جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

“فرقه امنیتی “قسمت اول

فرقه امنیتی (قسمت اول)

از حدود دهۀ شصت ميلادي ظهور و رشد جنبش‌هاي معنوي كه بيشتر آنها از شرق به سمت غرب و آمريكا آمده بودند، شتابي قدرتمند به خود گرفت و دستگاههاي امنيتي آمريكا و بويژه سازمان اطلاعات مركزي آمريكا، سيا را با سوالات وابهاماتي جديد روبرو ساخت. جنبش‌هاي معنوي و بويژه جنبش‌هايي كه ريشۀ هندوئيسم و بوديسم و نيز تا حد كمتري وابستگي به فرهنگ چيني (مانند ورزشهاي رزمي‌) و ژاپني (مانند ذن) داشتند فرهنگ غربي و آمريكايي را از درون مورد تهاجمي‌كه شايد هم ناخواسته بود قرار دادند. اين ظهور پديده‌هاي اجتماعي جديد و ناشناخته همزمان شد با تولد و گسترش جنبش‌هاي فكري و معنوي ديگر كه ريشه در فرهنگ غربي داشتند. گروههايي مانند بيتل‌ها و هيپي‌ها كه بعد از مدت كوتاهي به موجي جهاني تبديل شدند از اين نمونه‌ها محسوب مي‌شوند. دستگاههاي اطلاعاتي آمريكا و در رأس آن سازمان سيا و پليس آمريكا (اف.بي.آي) غافلگير شده بودند. لازم بود به سرعت براي مهار و كنترل اين جريانات اجتماعي تدابيري اتخاذ شود. يكي از اين تدابير تهاجم متقابل بود. آمريكايي‌ها جريانهايي جديد را راه اندازي و صادر كردند. گزينۀ ديگر تلاش براي مهار جنبش‌هاي معنوي جديد بود كه بلافاصله آغاز شد …

آخرين گزينۀ مواجه با وضعيت جديد، برخورد مستقيم و پليسي با اين جنبش‌هاي معنوي بود اما اين كار با موانع جديدي روبرو مي‌شد. افكار عمومي‌حاضر نبود چنين برخوردهايي را تحمل كند. سازمانهاي بين المللي ممكن بود وارد ميدان شوند. آزادانديشان و طرفداران واقعي دموكراسي و حقوق بشر ساكت نمي‌نشستند. از طرفي دادستاني آمريكا به همين سادگي وارد عرصه نمي‌شد. در اينجا برنامه ريزان سازمان سيا از يك شيوۀ قديمي‌استفاده كردند. طراحي يك تئوري كاربردي تا از اين طريق بتوانند با جنبش‌هاي معنوي و جريانات فكري نوظهور كه گمان مي‌كردند با اهداف سيا همخواني ندارد و قابل مهار هم نيست، برخورد كنند. براي اين برخورد قضايي يا بايد قوانين جديدي در مجلس تصويب مي‌شد كه كاري پرهزينه و نسبتاً دشوار بود يا آنكه از طريق يك يا چند نظريۀ جديد كه ظاهراً هم از پشتوانۀ تحقيقات برخوردار است، بتوانند اين پديده‌هاي اجتماعي را مورد هجوم قرار دهند. بنابراين سازمان سيا طرحي را به يكي از بازوهاي تحقيقاتي خود واگذار كرد و بر اين اساس چند تيم مختلف با رويكردهاي متفاوت، مأمور تحقيقات جهت دار (كه مي‌بايست به نتايج مورد نظر سيا ختم شود) شدند، هدف تحقيقات صرفاً پديده‌هاي نوظهور معنوي و مذهبي نبود بلكه اين بررسي جهت دار كليۀ جريانها و پديده‌هاي مذهبي را هدف قرار داده بود. در آن زمان هر جريان مذهبي از ديدگاه سيا يك تهديد بالقوه و يك امكان فعاليت تروريستي محسوب مي‌شد. هر مريدي مي‌توانست روزي به يك عنصر نامطلوب امنيتي مبدل شود و هر رهبر مذهبي احتمال داشت در آينده اي نامعلوم از نفوذ خود براي تحقق اهداف ضدآمريكايي هم استفاده كند.

