشتند و مشخص بود كه اين آغاز يك پروژۀ ويژه تهاجم است. هيچ كس از اين هويت فرقه اي باخبر نبود چون وجود نداشت و براي اولين بار كساني از آن حرف زدند كه مي خواستند بر اساس آن، برنامۀ برخورد را سازماندهي كنند. وقتي جمعي هويت فرقه اي معلوم ندارد، اگر به آن بگوييم فرقه، مثل اين است كه بگوييم يك توربين، پروانه ندارد.

… همۀ فرقه ها داراي اين ويژگي شاخص هستند.

يك فرقۀ ديني قائل است كه او تنها يا حداقل مهمترين و حقيقي ترين انعكاس و بيان كنندۀ آن دين اصلي و بلكه خود آن است و براي اين ادعا تلاش مي كند تا دلايلي را براي خود بيابد. مهمترين اين دلايل، رابطه ويژۀ آن فرقه و بنيانگذار آن با بنيانگذار دين اصلي است. اما در روند تعليماتي كه ما داشتيم هرگز چنين چيزي گفته نشد. نه آشكارا و نه در خفا؛ حتي دشمنان هم كه پيوسته در بارۀ ما شايعه مي ساختند و اخبار و واقعيات را تحريف مي كردند آنها هم چنين چيزي در بارۀ ما نگفتند و خودم هم به ياد ندارم كه هرگز ميان جمعيت ال ياسين و فرد رسول الله (ص) نسبتي قائل شده باشم. اكثر جمعيت ال ياسين شيعه هستند و از نظر مذهبي همان مذهب شيعه را داشتند و جز به آن قائل نبودند. هيچ وقت ادعاي ارتباط با پيامبر اسلام (ص) يا ائمه هدي (س) را نكردم. نه در ميان مردم، نه با خودم و نه در زندگي خصوصي. فرقه ها عموماً اولين بنيانگذار خود را دومين يا سومين حلقه از مقام مذهبي دين اصلي مي دانند اما اين موضوع با روش و تفكرات ما و آنچه تا امروز گذشته است بيگانه بود.

نمي توانم بگويم كه مرا به اسم هاي مقدس صدا نمي زدند چون مي زدند اما اين اسم ها اكثراً نسبت مستقيمي با دين اسلام يا هر دين ديگري نداشتند. چند نفر بودند كه نامه هاي متعددي مي نوشتند و در نامه هايشان مرا به الفاظ مقدسي كه با دين و مخصوصاً دين اسلام ارتباط داشت صدا مي زدند مثلاً مي نوشتند بقيه الله. به دوستان مربوطه گفتم به آنها تذكر دهند كه موضوع را تكرار نكنند. اگر لازم شد تذكري مستقيم بدهند يا غير مستقيم. در صحبتهاي حضوري هم عموماً كسي از اين اسامي استفاده نمي كرد. بعد از چند سال ديديم كه آن افراد، مرتبط با يكي از دستگاههاي امنيتي بودند و در ارتباط با آنها عمل مي كردند به همين دليل احتمال داديم كه مجموعۀ رفتارهاي آنها و من جمله همين بكار بردن عبارت بقيه الله و مانند آن كه توسط همين چند نفر [كمتر از بيست نفر] انجام مي شد، جزئي از برنامه هايي باشد  كه بعداً ابعاد آن آشكارتر شد.

