جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

گفت و گوي انتقادي دو تن از اعضاء منتسب به حزب الله با ایلیا م رام الله (پیمان فتاحی)

سنگ اندازي در تاريكي

گفت و گوي انتقادي

(قسمت سوم-8)

گفتگوي زير در فروردين ماه سال 1386 طي دو جلسه با ايليا «ميم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… صورت گرفته است. لازم به توضيح است که مطالب پياده شده از روي فيلم، مورد بازخواني ويرايشي قرار گرفته است. قسمت دوم اين گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت كه با عنوان «برترين رئيس جمهور» در نشريۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسيد و موجب تعطيلي آن نشريه كه اولين نشرية تخصصي در زمينۀ دانش تفكر محسوب مي‌شد، گرديد. قسمت اول مصاحبه در تاريخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نيز براساس فيلم جلسه، پياده سازي و بازنويسي شدند.

لازم به ذكر است كه سوالات گويندگان، انعكاس دهنده نظرات طيف مورد اشاره نيست و پاسخ‌هاي استاد ايليا «ميم»، در مواردي كه به فرد مقابل مربوط مي‌شود، قابل تعميم به طيف مذكور نمي‌باشد. در چنين مواردي پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

 

  1. 1.     بعضي از جلسات مسئولين ياسين[1] يا شوراهاي مشابه در شبها برگزار مي‌شود. چرا مثل بقيه در روز، اين جلسات برگزار نمي شود؟[2]

چون اينها در روز کار دارند، اداره مي‌روند، دانشگاه مي‌روند، تدريس مي‌کنند و مسائل ديگر. غالباً زمان آزادشان عصر به بعد است. اما دوستان شما همين مسئله را در سالهاي گذشته طور ديگري انعکاس داده بودند. شايعه كرده بودند كه اينها شبها زن‌ها و مردها را به داخل خانه‌هاي بزرگ مي‌برند. بعداً سکوت کرده بودند تا شنونده خودش بقيه را طبق جهتي که به او داده بودند، حدس بزند و با چنين روشهايي با آبروي هزاران مسلمان بازي کردند. به قول خودتان يكي از روش‌هاي مهم شما جهت دادن و القا كردن است. جهت دادن با يك خبر كوچك يا استفاده از كلمات خاص و اين كار را دوستان شما در ارتباط با ما مكرراً انجام داده اند..

 

«با بدبين‏ها و بدبيني‏ها، بدبينانه برخورد كن. وقتي دروغگو حرف مي‏زند اگر با بدبيني به او گوش نكني، به خودت دروغ گفته‏اي. اگر در برخورد با كسي كه منكر واقعيات و نشانه‏هاي واقعي است خوش‏بين و پذيرنده باشي، تو نيز واقعيت و نشانه‏هاي واقعي را انكار كرده‏اي. تو مي‏تواني بدبيني را با بدبيني و دروغ را با انكار آن پاسخ دهي و به دروغگو راستش را نگويي چون آن راست را هم به دروغ تبديل مي‏كند. دروغ دروغگو را به خودش برگردان و مكرش را متوجه خودش كن. بدبين را با بدبيني‏اش مواجه ساز و كافر و كفر و افكار او را نپذير.»

ايليا «ميم»

 

  1. 2.     سوال كننده دوم: آيا شما خودتان انحرافي در مجموعه کارهايي که در اطراف شما انجام مي‌شود نمي بينيد؟ آيا کارهايي که در ارتباط با شما انجام مي‌شود عاري از اشتباه است؟

قطعاً در مجموعه فعاليتها انحرافات و اشتباهاتي وجود دارد. مگر شما جايي را در همه اين دنيا و همه تاريخ بشر سراغ داريد که فعاليتهاي آن خالي از انحراف و خطا و اشتباه بوده باشد؟ بهترين درختهاي ميوه هم آفت دارند حتي وقتي كه سم پاشي شده باشند. در انبار گندم و برنج و حتي زعفران هم به احتمال زياد با موش‌ها و حشرات موذي برخورد خواهيد كرد. حتي در صدر اسلام، در صدر مسيحيت، در صدر يهود و در صدر اديان ديگر، در همان زماني كه انبياء بزرگ زنده بودند، در اطراف آنها و در امور پيراموني شان مسائلي وجود داشت، گاهي نفاق و فساد و انحراف ديده مي‌شد؛ حالا كه ما بشري معمولي هستيم و پيشواي مذهبي نيستيم… در اين فعاليتها هم اشتباهات و خطاها احتمالاً فراوان است. هر چيزي آفتي دارد. هر كاري ناكارهايي دارد و هر حركتي حتي اگر رشد و صعود باشد،‌ مسائل و مصائب خود را دارد. در كنار صدها فعاليت خوب، قطعاً انحرافات و اشتباهات هم بوجود مي‌آيد. وقتي انديشه‌هاي نوراني و بالايي شکل گرفته، قطعاً توهمات هم بروز کرده است. يك درخت ممكن است آفتها داشته باشد. و اين درخت پرمحصول كه شايد محصولات آن بيش از يك جنگل بزرگ بوده، ‌آفتهاي خودش را دارد و عده‌اي پيوسته، ‌در حال مبارزه با اين آفت‌ها بودند. اما نبايد صدها ميوه اين درخت را ناديده گرفت و فقط به چند ميوه کرم خورده يا سرمازده مشغول شد. اين درخت را با بقيه درختهاي جنگل مقايسه کنيد. اين فعاليتها را با مجموع محصول دهها مرکز تحقيقاتي و مطالعاتي مقايسه کنيد. در اين صورت، قضاوت در فضاي روشن تري رخ مي‌دهد.

 

  1. 3.     سوال كننده دوم: آيا شما برنامه‌هاي ماهواره‌اي را نگاه مي‌کنيد؟

من از بين همين مردم هستم. هر طوري كه آنها زندگي مي‌كنند و هر تجربه‌اي كه دارند من هم آنها را داشته ام. فرق دو تجربه مي‌تواند زياد باشد. مثلاً يکي با مشاهده و مشاهده کننده همراه باشد و يکي ديگر نباشد… تقريباً از همه اخبار زمان خود اطلاع و بر آنها اشراف دارم. از همه آنچه در شبكه‌هاي ماهواره‌اي، در شبكه اينترنت، در عالم سياست، فرهنگ، كتاب، اقتصاد و غيره مي‌گذرد. دائماً مورد سوال هستم درباره همه چيزهايي که مربوط به زندگيست، پس بايد از همه چيزهايي که مربوط به زندگيست تا حد امکان باخبر باشم.

 

  1. 4.     سوال كننده دوم: بعضي از افراد به شما هديه‌هاي مالي مي‌دهند. با چه توجيهي اين هديه‌ها را قبول مي‌کنيد؟

قبول كردن هديه از كسي كه او را دوست داري و تو را دوست دارد توجيه نمي‌خواهد. اما من هم شخصاً تا بحال به ندرت از کسي هديه مالي قبول کرده ام و البته از كسي هم چيزي نخواسته ام… ولي بعضي دوستان به نام من هديه‌هايي را داده‌اند كه ديگران آن را تحويل گرفته اند. اما هداياي بسياري هم بوده است كه پذيرفته نشده يا به دلايل ديگر به هديه دهندگان بازگردانده شده. آنچه پذيرفته نشده بارها و بارها بيشتر از چيزي بوده كه قبول كرده ام. شايد از هر صدها مورد يک مورد قبول شده باشد.