جستجو براي يك نظريۀ زمينه ساز فقط محدودۀ جنبش‌هاي ديني و معنوي نوظهور يا جريانات فرهنگي جديد يا نظام مائوئيستي چين را شامل نمي‌شد بلكه يكي ديگر از اهداف اين تحقيق، كشورهايي بودند كه آمريكا آنها را دشمن بالقوه يا بالفعل خود مي‌دانست و اين شامل همۀ حكومت‌هايي مي‌شد كه در سيستم حكومتي خود متمايل به مذهب بودند يا طبق پيش بيني تحليل گران سيا در آينده متمايل به مذهب مي‌شدند. برخي دولتهاي عربي از جمله سوژه‌هايي بودند كه اين محققان در طول تحقيق خود نيم نگاهي نيز به آنها داشتند. پس از مدت كوتاهي يك نظريۀ كاربردي ارائه مي‌شود: فرقه.

سازمان سيا كليۀ جنبش‌هاي معنوي جديد و حتي بعضي از حكومت‌هاي مذهبي را فرقه مي‌نامد و سپس فرقه را بعنوان يك پديدۀ خطرناك اجتماعي و جهاني تعريف مي‌كند سپس ساير قطعات پازل براي برخورد با جريانهاي مذهبي و معنوي شروع به خودنمايي مي‌كنند. ساير قلم به دستان وابسته به سيا در تخريب فرقه‌ها قلم فرسايي مي‌كنند، رسانه‌هاي آمريكا با اين تصميم امنيتي همگام مي‌شوند و شرايط از جنبه‌هاي مختلف براي برخورد با جنبش‌هاي عمدتاً شرقي كه توانسته بودند تا حد زيادي فرهنگ آمريكايي را تحت تأثير خود قرار دهند، مهيا مي‌شود. كارشناسان وابسته به سيا تعريفي جديد از فرقه ارائه مي‌دهند كه تئوري «فرقه امنيتي» نام دارد. فرقۀ امنيتي اشاره به تعريف امنيتي و در واقع تعريف سازمان سيا از جنبش‌هاي معنوي و ديني عصر جديد است كه در قالب عبارت فرقه عرضه مي‌شود. فرقۀ امنيتي تعريفي است كه سازمان سيا به دليل اقتضائات امنيتي آمريكا، به آمريكا و جهان ارائه داد تا زمينه را براي برخوردهاي بعدي فراهم كند. در آمريكا حداقل هشت محقق بطور موازي در اين زمينه مطالعات و بررسي‌هايي را انجام مي‌دهند كه بيشتر اين افراد طبق اعترافي كه دردهۀ نود يكي از مسئولين امنيتي آمريكا بيان مي‌كند، در راستاي « راهنمايي‌هاي سيا» و با پشتيباني مالي و امكاناتي همان سازمان عمل مي‌كنند.

در ميان محققان آمريكايي افراد مستقلي نيز در زمينۀ جنبش‌هاي معنوي و مذهبي به تحقيق مي‌پردازند كه از آن جمله مي‌توان به ملتون اشاره كرد ملتون كه زمان زيادي را براي شناخت جنبش‌هاي مذهبي و معنوي و پديده‌هاي نوظهور ديني صرف مي‌كند بعنوان يك دانشمند و محقق مستقل، تعريف امنيتي جنبش‌هاي معنوي را كه فرقۀ امنيتي نام دارد، كاملاً رد مي‌كند و اين جنبش‌ها و جريانات را بعنوان يك پديدۀ اجتماعي و جهاني بازشناسي مي‌كند البته ملتون در اين موضع گيري واقع بينانه تنها نيست بلكه تعداد زيادي ازاساتيد دانشگاه و محققان آمريكايي نيز نظرات كم و بيش مشابهي را ابراز مي‌كنند …

در مقابل اين نظرات مي‌توانم به يكي از بدبينانه ترين و افراطي ترين ديدگاهها در اين باره اشاره كنم كه نزديكي زيادي به فرقۀ امنيتي دارد. مارگار[1]ت تالر سينگر[1] در پي تحقيقاتي مشكوك اعلام مي‌كند كه اكثر جنبشهاي معنوي و ديني جديد و بسياري از جريانهاي فكري كه در سطح جامعۀ آمريكا فعاليت دارند، فرقه محسوب مي‌شوند. او همچنين حكومت‌هاي مذهبي را فرقه اعلام مي‌كند. سينگر فرقه را پديده اي با سه ويژگي اصلي و تعدادي ويژگي فرعي معرفي مي‌كند و تعريف سينگر به تحقيقات مشابه مي‌پيوندند و برخوردي گسترده و پليسي با بعضي از اين پديده‌هاي اجتماعي صورت مي‌گيرد اما چند سال بعد اتفاقي عجيب در آمريكا رخ مي‌دهد: انفجار جنبش‌ها و فرقه‌ها ي جديد . بزودي و پس از اين برخوردها آمريكا به مركز تولد هزاران جنبش وفرقۀ جديد مبدل مي‌شود …