اكثر فرقه هاي مذهبي در جهان [همۀ فرقه هاي مذهبي از ديدگاه برخي از كارشناسان اديان] مي گويند ما برحقيم و ما عين همان دين اصلي هستيم. ما اصل و حقيقي هستيم [بقيه در انحرافند] و دليل حقيقي بودنمان هم اين است كه بنيانگذار ما داراي نزديكترين ارتباط با بنيانگذار دين اوليه است. فرقه هاي يهودي و مسيحي و اسلامي كم و بيش داراي همين ادعا هستند. ما نه فقط ديگران را رد نمي كرديم بلكه به عكس اين اتهام، متهم بوديم. متهم به كثرت گرايي و تنوع خواهي انديشه اي. ما را طرفدار پلوراليزم و ليبراليزم و اشاعه دهندۀ فرهنگ تساهل و تسامح معرفي كرده بودند. ما مي گفتيم كه همۀ مكتبها و تفكرات مختلف داراي حق حيات بوده و برخوردار از حقانيت نسبي هستند، و آنها به اين مي گفتند تكثرگرايي و تبليغ پلوراليزم. اعضاء ال ياسين داراي انواع تفكرات مختلف و متنوع بودند و كسي آنها را از اين كار باز نمي داشت. اكثراً شيعه بودند اما از اديان و مذاهب ديگر هم در ال ياسين كم نبودند. اعضاء ال ياسين در دهها زمينۀ مختلف تحقيق و تفكر مي كردند و بعضي از آنها به موضوعات و رشته هاي تحقيقي شان تعلق خاطر داشتند. در ميان جمعيت، افراد مرتبط با جريانات فكري ديگري هم بودند و ما هرگز از آنها نخواستيم كه از آن خارج و به ديگري وارد شوند. هرگز آنها را محكوم نكرديم بلكه همه را به تحقيق و يافتن و ديدن دعوت كرديم. يك فرقه اگر صادقانه بگويد كه بقيه هم احتمالاً داراي حقانيت هستند، به حركتي خطرناك دست زده است و حيات خود را در تهديد قرار داده است اما اين چيزي بود كه ما مي گفتيم و مي نوشتيم و در بارۀ آن گفتگو مي شد…

يكي از عناصر اصلي فرقه ها كه ركني اساسي محسوب مي شود عنصر نفي است. اكثر فرقه ها [از نظر بعضي از كارشناسان اديان، همۀ فرقه ها در جهان] نياز حياتي به نفي دارند و رد كردن ديگران يكي از تدابير اصلي حفظ و تداوم حيات آنهاست. فرقه ها مي گويند ديگران باطل اند و ما برحق ايم و اگر هم در مواردي ديگر فرقه ها و جريانات را باطل نمي دانند، آنها را با وجود اندكي حقانيت، در مجموع منحرف و باطل مي دانند. اين ويژگي شاخص اكثر فرقه هاست. مي گويند راه رستگاري و نجات ما هستيم و بقيه در گمراهي و هلاكت اند. اكثر فرقه هاي مسيحي، مسلمان، يهودي، هندويي، بودايي، چيني و آفريقايي همين را مي گويند. بعضي از آنها تندروي بيشتري دارند و ديگران را چون مانند آنها نيستند، حتي مستحق مرگ مي دانند. مانند برخي از فرقه هاي مسلمان كه خون شيعيان را مباح و يا بعضي از فرقه هاي يهودي كه مرگ فرق و اديان ديگر را واجب مي شمارند. فرقه ها عموماً بايد ديگران را نفي كنند و صرفاً بر حقانيت خود دست بگذارند. و اين مردود شمردن، فقط محدود به انديشه ها و يافته هاي ديگري نيست بلكه بزرگان آن انديشه ها را تخريب و رد مي كنند. مي گويند او نانها را بركت نداد و از آسمان ماهي نياورد بلكه او در همدستي با پترس و جان اين صحنه سازي را ترتيب داد زيرا قرار بود بعد از او پتروس جانشينش شود و جان به فرزندخواندگي مريم (ع) درآيد. مي گفتند او خود شيطان است چون مي تواند ارواح شيطاني را از بدن انسانها خارج كند. يك فرقۀ ضديهود همۀ اتفاقات و مستندات و وقايع اين دين را ساختگي، جعلي و تحريف شده مي داند و جزء به جزء آن را توضيح مي دهد و بنابراين در اينجا تكليف افراد مركزي يعني حضرت موسي (ع) و مسيحا (ع) روشن است. آنها به دروغگويي، سوء استفاده، چشم بندي، حقه بازي و شيادي متهم اند. مشابه همين اتفاق از جانب عاقلان دورۀ جاهليت كه جاهلان دورۀ عقلانيت هستند براي رسول الله، خاتم الانبياء محمد مصطفي (ص) رخ مي دهد و خداوند در قرآن مي فرمايد چنين وقايعي براي همۀ انبياء و فرستادگان و منتخبين او اتفاق افتاده است.[1] همين اتفاق دربارۀ خود اسلام و مخصوصاً در بارۀ مذهب شيعه رخ داده است. بدترين اتهامات، تحريف ها، دروغ ها، فحاشي ها و توهين ها طي سالهاي بسيار دربارۀ اميرالمومنين علي (ع) رخ داد. آموزه هاي شيعه تحريف مي شد و برعليه پيشوايان بزرگ شيعه و بويژه امام علي(ع) دروغ ها و داستانهاي ساختگي بسيار ساخته مي شد. علي (ع) لعن مي شد و اين عبادت شمرده مي شد…[2]

