جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

تسلیم بودن سكوی پرش است

گام اول هدایت

Maghale-Hedayat-92-03-28

در تمثیل خانه آتش گفتیم كه برای نجات و رهایی افرادی كه در آن محل هستند، گام اول هدایت به جانب زندگی حقیقی گام اول رهایی و ره یافتن به خانه آرامش و شادی حقیقی، بیدار كردن خفتگان (آن هائی كه نمرده اند) بوده است.

 این بیدار شدن از خواب اولین مرحله از مراحل سه گانه پیوستن به لایتناهی و ظهور نور محض است. اما بیدار شدن یعنی چه؟ می خواهیم از زوایای دیگری به “بیداری از خواب” به گام اول الهی نگاه كنیم.

گام اولِ حركت بازگشت به خداوند این است كه “آگاه شویم كه نمی دانیم.” گام اول “ادراك كامل” وضعیت كنونی است. بدانیم كه در توهم زندگی می كنیم. آنچه فكر می كنیم و می دانیم، در واقع همین توهم است.

 این همان به خود آمدن و هشیار بودن است. مرحله اول هدایت: فهم كامل روند گذشته و كنونی زندگی است. اعترافی است با همه وجود، مبنی بر اینكه تا حالا اشتباه می كردیم و گمراه بودیم. اعتراف به این كه نمی دانیم و نمی توانیم. این به معنای تسلیم شدن است. می دانیم كه نمی بینیم و نمی شنویم. نمی دانیم و نمی توانیم و قادر به كار درست و متعالی نیستیم. پس خود به خود تسلیم می شویم. تسلیمی همه جانبه با همه اجزای وجود.

تا انسان “نادانی و ناتوانی” همه جانبه و كامل خود را درك نكند، تسلیم واقعی ممكن نیست، در گام اول بازگشت به خداوند انسان باید ذریابد كه “چیزی نیست و چیزی وجود ندارد.” هر چه می كند اشتباه و رنج آور اشت. هر چه می خواهد، هر چه می اندیشد، همه حركاتش انحراف است و به بیماری و مرگ می انجامد.

در این مقطع از حركت، انسان باید با گفتار، عمل، حالات و رفتار خود به همه چیز اعتراف كند. اعتراف صرفاً كلامی، نه كافی است و نه كارساز. در این مرحله با همه وجود خود می بایست به نادانی و نا توانی و ضعف، گناه، انحراف، اشتباه و گمراهی خود اعتراف كنید. فرد وقتی بیدار شد،اعتراف می كند كه اگرتا حالا در این منزل آتش و نابودی مانده، در خواب بوده، حالا كه بیدار شده دیگر نمی ماند…

در گام اول هدایت، باید تسلیم شویم، كاملاً تسلیم شویم. همه چیز را در اختیار و در دسترس نجات دهنده قرار دهیم، به او اعتماد كنیم و كار نجات را به او بسپاریم…

چگونه ممكن است اعتراف انسان، كامل باشد؟ چه وقت گفتار انسان درست و صحیح است؟

هنگامی كه اعتراف ما از روی درك و مشاهده كامل باشد، صحیح و مورد پذیرش است. اعتراف كلامی به تنهائی ارزش چندانی ندارد. قدم اول، درك و مشاهده كامل است. این كامل بودن و فهم و هوشیاری بسیار حائز اهمیت است. اگر درك ناقص باشد، عمل ناقص است. عزم، جزم نمی شود. اعتراف كامل نبوده و خروج از وضعیت فعلی ممكن نیست…

در حركت اول باید درك كنید و بفهمید، تفكر كنید و ببینید. به خود بیائید تا خود را دریابید… هر چیزی علامتی دارد. كسی كه می فهمد این فهم و ادراك از عمل او، حالات و رفتارش و از تغییراتی كه در زندگی اش پدیدار می شود معلوم می گردد. شعار دادن، نشانه فهم نیست. هر ادراكی، خود به خود، تغییر و تحولی را ایجاد می كند. اگر درك كامل باشد، تغییر كامل و اگر ناقص باشد، تغییر هم ناقص است. اگر این تغییر كامل و این تغییر مسیر حركت پدیدار شد، می توانیم بگوئیم گام اول طی شده…