مارگارت تالر سينگر بعنوان يكي از افراد فعال شده در اين عرصه در دهۀ نود به دادگاه فراخوانده و توسط قضات و هيئت منصفه محكوم مي‌شود. يكي از اتهامات سينگر دروغ گويي در بارۀ نتايجي است كه او بعنوان نتايج تحقيقات خود ذكر مي‌كند. طي تحقيقات جديد اعلام مي‌شود كه نظريۀ «شستشوي مغزي» كه سينگر فرقه را پديده اي مبتني بر آن مي‌داند، از نظر علمي‌مردود بوده و بطور كلي فرقه‌ها داراي توانايي و امكانات لازم براي شستشوي مغزي نيستند بلكه اين سرويسهاي بزرگ و مجهز امنيتي هستند كه قادرند از پديدۀ شستشوي مغزي استفاده كنند. طي تحقيقات قاضي فدرال مشخص مي‌شود كه سينگر اين نظريه را از يكي از وابستگان سيا به نام ادوارد‌هانتر كه ظاهراً به كار خبرنگاري اشتغال داشته دريافت نموده است. دادگاه، مطابق نظر كارشناسان، صحت نظريۀ شستشوي مغزي را در ارتباط با فرقه‌ها، و امكان هر گونه پيگيري قضايي اين موضوع را در آمريكا، برعليه عملكرد فرقه‌ها ( با توسل به نظريۀ شستشوي مغزي ) غيرقانوني اعلام مي‌كند.

با گذشت بيش از چهل سال از طرح اين نظريه و بيش از ده سال از مردود اعلام شدن آن، كتاب خانم سينگر كه حاوي نظريۀ اوست توسط برخي از سرويس‌هاي امنيتي كشورهاي اسلامي‌، بعنوان برنامه اي مدون و تئوري مناسب براي سركوب جنبش‌هاي معنوي و مذهبي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. غافل از آنكه اين نظريۀ رد شده بيش از همه و در ابتدا بر ساختار و عملكرد كشورهاي مذهبي (و بويژه عربي) بعنوان فرقه تأكيد دارد. سينگر وهمكاران او اثبات مي‌كنند كه حكومت‌هاي مذهبي و ديني در سراسر جهان داراي ويژگي‌هايي هستند كه با ويژگي‌هاي اصلي و فرعي فرقه‌ها تطبيق كامل دارد.

نویسنده : از اعضای جمعیت ال یاسین، از شاگردان ایلیا”میم”

www.ostad-iliya.org

برچسب ها:الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله.

برچسب ها:فرقه امنیتی,ظهور,جنبش‌هاي معنوي ,آمريكا,سازمان اطلاعات مركزي آمريكا,هندوئيسم, بوديسم,فرهنگ چيني ,ورزشهاي رزمي‌,حقوق بشر ,بالقوه,تروريستي,پديده‌هاي نوظهور معنوي ,فرقه,رسانه‌هاي آمريكا ,پديدۀ خطرناك اجتماعي ,جريانهاي مذهبي ,اقتضائات امنيتي آمريكا,راهنمايي‌هاي سيا,پديده‌هاي نوظهور ديني ,ازاساتيد دانشگاه ,جريانهاي فكري ,حكومت‌هاي مذهبي ,جنبش وفرقۀ جديد ,مارگارت تالر سينگر ,شستشوي مغزي,تحقيقات قاضي فدرال ,نظريۀ,كشورهاي مذهبي ,كشورهاي اسلامي‌,برنامه اي مدون و تئوري ,اعضای جمعیت ال یاسین,شاگردان ایلیا”میم”


[1] مارگارت تالر سينگر ؛ طراح نظریة شستشوی مغزی و تعریف امنیتی فرقه ؛ و نويسنده كتاب «فرقه‌ها در ميان ما


