جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده و نیست

این وبلاگ توسط یکی از شاگردان استاد ایلیا میم رام الله اداره می شود


Leave a comment

خدا را بخوانيد – ایلیا رام اله

با الهام از آيه «بخوانيد مرا تا اجابت کنم شما را»[1]

خدا را بخوانيد

از طريق ذکر زنده نام خداوند مي‏توان رابطه الهي را برقرار نمود. اگر نام خداوند همانند زندگان بيان شود، اگر زنده بيان شود حضور الهي را آشکار خواهد ساخت و نشانه‌هاي نور و قدرت خدا را عيان خواهد کرد. حتي اگر يک بار هم نام خدا را زنده بخوانيد همين مي‏شود که گفته شد. لکن اگر نام خداوند زنده توسط زندگان ذکر نشود نبايد زياد اميدوار بود که تأثيرات بزرگ آن في الحال تجربه شود. اما حتي اگر مرده‏اي اسم خدا را بخواند به آهستگي زنده خواهد شد زيرا همين اسم خداست که در آن روز موعود مردگان را از قبر بيرون خواهد آورد و زنده خواهد کرد. اگر کسي که گناهکار است خدا را صدا بزند تطهير مي‏يابد و اگر بيماران و دردمندان، اسم او را به راستي بخوانند شفا مي‏يابند. در هر حال وقتي خدا را مي‏خوانيد، جواب مي‏گيريد و اين جواب متناسب با شرايط شماست. هر چه شرايط شما نوراني‏تر باشد باران بيشتر و بزرگتري دريافت خواهيد کرد. اگر زنده بخوانيد، اگر نام خداي زنده را بخوانيد و اگر رابط الهي شما زنده باشد به جاي قطره نور باران نوراني بر شما مي‏بارد. حتي اگر مردگان بتوانند از طريق واصل الهي به خداوند زنده متوسل شوند، جواب گرفتن آنها حتمي است و جواب آنها به اندازه ارتباط آنهاست. براي آنکه ارتباط الهي برقرار شود و دومين و سومين را در کار خود داشته باشيد يعني زنده خواندن و اسم خداي زنده و توسل به واصل زنده الهي؛ و براي اينکه امکان ارتباط خود را بالا ببريد و رابطه خود را زنده‏تر کنيد، با روح و قلب خود بخوانيد. به قوت ايمان و توکل الهي بخوانيد. با تواضع تمام و با تضرع خالصانه بخوانيد.

وقتي خدا را مي‏خوانيد در نام خدا غرق شويد. پس او را با توجه و تعمق بخوانيد. بفهميد چيزي را که مي‏گوييد و بدانيد چيزي را که مي‏خواهيد. همانند زندگان رفتار کنيد و به سان وقتي زنده‏اي زنده‏اي را صدا مي‏زند و از او چيزي مي‏خواهد يا حتي خود او را از او مي‏طلبد. طوري بخوانيد که انگار کودکي در شرايط اضطرار پدر و مادر خود را صدا مي‏زند و نياز خود را به آنان اعلام مي‏کند. پس تا به آخر اميدوار و مطمئن باشيد. مطمئن از اينکه يقيناً خداوند که بي‏نهايت بخشنده و مهربان است به شما پاسخ خواهد داد لکن هر طور که خود مي‏داند و از بهترين راه، نه الزاماً مطابق نظر شما.

اگر با همديگر خدا را بخوانيد بر قوت خواندن شما افزوده مي‏شود. قوت سه نفر بيشتر از قوت دو نفر است و قوت چهل نفر از قوت چهار نفر بسيار بيشتر است اما مطمئناً قوت خواندن يکي که خود يکيست و يگانه است از قوت خواندن همه عالميان شديدتر و بزرگ‏تر است. زيرا آنکه يکيست بي‏نهايت را در خود دارد و اندازه قدرت و شعور و حضورش نامحدود است….