اگر فرقه ها ديگران را رد نكنند و باطل نشمرند، اين خطر قوياً وجود دارد كه پيروان آنها دچار چندگانگي فكري شده و دير يا زود، دچار چندگانگي عملي شوند و براي ادامۀ زندگي با راههاي مختلف و انديشه هاي گوناگون مواجه شوند. همانطور كه نفت آتش مي گيرد و آتش گرفتن از مشخصات اصلي آن است، فرقه هم ديگران را نفي مي كند. اما در جمعيت ال ياسين خود نفي، نفي شده بود. رد كردن و محكوم كردن ديگر انديشه ها و جريانات مردود بود. تنوع انديشه ها و گوناگوني افكار بالا بود. مرا يك مدتي متهم كردند كه مسيح را تبليغ مي كنم. مدتي گفتند كه اسلام را تبليغ كرده ام. بعضي ها گفتند مبلغ انديشه ها و مكتبهاي شرقي، هندي و چيني ام. مدت كوتاهي مرا مبلغ كتاب مقدس و دين يهود و اندكي بعد مرا مدافع و مبلغ وهابيت قلمداد كردند و همۀ اين حرفها در اخبار و سايتها و گزارشهاي مختلف منعكس مي شد. غير از آنكه اين اتهامات در تضاد و تناقض با هم بودند، خود بيانگر آن بودند كه ما ديگران را نفي نمي كنيم بلكه قائل هستيم كه آنها نيز بطور نسبي از حقانيت برخوردارند و اين نسبت گاهي كم است و گاهي بيش. اين اتفاق در اكثر الاهيون و ال ياسين هم رخ داده بود. آنها هم تك فكري و تك اعتقادي نبودند و ما با احياء فرهنگ تفكر و آموزش روش هاي تفكر و سؤال سازي و برگزاري كارگاههاي تفكري و مناظره و توصيۀ به آن، به اين فضاي تحقيق و تفكر و انديشه ورزي، ميدان بيشتري مي داديم.

ما فاقد صفت نفي بوديم بنابراين آن چيز نفت نيست چون نمي سوزد. و ما فرقه نبوديم چون جدايي طلب نبوديم. هرگز نگفتيم مرگ بر همه و درود بر ما. نه مستقيم و نه غيرمستقيم. بلكه گفتيم درود بر همۀ خداپرستان. درود بر همۀ حقيقت جويان. درود بر همۀ كساني كه در جستجوي نور و نجات اند. درود بر همۀ زندگان كه به زندگي وفادارند. اما درود و سلام بيشتر بر آنانكه از نور و شعور بيشتري برخوردارند. درود و سلام بر آنانكه از حقانيت بيشتري بهره مند هستند. درود بر خدايافتگان كه خداوند را خوب تر و زيباتر و دوست داشتني تر از بقيه نشان مي دهند. درود بر صالحان و همۀ كساني كه در فكر صلح و دوستي و پيوندند…