Leave a comment

فرقه شناسي و تحليل فرقه‌ها – از ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی – 2

                 شش: اشكال برنامه چيست؟ آيا فقط در همين اعلام ديرهنگامي‌است كه مي‌گوييد؟

اين اعلاميۀ مكرر ديرهنگام كه يك دهه و نيم دير بيان شد اولين اشكال است. حل اين معضلات متخصصان خودش را مي‌طلبد. يك پليس نمي‌تواند بيمار سرطاني را معالجه كند. حتي يك داروساز و دكتر عمومي‌هم نمي‌تواند. بايد متخصصان سرطان به ميدان بيايند. برخورد پليسي با پديده‌هاي اجتماعي شايد در كوتاه مدت موثر باشد البته ظاهراً زيرا در همان كوتاه مدت هم مسئله را به زير زمين‌ها و لايۀ پنهان منتقل مي‌كند. يك كارشناس تخريب [ خنثي سازي مين و مين گذاري] با يك باغ از درختان آفت زده چكار مي‌تواند بكند؟ اولين طرح او اين است كه يكي دوتا درخت را منهدم مي‌كنيم بقيه درخت‌ها حساب كار دستشان مي‌آيد. اگر نيامد بقيه را هم منهدم مي‌كنيم. اين تصوير نامعقول است ولي امروز در حال رخ دادن است. امروز بعضي‌ها مشغول جراحي مغز شده اند اما متخصص مغز و اعصاب نيستند. وسيلۀ جراحي شان هم اره و كلنگ است. اينها با اين روش به كل پيكر اجتماع ضربه مي‌زنند. ابرويش را كه درست نمي‌كنند هيچ، چشم اش را هم در مي‌آورند، همان مختصر روشن بيني عامه را هم مخدوش مي‌كنند… اينها با روش‌هاي يك قرن پيش آمريكايي‌ها به مقابله با فرقه‌ها و جريانهايي پرداخته اند كه هوشمندي آنها از پنجاه سال پيش تا امروز، پنجاه سال رشد كرده است. به اولين فكر‌هايي كه به ذهن آمده عمل مي‌كنند. طرح‌هايشان هيجان زده وعجولانه است. خالي از حكمت و خرد و دانش تخصصي است. پنجاه سال پيش آمريكايي‌ها همين كارها را كردند اما نتيجه چه بود؟ امروز آمريكا بزرگترين معدن فرقه‌هاي دنياست. اگر قرار است از دانش غربي‌ها و يافته‌هاي تحقيقاتي آنها استفاده كنيم بايد از دانش روز و يافته‌هاي جديد آنها استفاده كرد. خطاهایی که در برنامه‌های موجود وجود دارد همانست که در برنامه‌ها و روش‌های تاریخی مشابه وجود داشته است که در اینجا چند مؤلفة جدید هم اضافه شده است. این خطاهای اصلی و فرعی در جمع سی و یک مورد است که نه مورد آن، اشتباهات اصلی و بزرگ است. اصلی و بزرگ از این نظر که پیامدهای منفی بسیاری دارد و خودش هم به تنهایی دارای اثر تعیین کننده ای در نتیجة برنامه است.

نقایص اصلی برنامه‌های موجود برخورد با فرقه‌ها، اعلام شتابزده و در عین حال بسیار دیرهنگام خبر و اطلاع رسانی‌های وابسته به آن است…

دوم آنکه کار در دست متخصصان نیست. کارشناسانی که کارشناسی شان در موضوع فرقه‌ها و ضدفرقه‌ها و دنیای جوانان نیست، کار را بدست گرفته اند.

سوم اشتباه بودن ابزار کار است. چه کسی می تواند یا پیش از این توانسته است با ارّه و کلنگ، عمل مغز انجام دهد. برخورد پلیسی و امنیتی با موضوع فرقه‌ها که یک پدیدة پیچیدة اجتماعی و عقیدتی است، یعنی استفاده از کلنگ و اره برای جراحی مغز جامعه؛ مغزی که گفته شده در آن غده ای به نام فرقة شیطانی وجود دارد. تاریخ صدها فرقه و مذهب تاریخی می گوید که در تاریخ فرقه‌ها و ادیان، برخورد خشن، همیشه یک معنا داشته است؛ تولد و زایش مجدد، زیرزمینی شدن و سپس انفجار گستردة بعدی، ریشه دواندن و دورة نهفتگی فعال.