 

  1. 5.     آيا شما وجوهات شرعي مي‌گيريد؟

خير. من بارها گفته ام نه مذهبي ام نه روحاني و نه هر عنوان مشابهي. پس چطور ممکن است به چنين شخصي مردم وجوهات شرعي بدهند. من هم تا بحال از کسي چنين چيزي نگرفته ام. تا به امروز هم دهها ميليارد هديه شده که قبول نکرده ام؛ هديه دهندگان خودشان مي‌گويند. اما گاهي به مردم راهنمايي‌هايي کرده ام براي حل مسائلشان يا براي آنها کارهايي کرده ام که آنها هم چيزهايي فرستاده‌اند که البته آن هم غالباً به دست من نرسيده. بعضي‌ها هم براي حمايت از فعاليتهاي فرهنگي و برگزاري جلسات و… امکاناتي را در اختيار گذاشته اند…

 

  1. 6.     سوال كننده دوم: اما شما صدها ميليارد تومان پول داريد. اينها را از کجا آورده ايد؟ شما که ارثيه‌اي نداشته ايد و کار اقتصادي فوق العاده‌اي نکرده ايد. اين وضع همان شائبه ثروت طلبي و قدرت طلبي را دامن مي‌زند.

واقعيت اين است که قدرت طلبي يا ثروت طلبي در كار نبوده است و نشانه‌هاي متعدد و دلايل محكم هم مؤيد آن است. ولي اگر مسائل شما اينطور حل مي‌شود ابايي ندارم که بگويم قدرت طلبي کرده ام. اما اين چطور قدرت طلبي و شهرت طلبي است كه طرفهاي مقابل تو را نشناسند، ناشناس باشي، حتي اسمت را هم نمي‌دانند، با آنها برخوردي نداري و هيچ مزد مادي و معنوي از جانب آنان به تو نمي‌رسد. يک نفر طنابي دارد، از نوع طنابهايي که با آن اسب مي‌گيرند، بعد او را متهم مي‌کنند به اينکه تو مي‌خواهي با اين طنابت ماهي‌ها را بگيري. او مي‌گويد اين دو تا با هم جمع نمي شوند و مثل اين است که به کسي بگويي تو مي‌خواستي با يک کوزه آب، خانه‌اي را به آتش بکشي. اين نوع فرضيات شما به قدري متناقض است كه حتي اگر به هيچ كدام هم جواب داده نشود، خودشان خودشان را رد و نقض مي‌كنند. کدام صدها ميليارد تومان. شما نشان بدهيد، همه را به شما مي‌بخشم. من حتي يک اتاق هم براي خانواده ام ندارم. اگر هست، مالِ شما. ماشين و دوچرخه هم ندارم. با اين حال شايد يک در هزار هديه‌هايي که داده شده است، پذيرفته شده اما همان هم به بنده نرسيده است. ميلياردر شدن در شرايطي که ما هستيم در يک روز هم امکان پذير است و اگر ضرورت ايجاب کند آن هم انجام مي‌شود.

 

  1. 7.     سوال کننده دوم: شما عده زيادي محافظ داريد. يك گارد چند صد نفره. داشتن يک محافظ هم مجوز مي‌خواهد. علت داشتن اين همه محافظ و مراقب چيست؟ با چه مجوزي اين کار انجام مي‌شود؟

من حتي يک نفر هم بعنوان محافظ خودم نمي شناسم و ندارم. اگر شما يکي اش را نشان دادي، چند صد تاي آن هم قبول است. گاهي پياده روي مي‌روم و يکي دو نفر از دوستان همراه مي‌شوند. من مي‌گويم و آنها مي‌نويسند يا ضبط مي‌كنند. مطالب زيادي اينطور نوشته و ثبت شده. وقتي هم تعداد دوستان بيشتر مي‌شود با تعداد بيشتري قدم مي‌زنيم و حرف مي‌زنيم. تا امروز نه محافظ داشته ام نه كسي از جانب من خود را به عنوان محافظ من مي‌شناسد

.

  1. 8.     سوال کننده دوم: با رعايت کدام مؤلفه‌هاي امنيتي و حفاظتي افراد را ملاقات مي‌کنيد؟

در ملاقات با افراد ملاحظات امنيتي خاصي لحاظ نمي شود… بسياري از كارهايم را براساس نشانه‌ها و مشاهدات و دريافتها انجام مي‌دهم. در برخي از موارد، مبنا را رؤياها مي‌گيرم اگر معتبر باشد و هر کسي را که احساس مي‌کنم ضروري است ببينم، مي‌بينم. در بدترين شرايط امنيتي هم خيلي‌ها را ديده ام.

 

  1. 9.     سوال كننده دوم: در سخنراني شما در استاديوم شهيد شيرودي چرا نيروي انتظامي و امنيتي شما را دستگير نکردند با وجود آنکه نيروها به اندازه كافي زياد بودند.

اين را بايد از آنها بپرسيد كه چرا نگرفتند. ما براي خدا كار مي‌كرديم. آن سخنراني‌ها هم براي خدا و درباره كلام خدا بود…

 

  1. 10.           
  2. 11.            شما با بعضي از بزرگان ارتباط داريد که تا جايي که ما مي‌دانيم بيشتر آنها از طريق پيک و واسطه است. دليل این ارتباط شما چيست؟

جوانان و مخصوصاً مردمي که با آنها در ارتباطم، با مسائل و فشارهاي بسياري روبرو هستند که بعضي از آنها مي‌تواند به دست ايشان باز شود. با توجه به عصر جديد معنويت، مسائل متعددي در جهت تطبيق اعتقادات مذهبي با معنويت مدرن وجود دارد که اين هم نياز به پاسخ دارد… از يک طرف هم از کودکي و نوجواني سؤالاتي در بارۀ دين و معنويات داشتم. جواب آنها را از هر کس که حدسش را مي‌زدم که شايد بداند، مي‌پرسيدم. براي بعضي از آنها جوابهايي هم داشتم و هنوز هم مي‌خواهم بدانم کاملترين جواب کدام است.

 

  1. 12.            سوال كننده دوم: ولي يک حدس قوي‌تر هم در مسئله هست که شما مي‌خواهيد آنها را هم مريد خود بکنيد. شما با هر کس برخورد مي‌کنيد تجربه نشان داده که محصول آن مريد شدن و جذب کردن است. آيا در ارتباط با آنها هم واقعاً همين قصد را نداريد؟

اگر واقعاً اينطور باشد که من هر کسي را ببينم فوراً مريدم مي‌شود چرا خود شما نيستيد؟ چرا اين همه دشمن و بدگو وجود دارد؟ جداي از اينکه من خواستار مريدسازي نبوده و نيستم اما اگر کسي بتواند يک عالم را منحرف کند يا با خودش همراه نمايد، او بايد داناتر و تواناتر از طرف مقابل باشد. بعد، مگر محتواي صحبتهاي ما چه چيزي جز سوالات علمي و اعتقادي بوده است. اگر من مي‌توانم اعتقادات آنها را از آنها بگيرم بايد بتوانم انديشه‌هاي قويتر، نوراني‌تر و ريشه‌اي‌تر به آنها بدهم. البته بعضي از آقايان را ديدم و آن آقايان هم با من همراه نشدند و اين حرف شما خالي از توهين به آن اعتقادات هم نيست.[3]

 

  1. 13.            در انتخابات رياست جمهوري چرا آقاي… و دو سه نفر ديگر از شاگردان شما با كانديداهاي رياست جمهوري مذاكرات داشتند؟

آنها در فشارها و تهديدهاي شديد بودند و مي‌خواستند بدانند كه چه كسي به آنها احتمالاً كمك خواهد كرد، چه در همان زمان و چه در آينده که ممکن است فرد رئيس جمهور شود. .. ضمن اينكه مي‌خواستند آنها را بيشتر بشناسند و زمينه‌هاي تعامل احتمالي با آنان را مشخص كنند.