هر چقدر جمع شما هماهنگ‏تر باشد توان دعا و فراخواني شما بيشتر است. پس براي آنکه جمع خود را هماهنگ‏تر و يکپارچه‏تر کنيد لازم است دروغ و نفاق را از ميان خود بيرون بريزيد و راستي و محبت را به ميان آوريد. اگر دروغگويي منافق در بين شما باشد اين مثل وزنه سنگيني است که به خواسته شما بسته شده و اجازه نمي‏دهد که صداي شما به آسمان برود و درخواست شما به آسمان برسد. پس دروغگوي منافق را مادامي که پايبند و وابسته دروغ و نفاق خويش است در بين جمع خود راه ندهيد بعيد نيست که او شما را هم آلوده کند و توان حياتي و امکان ارتباط با آسمان را از شما سلب نمايد.

ذکر خواني خوب است اما بدون آمادگي لازم، بدون قلب مشتاق و روح نيازمند، سراغ آن نرويد و وقتي که سراغش رفتيد طمع کارانه و مانند دلالان آن را تجربه نکنيد. وقتي خدا را مي‏خوانيد خوب‏ترين‏ها را از او انتظار داشته باشيد و خوب‏ترين‏ها را از او بخواهيد. به خاطر خواسته‌هاي ناچيز و تحقير آميز به سراغ ذکر خواني نرويد. خواسته‏هاي بزرگ و زنده و ماندگار را بخواهيد. خدا را بخواهيد. نور و روح و هدايت الهي را بطلبيد. از خداوند متعال بخشش و محبت بخواهيد. از خدا نخواهيد که بر خلاف عدالت خود رفتار کند بلکه خواسته‏هاي عادلانه و به حق بخواهيد. نور و شفا و برکت بخواهيد. حتي اگر ذره‏اي هم به شما بدهد که مي‏دهد، آن ذره بسيار است. بگذاريد خواندن مکرر اسم خدا روح و جان شما را آماده کند. به روحتان قوت بخشد به زندگي‏تان کيفيت دهد و حالتان را بالا ببرد. از خداوند تطهير بجوييد و در آتش عشق الهي پي در پي غسل کنيد. از او بخواهيد روح شما را به آتش عشق خود آتش بزند و آرامش و نور خود را در شما بريزد.

از خداوند، حضورش را بطلبيد و بخواهيد تا حضورش را و نور و روحش را در درون‏تان و در زندگي‏تان آشکار‏تر نمايد. بخواهيد که خدا با شما باشد و مکرر بگوييد خدا با من است. و اگر خواندن شما موزون باشد قوي‏تر و هماهنگ‏تر است…

  برگرفته از سخنراني هاي ايليا «ميم» در دانشگاه توانبخشي سالن فياض بخش

 (شبهای قدر سال 1382)

 

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

 

واکنش به منتقدان و دشمنان,به روايت ال ياسين,ايليا «ميم» کمتر مواضع خود را بطور صريح درباره موضوعي بيان مي‌کند,کتاب تعاليم در يک نگاه ,به روايت ال ياسين,كتاب تعاليم حق ,سخنراني‌هاي ايليا «ميم» ,قسمتي از تعاليم عمومي و آشكار استاد پیمان فتاحی,جوهر اصلي تعاليم حق , مفهوم «تسليم الهي» , فرمايشات ايليا «ميم» ,ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله, متفکر بزرگ ایلیا رام الله , پیمان فتاحی, آشنایی با ایلیا رام الله, آشنایی با پیمان فتاحی, پیمان فتاحی, ایلیا رام الله


[1]   وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِينَ يسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ

و خداي شما فرمود که مرا با (خلوص دل) بخوانيد تا دعاي شما مستجاب کنم و آنان که از دعا و عبادت من اعراض و سرکشي کنند زود با ذلت و خواري در دوزخ شوند. ( مومن: 60)