اگر مايعي نسوزد نمي تواند نفت باشد و اگر فرقه اي بر مرام جدايي و تفريق عمل نكند فرقه نيست. و ال ياسين فرقه نبود زيرا نه فقط ديگران را نفي نمي كرد و شعار او مرگ نبود بلكه يك ضدفرقه بود چون عملكرد آن ضدفرقه اي بود. ديگران را مي پذيرفت و بر همۀ هدايت شدگان و معرفت داران يا هدايت جويان و معرفت خواهان درود و سلام مي فرستاد. برخي از كساني كه در ال ياسين بودند خود به مكتبها و فرقه هاي ديگري تعلق داشتند اما كسي آنها را مجبور نكرد كه اعتقادات خود را تغيير دهند يا به اعتقادات آنها توهين نكرد و مرگ بر آنها نگفت. ال ياسين فرقه نبود چون شعار او درود و سلام بود نه مرگ، پيوند بود نه جدايي.

فرقه ها عموماً داراي بنيانگذار و رهبري هستند كه اين رهبر نه فقط مدعي و قائل به رهبري مذهبي آن است بلكه خود را داناترين در دين [مربوطه] مي داند و بر رهبري مذهبي خود تأكيد دارد. اين مثل سپاهي است كه ضرورت دارد فردي كه در رأس آن است قائل به فرماندهي نظامي خود باشد و در عين حال خود را داناترين شخصيت نظامي (به نسبت اعضاء سپاه) بداند و بر فرماندهي خود تأكيد داشته باشد. بنده در طول دوازده سال فعاليت رسمي و اجتماعي و در همۀ سالهاي قبل از آن قائل به اين نبودم و نيستم كه داراي سواد مذهبي ام يا كارشناس ديني هستم. بارها گفتم كه رهبر هيچ فرقه اي نيستم و اساساً رهبر مذهبي نيستم. بارها گفتم كه فرقه و فرقه گرايي را انحراف و مردود مي دانم حتي اگر اين موضوع بخواهد در ارتباط با خودم بوجود بيايد و اين گفتن ها از طريق بيانيه هاي مختلف در نطق هاي عمومي، در جلسات نيمه عمومي و در مكتوبات بيان شده بود. آيا يك سپاه نظامي مي تواند بدون فرمانده باشد؟ آيا فرماندۀ يك سپاه مي تواند بگويد كه من داراي سواد نظامي نيستم؟ آيا فرمانده مي تواند بگويد كه من فرماندۀ يك سپاه نظامي نيستم و نمي خواهم باشم؟ آيا اصلاً چنين سپاهي امكان وجود يا تداوم حيات دارد، يا بلافاصله منحل و از هم پراكنده خواهد شد؟ اگر يك پيشواي مذهبي، بوضوح اعلام كند كه من پيشواي مذهبي نيستم، در امور مذهبي دخالت نمي كنم و با مسائل مذهبي افراد كاري ندارم، او دست به نابودي خود زده است.[3]

ما اينها را به همراه بسياري از تصريحات ديگر، بارها و بارها گفتيم. هفته به هفته و سال به سال. حتي از اين هم بدتر و شديدتر گفتم. و گفتم كه نه تنها چنين و چنان نيستم بلكه اساساً مذهبي هم نيستم. يعني آن فرماندۀ مجازي بگويد من حتي در حد يك سرباز هم نيستم. اين به معناي خودكشي فرقه اي است ولي از آنجا كه ما از همان ابتدا فرقه نبوديم پس اين اعلام ها و تصريحات هم موجب خودكشي ما نشد بلكه به ازدياد حيات جمعيت انجاميد.[4]