 

  1. 14.            احتمالاً سفرهاي خارجي شما زياد باشد. بيشتر به کدام کشورها رفت و آمد مي‌کنيد؟

تا به حال سوار هواپيما نشده ام. با ماشين يا كشتي هم به مسافرت خارجي نرفته ام…

 

  1. 15.            انگيزه شما از نامه نگاري و پيغام رساني‌ها به رهبران و شخصيتهاي داخلي و خارجي چيست؟

روشن است. مي‌خواهم نظراتم را و آنچه را كه به عنوان راه حل و تدبير مي‌دانم و فكر مي‌كنم بهترينهاست به آنها بگويم. از اين طريق نظراتم را در مواردي که ضروري مي‌دانم به آنها اعلام کرده ام.

 

  1. 16.            سوال كننده دوم: خيلي از شاگردان شما در حالي كه قرآن مي‌خوانند، حجاب اسلامي ندارند. روسري‌هاي كوتاه و شلوار ساق كوتاه مي‌پوشند. خيلي از پسرها به نحو ديگري مسائل شرعي را رعايت نمي‌كنند. شما بجاي توصيه به خواندن قرآن و نماز بهتر نيست اول اين مسائل را حل كنيد؟ [4]

اين روش ماست. شما هم مي‌تواني در ارتباط با جوانان با روش خودت عمل كني. من خودم خيلي چيزها را رعايت نمي‌كنم، چطور مي‌توانم به آنها توصيه كنم كه رعايت كنند. من آدم متشرعي نيستم و اگر در محك احكام و جزئيات آن بروم، پر مسئله هستم. يا ايها الذين آمنوا لم تقولون ما لاتفعلون.[5] ‌اي اهل ايمان چرا چيزي را مي‌گوييد كه به آن عمل نمي‌كنيد!؟ ما انسانها امروز دهها بيماري داريم، از سرماخوردگي تا سرطان و جذام روح. مهم اين است كه ابتدا از مرگ نجات پيدا كنيم. كسي كه قرار است تا قبل از صبح فردا بميرد، چه فايده اگر سرماخوردگي او را هم درمان كني؟ بزرگترين كاري كه در حق او مي‌شود كرد اين است كه ابتدا او را از مرگ نجات دهيد.

 

  1. 17.            سوال كننده دوم: اينکه مردم بيايند به حرف شما قرآن و نماز بخوانند اشتباه است. آيا قبول داريد؟

 

بالاخره مردم به حرف کسي نماز و قرآن مي‌خوانند. کساني هم که امروز دارند مي‌خوانند يا خود شما، به حرف کسي خوانده ايد. يک دعوت کننده‌اي بوده است. اما شايد اين کار از ديدگاهي بسيار بدبينانه، اشتباه باشد يعني اينطور استدلال شود که اگر عده‌اي به حرف کسي قرآن و نماز بخوانند پس به حرف او هر کار ديگري هم ممکن است بکنند. همان موضوعي که چند سال پيش هم گفتيد که شايد من مي‌خواهم در سالهاي آينده بر خلاف سالهاي گذشته، در آينده‌اي نامعلوم، دست مردم اسلحه بدهم. البته واقعاً اين حرفها را فقط تا بحال از شما شنيده ام و اين و حرفهاي مشابه حتي به صورت فکر هم به ذهنم خطور نکرده است. چند سالي هم از آن مي‌گذرد اما ديديد که اتفاقي نيفتاد بلکه هماهنگي‌ها بيشتر شد. و احتمالاً‌ به ذهن اكثر دوستان هم خطور نكرده است. از ديدگاه بعضي از سياسيون، اين جمعيت مي‌توانست حجم متراكمي از فرصتها و امكانات و روياهاي تحقق يافته سياسي تلقي شود كه با آن مي‌شد، هر كاري انجام داد اما ما با سياست بازي ارتباطي نداشته ايم و كارمان فقط در زمينه‌هاي معرفتي و معنويتي بود. ظاهراً مولد اين فكرها و ايده‌ها تا امروز، فقط شما و دوستان شما هستند. فكر جنگيدن و استفاده از اسلحه را اين جوانان حتي به خواب هم نمي بينند. آخر اسلحه براي چه. در برابر چه كسي؟ اينها دشمن بي خدايي اند. دشمن جهل و ناآگاهي اند. اما حتي براي جنگيدن با اينها هم اسلحه شان تفکر و تحليل و برنامه ريزي است. اسلحه اينها اسم خداست. كلمه خداست. قلم و كلام و انديشه است. آن هم در جهت خدا و مردم و زندگي خوبتر. کسي را که سر سفره و در خانه خودش نشسته است چطور مي‌توان متهم کرد که تو قصد داري ظرفهاي غذا را بشکني، سفره را پاره کني و نگذاري بقيه هم غذايشان را بخورند. او مي‌پرسد مگر من چه کاري کرده ام. تو مي‌گويي، کاري نکرده‌اي اما من حدس مي‌زنم تو اين کار را بکني. شما در برابر اين همه خرابي و ويرانگري مسئوليد و بايد به اسلام و قرآن و نگاهبانان قرآن و حافظان اسلام پاسخ دهيد. و تحميل اين افکار و اتهامات به کساني که حتي در خواب هم آن را نديده اند، ضربه بزرگي است. خاطراتي از جريانهاي مختلف در ذهن شما هست که شما را وادار به شبيه سازي مي‌کند. اين يکي از ويژگي‌هاي ذهني انسان است که سعي مي‌کند هر پديده تعريف نشده‌اي را با يکي از پديده‌هاي تعريف شده قبلي تطبيق دهد.

 

 

 

 

 

  1. 18.           
  2. 19.            با وجود خود شما، چرا آنها براي حل مسائل خود به مراجع و بزرگان مراجعه کردند؟

قبلاً هم چند بار عرض کردم، من مثل شما مذهبي و متشرع نيستم و سواد مذهبي ندارم. از بزرگان که هيچ، بدون تعارف و تواضع، از کوچکان حيطه دين هم نيستم…

  1. 20.            سوال كننده دوم: چند سال پيش در جلسه‌اي که مي‌گوييد با… داشته ايد چه مطالبي مطرح شد. چرا همان زمان تكليف اين مسائل يكسره نشد؟

ايشان خواستند که… و من هم اين را مطرح کردم که اگر امکان پذير شود مي‌توانيم دانشگاه علوم باطني و متافيزيکي را در ايران راه اندازي کنيم. در آن جا هم متاسفانه و شايد واقع بينانه، خودم را اصلي ترين مرجع علوم باطني در دنيا مي‌دانستم و يکي از چيزهايي که اين اعتقاد را تقويت مي‌کرد ملاقاتهايي بود که با اکثر شخصيتهاي مدعي در موضوع داشتم… متاسفانه تا امروز، با کتابي، کسي، انديشه‌اي يا منبعي برخورد نکردم که بزرگي آن بتواند مرا در اين باره دچار ترديد يا ابهام کند که کسي علوم باطني، دانش تفکر و مشاهده و روش‌هاي اينچنيني را به اندازه بنده يا حتي شبيه يا نزديک به آن بداند. البته دوستان هم در همه دنيا چنين افرادي را جستجو کرده‌اند و لااقل تا امروز پيدا نکرده اند… از گفتن اين حرفها متاسفم و در اين سالها هم نگفته ام اما فکر مي‌کنم بيان اين حرفها براي رفع ابهامات ضروري است.