Leave a comment

نگاهي به تئوري كنترل ذهن يا شستشوي مغزي درفرقه‌ها

استناد به تئوري شستشوي مغزي يا «اقناع اجباري» و كتاب مارگارت سينگر (مطرح كننده اصلي اين نظريه) و چند نفري كه تئوريهاي مشابهي را ارائه كردند (مثل سايت ديده‌بان فرقه) جهت كنترل و مهار فرقه‌ها در برخي از كشورهاي اسلامي‌هنوز مبناي عمل قرار مي‌گيرد.[1]

سينگر و همكارانش براي اولين بار مطرح كردند كه تدابير خاص عضوگيري و اعمال معنوي گروهها (استفاده از مراقبه، آواز، سرودهاي مذهبي يا مانترا و مانند آن)، اراده و اختيار اعضا را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهند و باعث مي‌شوند آنها در كيش‌ها بمانند و به تصميمات بهتر پشت پا بزنند. اما سئوال اين است كه انتخاب اين تئوري، مبناي علمي‌و كارامد براي اين برخورد با فرقه‌ها مي‌تواند باشد ؟ در اين مقاله نگاه كوتاهي به سابقه و كارايي اين تئوري از زبان كارشناسان خواهيم داشت.

****

مهمترين ركن اين نظريه‌ها، تئوري شستشوي مغزي يا كنترل فكر است. ايده شستشوي مغزي، بعد از انقلاب مائوئيستي پيدا شد و توسط روزنامه نگاري به نام «ادوارد‌هانتر» كه از حقوق بگيران سيا بود وارد بحثهاي عمومي‌شد. پس از آن مارگارت سينگر و چند نفر ديگر با مبنا قرار دادن اين ايده، از آن بعنوان ابزاري براي حمله به اديان جديد يا آنچه كه توسط آنها فرقه‌ها ناميده ميشد قرار گرفت.

اما همين ريشه يابي اين سئوال را پيش مي‌آورد كه چرا بايد يك تئوري اولين بار از طريق كسي كه از عاملان سازمان سيا بوده مطرح شود؟ شواهد نشان ميدهد كه ممكن است سيا با مطرح كردن اين نظريه قصد داشته كه طرحي امنيتي (و نه علمي) را در آمريكا پياده كند و از اين نظريه بعنوان بستر آن استفاده كرده باشد.

اما از نظر وجهه علمي‌اين نظريه بهتر است از زبان يك كارشناس ديگر موضوع را بررسي كنيم. دكتر گوردون ملتون مدير مؤسسه‌ مطالعه‌ اديان‌ آمريكا در سانتابار بارا، كاليفرنيا در باره نظريه شستشوي مغزي ميگويد:

در پايان دهه 1970 مخالفين اديان جديد با نظريه شست‏وشوى مغزى همگام شدند، فرضيه‏اى كه اعلام مى‏داشت اديان جديد اصولا براى جذب هوادار، مردم را اغوا مى‏كنند و آنها را به طورى درگير فرايند كنترل ذهن مى‏نمايند كه اختيار ملحق شدن، مشاركت‏با ترك گروه را از آنها سلب مى‏نمايند . طى اوايل و ميانه دهه 1980 نظريه شست‏وشوى مغزى از همه طرف؛ از فلسفه حقوق گرفته تا مطالعات دين پژوهى، از روانشناسى تا مطالعات جامعه شناختى مورد توجه قرار گرفت . در ابتدا اين نظريه به خاطر اين‏كه در ظاهر توضيحى قابل قبول در توجيه شور و هيجان و دلدادگى كه ما در برخى اديان جديد با آن‏ها مواجه هستيم! ارائه مى‏كرد، جذاب بود . اما براى هر پديده‏اى كه اين نظريه ظاهرا توضيحى ارائه مى‏كرد دليل قانع كننده‏اى نداشت .