[1] بعضي از افراطيون يهود مي گويند همۀ معجزات عيساي ناصري دروغ و چشم بندي بوده است و براي تك تك آنها توجيهاتي ارائه مي دهند كه به نظر هم درست مي آيد . عين همين اتهام را دشمنان ديگر انبياء در زمان خود آنها بر آنها وارد مي كردند . بعلاوۀ اتهامات مشتركي كه هميشه دربارۀ منتخبان خداوند مطرح شده است و قرآن و كتاب مقدس پر است از اشاره به اين موضوع . اتهام دروغگويي ، ديوانگي ، سحر و جادو، قدرت طلبي و غيره . دربارۀ عيسي هم مي گفتند او همان تعليمات كتاب مقدس را تحريف كرده و دارد با زبان ديگري مي گويد . معجزات او دروغهايي ساختگي شمرده مي شد كه با مهارت ارائه مي شوند . همين اتهامات دربارۀ عرفاي بزرگ و اساتيد هم مطرح شده است . مثلاً مي گفتند منصور حلاج دروغگو است و ديوانه شده . در دادگاه او شهادت دادند كه او شعبده بازي و چشم بندي كرده . مي گفتند شمس تبريزي همجنس باز است به همين دليل مولوي … يا او را جادوگري قهار مي دانستند كه مولوي را با سحر خود به تسخير درآورده است . اتهاماتي از اين دست زندگي اكثر بزرگان تاريخ را از خود پر كرده است . عيسي هم يكي از اين بزرگان استثنايي بود . منبع: عيسي و سايه ها.

[2]   يكي از بارزترين و مشهور ترين اين تبليغات سوء در زمان صدر اسلام و در زمان حكومت امامان شيعه صورت گرفته است. در زمان حكومت حضرت علي (ع) آنچنان تبليغات سوء عليه مولاي موحدان صورت گرفت كه زمانيكه آن حضرت در محراب عبادت به شهادت رسيد بسياري از مردم مي‌پرسيدند مگر علي نماز مي‌خواند ؟!

[3] « بارها گفته‏ام كه من نه روحانى‏ام و نه زاهد. نه قطبم و نه قديس. و آنطور كه گفته مى‏شود نه مذهبى‏ام، نه عارفم، نه معلم‏اعظم‏ام، نه آواتار و نه چيزهاى مشابه ديگر. من خودم هستم. خودِ خودم نه كسى ديگر. به هيچ وجه اين و آن نيستم. بنده و مخلوق خداوندم. دوستان من كسانى هستند كه مرا همانطور كه هستم مى‏پذيرند و از ساير آشنايان مى‏خواهم كه مرا در ذهن خود با كفر و شرك و پليدى آلوده نكنيد زيرا من همان هستم كه مى‏گويم، نه بيشتر و اگر غير از اين باشد، ارتباط ما قطع خواهد شد و ما از همديگر محروم مى‏شويم.» – ايليا «ميم»

 [4] فيلم مربوط به موضوع تحليل اتهام فرقه عليه جمعيت ال ياسين، مبحثي طولاني است كه لازم است در كتاب جداگانه اي مورد بحث قرار گيرد. در ادامۀ بحث فوق ساير دلايل فرقه نبودن ال ياسين و ضدفرقه بودن اين جمعيت تشريح شده است كه بازنويسي اين فيلم در كتاب ديگري منتشر خواهد شد. ( به نقل از يكي از شاگردان ايليا «ميم» )

www.ostad-iliya.org


Leave a comment

در پی خبر دستگیری ایلیا رام الله (پیمان فتاحی) جمعیت ال یاسین فریاد تظلم خواهی خود را به رهبران جهان اعلام می دارد