   مقطع اول هدایت الهی، باز كردن چشم هاست. باید چشم ها را باز كنیم تا ببینیم و گوش فرا دهیم تا بشنویم، آنگاه درك كامل حاصل می شود و به دنبال این درك كامل، توقف كامل و حركت متعالی… وقتی متوجه شدید كه در اشتباهید، و در مسیر گمراهی و هلاكت حركت می كنید، دیگر به حركت خود ادامه نمی دهید. اگر واقعاً متوجه شده باشید، پس متوقف می شوید. همه ابعاد زندگی، لحظه ای سكون مییابد. كاملاً بی حركت، برای لحظه ای. این توقف كامل، قدم اول تعالیم الهی است. اینجاست كه می فرماید: بایست و بدان كه من خدای تو هستم…

تا كنون حركت زندگی شما از سنخ معینی بوده، از سنخ تاریكی و منیت. برای شروع یك حركت متعالی، كه به زندگی متعالی منجر شود، نمی شود حركت قبلی را بگیرید و به حركتی جدید، به حركتی متعالی تبدیل كنید. این طور فقط  می توانید خود را فریب دهید و راضی كنید. تاریكی به نور بدل نمی شود. حركت قبلی كه از جنس تاریكی و منیت بوده، شاید به ظاهر شكل و شمایلی نوین و الهی به خود بگیرد، اما این تنها ادا در آوردن و نمایش بازی كردن است. حركت شیطانی با حركت الهی سنخیت ندارد و قابل تبدیل به آن نیست، هر چند بیشتر انسان هائی كه ظاهراً هدایت شده اند، به این عمل احمقانه و خود فریبانه اقدام كرده اند.

برای این كه حركت تاریك و خود پرستانه جای خود را به حركت عاشقانه و الهی بدهد، تبدیل و تظاهر راه حل نیست. لحظه ای توقف كامل كفایت می كند. باید كاملاً متوقف شوید.  همه چیز باید برای لحظه ای متوقف شود.  تنها “لحظه ای ایست كامل” كفایت می كند. قدم اول زندگی متعالی ایست كامل است. عمری در جهت دور شدن از معشوق دویده اید، حالا در بین راه متوجه می شوید كه دارید دور می شوید. اگر واقعاً بفهمید و متوجه شوید، ایمان بیاورید و یقین كنید، می ایستید، سپس بر خلاف جهت قبلی دویدن را شروع می كنید. اما اگر در طول دویدن و دور شدن خوب تفكر نكنید و كاملاً متوجه نشوید، دچار شك و تردید خواهید شد. گاهی تند می روید و گاهی به چپ و گاه به راست یا مارپیچ می روید، اما اغلب به دور خود می چرخید.

نظرات، دانسته ها، برداشت ها، قضاوت ها، و تصمیمات شما به رویاهای در خواب می ماند. توهم است. اندیشه و احساسات دروغین است زیرا وقتی از خواب بیدار شوید، و به یاد رویاهای تان بیفتید، متوجه می شوید كه همه این رویاها، همه چیزهائی كه می دانید، همه نظرات و تصمیمات تان اشتباه و غلط بوده، هر چند كه ظاهرشان خوب یا بد بوده است. رویا، رویاست. چه ظاهراً خوب باشد، چه بد…

گام نخستین ظهور الهی و بازگشت به خداوند، این است كه آگه شویم همه ذهنیاتمان اشتباه و غلط است، واقعیت ندارد. بلكه رویاست. توهم و تاریكی است. وقتی فرد این واقعیت را درك می كند كه از خواب بیدار شده باشد. وقتی كذب و نادرست بودن نظرات و برداشت ها آشكار شد، آنگاه از همه آن ها رها می شوی. در بند نیستی، از آن ها دست می كشی،  معتقد نیستی  كه چیزی درست یا غلط  است .  اصلاً مطمئنی  كه  “چیزینمی دانی”  و  این گونه شعور الهی جاری خواهد شد…    وقتی  فهمیدی كه همهتصمیمات و قضاوت هایت پایه و اساسی دروغین دارد، پس می پذیری كه خودش هم دروغ و نادرست است. بنابراین در اولین قدم با این درك كامل، انسان از هر گونه قضاوت و تصمیم گیری دست بر می دارد.

ذهن خود به خود ساكت می شود. زیرا فهمیده كه همه این قیل و قال ها دروغ و رویاست. این سكوت كامل، شروع هدایت است…

آنگاه كه نادانی و جهالت خود را دیدی، به سوی دریافت دانش حقیقی، به سوی اسرار الهی روان می شوی.به شدت و با اشتیاقی آتشین،جویای اسرار می شوی. ذهن و قلبت نرم و پذیرا می گردد. آن وقت كاملاً برای دریافت تعالیم اسرار، آماده و مهیا هستی. خود را در اختیار استاد حق قرار می دهی، پیام الهی و رهنمودهای معلم الهی را كاملاً می پذیری. بدون هیچ شك و تردیدی. زیرا شك و تردید، تعارضی است میان آنچه می دانیم و آنچه قرار است بدانیم ولی وقتی متوجه شدی كه چیزی نمی دانی، هر گونه تعارضی از میان می رود و ایمان می آید. این ایمان نقطه آغاز است…