براى نمونه، الگوى شست‏وشوى مغزى تصويرى كه از اديان جديد ارائه مى‏كند اغلب به شكل محيط زندان است كه افراد را در چنگ خود اسير ساخته و اجازه رهايى و فرار به آنها نمى‏دهد . اما وقتى اين گروه‏ها حتى آنهايى كه بحث‏انگيز بوده‏اند را به طور وسيع در نظر مى‏گيريم درمى‏يابيم كه حد و مرزهايى كه ترسيم كرده‏اند كاملا نفوذپذيرند . تنها تعداد اندكى از تمامى كسانى كه با گروه در تماسند در مراسم گروه حاضر مى‏شوند و تعداد ملحق شوندگان حتى از اين تعداد نيز كمتر است . نيمى از كسانى به اين گروه‏ها مى‏پيوندند بدون هر گونه مداخله بيرونى آنها را ترك مى‏كنند .

اين در ظاهر به يك پيش فرض «علمى‏» شبيه است اما در عمل فاقد كارايى يك نظريه علمى است . همان‏گونه كه بيست‏سال قبل زمانى كه نظريه شست‏وشوى مغزى رد شد، كار درستى بود اينك نيز بخش‏هاى باقيمانده اين نظريه از ارائه هر گونه اطلاعات تجربى و آزمايش‏پذير براى وقوع شست‏وشوى مغزى ناتوان است، اگر چه اين‏جا جاى طرح مجدد نزاع شست‏وشوى مغزى نيست اما بايد متذكر شويم كه اواسط دهه 1980 ما نظريه شست‏وشوى مغزى را رد كرديم; مستندات اين واقعيت در بسيارى از اسنادى كه از سوى مجامع آكادميك كه بيشتر دلمشغول اين بحث‏بوده‏اند، وجود دارد متعاقب آن دادگاه‏ها نيز اين نظريه را رد كردند . ره‏آورد آن انكار اوليه آن بود كه در طى 15 سال گذشته مطالعات اديان جديد از آن بحث گذشت و بدون اين‏كه اشاره‏اى به نظريه‏هاى شست‏وشوى مغزى داشته باشد، كارش را ادامه داد . دوم اين‏كه از نظر قانونى نيز دادگاه بر ضد اعمال فن بازپرورى حكم صادر كرده‏اند. فن بازپروري، تاكتيكي فراقانوني مبني بر ربودن فردي از افراد يك گروه و قرار دادن وي در تحت فشار شديد رواني براي تبري‌جستن از گروه بود. اين فن روندي اجباري (غيرداوطلبانه) بود كه به گفته دكتر ملتون «مراقبتى بود كه از خود مريضى بدتر است

اين واقعياتي بود درباره نظريه اي كه امروز ديگر اثر چنداني از آن در جهان علمي‌باقي نمانده و تنها طرفداران محدودي كه قدرت دفاع از اين نظريه را هم ندارند، به آن معتقدند.

اكنون روشن شده است كه نظريه‌ي شستشوي مغزي هيچ فايده‌اي در ايجاد بصيرت درباره‌ي جهان متمايز گروههاي ديني جديد ندارد.

اما عجيب اين است كه با وجود در دسترس بودن همه اين اطلاعات، دستگاههاي اطلاعاتي بعضي از حكومتهاي اسلامي‌براي برخورد با جريانهاي اجتماعي و جنبشهاي معنوي جديد از اين نظريه پيروي كرده و ميكنند. غافل از اينكه اين تئوري در همان زمان مطرح شدن در آمريكا هم نه تنها موفقيتي نداشته بلكه برخي كارشناسان عقيده دارند كه گسترش اديان جديد در سالهاي بعد ناشي از تاثيرات پيش بيني نشده بكارگيري همين تئوري است. [2]

[1]رجوع شود به ويژه نامه كژراهه

 

 [2]منابع:‌ جنبش‌هاي ضد كيش- مصاحبه اي با جيمز گوردون ملتون – مطالعات اديان جديد؛ گذشته و حال/ گوردون ملتون – جنبشهاي نوپديد ديني و مخالفان آنها در آمريكاي قرن 21