به نام آزادی

با سلام و درود فراوان

جمعيت اِل ياسين[1] و رهبر و معلم ما استاد الياس[2], بيش از سه سال است كه تحت فشارهاي روزافزون, تخريب هاي همه جانبه و تهاجمات شبانه روزي قرار دارد. طي سه سال گذشته تعدادي از اعضاء ال ياسين زنداني شدند و تحت فشارهاي خرد كننده از آنها خواسته شد كه بيايند در راديو, تلويزيون و ديگر رسانه ها بر ضد معلم و رهبر ما اعتراف كنند كه به خواست خداوند تا حدود زيادي در اين كار ناموفق بودند. ساخت دهها برنامۀ رسانه اي, ساخت سريال هاي راديويي و تلويزيوني, درج مقالات تهاجمي و تخريب در روزنامه هايي كه ارگانهاي اصلي و سخنگويان شناخته شدۀ حكومت اسلامي محسوب مي شوند (كيهان, جمهوري اسلامي, رسالت و …) درج صدها مقاله اينترنتي در سايت هاي مختلف امنيتي, خبري تنها بخشي از تهاجم متمركز جمهوري اسلامي بر عليه جمعيت ال ياسين و رهبر و معلم ماست. در اين سه سال, معلم ما يك سال را در انفرادي گذراند كه به دليل شدت خونريزي ها (از گوش و بيني) و افشا شدن گستردۀ شكنجه ها (از طريق رسانه هاي آزاد مانند VOA) از زندان انفرادي آزاد و مدت ها در حصر خانگي قرار داشت اما جلسات احضار به بخش امنيتي اديان و مذاهب در اين زمان هم, بصورت هفته اي دو مرتبه ادامه پيدا كرد.

اتهام اعضاي زنداني شدۀ ال ياسين يك چيز بود: ارتباط با استاد الياس. اما اتهاماتي كه دايره مذاهب اطلاعات براي معلم ما مطرح كرد عبارت بودند از: بوجود آوردن جمعيت ال ياسين [كه در رسانه ها بصورت فرقه سازي مطرح مي شد و توسط شكنجه گران بعنوان ابَرفرقه عنوان مي گرديد.] اشاعۀ اسلام غيرشيعي [كه منظور همان اسلام رحماني, ميانه رو, نرم و صلح جو است]. گسترش پلوراليزم معنوي و ليبراليزم ديني در جامعه. توهين به مقدسات [در واقع توهين به روحانيت ارشد حكومتي]. تبليغ عليه نظام اسلامي. تلاش براي التقاط اسلام با مسيحيت [كه واقعيت آن نزديكي و پيوند اديان است] نوشتن كتب ضد مذهبي [بيش از 43 تأليف استاد الياس كه هيچ ارتباطي با تبليغات ضد مذهبي نداشته و در زمينه هاي متنوع و مختلف است, آثار شيطاني و انحرافي و گمراه كننده ناميده شد] ايجاد تشكيلات گستردۀ ضد حكومتي [كه اين شبكه ها چيزي نيست جز مجموعه اي از NGO ها در زمينه هاي تحقيقي, تفكري, مديريت, آموزش معلمان تفكر, محيط زيست, تربيت مدير و مدرس, معنويت مدرن … و بيش از ده نشريۀ تفكري و تحقيقي در زمينه هاي مختلف]