 

  1. 21.            تعدادي از بچه‌هاي شما با مسئولين ارتباط مستمر دارند. دليل اين ارتباط چيست؟

آنها به نمايندگي از تعداد ديگري كه سالهاست تحت فشارها و تهديدهاي رو به گسترش هستند با اين افراد مكاتبه دارند تا براي كاهش فشارها و خطرات راهي بيابند… به دليل ارتباط با من، نشريه هايشان تعطيل مي‌شود،‌ از كار اخراج مي‌شوند و كلاً ‌برخوردهاي ناعادلانه‌اي با آنها صورت مي‌گيرد. احضار مي‌شوند، از حقوق قانوني خود محروم مي‌شوند، برايشان خط و نشان مي‌كشند، آنها هم به دنبال راه حلي قانوني براي اين مشکل هستند. فکر مي‌کنم اکثر اين تهديدها از جانب شما و دوستان شما باشد. احتمالاً شما هم اين را قبول داريد.

 

  1. 22.            به گفته يكي از شاگردان خود شما، چند سال قبل شما در يكي از افراطي ترين گروهها بوديد. آيا واقعاً شما عضو… بوديد؟

آنها اول بعنوان يک متهم با من برخورد کردند. موهايم روغن زده بود. بعد که با آنها حرف زدم و مسائل و راه حل هايشان را گفتم آنها در کارهايشان مشورت مي‌کردند. بعدها متهم‌هايي را که مي‌گرفتند من آنها را آزاد مي‌کردم. و از اين طريق ارتباط ما با هم برقرار مي‌شد و آنها بينش ديگري پيدا مي‌کردند. البته جرايم آنها چيز خاصي نبود. مشكل غالباً موها و لباسشان بود. همين شد يكي از راههاي ارتباط با جوانان. بعضي از آن جوانان امروز هم با ما هستند. آنها تبديل به محقق و متفكر و سخنران شدند.

 

  1. 23.            درباره استراتژي انقباضي كه در برنامه ياسين چندين بار تكرار شده است، بيشتر بگوييد.

روش انقباضي يعني عدم انبساط و گسترش. عدم تبليغ و جذب مردم. بجاي زياد شدن کميت ها، کيفيت کار را زياد کنيم. جلسات و سخنراني کمتر و کمتر شود، ارتباط‌ها کمتر شود، فعاليتها کاهش يابد… از همان اوايل اين رويكرد انقباضي و عدم گسترش را به عده‌اي از دوستان ال ياسين كه مسئول تشكل‌ها بودند،‌ توصيه كردم...

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

وضعیت فعلی ایلیا میم رام اله جمعیت ال یاسین, آخرین تصاویر پیمان فتاحی, آخرین کتاب ایلیا میم رام الله, انگیزه های معنوی ضد فرقه ایلیا میم رام الله, دلایل سیاسی نبودن ضد فرقه ایلیا میم رام الله,ایلیا یعنی چه؟ ایلیا یعنی چه؟ رام الله یعنی چی؟, رام الله یا پیمان فتاحی یعنی چه؟ نام ایلیا میم رام الله, ضد فرقه رام الله یعنی چه؟, همایش و نمایشگاه و سمینار و کنفرانس درباره و بررسی ضد فرقه رام الله – پیمان فتاحی, جریان شناسی ضد فرقه ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, چرایی  و علل ضد فرقه بودن جریان ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی,الیاس ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, دانلود مطالب ضد فرقه ایلیا میم رام الله- پیمان فتاحی, فایلهای پی دی اف مربوط به ضد فرقه ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, بررسی راهکارهای مقابله با فرقه ها توسط ایلیا  میم رام الله – پیمان فتاحی, بررسی جریان ایلیا رام الله – پیمان فتاحی در واکاوی و کنکاش در موضوع فرقه ها و عرفان های بدلی, چگونگی برخورد با عرفان های نوظهور و نحله های انحرافی و فرقه های ضاله از زبان ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی , خنثی سازی تاثیرات منفی جریان انحرافی و فرقه های کاذب و معنویت های ساختگی و عرفان های نوپدید با راهکارهای ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, مجموعه اطلاعات معتبر در مورد ضد فرقه ها ایلیا رام الله -پیمان فتاحی, لینک های مرتبط با اخبار ضد فرقه ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, فیلم های موجود از سخنرانیها و تصاویر ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, علل گسترش عرفان های کاذب و فرقه های ضاله و معنویت های ساختگی از زبان  ضد فرقه ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, راه حل برخورد با فرقه های پوشالی و عرفان های نوظهور و جریان های انحرافی از زبان ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, روشهای برچیده شدن عرفان واره ها و معنویت واره ها با گفت و گویی از ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی,مکتب و عرفان ضد فرقه ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, بررسی و جستجوی عبارت عرفان ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی در اینترنت و سایت های موجود ایران, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, همه چیز درباره و در مورد پیمان فتاحی


[1]. بعضي از اعضاء شوراي مركزي ال ياسين عبارتند از: آقایان مهندس محمد اصغری نیا (مدير مسئول نشريه حركت دهندگان)، مهندس آرين پناهپور (سردبير نشريه تفكر متعالي)، مهندس حميد رضا همتی (مدير گروه پژوهشي مديريت حرفه اي)، مهندس حسن سلطانعلی (عضو گروه پژوهشي مديريت حرفه اي)، مهندس عباس فلاحی (مدير مسئول نشريه علوم باطني)، رضا الماسیان (مولف و عضو شوراي سردبيري نشريه علوم باطني)، سعيد صورتی (عضو تحريريه نشريه حركت دهندگان و مدرس در انجمن حرفه‌اي متفكران و محققان)، و احمد بردبار (مدیر اجرایی گروه سخنرانی) و خانمها شیرین زندی (مدیر مسئول نشریه هنرهای زیستن)، رکسانا خوشابی (مدیر مسئول نشریه علم موفقیت)، فریبا جلیلیان (مدیر اجرایی مطالعات و تحقیقات)، میترا نجفی (مدیر مسئول نشر تعالیم حق)، نازی حسامی (مدیر نشر یاهو)، ساناز پوربابک (مدير جبهه طبیعت)، فاطمه زندی (سردبیر نشریه علم موفقیت)، میتراصالح زاده (سردبیر نشریه علوم باطنی)، دكتر پریس کی نژاد (مدیر تحقیقاتی طب مکمل)، منیژه ارونقی (سردبير نشریه اخبارکودکانه)، سارا یوسف پور (دبير انجمن حرفه اي متفكران و محققان)

[2] وجدان بد در آنِ واحد، تهمت زننده قاضي، شاهد و بدار زننده است. مثل هلندی

[3] «من مراد نيستم پس مريدي هم ندارم. من مجتهد نيستم پس مرجع تقليد هم نيستم. من فقيه نيستم پس پاسخگوي مسائل شرعي شما هم نيستم. آنطور كه فكر مي‏كنيد، متشرع نيستم پس نمي‏توانيد مرا با شرع محك بزنيد…» « من قصد ندارم كسي را به خود وابسته كنم و هرگز نيز به بي‏عدالتي دست نخواهم زد.» ايليا «ميم»

[4] حضزت عیسی می فرماید :مطمئن باشید گناهکاران و فاحشه ها زودتر از شما وارد ملکوت خدا خواهند شد زیرا یحیی شما را به توبه و بازگشت به سوی خدا دعوت کرد اما شما به دعوتش توجه نکردید در حالیکه بسیاری از گناهکاران و فاحشه ها به سخنان او ایمان آوردند. حتی با دیدن این موضوع باز هم شما توبه نکردید و ایمان نیاوردید.