تسلیم بودن سكوی پرش است. پرشی به دریای بی كران الهی. مرحله اول پرواز این است كه تسلیم باشیم. یعنی از روی سكوی پرش، به جانب دریای بی كران حق، شیرجه بزنیم. مرحله دوم رها شدن در آسمان، از سكوی پرش، تا دریاست. مرحله سوم،غرق شدن در دریای و یكی شدن با آن است…   چه كسی تسلیم است؟ آن كه با چشمان خود می بیند كه همه تصمیمات و قضاوت هایش اشتباه و نادرست هستند. چون هر حركتی كه از جانب “من” باشد، زیان بارتر و گرفتار كننده است. هر حركتی چه در درون و چه در بیرون. بنابراین به شعور و قدرت هدایت كننده، در برابر جریان الهی تسلیم می شود. نه فقط با اعمال و گفتار، بلكه با ذهن و قلب خود…

باید خود را به هدایت كننده و روح خدا بسپاریم.خود را در اراده او رها كنیم. زیرا او از خود اراده ای ندارد. اراده او، اراده خالق متعال است. به نجات دهنده ایمان داشته باشیم و پذیرای او شویم. به طوری كه نظر او نظر ما، اراده او اراده ما، و میل او، میل ما باشد. در این حالت خود به خود به مرحله دوم وارد می شویم…

ادامه دارد…

برگرفته از کتاب تعالیم حق (جلد اول)

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)


Leave a comment

بيانيه‌ها و روشنگري – به روایت شاگردان ایلیارام اللهv

بيانيه‌ها و روشنگري ها

به روايت ال ياسين

در واكنش به ابهامات، شايعات يا سوالاتي كه پيش مي‌آمد، ما اين ابهامات و شايعات يا احياناً سوالات را جمع آوري مي‌كرديم و به صورت جمع بندي شده به استاد مي‌داديم. اين مسائل به شكلهاي مختلفي پاسخ داده مي‌شد. از جمله استاد در بعضي از سخنراني‌هاي عمومي به آنها اشاره مي‌كرد يا مواضع روشن خود را به بعضي از افراد مرتبط مي‌گفت و آنها هم در بين سايرين مطرح مي‌كردند… يك راه ديگر استفاده از بيانيه‌ها بود. اين نظرات و پاسخ‌ها طي بيانيه‌هاي مختلفي در طول چند سال به بسياري از افراد مرتبط با روند رسيد.

بيانيۀ اول مدتي بعد از انتشار كتاب جريان هدايت الهي (جلد اول) منتشر شد و طيفي را كه پوشش مي‌داد احتمالاً بسيار بيشتر از حاضران در دورۀ تعليمات عمومي استاد بود. بعد از چاپ كتاب تعاليم حق (جريان هدايت الهي) اولين موج بزرگ سوالات و ابهامات بويژه در بارۀ اينكه استاد رام الله كيست، به وجود آمد.

بيشتر افرادي كه با فرهنگ شرقي و هند و بوديسم آشنايي داشتند به او آواتار مي‌گفتند. بعضي از آشنايان با فرهنگ غربي و مسيحي اصرار داشتند كه او مسيح است. مي‌گفتند او ساي باباي سوم (پريما ساي) است. پسر مسيح است. قطب جهاني است. مخصوصاً بعضي‌ها كه پاسخ سوالات ناگفته شان يا سوالات حل ناشده شان را از او شنيده بودند يا كارهايي خارق العاده از او ديده بودند در اين ديدگاهها افراط مي‌كردند. البته دو سه نفر هم بودند كه به ايشان مي‌گفتند امام… اما مدتي بعد معلوم شد كه آنها وابسته به يكي از مراكزي هستند كه بعداً تبليغات منفي گسترده‌اي را بر عليه ايليا به راه انداختند. در پاسخ به اين ابهامات، استاد در جلسات مختلف سخنراني اعلام كردند كه «من فقط خودم هستم و هيچ فرد ديگري نيستم…». البته اين موضوع در كتاب تعاليم حق هم آمده بود. هم در مقدمه و هم در متن كتاب و هم در گفت و شنودها. ايشان بارها و بارها قاطعانه پاسخ دادند. در كتاب جريان هدايت الهي فهرستي از اين اشاره‌ها وجود دارد. تنها جايي كه استاد به نظرم اين ابهام را حل نكرد موضوع مسيح بود…