بعد از ناكام ماندن اين اتهامات (به دليل حمايت مردمي و رسانه اي) دايره مذاهب اطلاعات رويكرد ديگري را براي محكوميت استاد الياس اتخاذ كرد: مقايسۀ معلم ما با افرادي كه سابقه اي سياه و منفي در اذهان عمومي و در ذهنيت قضات و مقامات ديگر دارند. ويژه نامۀ سراب [در كنار ساير شماره هاي خود مانند ايالات شكست خورده[آمريكا], لابي اسرائيل, بهائيت, حزب الله الگوي مقاومت و انقلاب ونزوئلا و جهاني سازي] ضمن اختصاص دادن دو ويژه نامۀ كشوري خود به اين مبحث استاد را با صدام و (در عين تناقض) با منصور حلاج (كه در نزد فقهاي شيعه منحرف و گمراه بوده) مقايسه مي كند. صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران در ويژه نامۀ پرتيراژ خود او را در كنار لي هنگ جي [با اين تيتر: خدايي كه به آمريكا فرار كرد] رهبر اپوزيسيون معنوي چين قرار مي دهد. روزنامۀ جمهوري اسلامي (ارگان حكومت اسلامي) تيتر مي زند «خدايي كه فرزند سيزدهم است» و رسانه هاي آزاد خبري را به دليل انتشار اخبار مربوط به شكنجه ها و خونريزي هاي الياس, به آتش افروزي و توطئه متهم مي كند. اين ارگان حكومتي خونريزي هاي تحت شكنجۀ استاد (از بيني و گوش) را خونريزي معده!! عنوان مي كند. كيهان (معروف ترين سخنگوي حكومت اسلامي) با استناد به مطالبي از اولين كتاب الياس كه در سن 23 سالگي ايشان منتشر شده است, او را در كنار دالايي لاما, سايي بابا (رهبر معنوي هندي), اشو راجنيش (معلم بزرگ هندي كه به قول حكومت اسلامي, غرب را به فساد كشيده است), پال توئيچل (بنيانگذار مكتب اكنكار) و كريشنا مورتي, بعنوان سرچشمۀ تهديدات جديد فكري و معنوي براي ايران و اسلام معرفي مي كند. تعداد زيادي از نشريات و سايت ها و نويسندگان روحاني به تبعيت از دو ارگان اصلي رسانه اي حكومت اسلامي (كيهان و جمهوري اسلامي) عيناً همان حملات را با شدت هاي مختلف تكرار مي كنند: مهر نو, رسالت, جوان, زن روز, روزهاي زندگي و … خبرگزاري فارس, جهان نيوز, اديان نيوز و … سپس, طبق برنامه ريزي دايره مذاهب براي تحريك بيشتر مراكز مسئول, رهبر ما با مارتين لوتر (بنيانگذار مذهب پروتستان), ماركس و گاندي مقايسه و خطر او با تصوير سازي هاي جديد به ديگر نهادهاي حكومتي يادآوري مي شود. دايره مذاهب در مهر نو, او را جنجالي ترين و در عين حال پرطرفدارترين فرقه اي مي داند كه طي دو دهۀ گذشته در ايران ظهور كرده است.

حوزۀ علميۀ‌ قم و سازمان تبليغات اسلامي كه پايگاه مركزي روحانيت شيعه محسوب مي شود در بولتن هاي رسمي و پرتيراژ و نيز در سخنراني هاي تحريك كننده در محافل مذهبي و امنيتي او را ساحر و جادوگر و ديوانه مي خواند و سپس تأكيد مي كند كه حكم ساحر در اسلام و قوانين ايران اسلامي مرگ است و اجراي احكام اسلامي بر همۀ مسلمين واجب است. همين نهاد مركزي روحانيت شيعه, علاوه بر توليد فيلم هاي تحريك كننده دربارۀ استاد الياس و جمعيت اِل ياسين در نمايشگاه بين المللي قرآن در تهران (1389) نرم افزار هاي ويژۀ‌ استاد الياس (ايليائيزم) را در كنار نرم افزار تخريبي وهابيت, صوفيه, راجنيشيزم و بهائيت بطور گسترده روانۀ بازار كرد. نهاد ارشد مذهبي – امنيتي ايران موسوم به دايره مذاهب اطلاعات صرفاً به عمليات رواني, تبليغاتي يا زندان و شكنجۀ استاد و پيروان او بسنده نكرد بلكه براي فشار بيشتر به استاد براي توبه رسمي در تلويزيون جمهوري اسلامي و اعلام رسمي انحلال جمعيت و آموزش ها, دست به بازداشت و آزار و اذيت خانوادۀ استاد زد.

