جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

در انتهاي راهها – ایلیا رام اله

«نگذار كسي تو را برنامه‏ريزي كند و برايت برنامه تعيين كند مگر آنكه شعورش از تو بالاتر است.»                                                   ايليا «ميم»

در انتهاي راهها[1]

از همان کودکي و قبل از دبستان علاقه زيادي به کلام خدا داشتم و بسياري از آيات قرآن و کلام مقدس و احاديث را حفظ بودم… وقتي وارد دبستان شدم و بعد از آن، غالباً امام جماعت و قاري قرآن مدرسه بودم. در دوران مدرسه در اغلب مسابقاتي که برگزار مي‌شد شرکت مي‌کردم[2]. مسابقات قرائت، تفسير قرآن، سرود و آواز، مسابقات ورزشي و هنري و چيزهاي ديگر.

هميشه هم مذهبي نبودم…

نمرات درسي ام متوسط بود اما يک بار مي‌خواستم اول بودن در درس را تجربه کنم بنابراين اول شدم که چون تجربه خاصي نبود ديگر به سراغش نرفتم. شايد دوم يا سوم راهنمايي بود…

در اکثر مواقع تيمهايي داشتم که با آنها کار مي‌کردم. تيم‌هاي ورزشي مثل تيم فوتبال، تيم هنري و مانند اينها و البته هر وقت اين تجربه آن چيزي نبود که مي‌خواستم، کار را عوض مي‌کردم و بنابراين قالب ارتباطي و هويتي ام هم تغيير مي‌کرد…

به موازات درس خواندن در دوره دبستان و بعد از آن، تفکر و تحقيق در کلام خدا، را ادامه دادم. کلام خدا مبدل شده بود به اقيانوسي بزرگ که نه عمق آن معلوم بود نه ساحل آن. و اين درياي بي عمق و بيکران، روز به روز خود را بيشتر و بيشتر نشان مي‌داد…

 

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

كاليما , بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني , روياهاي جهاني و روياي فردي , كاليما از كلام خدا برآمده , كلام هماهنگ ,پيوند تمدنها , ارتباط تمدن ها , ازدواج تمدن ها , نزدیکی ادیان , ارتباط ادیان , تلفیق دين مسيحيت و يهود با اسلام از اتهامات وارده به ایلیا میم رام الله توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,اسلام , مسيحيت , يهود , هندوئيسم و بوديسم ,تعامل (…) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند ,ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است ,نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون ,نظريۀ ازدواج تمدنها ,راه اندازی اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي] , اسلام يهودي , اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي , اتهامات اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات به پیمان فتاحی ,لااله‌الاالله ,اساس دین الهی,به روايت ال ياسين , ایلیا میم مؤکداً گفته است که مذهبي و متشرع نيست , تعليمات ایلیا میم در راستاي احياء معنويت الهي و معرفت باطنيست , بيش از چهار هزار صفحه متن مکتوب در زمينه روش‌هاي علوم باطني و نظريه‌هاي بنيادي و کاربردي از ایلیا میم در دست مي‌باشد , ايليا بطرز چشمگيري ساده و معمولي است , اسم شناسنامه اي ايليا «ميم» پيمان فتاحي مي باشد , اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان XYZ شناخته مي‌شود


[1] منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»

[2] او در اكثر مسابقات قرائت و تفسير قرآن نفر ممتاز بود. هنوز هم حكم ها و تشويق نامه هاي آن زمان موجود است. در بقيۀ مسابقات هم عموماً نفر اول بود اما در طول اين مسابقات مختلف، سه بار نفر دوم شد. يك بار در كلاس سوم دبستان بود كه عليرغم آنكه او هميشه در مسابقات قدرت بدني اول مي شد اما اين بار بصورت گروهي، دوم يا سوم شدند. در يكي از مسابقات كشتي هم نفر دوم شد اما در همۀ مسابقات كشتي و رزمي ديگر او نفر اول شده بود. كلاس چهارم يا پنجم دبستان، در مسابقات آواز و سرودهاي انقلابي اول شد. در دورۀ راهنمايي در مسابقۀ نگارش و نويسندگي اول شد. يك بار هم در مسابقات علمي رتبۀ ممتاز شد. اين موارد را  من دقيقاً به ياد دارم. به نظرم او به هر كاري دست مي زد شاهكار و استثنايي بود. سوابق همۀ اين كارها موجود است. ما او را «در انتهاي راهها» مي دانستيم. همان زمان كودكي وقتي كه مسجد مي رفتيم در مسجد با مذهبي ها بحث مي كرد و آنها جوابي براي سوالاتش نداشتند. كلاس چهارم يا پنجم دبستان كه بوديم يك بار سؤالي از معلم پرسيد، يك سؤال معمولي جغرافيا اما چون او هميشه در عالم خودش سير مي كرد حواسش نبود كه موضوع درس رياضيات است. پرسيد فلات يعني چه؟ متأسفانه معلم ما جواب اين سوال را نمي دانست يا مي دانست اما نگفت ولي خيلي عصباني شد. گفت تو رفته اي سؤالي پيدا كني كه مرا خجالت زده كني. بجاي جواب، كلي او را تحقير كرد و گفت حالا يك سؤالي از تو مي پرسم كه پيش پدر و مادر و جد و آبادت هم بروي نتوانند جواب بدهند. پرسيد چرا توپ (توپ پينگ پونگ) را زمين مي زنند، روي زمين نمي ماند و بالا مي آيد؟ گفت تا پايان سال هم فرصت داري. وقتي زنگ تفريح خورد ايليا سراغ معلممان رفت و آهسته به او گفت آقا بخاطر خاصيت الاستيكي اش نيست؟ معلممان سر او را بوسيد و گفت البته براي اينكه جواب اين سؤال را بدهي بايد كلي فرمول هاي شيمي و رياضي را بداني و در جواب من بگويي اما جوابت درست است و از تو قبول مي كنم. از ايليا پرسيدم از كجا اين را مي دانستي؟ گفت همينطوري به ذهنم آمد.


Leave a comment

معدن جواهر یا سنگ

 

معدن جواهرات يا سنگ

به تبعيت از خود استاد كه براي مفاهيم و درس‌هاي مختلف از تمثيل‌ها و داستانها استفاده مي‌كند باز هم براي شرح وضعيت امروز مثالهايي مي‌زنم.