[5] سورۀ صف، آيۀ دو


Leave a comment

تله هایی برای نور : گفتگوی انتقادی دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… با استاد ایلیا رام الله

تله هايي براي نور!؟

گفت و گوي انتقادي

(قسمت سوم – 2)

 مجموعه اطلاعات معتبر در مورد ایلیا رام الله, لینک های مرتبط با اخبار ایلیا میم رام الله، فیلم های موجود از سخنرانیها و تصاویر ایلیا میم رام الله, علل گسترش عرفان های کاذب و معنویت های ساختگی از زبان  پیمان فتاحی, راه حل برخورد با فرقه ها از زبان ایلیا میم رام الله, فرقه چیست, فرقه گرایی چیست, تفاوت عرفان های نوظهور و فرقه های ضاله, تفاوت معنویت های اصیل با جریانهای انحرافی, بررسی دیدگاه های ایلیا میم رام الله و پیمان فتاحی در اینترنت و سایت های موجود ایران, جنبش معنوی ایلیام میم رام الله, همه چیز درباره و در مورد ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله, جستجوی عبارت و تمام سایتها و وبلاگ ها و مطالب معتبر موجود در مورد ایلیا میم رامالله  , اندیشه های ایلیا میم رام الله, عقاید و اندیشه ها ایلیا میم رام الله, برخوردهای امنیتی و اطلاعاتی با ایلیا میم رام الله, اخبار، اطلاعات، سوابق فعالیتی؛ زندان امنیتی، دستگیری، و برخورد با ایلیا میم رام الله, تحقیق دانشجویی؛ همه مقالات موجود در مورد ایلیا میم رام الله, ایلیا رام الله کیست, چرا به پیمان فتاحی, چرا به ایلیا میم, ایا ایلیا میم رام الله,درباره ایلیا میم رام الله, نظر ایلیا میم رام الله در مورد ادیان اسلام و مسیحیت، نظر ایلیا میم رام الله پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, ضد فرقه رام الله,عرفان رام الله, عرفان رام اله, عرفان ایلیا میم رام الله, عرفان رامالله, ايليا «ميم»، گفت و شنودي با ايليا «ميم» رام الله ، تله هايي براي نور ، درمانگري ، شفا ، مريضي‌هاي لاعلاج ، استاد روح الله ، سرطاني ها، ايدزي ها، سكته‌اي ، مستجاب الدعوه ، زلزله بم ، سونامي اندونزي ، پيش بيني ، حملات يازده سپتامبر ، حملۀ اسراييل به لبنان ، زلزله ، روح خدا ، حلول ، ادعاي خدايي  ادعاي پيامبري ، ادعاي امامت ، دست نشانده آمريكا ، جريان هدايت الهي ، خطرناک ترين کتابها ، امام زمان عيسي مسيح ، ولي عصر ، مسيحيت ، تثليثگفتگوي زير در فروردين ماه سال 1386 طي دو جلسه با ايليا «ميم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… صورت گرفته است. لازم به توضيح است که مطالب پياده شده از روي فيلم، مورد بازخواني ويرايشي قرار گرفته است. قسمت دوم اين گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت كه با عنوان «برترين رئيس جمهور» در نشريۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسيد و موجب تعطيلي آن نشريه كه اولين نشرية تخصصي در زمينۀ دانش تفكر محسوب مي‌شد، گرديد. قسمت اول مصاحبه در تاريخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نيز براساس فيلم جلسه، پياده سازي و بازنويسي شدند.

لازم به ذكر است كه سوالات گويندگان، انعكاس دهنده نظرات طيف مورد اشاره نيست و پاسخ‌هاي استاد ايليا «ميم»، در مواردي كه به فرد مقابل مربوط مي‌شود، قابل تعميم به طيف مذكور نمي‌باشد. در چنين مواردي پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

1-آيا شما درمانگري هم مي‌کنيد؟

گاهي به صورت استثنايي و در موارد بسيار خاص بعضي را درمان كرده ام. غالباً هم حضوري نبوده…

 

2-آيا در برابر درمان پول مي‌گيريد؟

در برابر هر كاري كه به نام خدا بوده، کاري که براي مردم كرده ام و در برابر تعليمي كه داده ام يا مواردي مانند اين پولي از كسي نگرفته ام و نيازي هم به آن نداشته ام. در اين سالها هم فقط در موارد نادر و استثنايي دست به درمان زده ام. البته در زمان نوجواني هم چند بار (كمتر از پنج بار) درمان گري کردم و پول هم گرفتم اما آن کار به نام خدا نبود و البته ربطي هم به شفاگري نداشت و مربوط به درمان بود. اين چند بار به همان حدود هفده تا بيست سال پيش بر مي‌گردد.

3-سوال کننده دوم: با استفاده از چه روشي آن مريضي‌هاي لاعلاج را درمان كرديد؟ آيا اين كار دخالت در كار پزشكي نبود؟

اين کار دخالت در حوزۀ درمان نبوده و نيست. طرق زيادي براي درمانگري هست که انرژي درماني يکي از آنهاست که تابحال از آن استفاده نکرده ام. بيش از دويست روش در طب هماهنگ و مكمل وجود دارد كه اغلب آنها را آموزش داده ام اما كمتر اجرا كرده ام… درمانگري را هم بعنوان يک رويه نداشته ام و ندارم. درمان بيماري صعب العلاج آنها هم موضوعي است که مستند شده و مثل اكثر موارد مستند، نيازي به رد يا قبول من ندارد. اگر هم مي‌خواستم از اين راه به پولي برسم با درمان يكي از ثروتمندان يا رهبران دنيا مي‌توانستم و مي‌توانم زندگي مادي خود و همه دوستانم را تا پايان عمرشان تأمين کنم. امروز هم کماکان اين امکان را دارم و چيزي عوض نشده است. انجام اين كارها هم براساس همان نشانه‌ها و روياها بوده نه به ميل من يا به درخواست ديگري.

4-پس صحت دارد كه شما هر نوع بيماري وخيم و لاعلاج را درمان مي‌كنيد؟ سرطاني ها، ايدزي ها، سكته‌اي‌ها و مريض‌هايي كه جواب شده اند؟

نه. اين درست نيست. اما استاد روح الله اين توانايي را دارند و بيماراني كه ايشان را ملاقات كرده اند، تا جايي كه خود شهادت داده اند، شفا يافته اند… من هم گاهي بعضي از بيماران را معالجه كرده ام و آنها مي‌گويند درمان شده‌اند اما عده بسيار بيشتري بوده‌اند كه نشده كاري برايشان انجام دهم.

5-سوال کننده دوم: ولي به هر حال شما مجوز درمان نداريد و در كار پزشك‌ها دخالت كرده ايد.

شما هم كه نماينده جامعه پزشكي نيستيد ولي از طرف ‌آنها حرف مي‌زنيد.

6-سوال کننده دوم: من به عنوان يك شهروند حرف مي‌زنم.

شما غالباً مثل يك بازجو، بازپرس و قاضي حرف مي‌زنيد. البته مسئله‌اي نيست چون از اول خودم توافق كردم.