چهارمین خطا عدم شناخت مسئله است. مسئلة فرقه‌ها مسئلة ساده ای نیست، پیچیده است و ابعاد مختلفی دارد. صورت مسئله، هنوز بطور کامل شناخته نشده. هنوز هیچکس و هیچ مرکزی تعریف کاملی از مسئلة موجود ارائه نداده. هر کس از زاویة خودش دیده اما زاویه‌های زیادی نادیده مانده. طبق مؤلفه‌های شناخت یک مسئلة پیچیده بنابر آنچه در دانش تفکر وجود دارد، حداقل دوسوم مؤلفه‌هایی که شناخت مسئله را تضمین می کنند، از نظر دور مانده است. هر مرجعی گوشه ای از مسئله را می بیند و بنابر این عملکرد گوشه ای دارد اما برآیند این رفتارها و برخوردهای مختلف، از طریق جمع تأثیرات این اعمال مختلف سنجیده نمی شود چون برآیند این رفتارها گاهی نسبتاً و گاهی کاملاً به سود فرقه‌هاست.

تفکیک، پنجمین اشتباه بزرگی است که در برنامه‌ها و برخوردهای جاری وجود دارد. مسئلة فرقه‌های انحرافی، جدا از سایر مسائل و معضلات جامعه نیست بلکه جزئی از آنهاست بنابراین اگر بصورت مستقل بررسی و با آن برخورد شود، حتی اگر هم ظاهراً موفقیتی حاصل شود، این توفیق ماندگار نیست. فرقه‌های انحرافی، جدای از دیگر مسائل جوانان نیست، جدای از خلاء‌های فرهنگی و مذهبی نیست، جدای از پدیدة جهانی شدن یا حرکت به سوی جهانی شدن نیست. این را نمی توانید از فقر یا از اختلاف زیاد طبقات اجتماعی و یا از دوری و سردی ارتباط مسئولین با مردم جدا کنید. همة اینها در هم تنیده اند و به هم پیوسته اند. وقتی که فردی دچار بیماری شد و یکی از نشانه‌های آن بیماری درد عمومی بدن بود این اشتباه است که گمان کنید می توانید درد دست او را به تنهایی و بصورت مجزا درمان کنید.

باید ببینیم علت یأس و ناامیدی بخش زیادی از نسل جوان که بنده بیست سال در مرکز دنیای آنها بوده ام و نزدیک ترین و معتمدترین فرد برای دهها هزار جوانی بوده ام که با آنها ارتباط داشته ام، چیست؟ چرا آنها از بسیاری از شخصیتهای فرهنگی و مذهبی ناامیدند و آنها را به دید غیرپاسخگو و ناهماهنگ با جهان امروز نگاه می کنند …

در فرصت مناسبی باید این سی و یک خطای واضح را کالبد شکافی، تحلیل و تدبیر کرد.

هفت: آيا به نظر شما علماء و مجتهدين به تنهايي نمي‌توانند اين معضل بزرگ را حل كنند؟