بعداً در بيانيه اول (مربوط به سال 1378) هم آمد كه ايشان در هيچ نطقي خود را بعنوان آواتار يا عناوين مشابه معرفي نكرده است و از ديدگاه ايشان ادعاهاي نبوي يا امامت براي بشر امروز باطل و مردود است. ايشان در آن بيانيه صريحاً بيان كردند كه فردي مذهبي نيستند، قديس نيستند، قطب نيستند و عناوين ديگر. حتي بيان داشتند كه رام الله هم اسم ايشان نيست و معناي آن تسليم و خدمتگزار خداست و اين يك هويت است كه مي‌تواند براي همگان باشد. در همين بيانيه و بيانيه‌هاي (عمومي) بعدي هم بر ميزان بودن قرآن، خاتميت پيامبر اسلام (ص)، كامل بودن دين اسلام، اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم، الگو بودن پيامبر اسلام و ائمۀ اطهار، ضرورت اقتدا به پيامبر اسلام (ص)، ردّ فرقه گرايي يا هر گونه فرقه‌اي كه بخواهد به نحوي به ايشان منتسب شود، در دسترس نبودن امام عصر و كذب بودن ادعاي مرتبطين، عدم تأييد عرفانهاي شرقي و غربي، ردّ بازيهاي سياسي و سياست بازي و غيره تأكيد شده بود.

خطوط اين بيانيه‌ها كه حالتي ضد ابهام و ضد شايعه داشتند به شكل‌هاي مختلف اطلاع رساني مي‌شد. انتشار وسيع بيانيه‌ها و پخش آن بين حاضران در دوره‌هاي عمومي، نقل دهان به دهان، پاسخگويي خود استاد در جلسات سخنراني، باز شدن مباحث بينشي در زمينه‌هاي مرتبط از جمله اين روشها بودند. شخصاً نمي‌دانستم چرا استاد تا اين حد اصرار دارد كه اين مسائل روشن شود و اين شايعه ها، مخصوصاً آنچه مربوط به مقدسات بود، پايان گيرد. در حالت معمولي صدور يك بيانيه يا تكذيبيه كفايت مي‌كند اما ما براي زدودن اين ابهامات به تلاش‌هاي بسيار بيشتري دست زديم. اين بيانيه‌ها علاوه بر مرتبطين با تعاليم و شاگردان و پيروان استاد براي بسياري از مراكز هم كه آنها نيز دچار ابهاماتي شده بودند ارسال شد. جالب اينكه بعضي از اين مراكز به شدت از اين بيانيه‌ها عصباني بودند. انگار نقشه‌اي وجود داشت و يكي از آثار انتشار اين بيانيه‌ها خنثي شدن آن نقشه‌ها بود. چيزي كه شخصاً برايم هنوز هم مبهم است اين است كه چرا با اين همه تلاش، پيشگيري، بيانيه، سخنراني، گفت و گو و تصريحات قاطع، ايليا خود را در اين ابهامات مقصر مي‌دانست و مي‌گفت شايد اگر طور ديگري عمل مي‌كردم اين همه شايعه و ابهام در باره ام بوجود نمي‌آمد.

نكتۀ عجيب‌تر اينكه او هر چه سعي مي‌كرد خود را كوچكتر جلوه دهد و از قيد و بند نسبتهاي مقدس و خارق العاده برهاند، مردم تأكيد بيشتري بر آنها مي‌كردند. بايد اعتراف كنم اين موضوع حتي در بارۀ خودم هم اتفاق افتاده. هر چه او سعي مي‌كرد خود را كوچكتر كند، براي من بزرگتر شده…

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

ایلیا «میم»  رام الله, هارولد کلمپ, لی هنگ جی , سایی بابا, اشو راجنیش, پائولو کوئیلو, ماهاریشی,کتابهای تهاجمی و تخریبی , پشتیبانی سازمان تبلیغات اسلامی , حوزۀ علمیۀ قم , تحریف و سیاه نمایی, در بارۀ اساتید بزرگ تفکر , معنویت ,اساتید و معلمان جهانی ,اساتید معنوی و معلمان عصر جدید, جنبش های نوظهور معنوی,عرفان حقیقی و عرفان های کاذب , در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله,شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز, دیوانه, شاعر, امتهای, خانواده, تغییر, حقانیت, القاب, دانایی, صورتک, موید, شعور, استاد شیمی, روش, توانایی, نگاهش, معجزه, زمین, وضوح,  پیامبر, هفت نور, راستین, خاص, کلام الله, تشخیص, ال ياسين