7-مردم مي‌گويند شما مستجاب الدعوه هستيد. فكر نمي‌كنيد اين ادعاي بزرگي باشد كه شما را در وضعيت خاصي قرار مي‌دهد. شما چه موضعي در برابر اين حرف داشته ايد؟

طبق كلام خدا همه انسانها دعايشان به اجابت مي‌رسد و اين حق هر انساني است كه دعا كند و دعايش مستجاب شود. به زبانهاي مختلف مي‌فرمايد بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را. و اين براي همه و حق همه است. هر کس واقعاً دعا کند دعايش مستجاب مي‌شود. هر کس از خداوند زنده بخواهد، دعايش مستجاب مي‌شود. افراد زيادي را در اين سالها ديده ام كه گفته‌اند دعاهايشان مستجاب است. بسياري از آنها دختران و پسراني بودند كه شما به آنها سوسول مي‌گوييد و مطمئناً اكثر آنها راست مي‌گفتند. همه انسانها مستجاب الدعوه هستند اگر به واقع دعا كنند… اساساً خداوند وقتي مي‌خواهد چيزي را به انسان ببخشد به او اذن دعا مي‌دهد يعني شايد حتي دعا بعد از وقوع است.[1]

8-سوال كننده دوم: بالاخره باز هم من به يك جمع بندي نرسيدم. نظر خود شما درباره حرفهاي مردم چيست؟ آيا چيزهايي كه مردم درباره قدرتهاي شما مي‌گويند واقعيت دارد يا ندارد؟

سوالاتي كه شما مطرح مي‌کنيد از سالها پيش در بيانيه‌هاي متعدد، در سخنراني‌هاي عمومي و در ملاقاتهاي خصوصي بارها پاسخ داده شده. و اين حرفها به گوش اكثر كساني كه مرا مي‌شناسند بارها به صورت شفاهي و مكتوب رسيده است.

 

9-سوال كننده دوم: ‌گزارش‌هايي از شما چاپ شده است که از چند روز قبل براي مردم، زلزله بم و سونامي اندونزي را پيش بيني کرده ايد و از چند ماه قبل هم حملات يازده سپتامبر و حملۀ اسراييل به لبنان… از چه طريقي از اين وقايع مطلع شديد؟ به نظر ما سازمان اطلاعات آمريكا و اسرائيل از مدتها قبل مي‌دانستند كه قرار است اين اتفاق‌ها بيفتد. شما از چه طريقي از اين اتفاقات مطلع شديد و منتشر كرديد؟ ارتباط با سرويس اطلاعاتي آمريکا يا الهامات غيبي و وحي؟

در اين سالها دهها فرمول تفکري طراحي شد. چند فرمول آن در بارۀ شاخۀ آينده پژوهي است که شاخه‌اي علمي و دانشگاهي است. از طريق تحليل نشانه‌ها و الگوها به ويژه الگوشناسي وقايع و يا با استفاده از فرمول‌هاي تفكري مشابه… پيش بيني اين اتفاقات و بطور كلي طيفي از وقايع آينده، امكانپذير است و در اين موضوع نه پاي وحي در ميان است، نه سرويسهاي اطلاعاتي آمريكا و غرب.

10-سوال كننده دوم: آيا شما مي‌توانيد زلزله به وجود بياوريد [همراه با خنده سوال كننده]؟

چند لحظه پيش که جواب اين را گفتم. فقط خدا مي‌تواند… اما اگر انساني قادر بود زلزله ايجاد كند، من هم بايد بتوانم چون انسانها شبيه به همديگرند. ولي نشانه‌هايي طبيعي وجود دارد كه با دقت در آنها ممكن است بتوان حدود زماني، مكاني و شدت (ضعيف يا قوي بودن) زلزله و ديگر بحران‌ها را معلوم كرد. هر كسي كه نشانه شناسي را بداند يا الگوهاي وقايع را بشناسد مي‌تواند بسياري از چيزها را پيش بيني كند… در غرب، سالهاست كه آينده پژوهي يك رشته دانشگاهي است. ولي روياهاي بشر حاوي چيزهاي بسياري از عالم بالا است كه يكي از آنها اخبار آينده و شعور نوراني است… اگر بداني كه چطور آنها را بكار ببري و چطور از نشانه‌ها و روياها و نورها استفاده كني، بسياري از مسائل بظاهر پيچيده، به سادگي حل مي‌شوند.

11-آيا شما اعتقاد داريد كه روح خدا در شما حلول كرده است؟

منظور از حلول چيست؟ و منظور از روح خدا كيست؟… من يادم نمي‌آيد كه چيزي در من حلول كرده باشد. من فقط يك انسانم. غذا مي‌خورم، مي‌خوابم، بيمار مي‌شوم، راهپيمايي مي‌كنم، گريه مي‌كنم و مي‌خندم… قديس هم، همانطور كه قبلاً گفته ام نيستم. گناه هم كه براي بشر اتفاقي طبيعي و بديهي است. آن را هم كه گفتم.

در نوجواني اتفاق بسيار بزرگي برايم افتاد که به آن فکر نکردم که چه بود و چگونه اتفاق افتاد. كساني كه در جريان آن بودند گفتند اين حلول است اما من نمي‌دانستم كه اين چيست… بعد از آن همه چيز، طور ديگري در زندگي ام تغيير کرد. تابحال هم اين موضوع را جز به اضطرار باز نکرده ام، نه براي خودم نه ديگران.

 

«خدا رحمت كند بنده‏اي كه محبت مردم را به سوي خود جلب می‌كند، و آنچنان که می فهمند با آنان سخن می گوید و از افشای حقیقت به گونه ای که انکار می کنند صرفنظر می نماید. » امام صادق (ع)

12-سوال كننده دوم: با مجموعه چيزهايي كه درباره شما هست شما يا بايد ادعاي خدايي داشته باشيد يا پيامبري و امامت يا اعتراف كنيد دست نشانده آمريكا و دوره ديده آنها هستيد.

چرا باران مي‌بارد؟ در يك افسانه قديمي مي‌گفتند در بين ابرها، اژدهايي بزرگ هست كه هر وقت گريه مي‌كند، باران مي‌آيد و در قديم از اين نوع افسانه‌ها براي توجيه باران آمدن فراوان بود. اما واقعيت اين است كه هرگاه ابرها مي‌آيند و شرايط مساعد باريدن است، ‌باران مي‌بارد. همين. بقيه حرفها افسانه و توهم است. من فقط يك انسان معمولي ام، چنين ادعاهايي هم همانطور كه در گذشته گفته ام، موهوم است. اگر هم به قول شما ودوستانتان ليدر نامرئي آمريكا و غرب در منطقه مي‌بودم بايد طي اين سالها مردم را غربي و آمريكايي مي‌كردم اما مردمي كه با آنها در ارتباط بوده ام و زنده هستند و شهادت مي‌دهند، خدايي شده‌اند. اگر ميوه درختي سيب بود اين سوال درستي نيست كه بگويند‌ آيا آن درخت پرتقال است…

13-…

14-سوال كننده دوم: روابط خانوادگي شما چطور بوده است؟

اگر منظور اولين خانواده رسمي است كه در آن زندگي كردم، با آنها ارتباط چنداني نداشته ام و طي مدتي كه با هم بوديم شناخت واضحي دربارۀ خودم را به ايشان بروز نمي دادم. آنها هم عموماً تصورات متناقضي درباره ام داشتند يا اصطلاحاً قبولم نداشتند، كه مقصر نبودند بلكه خودم مقصر بودم و خودم امكان شناخته شدن يا شناخت صحيح را برايشان فراهم نمي‌كردم… اما طي سالهايي که مادرم بيمار و فلج بود عموماً از او پرستاري و مراقبت مي‌کردم. او روز و شب با من بود و اين يکي از دلايلي بود که کمتر مي‌توانستم به بيرون ازخانه بروم… هميشه هم در سلامتي و بيماري، که اغلبش بيمار بود برايم دعا مي‌کرد… بعد هم روي دستهايم فوت کرد.

 

15-كتاب جريان هدايت الهي را خودتان نوشتيد؟ آيا شما خودتان همه محتواي آن را تائيد مي‌كنيد؟ قبول داريد كه اين كتاب يکي از خطرناک ترين کتابهايي است كه تا به امروز به زبان فارسي نوشته شده است؟

 

حدود دوازده سال پيش در 23 سالگي يك دوره از سخنراني‌هاي عمومي را دوستان روي كاغذ آوردند و آقاي پيما الهي (فرشاد مرادي) كار تنظيم و تدوين آن را انجام داد و با كمك دوستان ديگري از ال ياسين، مقدمه‌ها و توضيحاتي هم به آن اضافه كرد. اساس آن كتاب همان اولين سخنراني‌هاي عمومي است كه بعداً ويرايش شده اما بعضي از قسمتهاي آن همانطور كه از سال 1377 در بيانيه‌ها منعكس شده، مورد تائيد نبود. قسمتهايي از مقدمه و توضيحات و جزئياتي از كتاب. البته براي قضاوت درست‌تر درباره آن كتاب بايد سخنراني‌هاي ]كتب[ سالهاي بعد را هم در نظر گرفت چون اين در واقع قسمتي از كل مطلب است آن هم در سن 23 سالگي… اين كتاب، بسياري را آنطور كه خود گفته‌اند و مستند شده، از مرگ نجات داده است، هدايت كرده است، روشن‌تر و نوراني‌تر كرده است و به سمت خدا متوجه و به خدا پيوند داده است. گزارش‌هايي كه مردم طي سالها درباره آن كتاب داده‌اند ثبت و مستند شده است. اينها را براساس آن مي‌گويم. بعضي‌ها مي‌گفتند آن كتاب را دهها مرتبه خوانده اند. بعضي‌ها با آن مي‌خوابيدند، بيدار مي‌شدند و به سفر مي‌رفتند. اما حقيقت سنجي اين كتاب هم با ميزان قرآن است يعني اگر كلمه‌اي از آن با قرآن يا كلام خدا هماهنگي نداشته باشد مردود و باطل است ولي در اين سالها نه من چنين چيزي را ديدم، نه دوستان شما و نه مراكز فرهنگي و نه مراكز مذهبي بررسي كننده. اين سخنراني‌ها را و اكثر سخنراني‌هاي اين سالها را با قلبم مي‌گفتم. فكر نمي‌كردم. هر چه به قلبم مي‌آمد مي‌گفتم. حالا مي‌بينم كه خيلي‌ها با قلبشان آن را شنيده اند… فكر نمي‌كنم آن كتاب خطرناک باشد.

16-سوال كننده دوم: چرا در سالهاي گذشته كتاب (جريان هدايت الهي) را خودتان نقد نکرديد با وجودي كه مي‌گوييد بعد از انتشار كتاب، عدم موافقت خود را با قسمتهايي از آن اعلام كرديد؟ در همه اين كتاب بدعت گذاري وجود دارد.

بايد ببينم که بتوانم. هر نظري که لازم بوده در بيانيه‌ها و سخنراني‌ها و جلسات مطرح شده است… اگر بدعتي نبينم، اگر کفر و الحادي آنطور که شما مي‌گوييد هست، نبينم چگونه اصلاح کنم. ولي سؤال اين است که چرا در اين دوازده سال اين همه نهادهاي فرهنگي و مذهبي، اين همه شخصيتهاي فرهنگي اين کار را نکردند يا طي اين سالها کسي نيامد نکته‌اي بگويد، امر به معروف و نهي از منکري کند. و البته آن كتاب هم با مجوز مراكز رسمي و فرهنگي منتشر شده و هر كاري كه قانوناً‌ لازم بوده،‌ درباره آن انجام شده است. چرا شما كهاين ادعا را مي‌كنيد همين الان چند نمونه از اين بدعت‌ها و كفرها را نشان نمي‌دهيد تا مرا و همه خوانندگان آن كتاب را قانع كنيد. شما هم مثل من نمي‌توانيد. من هم جز توحيد و خداپرستي محض در آن نديدم.

 

17-سوال كننده دوم: آيا شما خودتان حاضر هستيد کتابتان را نقد کنيد و انحرافات آن را اصلاح کنيد؟

در هر جايي که اشتباه يا انحرافي باشد چه در اين کتاب يا هر جاي ديگري، هميشه سعي در اصلاح آن داشته ام. همچنان هم دارم. اگر هم کسي بيايد و اشتباهات آن را نشان دهد كه فكر نمي‌كنم چنين چيزي باشد، از او سپاسگزار شده و حتماً نظرش را عملي مي‌گيرم. اما اگر اشتباهات احتمالي نشان داده شود،‌ ولي در اين سالها چنين اتفاقي نيفتاده است. اگر اشتباهات آن را ببينم قطعاً آن را نقد مي‌کنم… در علوم باطني، خودمحکومي اگر به حق باشد، جهش روح محسوب مي‌شود. چه کسي به جهش‌هاي روح مشتاق نيست.

18-سوال كننده دوم: اما واقعاً اين كتاب پر از بدعت و كفرگويي است. خود شما هم به اين موضوع اعتراف داريد.

چرا جلوي چشمم حرف در دهانم دروغ  مي‌گذاريد؟ گفتم اگر در آن بدعتي ببينم، اما نديده ام… سالها است كه دهها هزار نفر آن را خوانده‌اند اما تا كنون كسي موردي از كفر و بدعت نشان نداده يا يادآوري نکرده يا اگر اشتباه است امر به معروف و نهي از منكر از جانب هيچ فردي يا نهادي صورت نگرفته است. براساس همين كتاب براي گرفتن حكم قتل ام تلاش كردند. رفتند و با گزينش‌هاي مغرضانه سعي كردند بعضي از آقايان را فريب دهند اما خداوند نخواست كه آنها فريب اينها را بخورند. نظردهندگان هم چنين چيزهايي را در آن نديدند… ولي درباره بعضي از جزئيات مقدمه و بعضي از تنظيمات آن، از چند سال قبل به اكثر الاهيون اعلام شد كه بنده موافق نيستم…

اما اگر آن كتاب پر از كفرگويي است چطور غالب خوانندگان خود را متوجه خدا كرده و به سمت او بازگردانده است. چطور رابطه اكثر خوانندگان خود را با خداوند، تغيير داده است. چطور چنين موج بزرگي از خداگرايي را آن هم در ميان اقشار غيرمذهبي ايجاد كرده و مادامي كه هست، ايجاد مي‌كند. اگر اين كتاب پر از كفر و بدعت است چرا با وجود آنكه همه ديده بانان اجتماعي غالباً آن را در اين سالها در دست داشتند، از جانب آنها حرفي زده نشده و‌ نقدي يا سوالي مطرح نشده. چه چيز ديگري پيش آمده كه بعد از اين همه سال در چنين زماني باز به اين فكر افتاديد كه در اين كتاب كفرگويي شده و مهمتر اينكه چرا اين كفرها و بدعتها را نشان نمي‌دهيد و مصاديق آن را هيچ وقت ذكر نكرديد و الان هم قادر به ذكر آن نيستيد.