دو تن از برادران ايشان دستگير شدند كه يكي از آنها به دليل شدت شكنجه ها فوت كرد و نفر دوم بعد از شش ماه آزار و فشار, به دليل عدم اثبات اتهامات آزاد شد. همسر استاد, دوبار, كه يك بار آن در زمان بارداري ايشان بود دستگير و روانۀ انفرادي شد… كتاب هاي استاد در كنار كتب مرتبط با دالايي لاما و جريانهاي بزرگ معنوي و مذهبي از بازار كتاب ايران جمع آوري شد. نصب تصاوير استاد در بزرگراه هاي تهران يا شعارنويسي در حمايت از ايشان در تهران و شهرستان ها عملاً مساوي شد با زنداني شدن اعضايي از ال ياسين. حتي حكومت اسلامي استفاده از اسم ايليا را طبق بخشنامه اي براي ثبت احوال ممنوع اعلام كرد. البته در مقابل اين فشارها جمعيت ال ياسين ساكت نماند. توليد بيش از چهارصد فيلم واكنشي كوتاه, تهيۀ بيش از نود و سه كتاب در ارتباط با استاد و تعاليم او, خروج بعضي از مسئولين ال ياسين از ايران و شروع به فعاليت آنها در اكثر مناطق جهان از جمله اين تلاش ها بود اما اين فعاليت ها در مقابل حجم عظيم امكانات و تهاجمات نهادهاي مذهبي امنيتي ايران بسيار اندك بوده و هست. براي همين منظور ما به شما نامه نوشتيم تا ضمن اشاره اي گذرا به گوشه اي از وقايع رخ داده, از شما بخواهيم از جمعيت ال ياسين و از معلم و رهبر ما هر طور كه مناسب مي دانيد حمايت كنيد. آنچه در اين نامه بيان شد گوشه اي است از كل وقايع و مستندات و شواهد آن, جزء به جزء موجود است.

جمعی از اعضای مرکزی انجمن متفکران محققان – شاخه برون مرزی

سلام و درود خداوند بر بندگان صالح و صلح جوي الاهي

www.ostad-ilyia.org

کلیدواژه های اصلی:

برچسب ها:الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی . جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله

کلیدواژه های متن:

برچسب ها: نامه , رهبر , رهبران , وزارت اطلاعات , سرکوب ,دستگیری ,بازداشت , زندان شکنجه , حصر خانگی , اعتراف , احضار , افشا , افشاگری , انفرادی , کیهان , رسالت , جمهوری اسلامی , صدای آمریکا , VOA , پلورالیزم , محرمانه,نامه , رهبر , رهبران , وزارت اطلاعات , سرکوب , دستگیری , بازداشت , زندان شکنجه , حصر خانگی , اعتراف , احضار , افشا , افشاگری , انفرادی , کیهان , رسالت , جمهوری اسلامی , صدای آمریکا , پلورالیزم , آمریکا , صدام , حلاج , اپوزیسیون , صدا و سیما , خدا , دالایی لاما , سایی بابا , اوشو , کریشنا مورتی , پال توییچل , حقوق بشر , روحانی , مارتين لوتر , ماركس,بهاییت, راجینیشیزم, ایلیائیزم, استاد الیاس, حوزه علمیه قم, سازمان تبلیغات اسلامی, انجمن محققان متفکران, رهبر و معلم,اعضاء ال ياسين,سريال هاي راديويي و تلويزيوني,تلويزيون ,تهاجم متمركز جمهوري اسلامي ,خونريزي ها ,شكنجه ها ,بخش امنيتي اديان و مذاهب ,ابَرفرقه,اشاعۀ اسلام غيرشيعي ,فرقه سازي,اسلام رحماني, اسلام ميانه رو, اسلام نرم و صلح ,پلوراليزم معنوي و ليبراليزم ديني ,توهين به مقدسات ,تبليغ عليه نظام اسلامي,التقاط اسلام با مسيحيت,كتب ضد مذهبي ,تبليغات ضد مذهبي ,ضد حكومتي,عنويت مدرن لابي اسرائيل, بهائيت, حزب ,لي هنگ جي ,و انقلاب ونزوئلا ,سازمان


[1] – جمعيت ال ياسين، بزرگترين جمعيت تفكري و تحقيقي ايران بوده كه گاهي با عنوان انجمن متفكران و محققان شناخته مي شود. دانشجويان ، فارغ التحصيلان دانشگاهها، هنرمندان و فرهنگيان عمده ترين قشر تشكيل دهندۀ جمعيت ال ياسين مي باشند

2- پیمان فتاحی که در بین شاگردان و طرفدارانش به الیاس، ایلیا میم و ایلیا رام الله معروف است.