اگر ما واقعاً روش‌هاي قرآني و اسلامي‌را بكار ببريم، اگر به روش رسول خدا (ص)، اميرالمومنين علي(ع) و امام صادق (ع) عمل كنيم حتي بدون نياز به دانش روز هم مي‌توانيم چون در همان آموزه‌ها و سنت‌ها اگر اجتهاد شود و به روز شود، راه حل‌هاي مسائل روز هم وجود دارند. روش اسلام، دانش محور است. امام صادق (ع) مناظره مي‌كرد و بنابراين طرف مقابل در آن زمان و در همۀ زمانهاي ديگر بي اعتبار شده بود. رسول الله (ص) به سوالات پاسخ مي‌گفت و طرح سوال مي‌كرد، اخلاق او هر مقاومتي را در هم مي‌شكست. امام علي (ع) شمشير خرد و حكمت را در دست داشت. اينها روش اسلام است نه فحاشي، تهمت، تخريب و جنجال. روش در زندان كردن نيست چون همۀ مذاهب بزرگ در صدر خود، زندان و تبعيد و اعدام داشته اند. روش اسلام مناظره‌هاي يك طرفه نيست چون همۀ مردم به مظلوميت طرف مقابل پي مي‌برند واز مظلوم دفاع مي‌كنند. روش اسلام با مردانگي و جوانمردي است. توأم با معرفت و مهرباني و استحكام است. اخلاق متعالي و جذب كننده است نه نفرت انگيزي و نفرت اندوزي. روش قرآن آنست كه خداوند به موسي (ع) مي‌فرمايد برو با فرعون، فرعوني كه مدعي خدايي است، فرعوني كه خود را بجاي خدا به مردم شناسانده و جان و مال و زندگي شان را به تصرف درآورده با زبان نرم سخن بگو. چند بار هشدار مي‌دهد. تهديدات را نشان مي‌دهد. تهديد را به آستانه مي‌رساند. و وقتي كه مي‌بيند همۀ درها بسته است، به خشونت متوسل مي‌شود. موسي برضد فرعون جنگ رواني راه نينداخت. مردانه به ميدان آمد. بعضي مي‌گويند اگر قدرت داشت كار ديگري مي‌كرد. اين چه حرفي است؟ مگر او به ارادۀ خودش با زبان نرم با فرعون حرف زد كه به ارادۀ خودش هم بخواهد تغيير دهد. همان زمان هم خدا با او بود و فرمود « اَنا مَعَكُم اِسمع و اَري » با شما هستم مي‌بينم و مي‌شنوم.

هشت: راه حل خود شما چيست؟

قبل از شناخت هر روش جدیدی لازم است روش پیشین، شناخته شود. اینها کار را سخت کرده اند و تلاششان صرف این است که نمک را از طریق سوراخ‌های نمکدان در آن بریزند. یا وقتی می گویی راه آسان تری هم هست به سراغ این گزینه می روند که نمکدان را به زمین بکوبند تا بشکند، بعد نمک را در آن بریزند و سپس چسبش بزنند. راه حل را آنجا كه بايد گفت مي‌گويم و زماني كه بايد مطرح كرد مطرح مي‌كنم. اما اين راه حل يك پازل است. دهها قطعه دارد كه از به هم پيوستن آنها يك طرح بزرگ حاصل مي‌شود. راه حل‌هاي ما تك بعدي نيست، ايجاد جبهه‌هاي موازي و متناسب است. ما مي‌گوييم بايد مسئله را كاملاً و عميقاً شناخت وآنگاه قدم بعدي. اما هنوز مسئله شناخته نشده، شكافته نشده و به تصميم گيرندگان شناسانده نشده. بايد با مسئله داران ارتباطي عميق و حضوري برقرار كرد آنگاه به مسئلۀ آنها پرداخت. بايد از درون وارد شد نه از بيرون. ورود از بيرون، به بيگانه انگاري مبدل مي‌شود و مقاومت زاست … بايد كيفيت را به مردم عرضه كرد تا آنها كميتهاي بي كيفيت را رها كنند. غذاي عالي را در سفره گذاشت تا از غذاهاي مسموم پرهيز كنند و اينكارها تخصص مي‌خواهد، فوق تخصص مي‌خواهد، اينكاره‌ها را مي‌خواهد. با شعار دادن، شعور كسي عوض نمي‌شود. با حرفهاي تكراري كسي از عادات فكري خود دست برنمي‌دارد… راه حل ما متناسب با كليت مسئله است اما دربارۀ هر مسئله اختصاصي مي‌شود. افرادي هستند كه با يك ده هزارم امكانات درياوار موجود كه براي اين كار بسيج شده اند، قادرند اين مسائل را آن شاء ا… در كوتاهترين زمان ممكن حل كنند. افرادي كه پيش از اين هم بارها همين كار را كرده اند. فوق تخصص اند و كارشان جراحي مغز [جامعه ] است و متخصص اعصاب اجتماع اند.

 

نه: آیا راه حل شما یک اصول و چارچوب کلی ندارد؟

بله. اصول کلی اینست که روش خدا و قرآن را مبنا بگیریم. به روش رسول خدا (ص) و ائمة هدی (س) استناد کنیم. روشی که در برابر اندیشه‌ها با اندیشة کامل و قویتر برخورد می کند. آگاهی را با آگاهی مقتدرانه و عمیق پاسخ می دهد. و دیگر اینکه باید از همة یافته‌های علمی، تحقیقاتی و حتی امنیتی که در نیم قرن اخیر در ارتباط با پدیدة فرقه‌ها حاصل شده استفاده کرد. دوستان ما حدود دوازده سال است که در حال جمع آوری متمرکز این یافته‌ها و دانش تخصصی هستند و آن را از همة جهان گردآورده اند با صدها ملاقات و مراجعة حضوری. زیرا چیزی که ارزشمند و نهایی است بعید است در جایی مثل اینترنت یا کتبی که در بازار کتاب است یافت شود.