 

19-سوال كننده دوم: اين کتاب (جريان هدايت الهي) پر از بدعتهاي مختلف است. يک مورد بارز آن در صفحۀ 157 است که وقتي از شما سؤال شده که آيا مسيح در آينده پشت سر امام زمان (عج) نماز مي‌خواند يا خير، شما با نيات مشكوك از پاسخ به اين مسئله امتناع کرده ايد يا از پاسخ به سؤال به صليب کشيده شدن مسيح. 

اينکه در جواب نماز خواندن عيسي مسيح (ع) پشت سر ولي عصر (عج) گفتم که «واي بر اين ذهن تفرقه انديش»، ادامۀ جواب در کتاب نيامده و علامتِ نقطه چين دارد که بايد ديد ادامه آن چيست. و بعد اينکه اين سؤال‌ها توسط چند نفر پرسيده شد که يکي شان شيعه و مسلمان و يکي از آنها مسيحي بود. هر دو نفر اينها از شاگردانم بودند و جواب مي‌بايست ميانه و پيوند دهنده مي‌بود نه در جهت دامن زدن به تفرقه و اختلاف بيشتر. هدف آنها هم از طرح اين سؤالات، هيجان طلبي و رقابت هيجاني و برتري طلبي بود نه جستجوي حقيقت. واکنش‌هاي افراطي و متعصبانه و نابينا همه جا را پر کرده. چه لزومي به تکرار و تشديد بيش از حد آن است. در جواب آن هم که پرسيد پيامبر اسلام (ص) بهتر است يا عيسي مسيح، نيت ام نزديکي، پيوند و صلح بود وقتي كه گفتم خدا از هر دو بهتر است. در ارزيابي يک حرف يا جواب بايد توجه کرد در چه زماني، چه مکاني، تحت چه شرايطي و با چه مخاطبي بيان شده است.

20-آيا قبول داريد كه در سخنراني‌ها و نوشته‌هاي شما گرايش به مسيحيت وجود دارد؟

اگر اينطور است برنامه و عمدي در كار نبوده و شايد اين به دليل محبت فوق العاده‌اي باشد كه نسبت به مسيحا (ع) داشته ام… اگر هم صحبت خاصي بوده اشاره به فرد مسيحا (ع) بوده است نه دين خاصي. البته علاوه بر قرآن، كتاب مقدس را هم مي‌خوانم.

21-نظرتان درباره تثليث چيست؟

همه اين سالها درباره لا اله الا الله تعليم داده ام، گفته ام و نوشته ام. اگر ماهي اهل اعتقاد بود آيا مي‌شد معتقد نباشد كه اقيانوس از آب به وجود آمده و گمان كند مثلاً از چوب بوجود‌ آمده است. هچ كس نيست كه با خدا كمي آشنا باشد و ذره‌اي به تثليث يا مشابه آن اعتقاد داشته باشد. اينكه خدا يكيست،‌ لا اله الا هو،‌ اصلي است كه همه بشر چه آن را بگويد يا نگويد، غير از آن نيست. وجود سه خداوند نه تنها باطل و مردود است بلكه متناقض و غيرعلمي و غير فطري است. اما ابعاد سه گانه وجودي انسان مانند روح، روان، جسم و قرينه‌هاي آن كه در علوم مختلف گفته مي‌شود مانند شخصيت‌هاي سه گانه انسان واقعياتي است كه ارتباطي با تثليث كه مفهومي باطل است ندارد.[2]

22-آيا تعداد دقيق شاگردان و تيراژ كتاب جريان هدايت الهي را مي‌دانيد؟

ظاهراً‌ تعداد آنها زياد است اما عدد معلومي ندارم. از تعداد دقيق يا تيراژ كتاب هم اطلاع ندارم اما خبر دارم كه آن كتاب را بعضي‌ها خودسرانه و غيرقانوني منتشر كرده اند. بعضي از دوستان مي‌گويند مخاطبان ما صدها هزار نفر بوده‌اند و بعضي مي‌گويند دهها هزار نفر. دشمنان هم با عصبانيت مي‌گويند چند صد نفر. ولي فکر نمي کنم تعداد اهميتي داشته باشد. اگر ما يک نفر را نجات داده باشيم که مسلماً داده ايم اگر اين کتاب يا جلدهاي بعدي آن يک نفر را به خداوند بازگردانده باشد که قطعاً همينطور بوده است، اين مطابق كلام خداوند چه معنايي دارد؟

 

23-سوال كننده دوم: چرا شما خودتان را از مردم مخفي مي‌كنيد؟ چرا در متن‌هايي كه مربوط به شماست اسمتان نمي‌آيد و از اسم مستعار استفاده مي‌شود؟

اين چطور مخفي كردني است كه با دهها هزار نفر حضوراً حرف زده ام و جلسات ما گاه به گاه با عموم مردم برگزار شده. آدرس مرا دهها نفر مي‌دانند و با هم ارتباط روزانه و هفتگي داريم و من جايي بعنوان محل خصوصي زندگي ام ندارم چون عده زيادي به خانه ما رفت و آمد دارند با اين حال در اين سالها ما روند مشهور شدن را طي نكرده ايم و جلوي آن را گرفته ايم… اگر اسمم بيايد مي‌گويند قصد شهرت طلبي، كلاهبرداري، سوء استفاده و معروف شدن داري. نمي‌دانم بايد چكار كرد. آيا اگر بگويم شهرت طلب و قدرت طلب و سوءنيت دار و كلاهبردار و شياد و دروغگو و كافر هستم مسئله حل است. اگر كار شما اينطور تمام مي‌شود، مشكلي در گفتن اين حرفها نيست… اگر خودت را مطرح نكني و معركه نگيري مي‌گويند حتماً قصدهاي سوئي داشته اي… اگر قصد شهرت و معروفيت داشتم كنار همۀ كارهايم اسمم مي‌آمد در حالي كه كارهاي بسياري كرده ام كه اسمم آنجا نيست. با چند قدم ساده و سريع و حتي يك قدم بزرگ مي‌توانستم و مي‌توانم به سرعت در همه جهان معروف شوم در كمتر از يك روز. اگر نظريات و تئوري‌هايي را كه طرح كرده بودم، خودم مطرح مي‌كردم نه ديگران، اگر مردم از طريق تلويزيونهاي ماهواره‌اي در جريان سخنراني‌ها و جلسات قرار مي‌گرفتند، اگر شاهدان براي همه مردم جهان شهادت مي‌دادند و اگر برخي ديگر از كارها انجام مي‌شد، معروفيت و مشهور شدن آني بود. با اين حال خودم را هم مخفي نكرده ام. هر روز ساعتها در طبيعت اطراف يا اگر در شهر باشم در كوچه‌ها و خيابان‌ها راه مي‌روم، فقط دوست ندارم جز در موارد لازم در جمع ديگران حاضر شوم.

www.ostad-iliya.org


[1] آنقدر دعا کنید تا جواب دایتان داده شود. آنقدر بجویید تا بیابید . آنقدر در بزنید تا باز شود زیرا هر که در خواست کند بدست خواهد اورد ، هر که جستجو کند خواهد یافت و هر که در بزند در برویش باز خواهد شد

[2] بحث وجوه سه گانه انسان يكي از مباحث روانشناسي قديم و جديد است. نفس اماره، لوامه و مطمئنه از جمله ديدگاه هاي قديمي و ايگو، ‌ايد و سوپرايگو، يا وجه شخصيتي كودك، بالغ و والد از جمله بحث هاي جديد درباره وجوه سه گانه انسان مي‌باشد كه كتب مختلفي درباره آن به رشته نگارش درآمده است. (و)