داستاني كه اين روزها در بارۀ استاد مطرح است اين است كه بعضي مي‌گويند استاد معدن جواهرات است و براي اثبات نظر خود تجربه ها، ديده ها، دريافتها، شنيده‌ها و مستندات و شواهد فراوان دارند. بعضي از آنها جواهراتي در كيف‌ها و جيب‌ها و خانه هايشان دارند و مي‌گويند آن را از آن معدن برداشت كرده اند. عده‌اي مي‌گويند معدن جواهراتي در كار نيست بلكه آن فقط يك معدن سنگ معمولي است و هيچ چيز خاصي هم ندارد. چند نفر هم كه در همۀ اين دنيا به بدبيني‌هاي جنون آميز و چشم گل آلود و معيوب معروف‌اند مي‌گويند او حتي معدن سنگ هم نيست بلكه يك معدن سنگ‌هاي اورانيوم است، به آن نزديك نشويد چون تشعشعات راديواكتيو آن ممكن است همۀ شما را بكشد. آنجا يك جاي بسيار خطرناك است. از آنجا دوري كنيد. آنجا همۀ‌ شما مي‌ميريد. بعد كه به آنها جواهرات مختلف، الماس‌ها و مرواريدها، زمردها و ياقوتهاي بسيار گرانبها و كم ياب را نشان مي‌دهي مي‌گويند اينها همه دروغ است. شما توهم زده شده ايد، شما فريب خورده ايد. بعد جواهرات را در دست مي‌گيريم آن را با دقيق‌ترين و قويترين سنگ محك‌ها محك مي‌زنيم و مي‌بينيم بله اين‌ها همه جواهرات ناب و تمام عيار است،اما آنها درِ گوش خود را مي‌گيرند و فقط داد مي‌زنند اينها همه دروغ است.بعد از مدتي وقتي اينها مي‌بينند كه انكار اين همه جواهرات و اين درختي كه ميوه‌هاي آن،قيمتي‌ترين و بزرگترين جواهرات اين دنياست، كاري بسيار مسخره و متناقض است، مي‌گويند قبول داريم كه آنجا معدن جواهرات است و آن درخت هم استثنايي است و ميوه هايش جواهرات است اما باور كنيد كه در درون اين جواهرات،تشعشعات مخرب وجود دارد. اين درخت جواهرات مي‌خواهد شما را به خود جذب كند و از شما سوء استفاده كند، مي‌گوييم او كه خودش بزرگترين و با عظمت‌ترين سرمايه‌ها را در اختيار دارد يكي از ميوه‌هاي آن از هزار سال زحمت شخصي مثل من بسيار پربها‌تر است. و وقتي مي‌گويد و پاسخ‌هاي روشن و محكم را مي‌شنود دست آخر داد و فرياد راه مي‌اندازد،فحاشي مي‌كند، توهين مي‌كند، هرچه به دهنش مي‌آيد مي‌گويد، سرخود را به اين طرف و آن طرف مي‌زند، هر اتهامي را كه بلد است طرح مي‌كند، تناقض گويي و آشفته گويي مي‌كند، بدون آنكه بداند به اراجيف و پرت و پلاگويي مبتلا مي‌شود، دست آخر وقتي روي سينۀ‌ او را مي‌خوانيم و كارت شناسايي اش را مي‌بينيم متوجه مي‌شويم كه مأموريت او، ضمانت زندگي و حيات اجتماعي او، مزدي كه مي‌گيرد و كلاً همۀ زندگي خفت بار و ننگين او در يك مأموريت خلاصه مي‌شود: هر جا جواهري يافتي آن را زير خاك كن يا در باتلاق بينداز تا كسي آن را نبيند و جذب آن نشود تا بلكه همه جذب خود ما بشوند و جواهرات را از خود ما بخواهند چون ما بايد تنها مغازه‌اي باشيم كه مي‌تواند جواهر عرضه كند، آنهم جواهرات ساخت خودمان نه هيچ كس ديگر. بَدَلي بودنش مهم نيست.بي ارزش بودن اش هم مهم نيست. اين مهم نيست كه با اولين سنگ محك ها، شيشه بودن آن معلوم شود. چيزي كه مهم است اين است كه همه بايد فقط از ما بخرند پس نبايد بگذاريد هيچ جواهرديگري وجود داشته باشد. هر چه بود همه جا شايع كنيد كه اين جواهر نيست، سنگ معمولي يا سنگ خطرناك است و دروغي است. اگر هم خداي ناكرده خداي ناكرده روزي با درخت جواهر برخورد كرديد، هر طور و از هر راهي جوانمردانه يا ناجوانمردانه، راهِ باشرفانه يا بي شرفانه، از هر راهي و با هر دروغي توانستيد آن را از بين ببريد. اگر نتوانستيد از بين اش ببريد لااقل كاري كنيد كه كسي سراغ آن نرود و ديگر كسي آن را نخواند.

وقتي به جملات اين كارت شناسايي دقيق‌تر مي‌شويد اين عبارات را مي‌بينيد:‌ اداره اديان (برآيند چهار نهاد بزرگ امنيتي، فرهنگي و مذهبي). مريدان سعيد اسلامي (امامي). القاعده فرهنگي.

 

منصورون ـ فرزندان ایلیا