اصل دیگر ارتباط است. ما باید با مسئله و کسانی که دارای مسئله هستند ارتباطی مستقیم و زنده داشته باشیم. آنها را و دنیای آنها را آنطور که هستند بشناسیم. دنیا را از چشم آنها ببینیم و با آنها موقتاً همذات پنداری و هم اندیشی کنیم. نباید اشتباهات تاریخی را تکرار کنیم. نباید دکترین‌های معیوب و ناقص الخلقه مبنای تئوریک کار ما باشد. نباید آزمایش شده‌ها را و آنچه بارها امتحان اش را به بدی پس داده دوباره بکار گیریم اما امروز و در ایران عکس این اصول انجام می شود. ما براساس فرضیاتی جلو می رویم که آمریکا را همین فرضیات نزدیک به سی سال گرفتار کرد و آن را به فرقه زار مبدل کرد.

… باید گذشته را عمیقاً مرور کنیم، اشتباهات و غفلت‌ها را ببینیم و از آنها پرهیز کنیم. چه شد که اینطور شد؟ امروز هم همان مؤلفه‌ها فعال و در کارند.

درست است که فرقه‌های انحرافی یک پدیدة کلی هستند اما علاوه بر یک برنامة کلی، برای هر یک از این پدیده‌ها می بایست روشی اختصاصی تعریف شود. روشی در چارچوب همان برنامة کلی. هر مسئله ای راه حل خود را دارد و هیچ دو مسئله ای یکسان نیست.

ده: ولي همان الان هم موفقيت‌هايي در اين مسير بدست آمده . حداقل بيست فرقه منحل شده است

كدام فرقه؟ چرا اين با اطلاعات ما نمي‌خواند؟ دوستان ما كه اين همه سال است اينها را رصد مي‌كنند اين اخبار را به شدت تكذيب مي‌كنند. اينها حقه‌هاي اداري است كه پايين ترها به بالاترها مي‌زنند. دروغ نمي‌گويند اما ريزه خاك‌ها را كه مثل سنگريزه اند براي بالاتر‌ها خاكريز معرفي مي‌كنند و چون همۀ امكانات توجيه را دارند با ادارات موازي خودشان هم موازنه سازي دارند بنابراين مسئولان راضي مي‌شوند كه بله بيست فرقه نابود شد. اينها كه مي‌گويي نابود شده اند اولاً اكثر آنها فرقه نيستند. مشخصات لازم يا كافي فرقه‌ها را ندارند. بيست سي نفر مدعي اند كه يا خواب زده شده اند يا شيادند يا دچار توهم. اين بيست سي نفر حتي اگر بيست سي هزار نفر هم بشوند، قدرت يك فرقه راندارند. اينها رابايد درمان كنند. هركس كه چهار نفر اطرافش جمع شد فرقه نيست. اين فريب عوام و مسئولان غيرمطلع است. فرقه‌ها پديده‌هايي اجتماعي، ريشه دار، قدرتمند و چند لايه اند …

شايد اين اتفاق افتاده باشد اما از فهرستي كه ما از سالها پيش داريم هيچ كدام از فرقه‌هاي ريشه دار از جايشان تكان نخورده اند و فقط بزرگتر و قوي تر شده اند. تعداد جديدي هم هر سال به اين فهرست افزوده مي‌شود.

دو نفر شكار مي‌روند يك نفرشان كرم كوچكي را شكار مي‌كند و يكي ديگر اژدهاي هفت سر افسانه اي را. آيا اين دو تا يكسان هستند؟ صدها هزار از آن كرم‌ها به يكي از اين اژدها نمي‌شود. فرقه‌هاي واقعي و انحرافي مثل آن اژدها هستند و اين مدعيان كه اينها مي‌گيرند مثل آن ديگر. ايا مسئولان و مردم اينقدر دقت دارند؟ 

برچسب ها:ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسینایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین:ایلیا ، ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا , ضد فرقه , ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین